کلمات معنوی و کلمات مجسم خداوند
کلمات معنوی و کلمات مجسنم خداوند نگارنده:جعفر ناظم رعایا در مچلسی سخن از قران و هدایت گری آن در امور مدنی زمان‌ها به میان آمد و مخالفی اظهار داشت :موضوع دین و قرآن ارتباط با عقیده شخصی انسان دارد و نباید در امور مدنی و سیاست دخالت داده شود. بنده گفتم-:قران کلام خداست و برای هدایت بشر در تمام مواردی که به موجودیت و زندگی او مربوط است هدایت کننده‌ای مطمئن و کارساز است مخالف --:قر آن بااین حجم مطالب اندکی که دارد فقط محتوی یک مقدار مسائل عبادی واخلاقی است و در مدنیت پویا کارساز نمی‌باشد و نتیجه کاربردی آن در قرون گذشته همین کشورهای اسلامی هستند که در مدنیت جهانی عمدتاً عقب مانده می‌باشند.. بنده-:-- علت عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی این است که عمق رهنمودهای قرآن کریم را درست نفهمیده اند تا به کار ببرند و در مسیر ترقی قرار بگیرند. مخالف--: چگونه ممکن است این همه مفسر و دانشمند طی قرون واعصار عمق مفاهیم رهنمودهای قرآن را نفهمیده باشند؟ بنده--: معانی آیات قرآن کریم به گونه‌ای در واژه‌ها و جمله‌ها و آیات و سوره ها تعبیه شده است که متناسب با رشد و بلوغ نیروهای ادراکی بشر دانسته و کاربردی می‌شود. تا پیش از نهضت علمی و صنعتی در غرب ,مسلمانان در علوم و فنون و مدنیت پیشتاز بودند به گونه ای که دستاوردهای دانش و فنون آنان مورد پذیرش مشتاقانه و کاربرد غرب هم قرار می‌گرفت و غربیانی که تازه طعم لذیذ د انش و فن راچشیدند بر سر شوق آمدند و در پیشبرد علوم و قنون شتاب گرفتند در حالی که مسلمانان درسستی و رخوت باقی ماندند واین نیز از نوامیس آفرینش است که مدنیت ها هم مانند سایر چیزها پیوسته -اما نامحسوس حرکت می‌کنند و جابه‌جا می‌شوند. مخالف -: نوع علوم و فنونیکه غربیان بنیاد نهادند و دنبال می‌کنند از آنچه در اسلام علم شناخته می‌شود متفاوت است - مسلمانان یک سلسله مطالب مربوط به اخلاق و عبادات و خصوصیت های انسانی را علم می‌پندارند در صورتی که غربیان به خواص فیزیکی و شیمیایی و روابط و تأثیر و تأثر مواد طبیعی توجه نموده و علوم تجربی را پایه و اساس کار و ایجاد صنایع و فنون قرار داده‌اند که واقعی و قابل دسترس می‌باشد ولی پیروان ادیان بیشتر به ماورا طبیعت که دور از دسترس است روی آوردند که از آن هم بهره ای نگرفته اند. بنده -: اری این هر دو تعریف به‌نوعی حقیقت هستند ولی هر یک نیمی از حقیقت می‌باشد و نیم هر چیزی ناقص است و کارایی مطلوب را ندارد و انسان‌های وابسته به هر یک از دو نیمه آن تک بعدی پرورش می‌یابند و به سعادت مطلوب نمی‌رسند .غرببهای مادی گرا خود را از معنویت محر وم می‌کنند و مسلمانا نیکه به ظاهر معنویت گرا هستند خود را از امکاناتی که باعث ترقی و تکامل می‌باشد محروم کرده و عقب مانده اند.. برای نمونه غر بیان ما دیگر ا به علت شیفتگی شدید به علوم تجربی خود را از اهمیت این نکته که دانشمندانی کنجکاو دریافته اند که جهان متقارن است محروم کرده اند و از خود نپرسیده و نمیپرسند که قرینه جهان مادی چگونه و کدام است ومسلمانان هم اهمیت این اصل مهم را که خداوند فرموده است :ومن کل شیء خلقنازوجین وایات و دلایل مکمل آن را به درستی مورد مطالعه وتحقیق وکار برد قرار نداده و نتیجتاً جهان اسلام از نیمی از حقیقت بر کنار مانده است. آنان جهان غیب و معنویت را مردود می‌دانند واینان جهان مشهود و مادیات را جیفه و بی‌ارزش می‌شمارند و شایسته دل‌بستگی نمی‌دانند و همدیگر را به بی رغبتی تشویق می‌کنند و نمی‌دانند که دین و عبادت حقیقی آن است که کلام خدا درست دانسته شود و فراخور آن عمل گردد نه گزینشی و دل بخواهی که در قرآن صریحا مردود اعلام شده است مخالف --: فرض کنیم که نظرات شما تا حدودی درست باشد کتابی که آن قدر کلمات وایاتش مبهم است که در طول 14 قرن مفسران و مترجمان معانی حقیقی آن را ندانسته اند و بنابراین قابلیت اجرایی پیدا نکرده است چگونه می‌توان به فهم و اجرایی کردن آن‌ها در حال و آینده امیدوار بود بنده --خداوند خود در کلاش اصولی را بیان فرموده است که باید آن‌ها را مبنای کار ترجمه و تفسیر قرار داد و اجرایی کرد و اساس استنباط قرارداد زیرا با شیوه جاری نمیتوان مفاهیم حقیقی قرآن را شناخت و عملی کرد. مخالف --:فرض کنیم چنین باشد -چگونه با کتابی کم حجم مانند قران که مرکب از 6636آیه یا جمله است( آن‌چنان‌که مدعی هستید) می‌توان یک مدنیت عظیم و شتا بنده برق آسا به سوی توسعه را هدایت و رهبری کرد ؟ بند ه- -: این درست به این می‌ماند که بگویی یک آفریننده بی هیچ‌گونه یار و مددکار و سرمایه و ابزار و استاد و دانش یار هرگزنمی‌تواند این مجموعه نامحدود هستی با این عظمت غیرقابل تصور و توصیف را به‌تنهایی پدیدآورد و در مسیر گسترش و کمال قرار بدهد و بر آن فرمانروایی کند. قران کریم کلام روحانی آفریننده است در 77٬400 واژه خدایی, آن‌چنان‌که عناصر شناخته شده منظومة ما نیز که زمین جزیی از آن است تا کنون 118 عدد می‌باشد و تعدادی هم به صورت ثابت نشده وجود دارد. این عناصر مادی دارای ویژگی‌های بسیار فیزیکی و شیمیایی می‌باشند و کل حجم منظومه شمسی ,حتی کهکشان ها از همین 118کلمه مجسم به وجود آمده است علاوه بر این ,خداوند یک سلسله خصوصیاتی حیرت‌انگیز و میل ترکیبی و جذ ب وانجذاب به آن‌ها داده است که تمام تغییرات و فعل و انفعالا ت فیزیکی و شیمیایی و گیاهان و حیات جانوران و رزق و روزی و زاد و ولد و رشد و نمو آن‌ها و تجارب و علوم و صنایع و حتی قدرت درک واستنباط را که در مغز انسان‌ها متمرکز است و صنایع و علوم از همین118 عنصر که کلام مجسم خداوند هستند پدیدمی‌آید در جایی که 118 عنصر مجسم بتوانند یک چنین آثار وجودی عظیم داشته باشند 77٬400 کلمه معنوی آفریننده هستی نمی‌تواند بریکدیگر آن‌چنان تأثیری بگذارند که پدیده‌های طبیعی من‌جمله اهداف بشری را چنان راهنمایی کننده که به سوی کمال رهسپار باشد ؟ 118 کلمه مجسم بیشتر و اثربخش تر است یا 77٬400 کلمه روحانی و معنوی؟ مااین خصوصیت را دریافته ایم که کلام آفریننده آفریننده کلام است و آفرینند گی راحد و مرزی نیست > مخالف --: اینها که می‌گویی با عقل جور در نمی‌آید! بنده --: مگر پدید آمدن کل هستی و اجزای آن و حتی یک ذره اتم- بدون مواد اولیه و طرح و نقشه وبی یار ومددکار توسط فقط یک آفریننده با عقل جور در می‌آید ؟ اصولاً از کدام عقل سخن می‌گویی که ناشی از کلام مجسم و غیرهمجسم نازل کننده قرآن نباشد؟ آری ,کلام خداوند که واژه‌های معنوی او هستند آن‌چنان با همدیگر میل ترکیبی دارند که نه فقط می‌توانند کل هستی را تبیین و رهبری کنند تا بشر را به مقام خلافت یعنی خدای گونه شدن برساند آن‌چنان‌که ازکلام مجسم او پیکر راست قامت انسان پدیدار شده و لیاقت همسری باروح وماورا را پیدا کرده ودر جهان مشهود به ابراز وجود در آمده است. بیقین که اگر مفاد حقیقی رهنمودهای قرآن کریم را که عناصر معنوی هستند بشر به درستی بشناسد و با عناصر طبیعی که کلام مجسم آفریدگار هستند ترکیب کند با سانی میتواند مدینه فاضله یا خدایشهررا که در آرزوی آنست بنیاد نهد وروی همین زمین هم بهشتی مآبانه زندگی نماید.