بمناسبت بعثت حضرت محمد(ص)
بمناسبت بعثت حضرت خاتم النبیین(ص)
خدا تا زمین و زمان آفرید نیاورده کس چون محمد پدید
یکی طفل بی مادر و بی پدر که در سایه عرش افراشت سر
بجایی رسید او که کروبیان نجستنداز جای پایش نشان
چنان رفرف عشق را تند راند که جبریلش از همرهی باز ماند
براقش چنان جست افزون ز برق که گردید در نورانوار غرق
در آن عرصه چون چشمها خیره ماند ندید آنچه را دیده-در دل نشاند
یکی حد فاصل که در بین بود بسی کمتر از قاب قوسین بود
یکی محفل انس شد برقرار که ناید چنو در دگر روزگار
غزلهای نابی که احمد سرود سزای ستا های محمود بود
نباشدکس آگه زگفت وشنود که در بسته بر روی اغیار بود
زاسرار آن کس نشد باخبر که افزونتر است از توان بشر
ولی آنچه را بر لبانش براند بمامژده رستگاری رساند
به دلها همه بذر توحید کشت که شد هر دلی رشگ باغ بهشت
زسوی خدای جهان آفرین به مردم بیاموخت آیین دین
ز دین چاره کفر ابلیس کرد زباور حصار نوامیس کرد
اصول نظام دیانت نهاد بر ایین وحدت,نبوت,معاد
هرآن را خداوند میخواست کرد به گیتی بنای ره راست کرد
در این راه قرآن بود رهنمود که جبریل آورد بر او فرود
زمین روشن از نور ایمان اوست زمان پیک منشور فرمان اوست
صدفهای هستی زعهد قدیم نپرورده اینگونه دری یتیم
که گردد زسوی خدا بر گزین به طرح و به تاسیس بنیاد دین
بشر را دهد در جهان انتقال زحال بدایت بسوی کمال
بر آرد برونش زتن پروری به دنیای نور و خدا باوری
خدایا تو خود آفریننده ای به هستی بهین بر گزیننده ای
زما باد بر یک چنین بر گزین هزاران هزار ان هزار آفرین
شب و روز صد ها سلام و درود زما باد بر این گرامی وجود
مبارک بود روز این بر گزین به یکتا پرستان دنیای دین