کالبد شکافی تمدن غرب

کالبد شکافی تمدن غرب(ماتر یالیستی یا ماده گرایی) وقتی سخن از تمدن غرب به میان میآید منظور از آن نظامات یار ژیمهایی هستند که هم در اروپا و هم در آمریکای شمالی برقرار میباشند در قاره های آمریکاو اروپا کشورهای دیگری هم هستند که کمتر توسعه یافته اند و بنابراین چون گفته میشود:- تمدن غربی ,بیشتر منظور کشورهایی هستند که در علو م وفنون و اقتصاد پیشرفتهای بیشتری دارند. اینقبیل کشورها به منظور تأمین مواد خام مورد نیاز صنایع و بازاریابی برای توسعه تولیدات و صنایع خود متوجه کشورهای دیگر به خصوص در آمریکای جنوبی, آسیا و آفریقا شدند و نقاط ضعف آنها را بهتدریج شناختندو استعمار گری راه پیشه خود ساخنند که هنوز هم به شکلهای جدید نو استعماری و محوریت خواهی و ربایش گری و فرمانروایی ادامه میدهند لازمه تحکیم و کاربرد خصوصیات مذکور بهره گیری از زور و تزویر و پشت پا زدن به رحم و انصاف و آداب و سنن وفر هنگ و عواطف و اخلاقیات و بهطورکلی صفات انسانی و معنوی میباشد. بکار بردن زور و تزویر با رهایی از معنویات برای سودجویی هر چه بیشتر از مادیات, ماده گرایی شدید را سبب میشود که دانسته یا ندانسته به صورت یک باور در نهاد انسانها تثبیت میشود و چنین کسانی منشأ پیدایش و استمرار وجود همه چیز را در ماده و مادیات ثابت و اصولی میدانند که میشود ماده پرستی یا به زبان فرنگی ماتر یا لیسم. در مکتب ماتریالیستی که اصالت وجود به ماده داده میشود نه به ا فرید گاری که ادیان آسمانی معرف و با مبلغ ا وهستند برای استفاده هر چه بیشتر از مادیات باید از هر امکاناتی بدون محابا بهره گرفت و کمترین ارزشی برای اخلاقیات و معنویات قایل نبود و این همان خصوصیتی است که ما کیا ول فیلسوف معروف بطور خلاصه در یک حمله گفته است "هدف وسیله را توجیه میکند " (!)یعنی برای رسیدن به هدف هر چیزی را میتوان زیر پا گذاشت. با چنین باوری اگر خانواده, فرهنگ آداب و رسوم ,و نسل و نژاد انسانی برای رسیدن شخص به هدف که حداکثر بهره گیری از امکانات است به صورت ابزار کار در نیایند یا مانع باشند نا پسندیده نیست که هدفمند آنها همه را زیر پا بگذارد تا به هدف خود برسد!! این که در نظامهای مادیگر ا موضوع آزادی و حقوق بشر و امثال اینها را مطرح کرده و از آن حمایت میکنند در حقیقت به این منظور است که آنها را مانند ابزار برای کار نگاه دارند نه این که احترامی برای آنها قائل باشند در چنین نظامی آن کس و آن چیز بیشتر ارزش دارد که به قدرت قدرتمندان بیشتر بیفزاید .برای نمونه اغلب خوانندگان عزیز اطلاع دارند که اخیراً بحرانهایی در بسیاری ازنقاط جهان ,منجمله در اروپا و آمریکا, به وجود آمده ا ست که سبب اعتراض طبقات پایین شده است یک -در یو نانن که یک کشور اروپایی و عضو اتحادیه اروپاست به علت وجود بیعدالتی و ستمگری نسبت به طبقه پایین به نفع طبقه بال-ا دولت آن شدیدا بدهکار شده . ودر معرض خطر ور شکستگی حتمی قرار گرقته وناچار از اتحادیه اروپا خواسته است که علاوه بر بدهکاریهای های پیشین مبلغ 130٬000٬000٬000 یورو به یونان وام بدهد وگرنه بزودی و رشکست خواهد شد واتحادیه اروپا به شرطی قبول کرده است به یونان وام بدهد که اولاً 30٬000 نفر از کارکنان دولت را اخراج کنند و ثانیاً 20% از حقوق کارکنان شاغل و بازنشسته را بکاهند و از مرخصی کارکنان را نیز کاهش دهند ثالثاً سن بازنشستگی کارکنان را افزایش دهند ونیز 20% دز هزینه ها صرفه جویی کنند و گر نه به یونان وام نخواهند داد !. * ملاحظه میگردد که شرایط اتحادیه اروپا که یک رژیم ماتریا لیست ا ست همه به زیان طبقاتی است که محروم و ستمکش هستند و مرفهان و میلیارد رها حاصل رنج آنهارا غارت میکنند! واز مرفهان و میلیادر ها که حاصل رنج طبقات پایین را میربایند نه مساعدتی برای دولت یونان خواسته شده ونه افزایش مالیاتی و نه محدودیت درآمدی !! اینهم یقین و مسلم است که اگر وامی هم به یونان پرداخت شود سرد ر گاو صندوقهای ثروتمندان خواهد برد و چیزی از آن عاید اکثریت زیان دیده نخواهد شد . 2-درآمریکا که چند سال بعلت افزایش تورم طبقة کم درآمد نتوانستند اقساط وامهای مربوط به خانههای خود را بپردازند بانکها اقدام به تخلیه و تملک خانههای اقساطی نمودند که پیامدهای زیرا دربر داشت:- الف - یک عده زیادی بی خانهمان و کپر نشین و آواره شدند. ب -چون خانههایی که آن ها را تخلیه کردند خریدار نداشت مبالغ هنگفتی از سرمایه بانکها را کد شد و ازجریان بانکی خارج و بدون استفاده باقی مانده ج- خانه سازی جدید متوقف شد و شرکتهای ساختمانی و تولیدکنندگان مصالح ساختمانی و حمل و نقل تعطیل شد و عده زیادی از کارکنان آنها بیکار شدند. د -در آمریکا در حدود 9٬450 بانک وجود دارد که طبق رویه جاری ,در سالهای بحرانی نیزبه مدیران آنها در آخر سال مالی پاداش حس مدیریت پرداخت میگردد(؟) که هر سال چند صد میلیارد دلار میشود باری- تعداد زیادی از بانکها گرفتار بحران و ورشکستگی و نیازمند مساعدت شدند و دولت هم برای رهایی آنها ازور شکستگی تصمیم گرفت 800٬000٬000٬000 دلار به بانکها کمک کند تااز ورشکستگی نجات یابند(!). توجه نمایید که ما در آخر جمله علامت ( !)گذاشتهایم زیرا موارد مذکور یکی از انواع تصمیمگیریهای مربوط به رعایت حقوق بشر(1) را در رژیمهای ماتریالیستی بخوبی نشان میدهد:- 1-فرض میکنیم که بهای خرید خانههای اقساطی در آمریکا هریک 100٬000 دلار باشد و اگر هرخریداری به طور میانگین نیمی از بهای خانه راه نقد و اقساط پرداخته باشد مبلغ باقیمانده بدهکاری بابت اقساط میشود 50٬000 دلار 2- اگر مبلغ .8 صد میلیارد دلار کمک دولت به بانکهارا به 5٬000 تقسیم کنیم میشود شانزده ملیون یعنی اگر دولت به جای اینکه به بانکها کمک کند به بدهکار ان بانکها کمک میکرد می توانست 16٬000٬000 مردم بدهکار را از بدبختی و آوارگی نجات دهد 3-اگر مبلغ 800٬000٬000٬000 دلار به نیابت از طرف مردم بابت بدهی آنان به بانکها پرداخت میشد درست مثل این بود که مستقیماً به خود بانکها کمک شده باشد. 4- اگر دولت بانکهای را که مواجه با ورشکستگی شده بودند مکلف میکرد که در سالهای بحرانی به مدیران پاداش ندهند با توجه به حجم عظیم پاداشها در مدت سه سال بیش از هشتصد میلیاردی که دولت به آنها کمک کرد صرفه جویی میشد وبنا براین از کمک دولت بی نیاز میشدند. 5- اکر کمک به خود مردم میشد نه کسی آواره میشد –نه شرکتهای ساختمانی و تولید مصالح وحمل و نقل تعطیل میشدند و نه کار کنان بسیاری از کار بیکار میشدند. اما چرا نه دولت به مردم خود کمک کرد و نه بانکها به آنها مهلت دادهاند 1- در نظام ماتریا لیستی آن چیزی ارزشمند تراست که قدرت کاربرد و زود بازدهی بیشتری داشته باشد و کمک مالی پولدار ان به گردانندگان نظام و کمک گردانندگان نطام به قدرتمندان و ثروتمندان بیشتر از کمک کردن به مردم عادی کار آیی دارد!!! 2-در اندیشه مادی گرایان مقتدر حقیقت جایی ندارد تا بتوانند آینده نگر و مصلحت اندیش باشند مثلا حساب کنند که اگر به مردم کمک میشد هم مردم داری بود وهم دنیا داری و حقیقت گرایی و نهایتاً ایجاد تعادل بین مادیات و معنویات . 3-به خاطر این طرفداران حقوق بشر ! خطورهم نمیکند که با پرداخت کمک مذکور که میشد به شانزده میلیون وامداران بانکی کمک کرد و نکردند اگر ببهره مندان هرخا نه راچهار نفربگیریم در حقیقت به 64٬000٬000 نفر مستقیماً و به گروه بسیاری دیگر غیرمستقیم ستم کرده و حقوق آنها را مصادره کرده و ناروا در کام قدرتمندان و ثروتمندان بینیاز ریخته اند! 4- اینها نسبت به عواقب کار و رفتار خود هم بیتوجه میشوند چون قدرت آنها را کور و کر میکند و حقایق را نه میبینند و نه میشنوند ونمیدانند که آنگاه که کارد به استخوان ستم کشان برسد نالههای شان به فریادهای گوش خراش و اشکهای شان به سیلابی خروشان ونالههایشان به تند بادی سوزان و خیز ششان به زلزله ای بنیان کند تبدیل میشود و قدرتهای چون کوهها و صخره های سماک را به خاک و خاشاک تبدیل میکنند و د ر ژرفای دره های هولناک فرو میریزند. آنچنان که در داستانهای باستان و خیزشهای این عصر و زمان بسیار دیده و شنیده میشود درست استکه مثلاً قدرت حکومت ینگی دنیا از فلان حکمران آسیا بیشتر است اما انبوه جمعیت آن ها نیز به نسبت بیشتر از این جاست وازهمان آتشفشان هایی که در میادین و کوی و برزن اینجا سر برکشیده است گدازهایی به وال استیر یتها پرتاب شده و رو به گسترش و زبانه کشیدن است و همین ملتهای بهظاهر ضعیف اگر پشت حکام به ظاهر قوی را خالی کنند در کوتاه زمانی چنان خواهند شد که گویی هرگز نبوده اند و نام و نشانی از آنها به جای نخواهد ماند. نگارنده مردم آمریکا و اروپا را مانند ملتهای آسیا و قاره های دیگر مخلوق خدا و قابل احترام میداند و بد خواه حکومتها هم نیست بلکه آنچه مینویسد یا میگوید از سر دلسوزی و خیرخواهی و هشدارو اندرز است شاید توجه کنند که رفتار متکبرانه و خوی خود بزرگ بینیآنه و مادی گرایانه و خود پسندانه و تمامیت خواهانه شکم بار ه ای که دارند راگر به سود اکثریت مردم خود و سایر مردم جهان بر مبنای عدل و انصاف تعدیل ننمایند بر آنان همان خواهد رسید که بر قیاصره وا کاسره و فراعنه و ضحاکهای مار دوش و اخلاف آنها رسید .آفریننده نیافریده وبوجود نیاورده است تا دیگران بکشند و منهدم کنند . پدید آورده های اورا نگاه دارنده هایی هست که به هنگام آشکار میشوند و بینی سر کشان را به خاک میمالند- آنچنانکه هم اکنون از هر میان و کناری آثاری پدیدار شده است. اینها گمان میکنند که خود تافته ای جدا بافته اند – نه سادات را در قفس و نه قذافی را لت و پار زیر دست وپای مرد م, ونه صالح را در حال فرار به دیگر شهر و دیار می بینند .!!!