حافظ و شب زنده داری در ماه رمضان
از غزل زیر که صداقت و صفا و صمیمیت در آن موج میزند بخوبی آشکار میشود که حافظ علاوه بر اینکه به امور دینی کاملا آگاه و معتتقد و موءمن بوده وبه انجام تکالیف اصرار و مداومت داشته است ، به مستحبات مؤکد مانند شب زنده داری در ماه رمضان و بخصوص ،شبهای قدر اهتمام مینموده و با شب زنده داران همدم و همنفس بوده است و همین پایداری او در انجام واجبات و مستحبا ت سبب شداست تا متصف به صفات الهی و ناطق به عرفان و حقایق دین شود و استعدادش در غزل آنچنان شکوفا شود که به حق به
لسان الغیب معروف گردد :-
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که ا ين تازه براتم دادند
بعد از اين روی من و آينه وصف جمال که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامرواگشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اينها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد که بر آن جور و جفا صبر وثباتم دادند
اين همه شهد وشکر کز سخنم ميريزد اجر صبريست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ وآنفاس سحر خيزان بود که زبند غم ايام نجاتم دادند