فرق جان یا حیات با روان یا روح

فرق  جان  وروان              نویسنده  :-جعفر  ناظم رعایا

جان وروان که در عربی حیات وروح نامیده میشوند دوموضوع یامخلوق جداگانه هستند ک متاسفانه هم دانشمندان علوم تجربی و هم علمای دینی این دو مقوله و مخلوق جداکانه را به درستی نشناخته اند و جوامع انسانی از مزایای شناخت آنها محروم مانده واختلاف نظرهایی نیز بین هر دو گروه دانشمندان بوجود آمده است .حیات یا زندگی آنست که هم در گیاهان واسپرم واوول وپس از تر کیب آنها در جنین وتا آخر عمر در جسم وجود دارد ولی روان یاروح آنست که در زمان معینی در جنین تکامل یا فته دمیده میشود و به استثنای ساعات خواب و اغماء وبیهوشی همراه و راهنمای زندگی انسان میباشد . روان نیز مانند جسم وجان برای رشد وتقویت به تغذیه های گوناگون نیاز دارد که قسمتی را از فراورده های احساسات و ادراکات انسان دریافت میکند و قسمت دیکر را در هنگام خوابیدنها که بدست خداوند از جسم جدا میشود از سوی خداوند مستقیما در یافت مینماید . دراینخصوص قران کریم درآیه 42 از سوره 39 میفر ماید:- الله يتوفي الانفس حين موتها و الّتي لم تمت في منامها فيمسك الّتي قضي عليه الموت و يرسل الاخري الي اجلٍ مّسمّي انّ في ذالك لايات لقوم يتفكّرون». (خداوند، هنگام فرا رسيدن مرگ، نفس (يار وا نها) را مي گيرد. و آن را كه نمرده است، روانش را هنگام خوابيدن مي گيرد. جاني را كه مرگش حتمي است، نگاه مي دارد. و ديگري را که مرگش فرا نرسيده، به جسم اوپس مي فرستد. تا زمان مرگ او برسد. آگاه باشيد كه در اين بيان، اشاراتيست براي كساني كه به تفكّر عميق مي پردازند. 42. زمر). بعضی اشارات آية فوق، به شرح زير است: 1 ـ هر انساني، دو گونه مرگ دارد: يكي كوتاه مدّت، در هر شبانه روز، كه حدّاقل يك بار و عمدتاً شبها عارض مي شود. و ديگري هر عمر يك بار، در پايان زندگي اين جهاني. 2 ـ در هنگام خواب خداوند، رواانها را مي گيرد. و مدّتي (چند ساعت) نگاه مي دارد. امّا چون مرگ فرا نرسيده، آنها را پس از خواب، به جسم بر مي گرداند. و اين برنامه، تا زمان رسيدن مرگ، تكرار مي شود. و به هنگام مرگ، وقتي روان گرفته شد، تا زمان رستاخيز، به جسم باز نمي گردد. ولي پس از رستاخيز، برمي گردد. و مجدداً جسم براي زندگي دوباره، زنده مي شود. 3 ـ اشارة بسيار مهمّ آيه، اين است كه مردن، هم عيناً مانند خوابيدن است. و تفاوتي كه دارد، اين است كه خواب، كوتاه مدّت. ولي مرگ دراز مدّت است. و تفاوت ديگر اين است، كه در خواب، اعمال فيزيكي حياتي بدن،-یعنی جان - نسبتاً فعّال. و آمادة پذيرائي مجدّد از روح باقي مي ماند. امّا در مرگ، فعّاليت قلب، به علّت اين كه مدّت جدائي روح، طولاني خواهد بود، متوقّف مي شود. زيرا فعّال بودن، نيازمند تغذيه است. كه ادامة آن بدون وجود روان، ضرورتي ندارد. و لذا متوقّف مي شود. و اعضاي رئيسة ديگر هم، از فعّاليّت باز مي ماند. و لذا ظاهراً به فساد و متلاشي شدن جسم مي انجامد. 4 ـ جملة «الله يتوفي الانفس..»، حكايت دارد، از اين كه خداوند، خود روانها را مي گيرد. و اگر آيات ديگر، گرفتن روانها را از وظايف فرشتگان (ملك الموت و ملايكة ديگر) بيان كرده اند، احتمالاً آنها را در يد قدرت خداوند قرار میدهند. یکی از دلایل تغذیه وتقویت شدن روح درهنگام خواب آیه 23 از سوره 30 میباشدکه میفرماید:- ومن آیاته منامکم باللیل و النها ر وابتغائکم من فضله ........:- واز آیات خداوند خوابیدن شما در شبانه روزو دریاقت کردنهای شما از بحششهای او میباشد