جستجو
|
بر آن سرم كه باز به گلزار رو كنم گر سينه چاك چاك شد از هجر باك نيست شرط قبول توبه چو باشد درون پاك بر ساتكين رسد چو لبم ميكند سكوت گاهي اگر به خلوت ما پا نهاد شمع برمن اگر كه تهمت ميخوارگي زنند گر شيخ شهر حكم به تعزير ما كند قاضي اگر، ز كين نپذيرفت عذر ما خلق از رقيب شكوه كنند و حريف و من ناظم بمان خموش كه در خلوت وصال
|
|
عمري دراز بهر بهار آرزو كنم سوزن ز خار گل كنم آنرا رفو كنم با اشك چشم خوشه رز شستشو كنم تا همنشين خم شدهام هاي و هو كنم چون شعله قصد ريختن خون او كنم لب را و جام را به قضا روبرو كنم باري شكايتش به جناب سبو كنم بهر قسم روم بسر خم وضو كنم در آن ميانه دلبر خود جستجو كنم شرح غم فراق بيان مو به مو كنم
|
نظر شما
|