جهان دیگر وبهشت

بسم‌الله الرحمن الرحیم

دیگرچگونه و وسعت بهشت چقدر است؟              نگارش:- جعفر  ناظم رعایا

تعاریفی که جایی دیگر نه خوانده و نه شنیده‌اید . نخست به حدیث زیر توجه فرمایید (بنده متاسفانه مأخذ آن را فراموش کرده‌ام و هر چه گشتم آدرس را نیافتنم,پس اگر کسی بیاد دارد لطفاً به من اطلاع دهد) بنابراین نقل به مفهوم است اما یقین دارم که صحیح است چون با تعاریف قرآن کریم سازگاری کامل دارد.:- روزی جبرئیل عرض کرد:- خداوندا این بهشتی که به بندگان نیکوکار خود وعده داده ای چقدر وسعت دارد؟ خداوند به او اجازه داد تاخود به یهشت برود و ببیند. - جبرئیل وارد بهشت شد و 3٬0000 سال در آن پرواز کرد امابه انتهای آن نرسید. از خداوند سی هزار بار اجازه خواست و هر بار 30٬000 سال پرواز کرد و باز هم به انتهای بهشت نرسید ,در آخر پرسید:- خداوندا چه قدر دیگر باید پرواز کنم تا به آخر برسم؟ یکی از ساکنان بهشت گفت:- ای جبرئیل تو با اینکه این همه پرواز کرده ای هنوز په انتهای باغچه منزل من نرسیده‌ای ! جبرئیل پرسید تو کیستی ؟ گفت من یکی از ساکنان بهشت هستم که خداوند مرا آفریده و در این منزل ساکن کرده و منتظرم تا همسر آینده ام که فعلاً ساکن زمین است پس از طی عمر خود به من بپیوندد ! توضیحات لازم در خصوص این حدیث:- 20٬000 بار تکرار درسی هزارسال مساوی است با 900٬000٬000 سال پرواز جبرئیل. 2- آیا سرعت پرواز جبرئیل در ساعت چقدر بوده است؟ 3 - آیا طول سال پرواز جبرئیل از نوع سال‌های زمینی بوده است یا از نوع طول سال‌های فلکی؟ 4- کسانی چه در گذشته و چه در همین زمان حال ممکن است از گستره عالم وجود و تعاریف قرآن کریم درک درستی نداشته باشند و بدون دقت و تدبر از موضوع رد شوند یا آن را خرافی به پندارند- اما تا ما در کیفیت هستی و تعاریف قرآن کریم تدبر وتحقیق لازم نه نماییم نه می‌توانیم قرآن را یدرستی بشناسیم و نه اسلام راستین را و نه مختصری از عظمت خداوند مهربان را,ونه عشق به سرای دیگر و اهمیت رضوان خداوند را ولذا ما میخوریم و می‌پوشیم وزندگی(؟) میکنیم اما نه آن‌چنان‌که شایسته مسلمان خودشناس و خداشناسی ‌باشد. .حال ببینیم قر آن‌ در مورد چگونگی سرای دیگرو حالت رستکاران و وسعت بهشت چه تعاریفی بیان می‌کند:- 1- طبق تعاریف متعدد( که باید تفصیل آن‌ها هم به بحثی دیگر موکول شود) انسان‌ها پس از مرگ با همین وجود خاکی که از روان و پیکر تشکیل شده وارد عرصه حسابرسی می‌شوند واو.ضاع کل هستی درهمین حال باقی می‌ماند اما پس از حسابرسی یک باره همه چیز تغییر و تبدیل پیدا می‌کند- چنان‌که در آیه 48 از سوره 14 می‌فرماید:-یوم تبدل الارض غیر الارض والسموات وبرزوا لله الواحد القهار :- زمانی می‌رسد که زمین به چیزی تبدیل می‌شود به غیر از زمین فعلی و همین گونه (تغییر داده می‌شوند آسمان‌ها ودر برابر خداوند یکتا ی چیره و توانمندظاهر میگردند- و در چنین حالی که در زمین و آسمان‌ها تغییر وضعیت پیدا می‌شود انسان‌ها هم که از اعضای آن‌ها هستند پس از اینکه حسابرسی را گذراندند تغییر حالت و ماهیت پیدا می‌کنند تا متناسب و هماهنگ بشوند برای ورود به جهانی با شرایط دگرگون تا در زندگی جاودانه و به‌دور از هرگونه حادثه‌ای و سراسر لذت وارد شوند. این استنباط مربوط است با ایه‌های متعدد که از جمله آن‌ها آیه‌های 90 از سوره ی 26 و 31 ازسور 50 و 13 از سوره 81 که با مختصر اختلافی می فرماید وآ نگاه که حسابرسی انجام شدو نیکوکاران مشخص شدند بهشت به نزدیک آنان آورده می‌شود وازلفه الجنه للمتقین – یعنی بهشت(که بر اساس تعاریف مذکور شامل همه آسمانها وزمین است) نزد بندگان آورده میشود –یعنی لازم نخواهد بود که انسان‌ها به روند تا به بهشت یا به جهنم بر سند بلکه بهشت به طرف ایشان آورده می‌شود به عبارت دیگر مکان در برابر آنان جابه‌جا می‌شود نه اینکه آنان جابه‌جا بشوند تا به مکان مورد نظر برسند- به عبارتی دیگر" طی مکان" انجام می‌شود- به بیانی دیگرفضا ومکان –بدون گذشت زمان در هم پیچیده می‌شود تا محل مورد دلخواه زیر پای انسان‌ها قرار بگیرد! هر قدر فاصله بسیار باشد. بااین بیان به‌محض اینکه در حسابرسی تکلیف مشخص شد اشخاص خود را در جایی می‌یابد که پاداش کردار دنیوی آنان خواهد بود
حال به بینیم وسعت بشت چقدر است:-. خداوند در آیه 133 از سوره سوم می‌فرماید و سارعوا الی مغفرهمن ربکم . جنه عرضها السموات والارض اعدت للمتقین . یعنی بشتابید به سوی بخششی(عظیم) از پروردگار تان وبهشتی که گستره آن همان گستره آسمان‌ها به انضمام زمین می‌باشد که فراهم و تدارک دیده شده است برای اهل تقوا .ودرایه 136 از همین سوره برای اشخاص نوید به بهشت‌های متعدد داده شده است وبا توجه به آیه 2 از سوره 58 معلوم است که بهشت اصلی بر حسب درجه تقوا و کردار بندگاندرجه و طبقه‌بندی دارد و چنین نیست که همگان از یک نوع امتیاز و امکانات بهر‌مند شوند. کسانیکه کردارنیکویشان کمتر بوده است در ستره ‌های پایین‌تر و کوچک‌تر و کسانی‌که کر دارهای نیک بیشتری داشته باشند به درجات عالی می‌رسند وحد نهایی اعلی علیین است که بالاترین مقام قرب می‌باشد. آیه 21 از سوره 57 نیز همان مفاد و مفهوم آیه 133 از سوره سوم را دارد با این تفاوت که در آیه استنادی نخست کلمه سارعوا را به کار برده و در این آیه کلمه سابقوا (یعمیاز همدیگر سبقت بگیرید) را ومختصرتفاوت‌های عبارتی دیگر اما در هر دو آیه گستره بهشترا همان گستر آسمان‌ها و زمین تعریف فرموده است. بنا بر این پس ازرستا خیز و حسابرسی کل آسمان‌ها به انضمام زمین به یک‌باره تبدیل به بهشت می‌شوند که جهنم نیز در عین حال که هیچ گونه تداخلی با بهشت ندارد در همین گستره قرار خواهد گرفت . با این بیان می‌توانیم پاره‌ای از نکات مندرج در متن موضوع را به شرح زیر تجزیه و تحلیل نماییم :- 1-پس از رستاخیز کل عالم هستی به بهشت تبدیل می‌شود که جهنم نیز به دون هیچگونه تداخل آثاری در آن قرار خواهد گرفت 2- آن چنان که هم‌اکنون عالم هستی راه حد و مرزی نیست بهشت هم حد و مرز ندارد و وسعت آن‌ متناسب است با عظمت آفریننده آن.. 3- در بهشت اراده انسان‌ها بسیار فعال می‌شود و جسم فیزیکی و اندام واجزای عضلانی مادی ندارند و عالم هستی جولان گاه آن‌ها می‌شود- بدون اینکه برای رسیدن به هر جایی که می‌خواهند دچار زحمت رفت‌وآمد بشوند چون به محض اینکه اراده کنند امکانات و مکان‌ها به سوی آن‌ها می آیند. 4- در بهشت نیز نظام زوجیت و همسر داری و توالد برقرار است چون هیچ آفریده ای نباید در صفات ذاتی مانند آفریننده باشد- خداوند فرد مطلق است ,آفریده نباید فرد باشد - خداوند نیازی به همسر ندارد, آفریده باید در همه حال به همسرنیازمند باشد- خداوند نه زاییده شده و نه نیاز به فرزند دارد- مخلوق او باید هم زاییده شده باشند و هم تولید فرزند نمایند- خداوند زنده و جاویدان مطلق است, پس هر مخلوق او باید زنده بودنش را پایانی باشد- بنابراین بهشتیان هم باید نهایتاً زندگی‌شان پایانی یابد و به مرحله دیگر وارد شوند. 5- خلاصه اینکه خداوند تغییر حالت نمی‌پذیرد و محدود به زمان و مکان نیست اما مخلوق او باید در تمام مدت مراحل متغیرالاحوال و محدود به زمان و مکان باشند. با نهایتا تکرار میگردد که همان طور که در حدیث مذکور گفته شده است حقیقتاً بهشت آن‌قدر وسیع و گسترده است که اگر جبرئیل در باغ یک زوج بهشتی 900٬000٬000 سال پرواز کند به انتهای آن نخواهد رسید و نهایتاً می‌توان تصور کرد که محدود امکانات و اختیارات بهشتیان و نعماتی که خداوند برای آنان فراهم فرموده چقدر و چگونه خواهد بود. پس آیا ان مرحله آن چنان ارزشی دارد که در این مرحله که هستیم به فکر آن هم باشیم؟