قرآن کریم -اساسنامه تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرو

قرآن کریم --اساسنامه تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرو                                    نگارش-       جعفر ناظم رعایا

یک دولت اسلامی منتخب و متعهد مجموعا ولی امر مسلمانان است که مفهوم آن در جمع و با ریاست رهبری به جانشینی حضرت رسول الله متجلی میشود و طبق آیه 42 از سوره 43 که می‌فرماید:واستمسک بما اوحی الیک انک علی صراط مستقیم - باید برای اعمال هر سیاستی و تصویب و اجرای هر قانونی نصوص قرآن کریم مطلع و سرلوحه قرار داده شود به خصوص که مطابق مفاد آیه بعد یعنی 43 می‌فرماید و انه لذ کر لک ولقومک وسوف تسئلون: این تذکر مسلمیست بر تو و مردمت و بزودی مورد بازخواست قرار خواهید گرفت. بنابراین باید قرآن قاطعانه در امر تدوین الگو اساس کار قرار گیرد. دوم - نظامی که در نظر است برای آن‌ الگو ی اسلامی ایرانی پیشرفت تدوین گردد یک نظام دینی است که خداوند آن را از پیش تعریف فرموده است وطبق آیه 30 ازسوره 30 برای آن الگویی مشخص قرار داده است -چنان که می‌فرماید فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون. پس همت استوار بدار برای برقرار کردن یک نظام دینی راستینی که مطابق نظام فطرت باشدو الگوی نظام فطرت خود مردمانی هستند که نظام برای آنان تنظیم می‌گردد هیچ‌گونه تبدیلی برای آفریدگان خد ا مجاز نیست دین پایدار چنین است که براساس مقتضیات فطری مردم تنظیم گردد و لیکن اکثر مردم اینرانمی‌دانند. بنا بر این باید خصوصیات فطری مردم به خوبی و دقیقاً مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد و بر اساس نیازها و مقتضیات وجودی آنان که ترکیبی است از مادیات و معنویات به تدوین الگو پرداخته شود. بنابراین در تدوین الگو باید مادیات و معنویات هم ارزشناخته و دخالت داده شود و این مفهوم حقیقی نظام جمهوری اسلامی ایران را محقق می‌کند:نه شرقی نه غربی – نه مادیگر ایی خشک و بی‌معنی و نه معنوی نمایی زاهد مآبانه بلکه ترکیب معتدل مادیات و معنویات ,اما در ظرفیت و درجه تراکم بالا. سوم- اگر بپذیریم که طبق بند دو مذکور انسان از گل سرشته شده و روح در آن دمیده شده است بدین معناست که وجود و فطرت او مرکب از ماده و معناست ,به خصوص که عضو تابعی از جهان غیب و شهود هم می‌باشد و نیز اگر قبول داشته باشیم که اهمیت مادیات که بنیاد اقتصادی و ضروری در همه شئون نظام اسلامی ما می‌باشدباید بپذیریم که علوم تجربی دانشگاهی و صنایع و فنون که مفسر آیات آفاق و انفس هستند و نیازهای مادی و معنوی نظام شامل افراد و کل اجتماع می‌باشد باید بپذیریم که علوم تجربی دانشگاهی هم‌تراز و هم ارزش با علوم حوزوی می‌باشند و لذا باید آیات آسمانی در حضور آیات آفاق وانفس و آیات افاق و انفس در حضور آیات آسمانی ترجمه و تفسیر شود.و این امر سبب شود تا همکاری تحقیقاتی تنگاتنگی بین دانشگاه‌ها و حوزه ها ایجاد کردد. چهارم- هدف تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت احراز رتبه خلیفه اللهی و بی ا تنهاست و لذا حد یقف و درجه مشخصی نباید داشته باشد- تنها می‌توان گفت که طبق مفاد جمله ترهبون به عدوالله وعدوکم ...از آیه60 سوره هشت باید حداقل چنان باشد که این نظام از تمام نظامات غیر اسلامی نیرومند ترباشد. پنجم - از دیگر شاخصه‌های این الگو آیة 143 از سوره بقره است که می‌فرماید: وکذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا:- و ما با این که قبله ای مشخص برای شما تعیین کردیم خواستار یم که شما ناظر و شاهد بر مردم جهان باشیدآن گونه که رسول خدا بر شما شاهد و ناظر و الگو می‌باشد .و بنابراین آن چنان که حضرت رسول‌الله بر مسلمانان اسوه و الگو و دارای رسالت است مردمان مسلمان نیز باید برای غیرمسلمانان الگو و اسوه و حامل رسالت باشند.و بر این اساس به تدوین الگو پرداخته شود. ششم -نظر به اینکه آن حکیم فرزانه خواسته‌اند که در تدوین الگوی مورد نظر مفاخر و فرهنگ ایرانی نیز مؤثر باشد و این در حالی است که جریان‌های تفرقه‌اندازی که از خارج هدایت می‌شود همراه با اسلام ستیزی ایران ستیزی را نیز ابزار کار قرار داده است و جریان تفرقه افکنانه ملی مذهبی رواج داده‌و کم تجربه‌ها را رودرروی هم قرار داده‌اند که گاهی هم با این عنوان برخوردهای صورت می‌گیرد و این مغلطه را تثبیت کرده اند که میهن دوستان متظاهربه اسلام هستند نه معتقد و باید با آداب وسنن ملی مبارزه کرد.وبدین علت وحدت اسلامی وملی آسیب دیده است. شک نیست که بعضی از سنن به ظاهر ملی هیچگونه آسیبی به مفاخر ملی نمی‌رساند کمااینکه در امور مذهبی نیز خرافاتی رواج یافته است که زیان مند هم می‌باشند اما اصول دین و مذهب آن‌چنان مستحکم است که از وجود آفات کاملاً ایمن می‌باشند. وجود ناروایی هاانگلها یا پارازیتهای اجتناب‌ناپذیرچسبنده به ادیان و فرهنگ‌ها و نظام‌ها می‌باشد اما با بیان حقایق و برجستگی های مفاخر می‌توان ناروایی ها را کاملا بی‌اعتبار نمود.. از جمله مفاخر ایران که می‌توان هم او را الگو و نمونه قرار داد و هم شبهات ترجمه و تفسیر آیاتی چند از قرآن کریم را مرتفع نمود و هم ا ستمالتی بین احساسات ملی و استنباط های دینی برقرار کرد موضوع ذوالقرنین می‌باشد که طبق اشاره قاطعی از قرآن کریم و نیز تصریح بعضی از کتب دینی پیامبران پیشین کورش کبیر می‌باشد در حالی که به ناروا آن عنوان مقدس را دشمنان مفاخر تاریخی و فرهنگ و ادب ایران به اسکندر مقدونی نسبت داده‌اند و آسیب‌های عظیمی به فرهنگ غنی ایران وارد کرده اند که ترمیم و اصلاح کردن نسبی آن در اقداماتی مهم از قبیل همین موضوع تدوین الگوی اسلامی ایران میسر می‌باشد. آنچه مسلم است مفاد آیات 83 تا 98 سوره کهف که در مورد ذوالقرنین است در الگو سازی لازم الرعایه هستند اما دلیل این که بنده معتقدم ذوالقرنین همان کورش کبیر است علاوه بر تصریحات مندرج در کتاب دانیال نبی آیات 85 و 86 سوره کهف می‌باشد که می‌فرماید:- فاتبع سببا- حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئه .... ذوالقرنین تمام امکانات خدادادی را به کار گرفت تا به مغرب خورشید رسید و دریافت که در عین حمئه یا دریای سیاه غروب می‌کند و این قاطع ترین دلیل از قرآن کریم است که می‌فرماید ذوالقرنین در جریان جهان گشایی به سمت مغرب رفت تا به دریای سیاه رسید .پس اگر ذوالقرنین اسکندر مقدونی بود باید به سمت مشرق می‌آمد تا به دریای سیاه برسدچون مقدونیه در غرب دریای سیاه قرار دارد و در آن تاریخ سرزمین کنونی ترکیه و کشورهای واقع در بخش شرقی دریای سیاه هم در تصرف ایران بوده است و پادشاهی دیگر نبوده است که مسیر شرقی غربی را طی کند تا به دریای سیاه برسد. با توجه به دلایل مذکور امید این است که در این فرصت درخشآن این اشتباه فاحش دینی/ تاریخی/ فرهنگی اصلاح شود و از غرور سرکوب شده ایرانیان استمالت گردد و حق کورش کبیر اعاده شود و نیز تذکری‌باشد تا بعضی مفسران اشارات سرنوشت‌ساز قرآن را بیشتر مورد تدبر قرار دهند. شش -در فراز سوم از آیه 61 سوره یازدهم می‌فرماید :هو انشاءکم من الارض واستعمرکم فیها :خداوند شما را از زمین آفریده و از شما میخواهد تا به آبادانی زمین بکوشید. در انجام این خواست الهی باید گروه‌های اکتشافاتی از تخصصهای گوناگون تشکیل شود تا از اعماق درباها و دره‌ها تا قلل کوه‌ها و گستره کویر ها وبیابانها راکاملاً کاویده وگجینه هایی را که خداوند به رحمت واسعه خوددر آنها به ودیعیت نهاده است بیابند تا مورد بهره‌برداری قرارگیردو این کار در مناطق دورافتاده و صعب العبورکه تا کنون به حد کافی کند و کاو نشده است باید به گونه‌ای سزاوار آغاز و انجام شود که هم کارافرینی است و هم تأمین کنندة اعتبار و ذخیره یابی ملی برای نیاز های فوری ودر دسترس قرار گرفتن برای مصارف آینده. هفتم- برنامه‌ریزی تجدید شونده و مداوم برای کنترل و پیش بینی نیروهای انسانی لازم مربوط و متناسب با برنامه‌های توسعه‌ مستمر مدنیت اسلامی/ایرانی باید از اولویتهای درجه اول شناخته شود. مبنای این کار باید براصول آیه 32 از سورة 24 استوار باشد که می‌فرماید:- وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم و امائکم...... باید توجه داشت که این امر پروردگار است و باید قاطعیت اجرایی داشته باشد ولی متاسفانه در شرایط متغیر جاری زمان از عهده والد ین خارج گردیده ولذا نظارت حکومتی را می‌طلبد .وپرداختن به آن تامین امنیت اجتماعی را نیز کمک خواهد کرد.از ضروریات انجام این مهم پرداختن وامهای بلند مدت وکم بهره- ایجاد اشتغال- مهدهدای کودک و کودکستان-مرخصی طولانیتر زایمان- نظارت قانونی بمنظور منطقی وقابل پرداخت کردن مهریه های سنگین ناشی از چشم و همچشمی وهوسهای ناشی از کم تجربگی و مسئولیت نا شناسی! هشتم- طبق مفاد آیه42 از سوره 43 امر شورایی یک تکلیف قاطع ملی و حکومتی و واجب عینی شناخته شود. شرکت تمام مکلفآن در رأی دادن باعث افزایش احساس مسئولیت در تکالیف شرعی و نیز جلب نظر دیگران به وسعت دید نظام اسلامی آسمانی میگردد. نهم- اجرای عدالت همگانی بخصوص در مناطق دورافتاده و مرزی و بین مردمان -حتی دارای سلیقههای مذهبی و سیاسی مختلف -با نظارت کامل مراعات گردد. در این خصوص باید از حوادث کشورهای دیگر عبرت گرفت و این اصل مذهبی و الهی را محترم و نافذ شمرد و در مواضع کاربردی قرار داد. در این خصوص باید هرگونه تسهیلات مدنی در سراسر کشور به یکسان تقسیم و توزیع گردد. دهم-نخبه گرایی و استعداد پروری یکی از اصول مهم دا د گری است و برخوردار کردن افراد بر حسب استعداد و دانش و تخصص و کوشش و سود بخشی اجتماعی آنان میباشد و خلاف آن بیداد است که کمترین اثر ناگوار آن فرار مغزها و خفه شدن استعدادها در نطفه میباشد که باید از آن برحذر بود و – مغز ها گنجینه های عظیم خداوند هستند که بندکانی آنهارا بر دوش میکشند وهمه جا میگردانند تا همگان از آن بهره بر دارند –باید قدر آنهارا شناخت نگذاشت که از دسترس دور شوند.

الگو سازی دینی بنا به دلایلی که ذیلا عرضه میکردد بایدییش از اینکه به هرگونه اقدامی در فراهم آوردن مواد و تعاریف لازم برای طرح و تدوین الگوی دینی اسلامی ایرانی پیشرفت بنماییم باید یقین داشته باشیم که آنچه با نام اسلام نظام اجتماعی ما را شکل داده است یک نظام سالم مطمئن دینی منطبق با تعاریف قرآن کریم نیست پس اگربه این باور رسیدیم باید نخست به شناخت عواملی که باعث ایجاد و تثبیت نقایصی در نظام دینی ما شده است بپردازیم و به عبارتی باید اول علت بیماری را دانست و سپس به درمان آن پرداخت که گفته اند شناخت علت نیمی از درمان است . به نظر بنده ویروسهای بیماری نظام دینی اسلام از زمان معاویه وارد بدنه اسلام گردید بدین ترتیب که خلافت را مبدل به سلطنتی امپراتوری مانند کرد و با توطئه هائی سیاست مآبانه وجنایتکارانه حضرت علی را که کلام الله مجسم بود و سپس حضرت امام حسن علیهما سلام الله را به شهادت رسانید و خلافت را که مبدل به سلطنت کرده بود برخلاف تعهدی که در برابر امام حسن داشت بنفع فرزندش یزید موروثی نمود و سیاست بازیهای فریبکار انه را اساس خلافت و سلطنت قرار داد . از آن تاریخ به بعد دین دو نیمه گردید -حکومت بدون معنویت- و معنویت بدون حکومت @بدین ترتیب بخش معنویت دین دراختیار خاندان رسالت و پیروان آنان قرار گرفت که قدرت حکومتی اجرایی نسبت به پخش ضروری مدنی دین نداشتند و بخش مدنی دین در دست خلفا باقی ماند که از عنوان اسلام و دین برای رسیدن به هقاصد مغایر با اهداف حقیقی دین سود میجستند در حالی که اعتقادی به آن نداشتند و سر و سیاسانه از آن سوءاستفاده میکردند و در جریان حکومت خود از بیم اینکه خاندان حضرت رسولالله و پیروان آنان زمینهای مساعد به دست بیاورند پیوسته آنا نرا مورد حصر و قتل و فشار و آزار وهرگونه محدودیتهای دیگر قرار میدادند که تاریخ گواه ان میباشد . این جریان نامساعد و محدودیتهای آزاردهنده سبب میشد که افراد بخش معنویت در هر فرصتی به رهبران خود شکایت برند و راه چاره بجویند و رهبران نیز هرچه زمان میگذشت بیشتر به آنان سفارش مقاومت و صبر و بردباری و قناعت و بیاعتباری دنیا و مادیات –بمنظور ابجاد آرامش و امید به رستگاری نهایی مینمودند . این پیش آمدها سبب شد که عملاً بخش رابطه نظام مدنی دینی که متکی به مادیات است از بخش معنوی آن که مربوط به عبادات و امور اجتماعی و اخلاقیات است از هم جدا گردد و امور کلی دین راستین که در جریان تأثیر و تأثر مادیات و معنویات شکل میگیرد از هم پاشیده و دور بمانند . چون چنین شد مفسران قرآن کریم و مبلغان نیرناگزیر بیشتر اهتمام خود را مصروف تفسیر و تأکید در بخشهای عبادی و اخلاقی و علوم انسانی قرآن کریم نموده ومینمایند و اگر در امور مدنی و اقتصادی و مالی و سیاسی و علوم تجربی که مدنیت را شکل میدهند تدبر و تحقیقاتی انجام دا ده اند جنبه کاربردی مفیدی - در موضع حکومتی- نداشته و ندارد زیرا به ماهیت آنها و کسب تجارب عملی دسترسی نداشتند و بیشتر نظریهپردازی میباشد و پرداختن بیش از حد مفسران و مبلغان به تقبیح مادیات و بیزاری از امور دنیوی احساسات مربوط به تأمین ضروریات زندگی با کار و تلاش را وبسنده کردن به حداقل ضروریات را در نهاد اکثریت تضعیف کرد و مردمی که باید متمکن باشند تا بتوانند دولتی و نظامی مقتدر تشکیلدهند تا آنجا به امور مدنی بیتفاوت ماندند که به تدریج روبه ضعف نهادند وامکانات خدادادی سر زمینی آنان که معطل ماند مورد طمع مادی گرایان استعمار طلب ومهاجمه قرار گرفتند و سالهای متمادی مستعمر ه شدند و با حقارت پذیرای استیلای بیگانگان ماندند که هنوز هم در انواع گوناگون استمرار دارد . این واقعیت سبب شد تا تفسیر و تدبیر آن بخش از آیات قرآن کریم که حاوی تعالیم مربوط به هستیشناسی و علوم طبیعی و تجربی واقتصادی ومالی یعنی مبانی مدنیت وتحکیم کننده آن میباشد مسکوت بماند و مسلمانان ازفواید آن محروم گردند و چون تأثیر آنهادر تمام نظامات اجتماعی مدنیت ضروری است مسلمانان نیازهای خود را با بهایی گدان از منابع غیر اسلامی تأمین نمایند که با تعالیم دینی تفاوتهایی اساسی داردو آنچنان که لازم است تأثیرگذار نمیباشد. بنابراین اکنون که مقرر است الگوسازی دینی صورت گیرد نه میتوان به تفاسیر و تعالیم موجود اکتفا کرد و نه به علوم و فنونی که به وام گرفته شده از غربست- بلکه باید تعاریف مربوط به هستیشناسی قرآن را که فطرت انسان بر اساس تعریف آیه 30 از سو ره 30 الگوی کامل آن است مبنای کار قرار داد و چون دین از سوی خدا برای انسان وضع شده است باید الگویی طراحی و تعریف و کاربردی کرد که بتواند جوابگوی نیازهای دین متناسب با مفاد آیه 9 از سوره 61 باشدکه در نظام آن انسانهایی مطابق مفاهیم آیه 143 از سوره دوم و سایر نمونههای مورد قبول خداوند بر وریده شوند-در حالیکه تفاسیر در اختیار که باید مرجع قرار کیرد وافی به مقصود نمیباسند. برای نمونه (تا آنجا که میدانیم }مفسران تاکنون معنی موضوع مربوط به آفرینش آسمانها و زمین را (خلق السموات والارض فی سته ایام ) که در هشتایه تعریف شده است ندانسته اند وفقط مرحوم علامه طباطبایی تا حدی به مفهوم آیه نزدیک شده که آن مرحوم نیز متأسفانه به تدبر ادامه نداده اند ند و تفهیم ان نیمهکاره رها شده است ! واینفبیل سهل انگاریهاسبب شده است تابسیاری از رهنمودهای مدنیت ساز قر آن کریموارد رنگی عمومی مسلمانان نشد و ار احراز یک مدنیت مترقی اسلامی مجروم بمانند ونیز چون به رموزی که خداوند خود برای فهم رهنمودهای کلام الله تعیین فرموده است توجه گافی ننموده اند ولذا منکر کلیت شمولی یعنی تبیانا لکل شیء بودن کلام الله شده وبخش مدنیت ساز آن رابه فراموشی وبی اعتبایی سپرده اند! بنابراین طراحی الگوی دینی پیشرفت بدون بهرهگیری نوآورانه از قرآن که اساسنامه دین اسلام است ممکن نیست و با اتکای به تفاسیر ی که تاکنون از قران ارائه شده وفلسفه وفرهنگ متداول دین را شکل داده است کامل نخواهد شد بلکه احتیاج به بازشناسی آیات مربوط به رهنمود اساسی خود قران برای تدبر و تفسیر و کاربردی کردن و الگوسازی دارد در پایان برای بزرگانی که مسئولیت عظیم تهیه طرح تنظیم و انجام الگوسازی را به عهده گرفتهاند در گستره فروغ جهانتاب قرآن کریم از خداوند حکیم استدعای موفقیت مینمایم ---جعفر ناظم رعایا