معرج از دیدی دیگر

معراج از دیدید دیگر  بعضیها در معنی آیه"اسرا"برای خداوند یکنوع عرش و کرسی تعریف کرد ه اند که مثلاً در مرکز هستی قرار دارد  بسیار دور از زمین  میباشد و حضرت رسولالله  باید برای رفتن به  معراج سوار بر رفرف و براق و هم راهی جبرئیل  فاصلهای بسیار دور را با سرعتی غیرقابل تصورمپیماید تا به ملاقات معبود برسد - در حالی که چنین نیست خداوند در جایی بخصوص ساکن نیست تا از آنجا برهستی فرمان فرما ییکند-- او جل  جلا له بر کل هستی واجزائ  آن به یک اندازه احاطه دارد چنانکه فرموده است  :-وکان الله بکل شیء محیطا  -آیه 136-- 4. وآیات دیگر.                 برای خداوندهمانقدر که به بزرگترین و مرکزی ترین کهکشان ها0 فرمانروایی و سلطنت دارد بر زمین نیز وتسلط دارد :- وسع کرسیه السموات والارض  آیه 255 -- 2 :- گستره  فرممانروایی  وحکومت ااو آسمانها و زمین رادر بر گرفته است  او همان گونه که در آسمانها خداوند است در زمین  هم هست  :- هو الذی فی السماء اله وفی الارض اله(آیه 8-- 42) وآیات دیگر. خلق السموات والارض فی سته ایام  ثم استوی علی العرش  یدبر الامر.....آیه 33  سوره دهم                            حال اگر بخواهیم بدانیم عرش چگونه چیزی است  از تعریف خود قرآن بهره میگیریم ملاحظه میشود که  در آیه مذکور میفرماید به عرش پرداخت تا امور هستی را تدبیرکند- ویکی از انواع تدبیر امور هستی را بر اساس ایجاد حیات و استمرار آن با بهکارگیری آب قرارداد و ملاحظه میکنیم که ه روی زمین آب به مقدار زیاد وجود دارد و هزاران سال است که حیات در زمین ایجاد گردیده و استمرار دارد پس عرش خدا در زمین بخوبی فعال میباشد و لذا لزومی نداشته است که خداوند برای معراج پیامبر عزیز خود را به جایی دیگر ببرد چون عرش او در همه  فضای  هستی بیکسان حضور دارد و خود او هم نفرموده است که حضرت رسولالله را از زمین خارج کرده است اما فرموده است آن جناب را شبانه به مسجد الافصی برده است تا خودش آیاتی را به آن جناب  بنمایاند که اشاره دارد  که تا آن زمان ا یات عمدتاً توسط جبرئیل به آن جناب  نازل میشده است  واز آن زمان به بعد آن حضرت به آن چنان مقام و مرتبهای میرسد که دیگر ضرورتی نداشته است تا جبرئیل واسطه باشد و آن حضرت  پس از آن بیواسطه با خداوند گفتگو میکند و آیات را شخصاً از خداوند دریافت میدارد وروایات مربوط به معراج نیز اشاراتی به این معنی دارند اما چرا" اسرا" را به معراج تعریف کرده اند:-خداوند میفرماید که برای هر کسی در نتیجه کردار و رفتار درجهای متناسب عاید میشود:- ولکل درجات مما عملوا(آیات 133 از سوره  ششم و19 ار46) و نیز میفرماید درجات هر کس را بخواهیم بالا میبریم:-نرفع درجات من نشاء  و کاملاً روشن است که او خواسته است تا درجات حضرت محمد بن عبدالله (ص) به گونه ای خدا خواهانه بالا برود                                                                      1-استعدادی استثنایی وعظیم به او بخشیده است تا آماده پذیرش رسالت  شود چنانکه فرموده است مگر ما به تو گسترش سینه نه بخشیدیم ؟ الم نشرح  لک صدرک L-سوره انشراح)                                                                              2- جبرئیل را  مامورفرموده است تا آیات و هدایت های الهی را به آن جناب برساند و مصاحب او باشد و توضیحات و تعلیمات لازم مربوط به امر رسالت را بر اونازل کند یک چنین شخصیتی از تمام موجودات جهان به, مقام ودرجات بلندتری میرسد - این که گفته اند آن حضرت در معراج  به مقامی میرسد که دیگر جبرئیل نمیتوانسته است  بیشتر برود به این معنی است که  در نتیجه شرح صدری که خداوند به او بخشیده بوده است علاوه بر اینکه تمام آیات را و تعالیم آسمانی مربوط به آنها را توسط جبرئیل وروح به خوبی دریافت میکند و به کار میگیرد و ابلاغ میفرماید

  خود نیز به تجزبه و تحلیل نتایج آزمون و کاربرد میپردازد و نکات مهم اضافی را که از ضروریات دین اسلام است بتواند بپروراندو عملی کندو به صورت حدیث و رویه  تشریع فرماید و به عنوان ثقل دوم و هم ترازوی قرآن کریم باقی بگذارد و بنابراین ضرورتی ندارد که ما بخواهیم از عقل(؟) کمک بگیریم تا جنبههای ظاهراً اسرارآمیز معراج را  آشکار کنیم همان کافی است که در آیات خود قرآن کریم دقیقتر تدبر کنیم تا نکات ظاهراً مجهول ومتشا بهات آن برایمان معلوم گردد                                                                                         :از آیهنرفع درجات من نشاء  وفوق کل ذی علم علیم (آیه 76 از سوره 12)  میتوانیم بگوییم  که آن حضرت  نزد خداوند از جبرئیل مقربتر و عزیزترمیگردد  پس در معراج به جایی میزسد  که جبرئیل نمیتواند پیشتر برود:-                                                           -اگر اندکی بیش بالا پرم... فروغ تجلی بسوزد پرم

 

 

درتاریخ 20/2/94  در سایت  شفقنا در مورد اینکه  چند با رمعراج صورت گرفته است پاسخی از قول یکی از علمای دین وارد شده بود که  نقد زیر را برآن نگاشتم:-

 

بیان مفهوم معراج با استنباط از تعاریف قرآن کریم

خداوند برهمه چیر احاطه مطلق دارد :-الا انه بکل شیء محیط  -54 فصلت –وکان الله بکل شیء محیط   126 النساء  و...وچون چنین است –او جل جلاله- نیازی به جایی بنام عرش و کرسی  یا هر عنوان دیگری ندارد که درآنجا  فرار گیرد وعرش وکرسی به مفهوم حوزه وحیطه ی بی حد ومرز فرمانفرمایی او هستند که شامل کل هستی میباشد و در همه جای  هستی  بیکسان حضور دارد  ودوری ونزدیکی مخلوق  وبندگان, حضور عبادی ومعنوی میباشد  ولذا ضرورتی نبوده است تا حضرت رسول الله را انتقال جسمانی دهد  تا ببارگاه ملکوتی خود . برساند  وبنا بر این معراج معنوی صورت گرفته ومقام تقربی  آنحضرت ارتقاء داده شده است.؟

 

- آیات سوره نجم نیز بر همین اساس که  کل هستی عرش وکرسی خداوند است  واو جلت عظمته در همه جای هستی  بیکسان حضور  الهی دارد  معلوم میشود

 

 

 

 

 آیا خداوند از روی نیاز  هستی را آفریده است

خداوند جامع مطلق  تمام صفات  مثبت فیاض و  اعلای  مافوق تصور است  که به اراده وخواست او جل حلا له در فیضان  وجریان تظاهر و کردار ازلی و ابدی هستند  و خلاصتا  در حدیث  شریف و مشهور "کنز " بیان گردیده  است که در پاسخ به حضرت داوود (ع) که عرض کرد : "یا رب لماذا خلقت الخلق ؟ برای چه هستی را  آفریدی ؟ " فرموده است : "کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف" :-من گنجی پنهان میباشم  که دوست داشتم (ودارم) شناخته شوم  هستی را (که انسان هم ارآن جمله است )بیافریدم تا شناخته شوم".

بنا براین خداوند نه از روی  نیاز بلکه برمبنای فیاض بودن  هستی را بیافریده  وآنرا آیینه وار تجلیگاه  صفات خود قرارداده است وپیوسته نیز درکار گسترش آن میباشد.