تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرو

تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرو......... تعقیق و تالیف- جعفر ناظم رعایا

بسم الله الرحمن الرحیم 

طرح تدوین الگوی اسلامی یشرفت

1- هدف هدف از عنوان کردن طرح تدوین الگوی اسلامی پیشرفت رسانیدن مسلمانان مؤمن به عزتیست که خداوند برای آنان خواسته است چنانکه در آیه 8از سوره 62 میفرماید :-العزه لله ولرسوله و للمومنین.. 2- حدود عزت و تعاریف آن خداوند برای عزت مسلمانان حد و مرزی مشخص تعریف نفرموده است زیرا عزت این جهانی مسلمانان در میان جهانیان و اقتدار آنان قابل تعریف میباشد و بنابراین به نسبت مقتضیات زمان متغیر میباشد چون غیر مسلمانان بخصوص متمدنان مادیگرا تمام اهتمام خود را مصروف کسب قدرت علمی صنعتی و اقتصادی مینمایند که لازمه آن دست اندازی به تمام امکانات طبیعت و از آن جمله امکانات مو جو در دنیای اسلام میباشد که طبیعتاً موجب برخورد و خطراتی اجتناب ناپذیر برای طرف ضعیفتر میگردد وبنا بر این مسلمانان باید آمادگی دفاع از حقوق حقه خود را داشته باشند. در این خصوص چنانچه در آیه 60 از سود هشت میفرماید واعدوا لهم ماستطعتم من قوه.....ترهبون به عدوبالله وعدوکم و... بنابراین در هر زمانی باید قدرت اسلامی" مخصوصاً قابل پیشرفت "مقداری هم از قدرت متمدنان مادیگرا بیشتر باشد تا جرئت تخطی به جهان اسلام را نداشته باشند:-ترهبون به عدوالله وعدوکم و... 3-لوازم حفظ قدرت و استمرار آن. بعضیها تصور میکنند که لازمه کسب قدرت و پایایی آن در برابر دشمنان آزمند ایمان قوی و روحیه بالا میباشد -آری این هست اما بستگی به این دارد که ما از ایمان و روحیه قوی چه برداشتی داشته باشیم . ایمان قوی و روحیه بالا در اینست که ما رهنمودهای قرآن را درست بفهمیم و صحیح به کار ببریم که از جمله آن رهنمودها مفاد آیه شش سوره انفال و 179 از سوره بقره است که میفرماید :- ولکم فی القصاص حیات یا اولی الباب :- زندگی شما اعم از فردی و اجتماعی در اقدام به قصاص ممکن میشود و استمرار پیدا میکند-- و قصاص به معنی پیروی و عکسالعمل از همان کاری است که متجاوز انجام میدهد و بنابراین قصاص کسی که بر سر ما بمب میریزد این نیست که او را نفرین کنیم و یاتلافی را از خداوند بخواهیم بلکه قصاص به معنی پیروی و عکسالعمل از همان کاری است که متجاوز انجام میدهد و بنابراین قصاص در این خصوص اینست که عکسالعمل مشابهی در برابر تجاوز او انجام بدهیم که لازمه آن توانمندی کافی میباشد که از علم و فن و صنعت و اقتصاد شکل میگیرد . 4- لوازم تأمین قدرت و قوت.:- منشا’ تمام قدرتها و قوتها آفریننده هستی میباشد که آنها را به صورت گنجهایی آشکار و نهان درطبیعت قرار داده و میدهد و به بندگان خود استعداد کشف و شناخت و کاربرد آنها را افاضه میفرماید تا هر یک بر حسب کوشش خود آنها را بشناسند و مورد بهره برداری و کاربری قرار دهند و چنانکه در مورد ذوالقرنین فرموده است، به او در زمین تمکن دادیم و وازهر چیزی سبب و وسیله فراهم کردیم و او هم از اسباب و وسایل پیروی کرد....- وهماینگونه که شاهد هستیم توان و امکانات خدادادی تا بینهایت در زمین فراهم شده و آماده بهره برداری و صرف عمران و آبادانی میباشد - چنانکه در آیه 61 از سوره 11 میفرماید:- هو انشاکم من الارص واستعمرکم فیها :-ا و شما را از زمین خلق کرد و خواست که در آن به عمران و آبادانی بپردازید و اینکه میگوییم "تا حد بینهایت" با اتکا به آیه 21 از سوره 15 میباشد که میفرماید :وان من شیئ الا عندنا خزائنه وما ننزله الا بقدر معلوم –یعنی هیچ چیزی نیست مگر اینکه گنجینه های آن نزد ما میباشد و از آنها نازل نمیکنیم مگر به اندازهای مشخص و لذا خداوند برای تمام مخلوقاتی که آفریده و تا ابد میآفریند به اندازه کافی و مورد نیاز ضروریات وتمکن و اسباب زیستن را تدارک دیده است و مقدار برداشت از آنها متناسب با همت و تلاش مخلوقات میباشد و این حقیقتیست انکارناپذیر که شخصی به نام ذوالقرنین (که طبق اشارات قرآن کریم همان کورش کبیر است ) با بهرهگیری از امکانات خدادادی شرق و غرب عالم را به تصرف درآورد وآباد کرد وبرعکس او شاهان دیگری هم بودند که بعلت بی لیاقتی گوهر های گرانبهای گنجینه های سلطنتی و منابع و تأسیسات ملی را به گرو میگذاردند تا مبالغی از کشورهای استعمارگروام بگیرند تا به سفرهایی خسارت بار اروپا بروند و به عیاشی بپردازند وهمینها درعین حال بخشهای بزرگی از کشور را بعلت بیعرضگی از دست میدادند و قراردادهایی ننگین با بیگانگان امضا میکردند و شگفت اینکه نامهای ناصرالدین و مظفرالدین هم بر خود میگذاردند ! 5-قدر معلوم گنجهای خداوند و نزول آنها. گنجهای خداوند مانند خزائن انسانها نیستند که چون هزینه شوند از مقدار آنها کاسته شود آنها مانند آب دریا و خاک حاصلخیز زمین نور زندگی بخش خورشید-هوای دربرگیرنده زمین و مهمتر از همه استعدادها و توانمندیهای رو به توسعه انسانها می باشد و بنابراین برای توسعه دهندگی مدنیت خاص اسلامی هیچگونه کم و کسری وجود ندارد مگر اینکه خود مردم خواستار نباشند ,چنان که یوسف گفت :-واجعلنی علی خزائن الارض و نگفت واجعلنی علی خزائن الملک :- مرابر گنجینه های زمین اختیار تام بده...حال با این همه امکانات باید ازخود بپرسیم : 6- بااینهمه امکانات چرا کشورهای اسلامی در حالت انفعالی قرار دارند؟ آنچه مسلم است این است که کشورهای" معروف به "اسلامی از نظر امکانات خدادادی یعنی فطری هیچگونه کم و کاستی ندارند و مسلمانان نیز برای هدایت یابی مهمترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم را در اختیار دارندوبخوبی میتوانند با بهرهگیری از رهنمودهای آن و به کارگیری امکانات و نعمات بیشمار خدادادی از بالاترین مرتبه مدنیت جهانی برخوردار شوند. اما متأسفانه چنین نیستند و برعکس همیشه یا تحت فشار و ستمگریهای خللفای غاصب بوده اند و یا استعمار ستمگرانه و دخالتهای متجاوزانه و زور گویانه غرب وهیچگاه نبوده است که یک حکومت طبیعی متناسب با معیارهای فرآنی/ اسلامی در سرزمینهای اسلامی تشکیل شده باشد. پس کسی که بخواهد مشکلات جاری جهان اسلام راه که مانع ایجاد یک حکومت اسلامی راستین بشود ریشه یابی کند باید جریان امور دینی مسلمانان را از صدر اسلام تاکنون مرور نماید تا ریشه مشکلات را با زشناسد به نظر نگارنده در صدر اسلام دو حادثة مهم روی داد که جریان دینی اسلامی را از مسیر طبیعی خود خارج کرد . اول- قضیه تشکیل شورایی به نام سقیفه بنی ساعده با تعدادی اندک شرکتکننده که صلاحیت انتخاب جانشین برای حضرت رسولالله رانداشتندو با انتخاب ابوبکر حضرت علی را از حق الهی خود محروم و جریان خلافت را که باید طبق مفاد آیه 38 از سوره 42 که میفرماید :والذین استجابوالربهم واقامواالصلوه وامرهم شورا بینهم- در شورایی متناسب با اهمیت موضوع ویا طبق وصیت حضرت رسول الله در مسیر الهی قرار میدادند –نه مسیری انتصابی قبیله ای! این اقدام ناشایست ونا متناسب که به نام شورا انجام شد نه تنها حرمت و صایای حضرت رسول الله را شکست و حقوق شورایی شدن امور مسلمانان را ضایع نمودبلکه مسلمانان حقیقی را نسبت به اهمیت امر شورایی که خداوند وضع و درحد اجابت امر پروردگار و ستایش او تعریف فرموده است بد بین نمود و مسلمانان را به مدت 13 قرن از مزایای شورایی شدن نظامهای اسلامی محروم ساخت. حادثه دوم سر پیچی معاویه از اطاعت امر خلیفه بر حق حضرت رسولالله و شعلهور شدن کینه جاهلیت در سینة او و ایجاد جنگ صفین و پس از شکست او کشانیدن حیله گرانه امر خلافت به حکمیت و صدور رأی به نفع معاویه و خلع حضرت علی از خلافت و موروثی و امپراتوری گونه کردن امر خلافت اسلامی که سبب شد روح اسلام یعنی معنویت آن از بخش حکومتی آن جدا و بدین ترتیب اسلام دو شقه شود ومعلوم است که هرچه دو شقه شود عملاً از کارآیی ساقط میگردد. بعضیها گمان میکنند که با افتادن حکومت اسلامی به دست امویان و عباسیان و عثمانیها روح دین در اختیار خاندان رسالت و پیروان آنان قرار گرفت در صورتی که اولاً خاندان نبوت تا زنده بودند همیشه مورد کینه و حصر و شکنجه و نهایتاً مسموم و یا مقتول شدن قرار داشتند و ثانیاً اگر هم روح دین را تعلیم و تبلیغ میکردند چون امکان اجرایی شدن آن را در هماهنگی با بخش مدنی اسلامی(حکومتی) نداشتند در حقیقت مانند روحی بی جسم بود که امکان ظهور و بروز نداشت وتعلیم یافتگان مکتب آن بزرگواران نیز که به ولایت از خاندان رسالت امر سرپرستی پیروان را بعهده داشتند پیوسته بناچار مردم مسلمان را که در محدودیت و محرومیت بسر میبردند به صبر و بردباری و قناعت با مختصر بهرهگیری که مخفیانه و یا آشکار از سرزمینهای اسلامی میگرفتند سقارش میکردند تابه ناچار وضع موجود را تحمل کنند وبا اندک امکاناتی که بدست می آورند بسنده نمایند ولذا پیروان متدین اسلام فرصت به کار بردن استعداد و توانمندیهای خود را در امر تقویت بنیه یک نظام اسلامی مترقی پیشرو که بنیانگذار یک تمدن اسلامی حقیقی باشد در طول تاریخ بدست نیاوردند!و نتیجتاً نه یک نظام مترقی و متمدن اسلامی به وجود آمد و نه مسلمانان مجرب و کار آزموده برای انتقال تجارب حقیقی لازم به نسلهای بعدی خود و نتیجتاً رفتهرفته بین مسلمانان به تدریج کوشش و همت و تلاش اهمیت خود را از دست داد و مردم بیشتر به یک نوع تزاهد پوچ و غیر دینی خو گرفتند و استعدادهای فطری و کارایی ذاتی حقیقی خود را از دست دادند و به بیکاری و کم کاری و مسئولیت ناپذیری که آفتهای مسری اجتماعی و موانع رشد مدنیت دینی هستند خو گرفتندو یک چنین رویه ای بزرگترین نقیصه ایست که دا من انقلاب اسلامی را نیز غبار آلوده و اقتصاد کشور را آسیب پذیر کرده است. . 7-درقضاوت تامل فرمایید ما از یک نظام دینی راستین جهانشمول سخن میگوییم نه افرادی که ممکن است بعضی هم دارای ایمان حقیقی سعادت بخش باشند و چون نظر ما هم جهانبینی است نه متوجه کشورهای جداگانه که شد ت و ضعف نظام حکومتی آنها متفاوت است -در مورد ایران نیز که نظام انقلابی جدید را هم امید وارکننده میدانیم به خصوص که مقام معظم رهبری به این نقیصه مهم توجهی خاص داشته و دارند که دستور تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفته را صادر و لازمالاجرا فرمودهاند و باین مفهوم است که وضع موجود را علیرغم اینکه در مقایسه با نظامهای دیگر بهترین است اما نواقصی بزرگ دارد که در تدوین الگوی موردنظر باید برطرف گردد.راضی کننده نمیدانند. علاوه بر موارد مذکور هر کس ایرادی دارد آن را صادقانه با معیارهای قرآنی به سنجد و به داوری بنشیند 8- الگوی اسلامی پیشرفت کدام است. مسلم این است که آنچه وجهه همت است الگو سازی برای نظام اجتماعی و دولتی اسلامی است که اساسنامه آسمانی آن قرآن کریم است که برای اداره امور نظام خود تمام رهنمودهای لازم را در بر دارد چنانکه می فرماید :-دالک الکتاب لا ریب فیه هدی و نیز میفرماید ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا بیانگر همه چیز باشد آیه 89 از سوره 16 و لذا باید برای تأمین سرمایههای لازم در امر الگو سازی در قرآن به تدبر و تحقیق پرداخت و اسباب و مواد ضروری را گلچین کرده و مورد استفاده قرار داد و مطمئن بود که هیچ منبعی که بتواند جانشین گنج گران مایه قرآن کریم باشد در هیچ جای دیگر نه وجود دارد و به وجود خواهد آمد تعیین الگوی الهی برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت خداوند در آیه 30 از سوره 30 میفرماید: فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیهالا تبدیل لحلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون- پس همت استوار بدار برای برقراری یک نظام اسلامی راستینی که هماهنگی و هم ساز با نظام آفرینش باشد همان نظام آفرینشی که انسان را نیز بر همان اساس آفریده است هیچ تبدیل و جایگزینی برای خلق خدا نیست و نباید باشد این چنین است دین پایدار ولیکن اکثر مردم نمیدانند . دین در عرف اعتقادی یک نظام آسمانی حاوی مجموعه شرایط و قوانین و مقررات برای رهنمودهای گوناگون ناظر بر تمام امور مادی و معنوی گروندگان و پیروان بهمنظور پیمودن راه کمال به سوی سعادت دنیوی و اخروی میباشد .حال اگر بخواهیم برای الگوی اسلامی مشخصاتی تعریف و بیان کنیم خلاصتا میشود طرح و نمونه برای مشابه سازی و چون الگوی اسلامی منظور است الگوی اسلامی باید منطبق بر قوانین و شرایط و مقررات و رهنمودهای آسمانی باشد که در حقیقت همان دین یا نظام اجتماعی و حکومتی اسلامی میشود و منظور الگو سازی این است که هرگونه حشو وزوائداحنمالی بریده و دور ریخته شود و نیز کم و کسری های ناشی از سهلانگاری ها مشخص و لازم الرعایه گردد .بااین بیان چون طبق مفاد آیه 89 از سوره 16 قرآن کریم" تبیانا لکل شیء" میباشد رهنمودهای آن برای رسیدن انسان به کمال مطلوب بی کم و کاست میباشد -اما چون شاهدیم و نمیتوانیم انکار کنیم که جوامع انسانی اسلامی تاکنون به کمال مطلوب نرسیده اند در انطباق با مفاد آیه 143 از سوره بقره نه تنها موقعیت شاهد و اسوه و الگو شدن بر جهانیان را احراز نکرده است بلکه از جوامع مدنی غیر اسلامی نیز به مقدار زیاد عقب ماندهاند میتوانیم نتیجه بگیریم که یا رهنمودهای قرآن کریم درست فهمیده نشده و یا عمداً اشتباه عمل شده ویا نادیده انگاشته شدهاند که در تدوین الگو باید بازشناسی وباز آموزی و باز کنشی و لازم الرعایه تعریف و تبلیغ کردند .9-علل بوجود آمدن نقایص مذکور . آنچنانکه در بند 6 در بالا اشاره کردیم در نتیجه حیله گریهای معاویه و عمروعاص چون مشکل مربوط به امر مهم خلافت به جای ارجاع به شورایی متناسب با اهمیت موضوع به حکمیت واگزارشد بخش حکومتی دین از بخش معنوی آن جدا گردید و در غصب امویان و عباسیان قرار گرفت و بخش معنوی آن بدون ضمانت و لوازم ضروری اجرایی که همان حکومت است معطل گذاشته شد هرچندظاهرا خاندان نبوت عهدهدار آن شدند که نهتنها ضمانت وامکانات اجرایی نداشت بلکه آن بزرگواران و پیروان آنان پیوسته مورد آزار و حصر و جنایت امویان عباسیان و عثمانیان قرار داشتند و لذا هیچگاه وسایل و امکانات متشکل شدن کامل دو بخش مهم دین فراهم نشدو در سنجش با معیارهای دوگانه کتاب خداوند و سیره نبوی میتوان گفت آنچه جهان اسلام شناخته میشود اسلام شناسنامه ای میباشد که با اسلام حقیقی تفاوت بسیار دارد . 10-چرایی تفکیک اسلام به دو بخش حکومتی و معنوی و آسیبهای مربوط به آن. خداوند در تعریف نظام آفرینش در آیه 49 از سوره 51 میفرماید: و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون و ازهر چیزی و برای هر چیزی زوجی یا قرینی آفریدیم به منظور اینکه شما متذکر نظام آفرینش بشوید-- این آیه که متکی به آیات دیگر هم میباشد و یکی از اسرار مهم یا به عبارتی بزرگترین راز آفرینش را بیان میدارد و چون کلام خداوند است عظمت آن متناسب است با عظمت گوینده ان و هم متأسفانه به علت کوتاه بودن آیه وبی تدبیری اهمیت آن ناشناخته و طبیعتاً نا کاربردی باقی مانده است و این سهلانگاری بزرگ بزرگترین خسارت را بدین و دنیای اسلام و غیر مسلمانان وارد کرده است . توضیحاتی مختصر در این خصوص. الف- براساس اصل توحید و یکی از تعاریف مربوط به صفات که میفرماید لیس کمثله شی’ باید وحدت مطلق از هر جهت مخصوص آفریننده باشد و بنابراین کل آفرینش در کلیت و تمام اجزای ان در عمومیت باید زوج ا فریده شود تا وحدت عددی هم مخصوص خداوند بافی بماند و به همین جهت است که ما باید به هستی در دو بخش غیب و شهود ایمان داشته باشیم و اگر هستی را یکی بدانیم مرتکب شرک خفی شدهایم- هر یک از اجزای بینهایت آفرینش نیزدر جز ئیت خود دارای زوج هستند مانند دنیا و آخرت ,زندگی و مرگ , روز و شب, انس و جن, زن و مرد, مثبت و منفی, ثوابت و سیارات ,الکترونها و پروتنهاو غیره و در اجزاء بدن نیز زوج بودن تمام اعضای بیرونی و درونی حتی قلب و مغز و رگها و اعصاب وهمچنین آیات منزل وایات آفاق و انفس و خلاصه هر چیزی که مخلوق باشد . ب- باتوجه به توضیحات مذکور باید کل اعضای آفرینش که زوج هستند بر یکدیگر تأثیر مثبت ومنفی بگذارند تا تحولات مثبت تناسلی و توسعه مستمر صورت پذیرد و از این جهت نیز تفاوت مخلوق را با خالق عملاً ابراز دارند و ترجمان آیات سوره توحید باشند : او احداست ,صمداست ,نه میزاید و نه زاییده شده است , او را همسر و همتایی نیست . د- با توجه به این قبیل نکات است که فلسفه حضور ایمان در برابر کفر,جن در برابر انس, ابلیس در برابر آدم توجیه میگرددواز رده خرافات بیرون میآید و نیز جمله رب المشرقین و رب المغربین در سوره الرحمان همچنین کل آیات دیگر این سوره عظیم بهدرستی ترجمه و تفسیر و قابل ادراک و پذیرش میشود. ه-و به سبب همین دلایل و اسناد است که دینی راستین که برای انسانی نازل میشود که مرکب از جسم و روح است باید ناظر و شامل بر دو نوع رهنمود باشد که هم امور مادی آن را تدبیر کند و هم امور معنوی آن را و در عین حال این دو بخش مادی و معنوی باید متعادل و متوازن و هم ارزش باشند: الا تطغوا فی المیزان. و- وبه همین دلایل است که معتقدیم با پیروزی حیله کرانه معاویه عملاً دین دو شقه شد وهر شقه نیز که منطبق با نظام آفرینش نبود اثر و کارآیی خود را از دست داد و آنچه در طول تاریخ به نام اسلام جریان یافته تا به ما رسیده فقط نامها و عناوین اسلام است که نمیتوانند سعادت انسان را تأمین نمایند:- ز-خوشبختانه رهبر معظم انقلاب متوجه این خسارت عظیم شده ودستور تدوین الگوی اسلامی/ایرانی پیشرو را صادر فرموده اند که در جربان اجرا قرار گرفته است و امید است روس حقایقی که شالوده دین را نعریف میکند برای کار شناسانی که مامور تدوین این الگو هستند مشخص شود تا بر اساس آن تحقیقات وتدبرات لازم را انجام دهند وحقایق را روشن وتنظیم و کار بردی وارائه نمایند. 11-بهترین الگو برای تدوین الگوی اسلامی ایران پیشرفت :- هیچ کس مانند خداوند متعال مخلوقات خود از جمله انسان را نمیشناسد و از خصوصیات فطری او و مقتضیات و نیازمندیهای او آگاه نیست و نمیتواند مانند خالق او را تعریف و راهنمایی کند. آنچنانی که ذیل بند شش اشاره کردیم خداوند انسان را به الگوی فطرت و دین حنیف یا بهمعنای دیگر الگوی اسلامی برای پیشرفت تعریف فرموده و تأکید کرده است که :-لا تبدیل لخلق الله -یعنی هیچ تغییری در خصوصیات فطری خدادادی شما انسانها و مقتضیات وجودی و قوانین و مقرراتی که خداوند برای اداره و نظام اجتماعی یک چنین موجودی وضع فرموده است مجاز نیست زیرا هر گونه تغییری که در جریان الگو سازی مغایر فطرت او لحاظ شود سبب میشود که آن نظام ناپایدار و خسارت بار کردد. پس باید برای الگو سازی انسان را به درستی شناخت و آن هم در صورتی درست شناخته میشود که تعاریف آفریننده او را بهدرستی بشناسیم -وموجزترین تعریفی که از انسان فرموده است همان مفاهیم آیه 30 از سوره 30 میباشد که او را الگوی فطرت قرار داده است و کاری نکنیم که در فطرت انسان تغییر ایجاد شود:- لا تبدیل لخلق الله- که اگر تغییر ایجاد نشود الگوسازی درست انجام میشود و پایدار و کارساز خواهد بود زیرا ولایت انسان مخصوص خداوند است و آن کسانی که شرایع موضوعه آفریننده را انکار کنند پیروان طغیان گرانی میشوند که آنان را از نور به ظلمت میکشانند چنانکه معاویه و معاویه گونه ها کردند .پس شناخت انسان که الگو و یا ماکتی از خلقت است با شناخت طبیعت شناخته میشود که در کل مرکب است از دو بخش غیب و شهود و انسان هم مرکب است از بخش پیدا یعنی جسم و ماده و بخش نهان یعنی روح و روان و این هر دو بخش نیز باید متعادل باشند وهر کدام نیز مقتضیات مربوط به خود را دارند و نظام دینی موضوعه الهی برای یک چنین موجودی است که از دو بخش مادیات ومعنویات شکل گرفته که باید بدون هیچ گونه تغییر و تبدیلی مراعات و مجرا گردد و به یکسان تقویت گردند و نظام اجتماعی و حکومتی یک چنین موجودی نیز باید عامل و ناظر بدون تبعیض بریک چنین نظامی عادلانه باشد و اگر عدل یکی از اصول مذهب است بدین معنی نیست که خدا عادل است و ظالم نیست, بلکه به این معنی هم هست که نظام عدل اسلامی باید در تمام کلیات و جزئیات براساس عدل استوار باشد :- ونفس وما سواها- الذی خلق فسوی- الذی خلقک فسویک فعدلک.بنا بر این ایجاب مینماید که از این پس مبلغان اسلامی همان مقدار که راجع به تقویت معنویات و روح موعظه میکنند باید در مورد سلامت وتقویت جسم وکار وتلاش برای تقویت بنیه اقتصادی خانواده و نظام اسلامی اهتمام ورزند واز مردار واغواگر گری دنیا وپشت کردن به آن کمتر داد سخن بدهند بخصوص که ادامه دادن به این شیوه تبلیغ خلاف مقتصیات فطرت ونیازمندیهای بخش مادی وجود انسانها و حکومت اسلامی وبخصوص مغایر مفاد آیه 61 از سوره 11 میباشد که میفرماید هو انشاءکم من الارض واستعمرکم فیها. به تصریح آیات متعدد, دین یک نظام الهی است که خداوند برای تکمیل نعمات خود برای افاضه به انسان خلق فرموده است تا به بالا ترین مرحله کمال که خلیفه الهی است برسد چنانکه در آیه 55 ازسوره 24 فرموده است وعدالله الذین آمنوا منکم وعماوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض...... و اگر به آیاتی که در مورد ایمان به دین نازل شده مراجعه کنیم میبینیم که همه آیات پیرامون آنها آیاتی هستند که شرایع و قوانین اسلام در آنها تعریف شده است که باید دقیقاً و کاملاً عملی و اجرا شوند- پس دین در حقیقت همان نظام اسلامی است که تمام امور امت را شامل میشود و الگو هم همین معنی را دارد که برای ارائه آن باید تمام شرایط و قوانین یک نظام دینی کاملا و کارشناسانه مورد تدبر و تحقیق قرار گیرد و حشو . زوائد و تحریفات احتمالی آن مشخص و دور ریخته شود و حقایق الهی آن غربال شده و ماهرانه مجسم و مانند الگو قابل ارائه گردد . درست است که در 13 قرن پیش که ایران توسط اعراب مسلمان فتح شد اکثریت به اتفاق مردم این سرزمین دین اسلام را پذیرفتند اما حکومت ایران عمدتاً در دست غیر ایرانی بود و اگر هم در بعضی نواحی ایرانیان توانستند بخشهایی از کشور را زیر فرمان خود درآورند ولی تا زمان نهضت صفویان که مذهب شیعه را رسمیت بخشیدند و کشور راار زیر نفوذ عثمانیان بیرون آوردند و یک حکومت اسلامی در این کشور تأسیس شد ولی آنگونه که باید وشاید مسائل و مشکلات اجتماعی و مدنی مردم با امور حکومتی تألیف و ترکیب و اجرایی نشد تا از برخوردهای عملی تجارب و راهکار و علوم و فنون لازم آموخته و اندوخته و کاربردی و سرمایه یک تمدن راستین و پویای اسلامی بشود و آنگاه نیز که صفویان باستقلال رسیدند واز نفوذ عثمانیان آزاد شدند پیش از این که نظامی تثبیت شود و زمینه تحقیق و توسعه فراهم شود راه غربیان به ایران باز شد و اختطلافات خارجی و داخلی و آشفتگی اوضاع روز به روز شدیدتر گردیده تا نهایتاً کشور پاره پاره و باقیمانده آن تبدیل شد به یک مستعمره مورد تاخت و تاز کشورهای قدرتمند شرق و غرب که هر که را میخواستند به حکومت بدون اختیار و استقلال میگماردند- و خلاصتامیتوان گفت که ایران هیچ گاه از یک نظام اسلامی کامل برخوردار نشد تا اینکه استعمارگران تمامیت خواه بیشر مانه و ستمگرانه جنایات خود رابحدی رساندند که غیرقابل تحمل شدتا اینکه رحمت خدا بر این ملت شامل شد و نور اسلام راستین را در وجود حضرت امام خمینی متجلی ساخت تا چشمان مردم را باز وراه آنها را روشن و قلبها را مطمئن و بازوان را قوی و امیدها را زنده و غیرتها و شجاعت ها را برانگیخت و نهایتاً کردند آنچه را باید سالها و بلکه قرنها پیش میکردند . همه میدانند که در دو سال اول پیروزی انقلاب همان گونه که از یک انقلاب اسلامی راستین سزاوار است اقدامات همه جانبه توسعه شگفتانگیز آغاز گردید که جهانیان را به حیرت وا داشت وبد خواهان را به هراس افکند تا تمام نیروهای اهر یمنی خود را متمرکز کردند و کشور و انقلاب را مورد هجوم نظامی هشت ساله قرار دادند و خسارتهای جانی و مالی و خرابیهای توان فر سا و تهاجمات فرهنگی و محاصره های وسیع اقتصادی صنعتی تجاری علمی و طولانی مدت بر ما تحمیل کردند که هنوز نیز با تمام شدت ادامه دارد وزمینه ای فراهم آوردند که تمام توان ملک وملت صرف دفع آنها بشود وفرصت پیدا نکند که نقاب از چهره اسلام بردارد تا خفاشان خون آشام بگریزند و به زوایای غارهای تاریک خود پناه ببرند. و اما خوشبختانه خلف صدق رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران یعنی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای علیرغم همه مشکلات و موانع بیشمار هیچگاه فرصت را از دست نمیدهند و هردم رهنمودی مهم و طرحی عظیم ارائه میفرمایند که یکی از آنها رهنمود تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت میباشد, چون معظمله بخوبی توجه دارند که اسلام راستین نه این است که فرهنگ متداول ایران ازان شکل گرفته و نه ان است که نا مسلمانان جاهل میپندارند و نه آنست که بد خواهان کینه توز بد اندیش را به هراس افکنده است- بلکه اسلام رحمت خدا بر تمام انسانهاست چنانکه خطاب بر تمام مسلمانان میفرماید : و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الرسول علیکم. شهیدا آیه 143 از سوره دوم . یعنی با اینکه ما قبله شما را از مسجدالاقصی بهسوی مسجدالحرام تغییر دادیم خواست ما این است که شما را امتی میانه رو عدالت گستر قرار دهیم تا شاهد و ناظر و (اسوه و الگو) برای تمام مردم جهان باشید آن چنان که پیامبر بر شما شاهد و ناظر و اسوه و الگو میباشد -و این قبله ای که تو را رو به سوی آن قرار دادیم تنها برای این است که پیروان راستین پیغمبر از کسانیکه به پشت سر خود یعنی آیین غلط پیشین برمیگردند باز شناخته شوند -هر چند این تغییر قبله جز برای کسانی که مشمول هدایت الهی میباشند سخت بزرگ به نظر میرسد . چون مطابق آیه 107 از سوره 21 حضرت رسولالله که اسوه و الگو برای ما میباشند و رحمت خدا بر همه جهانیان است هر مسلمان مؤمنی فردا فرد و امت مسلمان کلا- در عین حالی که باید پیام رسان اسلام و الگو برای جهانیان باشد باید رحمت خدا هم برای آنان باشد وعملاً به جهانیان بفهماند که "اسلام هراسی" بدعتیست کینه تو زانه که دشمنان انسانیت بر جهانیان القا و تحمیل مینمایند و مسلمانان هیچ خصومتی با غیرمسلمانان ندارند بلکه خیرخواه آنان هم میباشد . 12- تدوین الگوی اسلامی برای کسانی که خود الگوی نظام اسلامی هستند. همانگونه که فوقاً چندبار اشاره کردیم که طبق مفاد آیه 30 از صور 30 خداوند انسان را هم الگو یا ما کت فطرت و خلقت قرار داده است و هم الگوی یک نظام دینی حنیف و راستین و پایدار جهت امت اسلامی و بنابراین باید انسان- یاخود را -بشناسیم تا بتوانیم الگویی تدوین کنیم که بر اساس فطرت باشد تا پایدار و سعادت بخش بماند. پس لازم میشود که فطرت خود را یعنی انسان را که الگو و ما کت دین فطری است بشناسیم و این نیز بر اساس تعاریفی که خداوند برای این مخلوق شگفتانگیز خود بیان فرموده است میسر میباشد چنانکه در آیه 20 از سوره 30 میفرماید : ومن آیاته ان خلقکم من تراب .. ودر آیه 7 از سوره 32میفرماید بداء خلق الانسان من طین وآیات متعدد دیگر که همه بیان میدارند که انسانرا از خاک یعنی ماده آفریده است و پس از به تعادل رسانیدن بخش ما دی وجود انسان روح در آن دمیده است چنان که در آیه نه از سوره 32 میفرماید: واذا سویته ونقخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین و نیز در آیه 29 از سوره 15 و... پس وجود انسان مرکب از ماده و جسم و معنا یعنی روح است و همانگونه که کل هستی هم مرکب است از عالم شهود و عالم غیب یعنی ماده ومعنا . -انسان در طول زندگی نیز برای رشد دوگونه تغذیه میشود :یکی از منابع مادی برای رشد جسمی و دیگری توسط ادراکات احساسی و اندیشه و تعقل ونیز بهنگام خوابیدن به امر خداوند برای رشد و تقویت روح . و آیاتی نیز که وسیله هدایت انسان به سوی کمال هستند دوگونه اند:آیات آسمانی منزل مانند آنچه در قرآن کریم جمع و تدوین شده است و آیات فطری مشهود در طبیعت که ایات آفاق وا نفس نامیده میشوند -چنان که در آیه 53 از سوره 41فرموده است: سنریهم آیاتنا فی الاقاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق - و این دو بخش آیات زوج و قرینه یکدیگرند و باید بر هم ترکیب شوند تا تأثیرگذار و مولد گردند –در معنایی دیگر درنظام آفریتش که بر مبنای تزویج وتقارن کلیات و جزئیات آن استوار است اگر آیات منزل که در قرآن کریم مضبوط است بر آیات خلقت یا آیات آفاق و انقس ترکیب و تقسیر نگردند نتایج مورد نظر خداوند برای بندگان آز انها بدست نمی آید. با توجه به موارد مذکور, در جریان تدوین الگوی اسلامی ایرانی برای نظام اجتماعی انسانهایی که مرکب از جسم و روح هستند باید به هر دو بخش از وجود آنان به یکسان و عادلانه توجه نمود و تسهیلات وا هداف تکاملی آنان را تنظیم و قانونی و لازمالاجرا کرد,وگرنه نتیجه بخش نخواهد بود 13-بخشهای هدایتی مهم فراموش شده قرآن کریم که حقا در تدوین الگوی اسلامی لازم واجب الرعایه میباشند. طبق تصریح آیه 2 از سور 2 که میفر ماید: ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی و آیات بسیار دیگر تمام آیات قرآن کریم و از جمله داستانهای ان قاطعیت هدایت کنندگی دارند و هدایت به منظور رسیدن راه پیما یا ن به هدفی مشخص میباشد پس تمام داستانها که بخشی مهم از قرآن میباشند کلا هدایت هستند و تفاوت آنها باآیات دیگر اینست که آیات داستانها هدایت و الگو برای حکومتهای نظامهای دینی و رؤسای دین میباشند اما متأسفانه تاکنون هیچ الگوی حکومتی بر مبنای داستانهای قر آن تدوین نشده است. برای نمونه داستانهایی که باید ا لگوی حکومتی قرار گیرد عبارتنداز:- در مورد ذوالقرنین میفرماید:- انامکنا له فی الارض آتیناه من کل سیء سببا :....ما او را در زمین متمکن کردیم واز هرچیزی برای او سبب ووسیله ای فراهم کردیم و او هم از تمام امکانات بهره گرفت و آنها را به کار برد- آیات 85 تا 84 سوره هجدهم – واز جریان امربه عظمت یاد میکند که به معنی آنست که یک نظام دینی ویا الگوی مورد قبول خداوند آن است که در هر زمانی متناسب با مقتضیات آن از تمام امکانات موجود بهره بر گیرد و بی هیچ عذر و بهانهای آنهارابرای تأمین رفاه عمومی و توسعه کشور و نظام حکومتی آن اختصاص دهند و این رویه را یک رسالت الهی بداند هر چند کسانی به لحاظ دینی با آنان هم عقیده نباشند چنانکه یوسف به عنوان یک الگو رسالت خود را بدون هیچ پیش شرطی در همکاری با فرعون مصربه انجام رسانید . رهنمودهای داستانهای حضرات داود و سلیمان:- آیات متعددی هست که ما را مکلف به ایمان داشتن به پیامبران دیگر مینمایند که اکثرا آگاهی دارند اما داستانهای داوود و سلیمان و ذوالقرنین همه بر اهمیت علوم و فنون و صنعت واقتصاد وتجهیزات نظامی و... تاکید مینمایند. از میان آیات متعددی که به هدایت کلی نظام دینی /مدنی میپردازند آیه شگفتانگیز 80 از سوره 21 انبیا میباشد که میفرماید :وعلمناه صنعه لبوس لکم لتحصنکم من باسکم فهل انتم شاکرون :- ما به داوود صنعت ساخت پوشش ایمنی را برای شما اموختیم تا شما را از سختی ها و عواقب جنگها ایمن بدارد پس ایا شما قدردان و سپاسگزار آن هستید !!. این آیه صریحاً اسوه قرار دادن پیامبران پیشین به خصوص داوود را,تأکید میفرماید چنانکه میفرماید به داوود ساخت یا تأمین پوشش امنیتی را" برای شما مسلمانان "آموختیم تا شما مسلمانان به پیروی از او وبر اساس مقتضیات زمان خود پوشش حفاظتی فراهم نمایید- و وجوب و حدود و مقدار آن را که باید متناسب با مقتضیات زمان درحدی باشد که دشمنان حتی در اتحاد با هم پیمانانشان جرئت نگاه چپ کردن به مسلمانان را هم نداشته باشند چنانکه ار آیه 60 از سوره هشت منظوراز حدود ووجوب آن را توضیح و تکمیل فرموده است :- قدرت دفاعی شما باید در هر زمان بحدی باشد که "دشمنانتانرا به هراس افکند" ؟ و در آیه 10 از سوره سبا میفرماید :ما به داوود برتری خاصی بخشیدیم بدینترتیب که کوهها و نیز پرندگان با او هماهنگ وهمنواگردیدند و آهن رابرای او نرم کردیم و فرمودیم تا زرهها و پوششهای امنیتی فراگیر بسازد و خصوصیات آنها را متناسب با ابزارهای جنگی رعایت کند وحد و درستکاری ( استندارد )لازم و پیشرفته را به کار بگیرد زیرا من ناظری تیزبین در کار و کردار شما میباشم و نیروی باد را به خدمت سلیمان درآورد یم که اندازه کارایی آن در هر بامداد وپسینگاه مشهور است و بدین گونه چشمههای فلز گداخته را برایش جاری ساختیم و جنیان را برای او به خدمت برگماشیم وهر یک از آنها از فرمان او سر میپیچیدند باآتش مجازات میکردیم تا آنچه را از نیایشگاه و کوشکها وکاخها حتی از بلور تراشیده و ظروف عظیم و دیگهای بزرگ پابرجا که میخواست برای اومیساختند . با این بیان سلیمان تمام علوم و فنون و تخصص ها راه حتی با استفاده از تخصص جنیان و شیاطین به کار گرفت و تمدنی عظیم در زمان خود بنیاد نهاد به گونهای که در هیچ کجای جهان همانندش وجود نداشت چنانکه میفرماید :- پروردگارا بر من به بخشای و سلطنتی به من ارزانی دار که غیر از من کسی سزاوار آن نباشد -آیه 35 از سوره 38 و بنابراین چون داستانهای قرآن کاملا شفاف واز رهنمودهای مدنیتی برای ایجاد الگوهای نظام اسلامی پیش رو و متناسب هر زمان هستند یک نظام الگوی اسلامی باید از تمام امکانات و علوم و فنون و صنایع و منابع و معادن و حتی شیاطین بهره بر گیرد و نظام را چنان توسعه دهد و پایا و پویا کند که هیچ دشمنی وهیچ قدرتی ,حتی در مقیاس جهانی جرئت آسیب رساندن به آن را حتی در مخیله خود خطور ندهد – ترهبون به عدوالله و عدوکم ....-و دستیابی بر چنین هدفی آنچنانکه در داستانهای یوسف و داود و سلیمان و ذوالقرنین بیان فرموده امکانپذیر میباشد . رهنمودهای داستان ذوالقرنین:-. ذوالقرنین در زمین تمکن یافت و از تمام امکاناتی که خداوند برای او فراهم کرده بود بهره بر گرفت آیه 84 از سوره 18و تمام سببهارا دنبال کرد و دامنه نفوذ جهان گشایی را تا مغرب و دریای سیاه گسترش داد و خداوند به او اختیار سلطه بر ملل غرب را افاضه فرمود چنان که فرموده است : واتبع سببا. او تصمیم گرفت که بر اساس عدل و داد بر مردم حکومت کند چنانکه از قول او میفرماید: پس اگر کسی ستم کرد او را مکافات میکنم و اگر کار و کردار راستین پیشه کردپاداش نیکویش میدهم و امر میکنم که در نظام حکومتی ما ازتسهیلات لازم برخوردار شود :سنقول له من امرنا یسرا آیه 88 – و سپس امکانات را به کار گرفت و بر مشرق استیلایافت و ما شاهد کار و آگاه بر اخبار او بودیم آیه 91. بازهم امکانات را ابزار و وسیله قرار داد و تا حد تنگه ای در کوههای قفقاز رسید که اهالی آن از جمله عقب مانده گآن مدنی بودند و درخواست کردند که برای جلوگیری از هجوم غارت گران ماورای قفقاز سدی در تنگه ای که میان دو کوه که معبر مهاجمان وغارتگران بود ایجاد کند و او هم به شرحی که در قرآن آمده است سدی بس محکم یعنی سد داریال را ساخت وراه تهاجم را بست و ایمنی منطقه را فراهم نمود- که متاسفانه بعدا ذوالقرنین که طبق تعاریف قرآ یک شخصیت ایرانی وبه احتمال قوی کورش بوده است توسط بیگانگان و بیگانه پرستان به نام اسکندر مقدونی مصادره شد و باعث شد که بهتدریج فرهنگ و آیین ایران زمین بانحراف کشیده شود و حق کورش بزرگ را به نفع اسکندر مقدونی ای مصادره نمایند . در مورد حضرت نوح میفرماید:کشتیی راکه باید مردم را از طوفان حوادث به ساحل نجات برساند مطابق چشمداشت و رهنمودهای ما بساز. پس, آن الگوی اسلامی که باید پیروان اسلام را به سعادت برساند باید با نظر و طبق خواست خداوند و بر اساس رهنمودهای اوکه در قرآن کریم ثبت و ضبط شده است ایجاد گردد و تمام تولیدات صنعتی و غیرصصنعتی که در یک نظام اسلامی و با دست مسلمانان ساخته میشود باید از بالاترین استانداردهای ممکن یعنی استاندارد فرمان الهی برخوردار باشد تا اعتبار لازم جهانی نسبت به اسلام و مسلمانان تامین گردد. در جریان ساخت کشتی هم از شماتت وسخریه و کا رشکنیهای نا مسلمانان مانند ایجاد اسلام هراسی دربین جهانیان وهر گونه تهمتهای دیگر اندوهگین نشوید.کاررا با جدیت و طبق خواسته خداوند انجام دهید تا عملاً به دشمنان حالی کنید که منتظر نتیجه کار شما باشند تا آنگاه که توفان حوادث برخاست طعم مسخره کردن شما را به چشند آیه38 از سوره 11 . سرنشینان کشتی باید براساس زوجیت انتخاب و تدارک دیده شوند توضیح وتذکرضروری :اصل دوگانگی یازوجیت عام آفرینش وتمام اجزاء آن باید درتدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دقیقا مراعات گردد که از لوازم آن اجتناب ازتخطئه مادیات وهمترازپذیرفتن آن بامعنویات میباشد. فرزند نوح روش ووسیله وهدف نوح را نپذیرفت و درخواست پدر را یاوه پنداشت و گفت من بالای کوه میروم تا از توفان نجات یابم و به جای تسلیم امر پروردگار و پیامبر او به طبیعت پناه برد موجی برخاست و او را ربود - آیه 43 از سوره 11. نوح به پروردگار خود گفت پسر من از اهل من بود .خداوند فرمود:ا و مجسمه نادرستی بود نه از اهل تو. به تو هشدار میدهم که ازنا بخردان نباشی. در الگوی نظام باید دست نادرستکار از سوءاستفاده از امکانات عمومی کوتاه باشد هر چند با بالاترین مقامات نظام رابطه نسبی یا سببی داشته باشند که اگر چنین نشود و وابستگان به سران نظام امکانات را مورد بهرهبرداری شخصی قرار دهند دیگران به نظام بدبین میشوند و به نظام زیان میرسد.اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان درختها ازبیخ(سعدی) وقتی نوح تمام امور را بر حسب خواست خداوند انجام داد طوفان فرو نشست و کشتی به ساحل رسید و به نوح گفته شد که اینک به سلام فرود آی و از تمام برکات و امکانات خدادادی بر روی زمین که نتیجتاً در اختیار تو و ملل واقوامی است که همراه تو هستند و نیز آیندگان برخوردار شوید. در نظام فطرت یا طبیعت که از دو عامل مثبت و منفی یعنی تقارن و برخورد اضدادبرقرار شده است همیشه مردم و نظام اجتماعی آن هابا طوفان حوادث روبرو هستند تنها راه نجات از توفان ایجاد آمادگی قبلی برای نجات از طوفان حوادث -طراحی و بنیاد یک نظام قابل قبول خداوند است که باید طبق رهنمودهای خداوند که قبل از حوادث ارائه فرموده است دقیقاً طراحی و بنیاد نهاده شود تا از حوادث سخت به سلامت گذشت و به ساحل نجات رسید. رهنمودهای ناشی از داستان حضرت یوسف . حضرت یوسف با اینکه به ناحق مورد تهمت و ستم قرار گرفته و زندانی شده بود راهنماییهای لازم را برای استفاده از فرصت تر سالی و چگونگی سیلو کردن غلات برای مواجهه با خشکسالی و نجات مردم از قحطی در مصر به فرستاده فرعون اعلام کرد و گفت هفت سال (که ترسالی است)طبق روش متداول کشت و کار کنیدوزائد بر مصرف صرفه جویانه را باخوشه ها برای دوران هفت ساله خشگسالی انبار کنید- آیات 47 تا 49 سوره 12. حکومت باید نوابغ ومتخصصان و کاردانان را در هر شرایطی هستند فراخواند و بدون توجه به عقاید آنان به امور توسیعی و رفع مشکلات عمومی مردم به آنان مسئولیت بسپارد .,اختیار بدهد و مسئولیت بخواهد . برای متخصص و کارشناس امور کشاورزی و تغذیه عمومی باید اعتبار کافی فراهم گردد حتی برای اینکه فرصتهای طبیعی از دست نرود در استفاده و هزینه کردن تمام امکانات اختیار و اولویت داده شود - آیه 55 از سوره 12 تمام دانشمندان علوم تجربی و علمای امور انسانی و معنوی باید بدون هیچ پیش شرطی و اتلاف فرصتی تمام توان و دانش خود را بمنظور حقظ مصالح عمومی در اختیار دولت اسلامی قرار دهند. از قول سلیمان که هم دارای نبوت بود هم سلطنت یعنی" شاه پیغمبر" میفرماید پروردگارا بر من به بخشای و سلطنتی به من عنایت فرما که برای کسی جز من قابل دسترسی نباشد, همانا که تو بخشنده میباشی -ما هم با درا رامسخر او کردیم تا به فرمان او هر جایی که میخواست برود و شیاطین را هم بناها و غواص برای او قرار دادیم و دیگران (مسئولیت ناپذیران را) به دست خود در غل و زنجیر کشیدیم. از این قبیل تعاریف که خداوند از آنها به عظمت یاد کرده و زمینه دستیابی به چنین خواستهایی را برای همگان فراهم فرموده است میتوان نتیجه گرفت که یک الگوی نظام اسلامی پیش رفتنه باید در همه زمانها برترین نمونه باشد تامورد قبول و تأیید خداوند قرار گیرد . در هر کدام از این قبیل الگوهای دینی مورد قبول خداوند دقت و تدبر شودملاحظه میگردد که در نظامی مدنی دینی مادیات سهم اساسی یک نظام مدنی را برعهده دارند چنانکه در وصف حکومت یوسف میفرماید :واجعلنی علی خزائن الارض: گنجهای زمین را در اختیار من قرارده -ودر حکومت ذوالقرنین میفرماید :تمام امکانات زمین را برای او فراهم کردیم و در حکومت داوود و سلیمان میفرماید و :آهن را برای او نرم کردیم –زره ساختن را به او تعلیم دادیم –چشمه فلز مذاب جاری کردیم-ودر باره نوح میفرماید کشتی را به نظر و هدایت ما بساز(رعایت بالا ترین درحه فنی صنعتی). پس نظر به اینکه ما مکلف هستیم به تمام انبیای سلف هم بدون تفاوت ایمان داشته باشیم وایمان هم اعتقاد دفلبی است و التزام عملی است باید در تنظیم و تدوین هرگونه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پیامبران دیگر را نیز اسوه و الگو قرار دهیم و بنابراین وقتی داستان نوح را برای ما در قرآن بیان میکند که در آن خطاب به نوح میفرماید: کشتی را طبق نظر و هدایت ما بساز به این معنی است که آن کشتی میتواند در توفان ها مردم را را نجات دهد که در ساخت آن بالاترین استنداردهایعلمی و صنعتی که برای خداوند قابل قبول باشد رعایت گردد و همین گونه است در داستانهای داوود و سلیمان یعنی تهیه وسایل دفاعی باید آنچنان حساب شده باشد که در برابر هر حملهای مقاومت لازم را داشته باشد . خلاصه همه اینها این است که یک نظام اسلامی باید در سطح جهانی دارای استندارد های برترین باشد . ما همچنین باید طبق مفاد آیات قرآن به پیامبران و کتب آسمانی پیشین ایمان داشته باشیم وچون چنین است لازم است از شریعت حقه ادیان آسمانی دیگر آگاهی کسب کنیم تا بتوانیم بر طبق مفاد آنها عمل کنیم وگرنه ایمان داشتن بدون عمل محقق نمیشود. پس لازم میآید درباره آنها تحقیقاتی انجام دهیم تا هر گونه تحریفات دراصل وحق را از باطل بازشناسیم که اگر چنین کنیم دو نتیجه عاید میشود ,یکی اینکه ایمان ما کاملتر میشود و دیگر اینکه دیر یا زود پیروان ادیان دیگر از حسن نیت مسلمانان آگاه میشوند وسبب گرایش دوستانه آنان به سوی مسلمانان و اسلام میگردد که تأثیر آن بسیار بیشتر از این خواهد بود که مدتهاست مصلحان ادیان توحیدی دنبال برقراری حسن رابطه ازطریق گفتگوی فیمابین هستند ولی تاکنون نتیجهای حاصل نشده است . اشاره کردیم که طبق مفاد آیه 49 سوره 52 و آیات دیگر,هستی که مخلوق است در کلیت آن و تمام اجزای آن باید دارای زوج و متقارن باشندو از جمله آفریدگان انسان است که در نوعیت به صورت نر و ماده آفریده شده است و به لحاظ فردیت از جسم و روان شکل گرفته و اعضای متشکل آن نیز کلاً زوج هستند ودر کلیت نوعی و نژادی جنیان نسل و نژاد نامرئی در قبال او هستند و سوره الرحمن شناسنامه صادر شده الهی برای تعریف این دو نوع متقارن است به گونهای شگفتانگیز تقارن این دو موجود را شناسانیده است که هردو همزمان آفریده شده و همزمان نسل آنان منقرض میشود و رستاخیز و حسابرسی و بهشت و جهنم مخصوص به خود دارند حتی در این جهان هر کدام نوعی جهان و طبیعت مخصوص به خود دارند که در یکدیگر متداخل و ادغام هستند بدون اینکه کمترین مشکلی به وجود آید -مانند اینکه میفرماید انسان از گل خشکیده آفریده شده و جنیان از شعله بی دود آتش و آسمان را برافراشت و درآن میزان و تعادل برقرار کرد ودر آیه دیگر همین سوره میفرماید: خداوند دو مشرق و دو مغرب که معلوم میدارد دو خورشید وجود دارد یکی در نظام همین جهان مشهود برای بنی آدم و دیگر موجودات و دیگری خورشید نامرئی برای جهان جنیان ! ماآین اشارات را که مختصرو نمونه گونه معرفی کردیم از این بابت است که توضیح دهیم همانگونه که کل اجزاء هستی زوج و متقارن هستند انسانی هم که میباید برای او –فردا فرد- و نظام اجتماعی او کلاً الگوی اسلامی پیشرو تدوین وکاربردی کنیم مرکب است از جسم و روان یا ما ده و معنا که در هم آمیخته و مرکب و متقارن و متوازن گردیده و در توازن و تقارن آنها نباید تغییری ایجاد کرد -چنانکه میفرماید هشیار باشید که در توازن و تعادل تغییر ایجاد نکنید آیات 8و نه الرحمن و بدانیم که جسم و روح یا تن و روان که اولی مادی و دیگری معنوی هستند هر دو از لحاظ آفرینشی /فطری هم ارز و متقارن و مکمل یکدیگر هستند و خداوند خواسته است که این تعادل همیشه برقرار باشد و بنابراین علت این که جهان اسلام علیرغم اینکه کتاب راهنمای قرآن را در دست و این همه منابع عظیم و بیمانند را در اختیار دارد در مقابل جهان متمدن مادی گرا عقب افتاده و ظلم پذیر شده است- این است که با گزینشی کردن رهنمودهای خداوند که در قرآن مذکور است نظام فطری دین را که برای انسانها وضع شده بر هم زده ایم و نا متعادل کردهایم زیرا گمان کردهایم که غیب از شهود یا معنا از ماده یا روح از جسم ارزشمند تر است و لذا در تبلیغات دینی در طول تاریخ هر چه توانسته ایم مادیات را سرکوب و معنویات و زهد گرایی را تبلیغ و تقویت کردهایم و آن را وسیله رسیدن به سعادت هر دو جهانی پنداشتهایم در صورتی که دین حقیقی و عمل صحیح و عبادت واقعی شناخت رهنمودهای خداوند و عمل به آنها میباشد ونباید بر اساس شناخت و سلیقه خود یکی را مهمتر و دیگری را کم اهمیت تر بدانیم و در مورد آنها تبعیض روا داریم . شاید علت به وجود آمدن چنین اشتباه منحرف کننده این باشد که در تعریف خلقت انسان فرموده است ا و را از گل آفرید یم و از روح خود در آن دمییم اما اینرا توجه نکردهایم که نسبت دادن روح به خود جنبه مالکیت دارد- همان گونه که در مورد زمین نیز که منبع خاک و گل است فرموده است :ارض الله- یعنی زمین خدا. آن چنان که فوقاً اشاره شد ایمان به آنچه بر پیامبران پیشین نازل شده است نیز یکی دیگر از شرایط تقوای هدایت یافته گان میباشد و این در حالی است که در فرهنگ دینی ما اعتقاد به وارد شدن تحریفات بسیار در کتب آسمانی دیگر رسوخ یافته و و باعث بدبینی شده است تا جایی که اغلب مسلمانان با در دست داشتن قرآن پرداختن به مطالعه آنها را لازم نمیدانند و میگویند عصاره هر چه در کتابهای آسمانی پیشین بوده در قرآن کریم لحاظ شده است که باید بر رسی شود که ایا بعد از نزول قرآن کریم هم در کتب اسمانی دیگر تحریفاتی صورت گرفته است ویا تحریفات مربوط به پیش از اسلام میباشند.درهرحال باید نسبت به اینقبیل موارد تحقیقات لازم بمنظور ایجاد حسن نیت بین ادیان توحیدی صورت پذیرد. 14-چکیده توضیحات بالا:- 1- هدف ازتدوین الکوی اسلامی پیشرفت رسیدن ملک و ملت به عزت در مقیاس جهانی میباشد. 2- عزت اسلامی حد ثابت و مشخصی ندارد و مربوط میشود به پیشرفت مدنیتهای مترقی جهانی که هر مقدار پیشتر بروند ایران اسلامی باید مقداری از آنان پیشرفتهتر باشد که لازمه آن کسب قدرت مادی و معنوی کافی میباشد.بنا بر این در تدوین الگو باید طراحی بر اساس پیشرفت مستمر انجام شود لیکن حد نهایی مسکوت بماند… 3- کسب قدرت مستلزم آنست که گنجینههای رحمت که بوفور در سرزمینهای اسلامی دفینه شده است کشف و بازشناسی گردد و با هدایت گیری صحیح از آیات کلام الله مجید برای رفاه عمومی مردم و عمران و آبادانی کشور هزینه شود 4-. هدایت گیری صحیح از قرآن کریم مستلزم آنست که به آیاتی که تأکید بر کلیت موضوع دارند – مانند اینکه میفرماید : ونزلنا علیک القرآن تبیانا لکل شیء ایمان داشت و آنها را اساس طرح و تدوین الگو قرار داد چنانکه میفرماید و من کل شیء خلقنا زوجین --- 5- اینکه در بهرهبرداری از منابع خدادادی کسانی همدیگررامی هراسانند –مانند سخن گفتن از پایان یافتن منابع انرژ که ناشی از بیاعتمادی بر خداوند و ناآگاهی از رهنمودهای قرآن کریم میباشد زیرا کل گنجینه های الهی مکشوف نیستند و هر چه انسان در کشف و بهرهبرداری از آنها بکوشد بیشتر مکشوف میشوند و در جریان بهره رسانی قرار میگیرند:- وان من شیءالا عندنا خزائنه وما ننزله الا بقدر معلوم. 5- کشورهای اسلامی علیرغم این همه امکانات خدادادی و به خصوص در دست داشتن مجموعه هدایت های آسمانی ,عقب مانده و منفعل در مقابل زیاده خواهی سایر کشورهای صنعتی هستند؟:- ومن اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکا.باید در ایجاد وتقویت شخصیت مردم از طریق آموزش و پرورش و دانشگاهها اقدام نمود. 6-علل به وجود آمدن نقایص بسیار در نظام دین اسلام از زمانی که پس از شکست معاویه در جنگ صفین و واگذاری حیله گرانه امر خلافت به حکمیت به جای ارائه به شورای عمومی وآراء مردم شروع شد واز آن پس دین عملا دوشقه شد ومعلوم است که هر چیزی دوشقه شود کل کارایی خودرا از دست خواهد داد. باید از نو به هم پیوند زده شوند – مدنیت حکومتی با امور معنوی/عبادی 7- امر شورایی شدن که طبق آیه 38 از سوره 42 که میفرماید :- والذین استجابو لربهم واقاموا الصلواه .امرهم شوری بینهم ...باید واجب عینی شناخته شود عملاً مغقول مانده است.؟ومردممان هنوز هم اکثرا نظام شورایی را سوغات غرب می دانند وحق هم دارند زیرا مبلغان دین این امد مهم را جزو واجبات نظام مدنی /اسلامی بگوش مردم نرسانیده اند .باید بروجوب آن از نظر قرآن تاکید و تبلیغ گردد. 8- " تبیانا لکل شیء" بودن قرآن را باور نداریم و آن را مربوط و محدود بهاصطلاح عبادی میکنیم؟ آیا خداوند اغراقگویی کرده است،ویا ما به کلام خدا اهمیت نمیدهیم؟ حوزه ها باید امر تدریس وتفسیر و تبلیغ اینقبیل آیات مورد تجدید نظر قرار دهند. 9- اصل زوج بودن همه چیز را که میفرماید:- ومن کل شیء خلقنا زوجین –آیه 49 ار سوره 55:- ما از تمام اشیا ئی که خلق کردیم برای هر یک زوج و قرین قرار دادیم را -در نظام مملکتی و اجتماعی و فردی دخالت دهیم زیرا کلام خداوند وصدق و قاطع ودر تمام شئون واجب الرعایه است. 10- بهترین الگو برای تدوین الگوی اسلامی پیشرفت آیه 30 از سوره30 میباشد که میفرماید:- فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون –حقا باید این آیه بسیار مهم را الگوی تدوین الگو قرار دهیم.بنا بر این شناخت علمی و عقلانی فطرت انسانها که سلولهای نظام را تشکیل میدهند برای تدوین الگو نهایت ضرورت را داردو 11- باید انسانها را در پهنه وسیع آفرینش بشناسیم و چون این الگوی جاندار مانند کل آفرینش از جسم و روح یعنی مانند جهان هستی که از غیب و شهود ترکیب یافته است ,باید در تدوین الگو جسم و روان را مانند دو نیمه وجود همتراز و هم ارز بدانیم و مقتضیات و نیازمندیهای او را مورد مطالعه و تحقیق و هدف تدوین الگو قرار دهیم. 12- یکی از اهداف و خواست خداوند برای انسان مسلمان رسانیدن اوبه مرحله الگو و اسوه قرار گرفتن او برای جهانیان میباشد چنانکه در آیه 143 از سوره دوم میفرماید :- و کذلک جعلناگم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا 13-مطابق آیه 107 از سوره 21 حضرت رسولالله رحمت برای تمام جهانیان است,برای انسان مسلمان مؤمن ونظامی که شامل او میشودنیز الگو سازی باید با هدف رسانیدن مسلمانان ونظام اسلامی آنان به مرتبه الگو و اسوه ورحمت بودن برای جهانیان ورفع اسلام ستیزی از ذهن غیر مسلمانان صورت گیرد واین کاری است که نیاز به تدبر وتحقیق کافی در رهنمودهای قاطع قرآنکریم دارد که تاکنون مغقول مانده است.این یکی از بزرگترین عطاهای خداوند بر بندگان است که خودشانرا الگوی نظام مدنی دینی قرار داده است که یکی از جنبه های راز آلود آن حکومت مردم بر مردم ودین برای مردم و مردم برای تقویت نظام دین میباشد. 14- کل قرآن کریم هدایت است چنانکه میفرماید:- دالک الکتاب لاریت فیه هدی:- این کتاب بدون شک هدایت خداوند است برای تمام مردم.ومتاسفانه بسیاری از آیات که تاکید بر کلیت دارند غیر مهم انگاشته شده که برای دین خسارتبار شده است-مانند :ونزلنا علیک القرآن تبیانا لکل شیء – ونیز: ومن کل شیءخلقنا زوجین- باید تکلیفمان را با قرآن روشن کنیم –اگر کلام خداوند وصدق وعدل ولازم الرعایه است(که هست)طبق آن اقدام نماییم ودر غیر اینصورت ریا کارانه زیستن را رها کنیم وآشکارا مادیگرایی را گردن نهیم واز مزایای آن بهره مند شویم! 15-بخش مهمی از آیات قرآن به داستانها اختصاص داده شده است چنانکه در آیه سه از سوره 12 میفرماید :-نحن نقص علیک احسن القصص --ما بهترین داستانها را برای تو بیان میکنیم که آنها نیز هدایت هستند بخصوص برای الگو سازی حکومتی اجتماعی وبه این جنبه مهم آنها متاسفانه توجه نمیشود. 16-مثل های قرآن نیز باید در تدوین الگو مورد عنایت باشند چنانکه میفرماید:- ولقد صرفنا فی هذا القرآن من کل مثل -مادر این قرآن از کل مثل ها برای تو بیان کردیم آیه 55 تا 54 از سوره 18.چون مثلها نیز همانند سایر آیات دارای جنبه های هدایتی محکم میباشند 17 از جمله داستانهای قرآن داستانهای پیامبرا نیست که هم نبوت داشتند و هم سلطنت مانند حضرات یوسف داود , سلیمان و ذوالقرنین (ع) که چون تمام قران هدایت است داستانهای این بزرگواران نیز کلاً هدایت است بخصوص برای تدوین الگوی مربوط به بخش حکومتی نظام. برای نمونه :- در داستان یوسف علیهالسلام که طبق تقدیر الهی به مصر برده و فروخته میشود و در آنجا از امکانات بهره میگیرد و به رشد لازم مربوط به امور حکومتی و توسعه مصر آشنا میشود و آنگاه که کشور در خطر خوشگسالی و تنگناهای اقتصادی قرار میگیرد بدون هیچ پیش شرطی آمادگی خود را برای رفع بحران خشکسالی و قحطی که مردم را تحت فشار قرار خواهد داد به فر عو نی که در آن تاریخ مشرک و بتپرست بوده است اعلام میدارد نه به شرطی که به او ایمان آورد بلکه به شرطی که اختیارات تام در صرف نقدینه های خزائن سلطنتی و امکانات سرزمینی را برای اجرای برنامهای که مورد نظر داشته است در اختیار او قرار دهد:- واجعلنی علی خزائن الارض.. و بنابراین پیغمبر خدا در مدت 14 سال به امر سیاستگذاری و برنامهریزی کشاورزی و صنایع مربوط به آن یعنی رفع نیازمندیهای مادی و مدنی مصر به مدت 14 سال میپردازد ! این اقدام خاص, بخصوص پرداختن به کشاورزی صنعتی و اقتصادی و رفاه مردم چه تکلیفی را برعهده روحانیت و حکومت قرار میدهد 18- داود علیهالسلام با ابراز شجاعت در میدان نبرد لیاقت خود را برای به دست گرفتن سلطنت و حکومت به اثبات میرسانند پس از آن نیز به امور صنعتی:-والنا له الحدید و تأمین وسایل دفاعی از قبیل زره سازی و رعایت استنداردهایهای امنیتی :- وقدر فی السرد وتحقیق در امر حیوانشناسی تا حد فهم برقراری رابطه بیان مافی الضمیربابرندگان:-وعلمناه منطق الطیرو شگفتانگیز ترین دستوری که خداوند در خصوص پیروی از روش حضرت داود و سایر پیغمبران به مسلمانان که تا ابد لازم الرعایه است میدهد در این آیه شگفتانگیز تبیین فرموده است:- وعلمناه صنعه لبوس لکم لتحصنکم من باسکم فهل انتم شاکرون :-ای مسلمانان ما برای شما به داوود استعداد و فنون صنایع دفاعی آموختیم تا شما را از آسیبهای جنگهایتان ایمن نگاه دارد آیا قدر این نعمت را میشناسید ؟! باید توجه داشت که مفهوم این که میفرماید فنونی را که به داوود آموخته است برای مسلمانان هر عصر و زمان( از جمله مادر امروز) هشدار مانند برای ما تکلیف قرار میدهد-همچنین برای آیندگان –زیرا خطاب به تمام مسلمانان در تمام روزگاران است 19-و سلیمان باد را به خدمت میگیرد و آن را از عربه به سوی سرزمینی که دارای منابع خدادادی فراوان بوده است یعنی عصیون جا بر هدایت میکند تا بر کورههای ذوب فلزات بد مد و تولید فلزات را افزایش دهدکه مربوط به امر توسعه صنعتی میشود واین در حالیست که ما قالیچه ای برای جضرت سلیمان بافته ایم تا بر آن سوار شود و باد اورا به سیر آفاق وانفس ببرد! 20-طبق مفاد آیه 82 ار سوره 21 سلیمان شیاطین را (که کیفیت وجودی آنها قابل بحث است)هم که متخصص علوم و فنونی بوده اند که مورد نیاز عملیات مدنی توسیعی بوده به خدمت گرفت که مورد تأیید خداوند میباشد و لذا استخدام متخصصان خارجی هرچند شیاطین بوده باشند برای پیشبرد امور توسیعی توسط مسلمانان موجه و مجاز میباشد- اصل اقتدار حکومت است . 21 -در یک نظام اسلامی که الگوی اصلی آن انسان است که از ماده و معنا آفریده شده هر دو بخش وجودی انسان و مقتضیات آن باید به یکسان مراعات گردد و چون افراد, الگوی اجتماع و نظام هستند در کل نظام نیز باید مادیات هم ارزش معنویات شناخته شود و لذا علوم تجربی نیزجزولوازم دینی همتراز علوم حوزوی قرار میگیرند و مقدس و محترم شناخته میشوند-زیرا هیچ علم وتخصص وفن وهنروصنعتی اعم از انسانی و تجربی در جهان وجود ندارد و بوجودنخواهآمد که در یک نظام مترقی ونمونه اسلامی کار بری و ضرورت نداشته باشد ونیز با ارزشی شناخته شدن وهمتراز قرار دادن مادیات که در حقیقت نعمات الهی هسنتند با معنویات میتوان خوی بیکارگی واتلاف عمر را از سرشت مسلمانان پاک کرد وفرصت شماری لحظه لحظه های عمروارزشی دانسنتن کار وکوشش را در نهاد آنان تثبیت کرد وزنده و فعال نگاه داشت تا باعث تقویت .وتثبیت مدننیت اسلامی نمونه بشوند . پس حضرت امام خمینی (ر) که خواستار وحدت حوزه و دانشگاه بودند تنها نمیخواستند نمایندگانی از حوزه به دانشگاه برود یا از دانشگاه به حوزه- بلکه در یک نظام اسلامی وحدت بدین ترتیب حاصل و تأثیرگذار میشود که که با کمک علوم تجربی مربوط به آفاق و انفس علوم قرآنی دینی تفسیر شوند و با استمداد از آیات قرآن کریم علوم تجربی بر اصولی صحیح پایهگذاری و تعریف و تنظیم گردد . برای نمونه آیات مربوط به خلقت آسمانها و زمین (فی سته ایام )با مشارکت کیهان شناسانه تفسیر شود و فرضیات کیهانشناسی مانند مباحثات مربوط به خلقت با استهداء از قرآن کریم بررسی و نظریهپردازی شود. همین طور اقتصاد اسلامی یا اسلام اقتصادی و.. -22هر چند امر تبلیغات اسلامی که زیر نظر حوزه تعلیم و نظارت میشود به نفع نظام جمهوری اسلامی مفیدتر و کا را تر از گذشته شده است اما هنوز نیاز به بازسازی و نوسازی بیشتر دارد و لذا باید با توجه به لزوم رفع نیازمندیهای اقتصادی سیاسی علمی و بهطور کلی تقویت و توسعه نظام مدنی جمهوری اسلامی ایران- برای امر تبلیغات اسلامی باید در همکاری با سیاستگذاران رده بالا و سازمان ائمه جمعه طرح ها و دستورالعملهای نوین تدوین و آموزش داده شود و نظارت گردد و به خصوص ادامه کار مداحان مورد نظارت دقیق قرار گیرد. 23- شورای تشخیص مصلحت از مفاخر نظام انقلابی ایران است اما تصمیمات آن در موارد اختلاف نظرات شورای اسلامی و شورای نگهبان و نیز مصلحت اند یشیهای آن در امرتدوین و طراحی برنامههای توسیعی جدید بیشتر مبتنی بر نظرات مدبرانه اعضای آن است که همه از شخصیتهای برجسته مجرب و نخبه نظام وآگاه به شرایط و اوضاع و مقتضیات زمان و مؤمن به مبانی اسلام هستند اما آنچنان که شاید و باید مصرحات اساس نامهآسمانی دین مبین اسلام یعنی قرآن کریم در این میان مورد استهداء واستنباط و استناد قرار نمیگیرد و اگر هم قرار گیرد واضح و بلیغ اعلام نمیگرددتا تاثیر فرا گیر داشته باشد پیشنهاد میشود سازمانی با نام شورای بازشناسی و استنباطهای نوین رهنمودهای علمی مدنی قرآن کریم متشکل از دانشمندان نخبه قرآن پژوه جزو زیرمجموعههای شورای تشخیص مصلحت تشکیل گردد که بر حسب موضوع بااستشاره از دانشمندان علوم طبیعی و تجربی حوزوی و دانشگاهی به تعمیق و تحقیق و تدبر در آیات و متقارن و هم پیوند سازی مفاهیم آنها به پردازند و یافتهها را برای تکیهگاه قرار دادن مصوبات در دسترس اعضای شورای تشخیص مصلحت قرار دهند و نیز برای آگاهی عموم منتشر نمایند . - 24 فهرست اموال و دارایی گرفتن از سران نظام وافی بمقصود نیست. بیشتر دخالت ها و ناروایی ها و سوءاستفاده ها توسط اعضای خانواده و وابستگان بعضی مدیران درجه پایینتر وزارتخانهها و سازمانها و نمایندگان وواسطه های پنهان کارانجام میشود. باید بدون هیچ گونه ملاحظه و رو در بایستی به گونهای تأثیرگذار از اینقبیل کارگزاران نسبت به اطرافیانشان تعهدات مطمئن گرفت و مسئولیت خواست و دقیقاً نظارت کرد و با کمترین اغماضی واکنشهایی فوری و قاطع نشان داد. نهایتا اضافه مینماید که امر تدوین الکوی اسلامی پیشرفت آنچنان مهم وحساس است ک باید از هرگونه شتابزدگی در انجام آن اجتناب کرد ودرنهایت برد باری اما مستمر ومصمم وخداپسندانه وبااستعانت از خداوند متعال وبمنظور کمک به تامین سعادت بشر وبا آمادگی لازم برای مقابله با مخالفتها و کار شکنیها این کار عظیم را به سرانجام رسانید ..................تجقیق وتالیف-جعفر ناظم رعایا