حل مشکل خشکیدن دریاچه ارومیه ودایر کردن عرصه نمکزار شده آنفرستاده شده توسط جعفر ناظم رعایا در تاريخ ۱۴-مهر- ۱۳۹۲۰

ویسنده:جعفر ناظم رعایا

مساحت دریاچه ارومیه ازحد نشانه‌های داغ آب و نمکزار شدگی تقریباً ۵۱هزار و۸۷۶ هکتار می‌باشد دررحال حاضر بیش از ۷۰ درصد وسعت دریاچه خشکیده و به نمک زارتبدیل شده است اکنون مقدار نمک محلول در آب بخش باقی‌مانده نخشگیده آن در حدود ۴۰۰ گرم در لیتر می‌باشدگروهی از طرف ریاست جمهوری برگزیده شده اند تا در اسرع وقت مقدمات طرحی را برای نجات دریاچه تنظیم و برای تحقیقات کاربردی کردن ارائه نمایند. این گروه کار خود را شروع کرده و با دعوت از متخصصان و کارشناسان داخلی و خارجی بررسی‌های مقدماتی را آغاز کرده و دنبال می‌کنند. از بر رسی جهت گیری اظهار نظرها مشخص می‌شود که کارشناسان خارجی که بعضاً تجاربی هم دارند نظر بر تقسیم‌بندی دریاچه به قطعات مجزا و احیای قدم به قدم دارندکه به مطالعات و عملیاتی طولانی مدت مربوط می‌گردد ومعلوم است که تا حق ‌العمل مشاوره‌ای و کارشناسی را هم نگیرند نظر کاربردی علمی خود را اعلام نمی‌کنند. نظر کارشناسان داخلی بیشترمبنی به برقراری سهمیه از خروجی سدهای منطقه برای دریاچه و نیز بستن سد روی رودخانه‌های مرزی شمالی و انتقال آب توسط پمپ و لوله و کانال از فاصله های دور به دریاچه است که مستلزم هزینه های هنگفت و مستمر می‌باشد نظرات و پیشنهادهای نگارنده به شرح زیر می‌باشد:- کشور ما با توجه به قرار گرفتن در یک منطقه نیمه خشک وافزایش دو برابری جمعیت در سه دهه اخیر و بالاتر رفتن تدریجی مصرف سرانه آب و حتی تشویق مردم از سوی دولتمردان به تکثیر موالید که ازبیم پیر‌تر شدن روزافزون جمعیت موجود وخشگسالیهای‌ مداوم و نیز جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرنشینی در درجه اول برای مصارف آشامیدنی بهداشتی صنعتی و از همه مهم‌تر کشاورزی به آب شیرین شدیدا نیاز دارد که شیرین کردن آب دریاچه خزر وخلیج فارس و انتقال آن به مصرف گاهها در شرایط موجود بسیار گران تمام می‌شود . بعضیها تصور می‌کنند که با به‌کارگیری شیوه‌های علمی /صنعتی نوین کشاورزی وصرفه‌جویی در مصارف خانگی و صنعتی می‌توان مصرف آب را به حداقل ممکن رسانیدکه باید گفت آری و اضافه کرد:- امانه در حدی که تمام نیازهای مربوط به آب جبران شود- نیز بسیاری از مسئولان محلی و رده‌های بالای دولتی از اینکه دریا چه های داخلی عمدتاً خشکیده و یا در حال خشکیدن هستند نگران عواقب خسارت بار آن‌ها به محیط زیست می‌باشند که قابل انکار نیست در این خصوص باید کفت که تخصیص دادن در حدود ۳۰ متر مکعب آب شیرین در هر ثانیه برای زنده کردن دریاچه ارومیه که تاکنون بیش از هفتاد در صد آن خشگیده و به نمکزار تبدیل شده نه منطفی میباشد ونه عاقلانه است. پس چه باید کرد زیرا بی توجه ماندن به وضع دریاچه عواقب خسارتبار جبران ناپذیری را در بر دارد. به نظر نگارنده باید دیواری نفوذ نا پذیر به ارتفاع یک متر پیرامون بخشی که هنوز نخشکیده کشید .وبخش خشک شده را از از آن جدا کرد و بخشی را که خشکیده است با روکشی از پلاستیک ویا هر گونه عایق دیگرپوشانید و شوره زار آن را تثبیت و پنهان کردو برای محفوظ ماندن پوشش مذکور و نیز قابل بهره‌گیری کردن هفتاد در صد سطحی که فعلاً نمک زار است عرصه را بارتفاع یک متر با خاکهای شیرین پوشا نیدبدین ترتیب عرصه ای به وسعت ۳۶۳۱۳ هکتار به وجود می‌آید که دیکر نمک به خاکی که روی آن ریخته میشود نفوذ نمیکند و می‌توان آن را برای مرتع شدن بابذر کیاهان مناسب با محیط بذر پاشی کرد و تا زمانی که مناسب چرای دام گردد مراقبت نمود حقایق وقایع اجتناب‌ناپذیر:- یک- افزایش جمعیت در سه دهه اخیر به دو برابر و تشویق کردن سران کشور مردم را به تکثیر اولاد از بیم پیر شدن جمعیت و کاسته شدن از نیروی انسانی مورد نیاز کشاورزی صنعت و تجارت و خدمات اجتماعی و به طور کلی توسعه ی مدنی دو- نیاز جمعیت روزافزون کشور به آب کشاورزی آشامیدنی بهداشتی صنعتی و غیره. سه- گران تمام شدن و ناکافی بودن تولید آب شیرین از اب شور حواشی کشور مانند دریاچه خزر و خلیج‌فارس چهار-ر و به اتمام بودن ذخایره سفره های آبی زیرزمینی براثر برداشت بدون جایگزین به منظور رفع نیازهای روزافزون پنج – ضرورت احداث سدهای بیشتر از آنچه تاکنون اجرا شده است به منظور جلوگیری بیشتر از هرزرری نزولات آسمانی فصلی شش- با توجه به مواردی که یادآوری شد به‌هیچ‌وجه به مصلحت نیست که از ذخیره سدهای موجود برای جلوگیری از خشکی تمام وسعت دریاچه ارومیه آب‌های شیرین سدها را وارد دریاچه شدیداً شور کرد و یا با ایجاد تأسیسات بسیار پرهزینه برای زنده نگاه داشتن دریاچه آب‌رسانی کرد. اگر با هزینه و زحمات زیاد بتوان ابی را به دشت‌های تشنه کشور رسانید بدون هیچ گونه تردیدی باید آن را به مصرف تولیدات کشاورزی و توسعه صنعتی آشامیدنی مورد نیاز جمعیت روزافزون کشور رسانیدنه وارد آب‌های شور کرد و در جریان تبخیر تدریجی قرارداد. راه حل مشکلات دریاچه ارومیه و خطرات خسارت بار آن:- یک-باید نظام طبیعت را شناخت و در هین نظام و هماهنکی با آن به چاره‌اندیشی پرداخت . در نظام طبیعت قدرت تولیدی یک زوج معدلا بیشتر از دو نفر است و اگر جلوگیری نکنند طبیعتاً مشکل افزایش جمعیت به وجود می‌آید که تامین ضروریات معیشتی آن‌ها مشکل آفرین است واین هم درحالی‌ است که مسئولان اجتماعی نه فقط قصد کنترل جمعیت را ندارند بلکه تصمیم به افزایش جمعیت گرفته اند و باید برای تأمین معیشت آنان نیز چاره‌اندیشی کنند دو- دیگر از نظامات طبیعت جابجا شدن شرایط اقلیمی می‌باشد بدین گونه که وضعیت آب و هوایی وتر سالی ها و خشک‌سالیها متغیر و جابه‌جا می‌شود- بخصوص که مقتضیات توسعه مدنیت مستلزم مصرف گرایی است که بیش از توان تولیدات طبیعی اقلیم ها می‌باشدونا چار به دست‌کاری انسان‌ها در نظامات طبیعی می‌انجامد که بعضی از آن‌ها گلخانه‌ای شدن اتمسفر زمین و گرم‌تر شدن و آلودگی آن و کاسته شدن از نزولات آسمانی می‌گردد سه -اگر ما بتوانیم از محل صرفه‌جویی در خروجی‌های سدهای موجود و تولید و انتقال آب از منابع شمالی وهر گونه منابع دیگربه استان‌های شمال غربی ویا مناطقی دیگر از کشور آب‌رسانی کنیم باید بدون تردید آن‌ها را به مصرف تولید توسعه کشاورزی و صنعتی و جنگل‌کاری و ایجاد فضای سبز برسانیم – انجام چنین پیشنهادی هم باعث تأمین مقادیری از نیازهای معیشتی مردم می‌شود و هم به جای دریاچه سبب تلطیف هوا و ایجاد مناظر زیبای جدید سبز برای جانشینی مناظر آبی می‌گردد. بنا بر این بدون تأسف و احساساتی شدن غیرمنطقی ودر هماهنگی با نظام طبیعت باید آن بخش از دریاچه راه که تقریباً ۷۰ درصد آن خشکیده و به نمک زار تبدیل شده است به منظور جلوگیری از خسارات و خطرات دنباله دار آن" مدفون "کنیم و ۳۰ درصد باز مانده زنده موجودرا نگاهداری و پرستاری نماییم روش مدفون کردن بخش مرده و زنده نگاه داشتن بخش زنده دریاچه ارومیه به شرح زیر پیشنهاد می‌شود:- یک- بشرحی که در بالا اشاره شد برای جلو گیری از نفوذ نمک ببالا عرصه خشکیده هفتاد در صدی را درهمین وضع طبیعی تراز و شیب موجود, سطح نمکزار با ورقهای پلا ستیکی , مالچ ویا هرگونه عایق دیگری تثبیت میگردد وبرای قابل روییدن ورشد گیاه به ارتفاع یکمتر خاک شیرین از کوهپایه ها وتپه های پیرامون حمل و بر روی آن ریخته میشود – این کار را بدون نیاز به ورد در مشکلات طراحی وبرنامه ریزی و تحقیقات غیر ضروری علمی میتوان عایق بندی نمک و خاک ریزی روی آنرا از هم اکنون از کناره ها آغاز کرد وپیش رفت . دو- همزمان عملیات احداث دیواری بتونی به ارتفاع دومتر پیرامون عرصه سی درصذی دریاچه که تا کنون زنده مانده است آغاز و انجام میشود تا اکر سطح آب سی درصدی که باقی میماند بالا آمد آب شور به داخل بخشی که عایق بندی وخاکریزی شده است نفوذ وآنرا فاسد ننماید. سه –به احتمال قریب به یقین مقدار تبخیر سی در صد دریاجه که باقی میماند از وارد شدن روان آبها ی مناطق زیر سدهاتامین خواهدشد وهرگاه کمبوی داشت تامین آن جندان مشکل نخواهد بود (درحدود یکمتر مکعب در تانیه). چهار – در محلهای مصب روان آبها به دریاچه نوسازی شده لت بندیهایی مانند شیر های اطمینان ساخته میشود تا هرگاه در آبسالیها سطح آب دریاچه باقیمانده تا حد نزدیک لبه دیواره آن بالا آمد آب زائد به پشت دیواره هدایت شو د تا ازاینکه اب اضافی با آب شور مخلوط واز دیواره لبریزو عرصه اصلاح شده را شوره زار کند – جلو گیری شود پنج-به لحاظ اینکه انتقال خطرناک ریز دانه های نمک به مناطق پیرامون از هم اکنون آغاز گردیده بدون کمترین وقت کشی به بهانه مطالعات کار شناسی باید عملیات تثبیت نمک را با استفاده تمام امکانات از همین امروز شروع کرد وادام داد ریرزا فردادیر میشود. شش- یقین حاصل است که هزینه انجام این طرح ازهرگونه طرح دیگری ارزانتر تمام خواهد شد. هفت- ازمزایای دیگر این طرح اینست که ۳۶۳۱۳ هکتار زمین قابل بهره برداری به اراضی محل افزوده میشود .

دنباله موضوع  فوق الذکر

اینجانب در همان ابتدا نظراتم را در بعضی سایتها و به حضور بعضی مقامات بر این اساس منعکس نمودم که مقتضییات  زمان ونیازهای اجتماعی ایجاب نمیکند که خودرا باعوامل  طبیعت همساز نماییم بلکه باید شرایط لازم را برای اسخدام طبیعت درجهت تامین نیازهای مردم خود بوجود آوریم .
از جمله اینکه چرا باید با وجود جمعیت روز افزونی که مشوق رشد آن هم هستیم اگر مقدار آب شیرینی هم بر ما میبارد آنرا هم علیرغم هزینه های هنگفتی که برای احداث سدها متحمل شده ایم ویا به طرق دیگر ممکن است فراهم کنیم از گلوی خشگیده مردممان ببریم وروی آبهای بسیار  شور دریاچه بزیزیم  در صورتیکه باصرف هزینه معقولی مبتوان آن قسمت از دریاچه را که خشکیده است  پوشانید و تبدیل به کشتزار نمود تاهم  درآمد زا شود و هم از انتشار ریز نمکها به استانها ی همسایه جلوگیری شود ودر عین حال تمهیدات وعملیات لازم بمنظور حفظ آن مقدار از  دریاچه که تا کنون نمرده است  عملی گردد . بنده از سایت ارزشند  تابناک خواهشمندم این مطلبب را بانضمام مطالبی ک  قبلا به آن سایت وارد کرده ام باستحضار آقای دکتر رضایی برسانند و بنده را نیز از این اقدام آگاه فرمایند

باز هم در خصوص دریچه ارومیه نویسنده :جعفر ناظم رعایا بنده قبلا نظراتی را هم در این سایت وهم در رسانه های دیگر -مفصلتر-اعلام کرده ام اما متاسفانه ....... خلاصه اینکه حقایق ووقایعی وجود دارد که مورد توجه قرار نمیگیرد . سدهای حوزه دریاچه اگرساخته هم نشده بود باید باتوجه به اینکه جمعیت مصرف کننده بانیازمندیهای روز افزونشان که مقتضیات کشور بیشتر از اینهارا هم میطلبد- تعداد ریاد بیکاران و محرومان - تغییرات جوی مستمر ومنجر به کاهش نزولات آسمانی -ارزش بسیار آب شیرین در تمام مصارف اجتماعی ووووو دیگر این اجازه را نمیدهد که آبهای شیرین موجودرا رها کرد تا در دریاچه ها تبخیر شوند ونمکزار ایجاد کنند. وباین دل خوش کنیم که قشنگ است و باعث تلطیف هوا میشود و گردشگر جلب میکند !. بدیهیست که انجام هرکاری مخالفانی وزیانهایی هم دارد چنانکه آنجا هم که برای تامین آب مردم حرف از شیرن کردن آب دریاچه یا خلیجی بمیان می آید گروهی سربه مخالفت برمیدارند که اگر چنین کنید آب منبع شور تر میشود که برای آبزیان ضرر دارد . پس چه باید کرد ؟اکثریت نیازمند را باید رها کرد وتسلیم اقلیتی که عیر مسئولانه می اندیشند شد؟ آبهای شیرین را شور کرد و رفت از دریای هند آب شور را شیرین کرد و به ارومیه آورد؟ درست است که بخشهای خشکیده دریاچه نمکزار شده وبرای تبریز وشهرهاو صحراها و بیابانهای دور ونزدیک خطرناک شده است اما مگرنمیشود با مثلا مالچ پاشی ویا وسیله دیگری نمکهارا تثبیت کرد و همین بخش از دریاچه را که باقی مانده است زنده نگاه داشت واینقدر در تصمیم گیری مسامحه نگرد تا ریز دانه های نمکزار تاثیرا ت زیانبار خودرا بوجود آورد وما هنوز منتظر متحصصان -بخصوص بیگانه-باشیم تا بیایند و وبر فرض محال درد مارا درمان کنند _ چرا از همین امروز مالچ پاشی روی نمکهارا (که میتوانیم ) شروع نمیکنید و در فرصتی مناسب روی مالچها را-حد اقل در محدوده ارومییه باخاک نمیپوشانید تا قابلیت روییدن گیاه هم پیدا کند ؟_ آیا مطمئن هستید که متخصصان داخلی ویاخارجی بدون ایجاد مشکلات وخسارات و آسیبهای محلی میتوانند این معمارا حل کنند ؟ آیا آنها وقتی بیایند آب هم باخودشان می آورند یا مصرف همین آبهای حوزه را باید کم وزیادکنند و طرحی ارائه کنند که متخصصان خود ما نمیتوانند ؟! وای بر ما که این چنین خود باخته میباشیم!