کورش از دیدگاهی راستین
شاعر جعفر ناظم رعایا

***************
کیست کورش ؟مرد دارای دوشاخ …

.شاه وپیغمبر بر ایرانی فراخ

تکیه بر نیروی عدل وداد کرد…..

تاکه ایران را بسی آباد کرد

یکدم آن کشور گشا آسان نزیست….

تاکه بنماید جهانداری به چیست

مرز ایران را شه کشور پناه….

برد تا آنسوی دریای سیاه

مرز شرقی برد در افلیم هند …

در فراسوتر بسی ازرود سند

نیز مرز سمت چپ قفقاز کرد…..

…نظم آن باتختگه همساز کرد

هم در آنجادر کهستان شمال…….

.ساخت کورش سد سخت داریال

بست بر یغما گران راه هجوم…..

.کرد ایمن مردم آن مرز وبوم

در جنوب آنسوی تر از رود نیل….

سر زمین آباد کرد از هرقبیل

از مدیترانه که غرب مصربود……

.تا به بحرسرخ"راه آبی"گشود

آنکه بعد از قرنها تعمیرشد…….

پس به"سوئز "نامش عالممگیر شد

غرب را باشرق ازآن پیوند زد….

.تا تجارت در دوسو آسان شود

هست منشورش گواهی راستین…….

.کو شده مکشوف در آن سر زمین

دارد آن راموزه ای در انگلیس…

.در تملک به زالماسی نفیس

موزه های غرب را یکره ببین…..

.پس به سوگ غیبت کورش نشین

آن زمان کز علم وفن حرفی نبود…

.برجهان راه تمدن او گشود

نظم وقانون,عدل ودادی راستین….

کرد حاکم او,بر اقطارزمین

بر ستمگر تنگه کهسار بست……

..بر دو دریا سد راه ازهم گسست

صنعت وفن وهنربنیاد کرد……..

.داد ورزید و جهان آباد کرد

ماندانیم او چه کس بود وچه کرد .

بهره ورباشد جهان زان راد مرد

دادگررا لکه ای ننگین زنیم…..

.بر پیمبر تهمت بیدین زنیم

بیخردهااز حقایق بیخبر …..

.بارکشهای کتب مانند خر

پوزه در کاه بد آیین میکنند…..

روی خاک پاک سرگین میکنند

سعی در تحریف قرآن کرده اند…..

نظم آئین را پریشان کرده اند

چون نمیداند الاغ بار کش……….

فرق ظلم و جور با داد و دهش

رنگ وبوی گل نمیداند الاغ…….

..چون علف پندارد آنهارا بباغ

وانکه ازگفت خدا آگاه شد ……

.گوهر اندیشه اش شبتاب شد

میکند باور اشارات خدا……….

مینماید راز پنهان را به ما

چونکه گوید سوی دریای سیاه…. .

برده اندایرانیان از شرق راه

شرق دریای سیاه ایران بود…….

هم سکندر اهل غرب آن بود

پس سکندر کو به مقدونیه زیست….

طبق این تعریف ذوالقرنین نیست

لاجرم آن کو به مغرب ره گشود…..

غیرکورش او کسی دیگر نبود

نزد ما بانور قرآن روشن است….

.اینکه ذالقرنین و کورش یکتن است

هرکه این حق را به جد انکار کرد..

برکج اندیشی خود اقرار کرد

درمتون دینی پیشینیان ……….

هم بر این معنا بسی یابی نشان

در تعاریف کتاب دانیال……….

.میدهد روشن زکورش شرح حال

گوید او ازگفت جبرائیل راست……

.نام ذوالقرنین بر کورش رواست

بنده ناظم نیز میگویم همان……

هست ذوالقرنین کورش ییگمان

آن شهنشه را نبوت نیز بود……

.دین و دنیارا بهم توام نمود

تاکه ایران را به اوج افتخار…

.برد بارهیابی از پروردگار

های ره گم کردگان بی گقتگو…..

هست عنوان بزرگی آن او

بهتر است آنکس که ازاو بردنام….

گفته را آذین دهد با احترام