مشکلات زاینده رود وکارون وراه حلها

مشکلات زاینده رود وکارون وراه حلها                              نگارش : جعفر ناظم رعایا.

 زاینده رود که از دامنه های شرقی رزد کوه( زاگرس میانی) سرچشمه می‌گیرد مهم‌ترین رودخانه درون ریز ایران است که تمام آب آن به مصارف کشاورزی و صنعتی و خانگی استان اصفهان می‌رسد. چون ازابتدای سر چشمه ‌های زاینده رود تا انتهای حوزه مصرفی آن رسوبات گچی و نمکی مهمی وجود ندارد سابقا تمام آب آن و نیز آب سفره های زیرزمینی که به طفیل نزولات آسمانی تشکیل میشدد قابل مصرف بو د اما درسنوات اخیر که پس آبهای کارخانه ها و فاضلاب شهرها ودهات و.. به رودخانه میریزد اگر احیانا آبی هم در رودحانه جریان یابد پایین آب آن حتی برای کشاورزی هم زیان آور است تا چه رسد به مصارف خانگی. اهتمام مردم استان اصفهان به کشاورزی و نیز افزایش جمعیت و توسعه امور بهداشتی و صنعتی به تدریج نیاز این استان را به آب بیشتر افزایش داده و موجبات آن را فراهم آورده است که با حفر تونلهایی درکوهرنگ بعضی از سر چشمه های کارون را به زاینده رود برگرداند. در مسیر کوهستانی زابنده رود پایین دست چادگان سد مخرنی زاینده رود برای تنظیم اب و تولید برق احداث گردیده که احداث آن سبب شده است که اب‌های فصلی به باتلاق گاوخونی و تغذیه سفره های آب زیرزمینی قطع کردد و بدین علت و نیزبه علت برداشت آبهای مصرفی جدید در بخش کوهستانی و حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز و برداشت بی‌رویه آب- سطح آب‌های زیرزمینی حوزه اصفهان پایین رود و چشمه سارها و قنوات غالباً بخشکد و باعث محرومیت غالب کشاورزان شرق استان گرددومشکلات بیکاری و زیستی و اختلافات اجتماعی بوجود آورد. 2-رود کارن-- سر چشمه ‌های رود کارون که بزرگ‌ترین وپرآب ترین رودخانه ایران است از دا منه های غربی زرد کوه مایه می‌گیرد و برخلاف جهت زاینده رود به سمت جنوب روانه می‌گردد و در شهرستان شوشتر به دشت‌های هموار و قابل کشاورزی می‌رسد و وارد جلگه خوزستان می‌شود ورودخانه دز و شعبه ای مصنوعی از آب کرخه به آن می پیوندد ودرمسیری طولانی و عبور از اهواز در خرمشهر به اروند رود می پیوندد. .در جلگه خوزستان آب‌های زیرزمینی به علت اینکه در قدیم حلیج فارس تا نزدیکی شوش ادامه داشته است و اراضی پست جلگه عمدتاً از رسوبات سیلابها و روان آب‌های قصلی دره های کارون و دز و کرخه و جراحی و سایر سیلابهای فصلی کوه پا یه ها ی سلسله جبال زاگرس تشکیل گردیده است بنا بر این رویه آن به شرط اینکه زهکشی شود استعداد رویش گیاه دارد و حاصلخیز است وگرنه در صورت کشت و کاربدون زهآب نمک به تدریج به بالا نفوذ می‌کند و کشتزارها را از حیز انتفاع خارج می‌کند. در جلگه خوزستان رودخانه کارون در بستری شوربوم ودر حالی که از یک سو با ایجاد پمپ‌های بزرگ از اب برای مصارف کشاورزی و صنعتی و مصارف خانگی برداشت می‌شود و از سوی دیگر پس آبهای زهکشیهای اراضی کشاورزی و فاضلاب شهرها و دهات و صنایع و نشت آب زیرین اراضی شور در آن ریخته می‌شود در نهایت به آبی بس آلوده وغیر قابل مصرف تبدیل می‌شود. سابقا که جمعیت خوزستان کم و کشاورزی اندک بود و صنعتی وجود نداشت جریان طبیعی بود و شهرها نیز فاضلاب نداشتند آب شیرین بر آب شور غلبه داشت مشکل مهمی برای مردم به وجود نمی‌آمد اما در سنوات اخیرکه هم به تدریج بعضی ازسر چشمه های کارون به زاینده رود افزوده شد وهم در مناطق کوهستانی به تدریج جمعیت افزایش و اسکان یافته و با احداث جوی و لوله‌کشی و با استفاده از اختلاف پتانسیل جریان‌ها و نصب لوله (مانند آنچه در یکی از سرچشمه های کارون در عالیکوه عمل شده است )همچنین ایجاد صنایعی هر چند کوچک و استخرهای پرورش ماهی و برداشت آبهای معدنی بسته بندی شده از جریان آب کاسته شده و هم به آلودگی آن اضافه میگردد. برای نمونه درحوزه استان چهارمحال‌وبختیاری که سابقاً عمدتا نزولات آسمانی به رودخانه‌های زآینده رود و کارون می‌ریخت اکنون به علت افزایش جمعیت و توسعه شهرها ودهات و صنایع و مصارف خانگی و بهداشتی حتی‌المقدور جریان آب ها سد گردیده و به مصرف محلی می‌رسد حتی بعضاً نیز به احداث تونل‌های کوه رنگ اعتراض دارند و خواستار ابی بیشتر برای این آستان میباشند. در حدود 50 سال پیش که رژیم سابق ایران میخواست کشور را به پشت دروازه‌های تمدن برساندموضوع انجام تحقیقا ت وتنظیم طرحهای لازم برا ی بهر ه ‌گیری علمی و صنعتی خیزآبهای فصلی و آبرودها واراضی حاصلخیز نیمة جنوبی کشور را که عمدتا به خلیج فارس میریخت و به هدر میرفت واراضی نیز عمدتا لم یزرع بودند به کارشناسان خارجی و ظاهراً یک پیمانکار ایرانی( در سایه ) واگذار کرد که به مدت 10 سال بطول انجامید ونهایتا نتیجه را به دولت اعلام کردند که مبنای ایجاد سدهای رودخانه کارون قرار گرفته است . از جمله تعریفاتی که آن کارشناسان برای تو چیه عملیات وکارشناسی خود می‌کردند این بود که: غنای حوزه آبخیز دره کارون همانند در ه تنسی در آمریکاست که می‌تواند بخش جنوبی ایران را کاملاً پیشرفته و آباد کند و کل ایران را با تولیدات کشاورزی و نیروی برق آبی تغذیه نماید وبرمبنا ی تحثیثات کارشناسان خارجی احداث سدها آغاز گردید که تکمیل آن‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران انجام شد و آخرین آن‌ها سد گتوند می‌باشد که اکنون مانند یک غده چرکین گلو گاه جنوب را بسته وجریان آبرا آلوده و غیرقابل انتفاع کرده است . توضیح اینکه در حوزه آبخیزکارون اراضی مسجد سلیمان تا لالی را عمدتاً رسوبات گچی و نمک تشکیل می‌دهد و روان آب‌های فصلی مسجد سلیمان گچ آلوده و چشمه سارهای دایمی که مخصوصاً از زیر پل مسجد سلیمان به لالی در محل گدار شاه به پایین به کارون می‌ریزد عمدتاً بسیار شور و دارای املاح فراوان می‌باشند که این مشکل در شرایط قبل از ایجاد سدها که آب کافی در کارون جریان داشت برای آشامیدن و مصارف مختصر کشاورزی که در شوشتر به صورت سنتی و در کناره‌های پایین با پمپاژ انجام می‌شد تأثیر چندان نا مساعدی نداشت ا ما به تدریج که سدها وتونل‌ها ایجاد گردید و مردم ساکن حوزه های سر چشمه ‌ها و گوهپایه های مناطق آبخیز کارون به تدریج افزایش یافته وحتی‌المقدور به برداشت آب برای مصارف کشاورزی ابی و غیران روی آوردند ازآب اوری(دبی) کارون کاسته شد و شوری آب چشمه‌های بین گدار شاه و گتوند برآب شیرین غلبه یافته و مشکل آغاز گردیده است.و اینکه می‌گویند گنبدهای نمکی واقع در دریا چه باعث شوری آب دریاچه شده است همه واقعیت نیست زیرا اگر تمام دریاچه هم تخلیه گردد و جریان آب آزاد شود و تمام گنبدهای نمکی از ریشه برچیده ودور ریخته شود باز هم به علت ناکافی بودن اب شیرین بر اثرریختن آب چشمه‌های بسیار شوری که مستقیماً در محل‌های مورد اشاره به داخل رود کارون می‌ریزد باز هم آب تضعیف شده کارون غیر قابل مصرف خواهد بود . عوامل دیگر آلوده شدن شدید کارون بشرح زیر میباشد:- یک - برداشت‌های گوناگون و نسبتاً زیاد در حوزه کوهستانی کارون که از حجم آب میکاهد وآبرا آسیب پذیر میکند دو- زهآبهای کشت و صنعت ها و سایر تأسیسات کشاورزی که وارد کارون می‌شود . سه- فاضلاب شهرها و دهات مسیر رودخانه از شوشتر تا خرمشهر وارد کارون می‌شود. چهار- عمق خاک حاصل خیز زمین جلگه خوزستان بسیار کم است چون آب شور خلیج فارس که سابقا تا محل شوش امتداد داشته در زیر زمین که از رسوبهای کوهستانی همراه با سیلابها تشکیل شده‌اند بافی مانده ولایه زیرین زمین شدیداً شو ر میباشد . پنج -از سرعت جریان آب از شوشتر به بعد کاسته می‌شود و حرارت تابش خورشید در خوزستان باعث تبخیر شدید می‌گردد که این تبخیردر حدود سه متر عمق در سال تخمین زده میشود -پس اگر مسیر کارون ازشوشتر تا خرمشهر را 200 کیلومتر و عرض رودخانه را 50 متر بگیریم در فرمول زیر 200000 ضربدر 50 ضربدر 3 مساوی 30٬000٬000 مترمکعب می‌شود که فقط به علت تبخیر از آب کارون کاسته می‌شود. بنابر موارد مذکور سد گتوند که مسئولیت طراحی آن برعهده کارشناسان خارجی بوده است عملاً نمیباید به سدهای کارون افزوده میشد واکنون که اضاقه شده است مسئولیت خسارتبار هنگفت آن در مرحله نخست بر عهده کار شناسان وپیمانکاران طرح ایجاد سدها ودرمرحله دوم بعهده کارشناسان و ناظران داخلی میباشد که چشم بسته نظرات کارشناسان خارجی را تایید وقابل اجرا اعلام کرده اند که نباید اصولاً چنین می‌کردند! در این خصوص اضافه می‌نماید که اگر این سد احداث هم نمیشد باز هم آبی که از مخزن سد گدار لندر آزاد می‌گردید به علت اینکه از پل گدار شاه به پایین چشمه ‌های آبی بسیار شور با دبی بسیار زیاد در بستر عمیق رودخانه به آن میریخت -به خصوص در فصول کم آبی- باز هم باعث شوری آب می‌گردید و بنابراین باید برای جلوگیری از این عارضه نیز راه حلی اندیشیده می‌شد که متأسفانه نشده است ولذاا بنده پیشنهاد رفع مشکل را به شرح زیر ارائه می‌نماید که امیدوار است مورد توجه مسئولان واقع گردد:- پیشنهاد:- نظر به اینکه مسیر رودخانه در بالا دست دریاچه گتوند کوهستانی و عمق رودخانه زیاد است نمی‌شود جریان شورا بهایی را که به کارون می‌ریزند جدا یا مسدود کرد و لذا راه حل این است که از زیر آب سد گدار لندر در مسجد سلیمان تونلی به طور تقریباً هشت کیلومتر تا دره ای که دردامنه پایین "برد نشانده "به سوی ترکدز وجود دارد حفر کرد و زیرآبه سد مذکوررا از ترک دز به محل سه راهی مسجد سلیمان لالی در دره ای که با شیب ومسیری منا سب تا سه راهی شوشتر /اهوازوجود دارد هدایت نمود و ازآنجا با اصلاح مسیری مختصر به بخش بالایی سد قدیمی تنظیم آب گر گردر شوشتر هدایت کرد تا آب خالص کارون وارد دشت میانرودان شوشتر و شعبه غربی کارون به سوی اهواز گردد. با این ترتیب دریاچه سد گتو ند از سلسله سدها و دریاجه های اب شیرین کارون حذف وبه خیزابه های فصلی و شورابهای دایمی حوزه پایین دشت گدار لندر تا لالی و گتوند به کار تولید برق (و نه کشاورزی )اختصاص داده میشود و زیر آب گتو .ند با احداث کانال در حاشیه غربی کارون به سوی دشت واقع در جنوب شرقی آب گنجی /هدام ایجاد میگردد هدایت میشودو در آن مکان در برکه ای بزرگ که ایجاد میشود به کار تولید نمک گرفته شود و نیز می‌توان با بهره‌گیری از تولید برق سد کتوند تأسیسات نسبتاً بزرگ شیرین کننده‌آب خارج شونده از نیروگاه را شیرین کرد و بر آب طبیعی قابل مصرف کارون افزود و زاید بر آن را به برکه نمکی که در آب کنجی ایجاد می‌شود فرستاد و بدین ترتیب مشکل شوری آب کارون را حل کرد. تو ضیحات و پیشنهادهای اضافی اما مرتبط با اصل موضوع :- این مسلم است که کشور ایران از دیدگاه گستره زمینی گنجایش بیش از 500٬000٬000 نفرجمعیت را دارد اما هم‌اکنون که جمعیت آن78٬000٬000 نفر است فراهم کردن امکانات زیستی آنان –حتی آب آشامیدنی- مشکل می‌باشد تا چه رسد به افزایش بدون برنامه‌ریزی و مآل اندیشی و پیش‌بینی‌ها قبلی بدان گونه که حتی برای یک نفر هم آن چنان باشد که به محض تولد امکانات زیستی او در دسترس قرار گیرد. افزایش جمعیت مانند ایجاد یک کارخانه است که باید با تحقیقات کافی و برنامه‌ریزی دقیق تمام تأسیسات آن با رعایت اصول علمی و فنی و متناسب با مقتضیات اقلیمی و تربیت و تعلیم کادر فنی و اداری و مدیریتی و تدارک مواد خام و بازار فروش تولیدات و اطمینان از دسترسی به ارزش افزوده و سود دهی آنها وتأمین تنخواه گردان و مطمئن بودن از بازار تدارک وسایل یدکی و ماشین‌آلات جایگزین برای احتمالات و هزاران لوازم و عوامل دیگر ‌باشد. این عاقلانه نیست که مثلاً کارخانه ای احداث گردد که مدیرانی لایق و کارشناس برای اداره آن تربیت نشده باشد و یا برای تولیدات آن بازار مصرف در نظر گرفته نشده باشد یا مثلاً در نتیجه حادثه‌ای بخشی از تأسیسات آن از مدار خارج شودو تعمیر و یا تهیه جایگزین آن‌ها به علت عدم اعتبار کافی به قطعات یدکی در اختیار ومیسر نباشد. کشور ما هم‌اکنون بعلت نداشتن برنامه‌های مدون و قابل اجرا وعدم پیش بینی اعتبارات مصوب و عملیات بررسی و حساب شده دقیق از کمبود شدید آب تا حد ‌خشکیدن رودخانه‌ها, دریاچه ها ,چشمه سار‌ها وقنوات و چاه‌های عمیق و نیمه عمیق و حتی جیره بندی آب مصرفی خانگی و ناکافی بودن تولیدات کشاورزی استراتژیک واختلافات بین مردم استانها رنج می‌برد و مردم ناراضی -و دولت‌ها از تدارک کافی ما یحتاج و تأمین رفاه و کسب رضایت نسبی مردم ناتوان می‌باشند چگونه همین دولت‌ها با همین شیوه کشورداری می‌خواهند برای افزایش جمعیتی که در مقیاس جهانی قابل توجه واز جنبه رفاهی هم‌سطح مردم کشورهای پیشرفته باشد برنامه‌ریزی کنند و از عهده انجام آن برآیند؟ برای نمونه هم‌اکنون که دولتی نسبتاً فعال‌تر و معتدلتر روی کار آمده و وعده کنترل نرخ تورم تا حد مثلاً 20 درصد را میدهد در حقیقت بدین معنیست که مردم که تاکنون چندین برابر از قدرت خرید و تأمین مایحتاج زندگی‌شان کاسته شده باید در سال جاری نیز علاوه بر آنچه تاکنون تحمل کرده اند 20 درصد دیگر از توان تأمین نیازمندی‌هایشان را از دست بدهند وتحمل کنند و شکر گذار هم باشند! از فحوای گفتارو کردار و برنامه‌ریزی‌های دولت مردان چنین استنباط می‌شود که گمان می‌کنند که با تغییر نظام سنتی کشاورزی و استفاده بهینه از همین مقدار نزولات آسمانی هم می‌توان تمام نیازمندی‌های جمعیت کنونی وافزایش جمعیت مورد نظرآتی را تامین نمود -اما این را حساب نکرده‌اند که چاههای آبی عمیق و نیمه عمیق مجاز و غیرمجاز ی که هم‌اکنون به علت پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی یکی پس از دیگری خشگ وتعطیل میشوند در آینده‌ای نزدیک همه ذخایر زیر زمینی تمام .وتولید آب از آنها متوقف میگردد.وبنا براین آن مقدار آبی که ممکن است با تغییر شیوه سنتی کشاورزی و بهینه سازی مصرف آب در آینده صرفه جویی کرد ای بسا که برای جایگزینی چاههای متروکه هم کافی نباشد؟ پیشنهاد های عملی برای تأمین رفاه جمعیت کنونی و افزایش آن تا حد برنامه‌ریزی‌های مطالعه شده . 1-ایرا ن باید صنعتی شود –آن هم باایجاد و توسعه صنایعی کوچک و ظریف توام با افزایش حداکثر ارزش مواد خام مصرفی -توضیج اینکه ما هم‌اکنون آهن تولید می‌کنیم که هرکیلو کرم آن تقریباً دو هزار تومان ارزش دارد و یا مواد پتروشیمی که هر کیلو تقریبا چهار هزار تومان می‌باشد که به ایجاد کارخانه‌های بزرگ در اراضی وسیع و صرف هزینه های هنگفت آب و انرژی و نیروی انسانی و حمل و نقل بسیار و آلوده کننده محیط زیست نیاز دارد , در صورتی که از همین قبیل مواد اولیه وواسطه ای در کشورهای صنعتی وسایل و ابزارهای ظریف و دقیقی ساخته می‌شود که هر دستگاه یک کیلوگرمی آن دوسه هزار دلار ارزش دارد و احتیاج به ایجاد تأسیسات بزرگ و هزینه‌های هنگفت آن‌چنانی هم ندارد . وای بسا که حتی ممکن باشدهر قطعه از قطعات ظریف صنایع و وسایل کوچک را به خانه ای داد تاباماشینی کوچک بسازند وانهارا جمع آوری ودر محلی نهایتاً مونتاژ وزیبا سازی و بسته بندی و روانة بازار کرد . 2-کارخانه‌های تولید مواد خام اولیه مانند آهن و فولاد را که به آب و انرژی بسیار نیاز دارند به‌تدریج به سواحل خلیج‌فارس و دریای عمان انتقال داد. 3-در ایران نور و انرژی خورشیدی بسیار و نیروی باد و جریان‌های آب با اختلاف پتانسیل‌های مختلف در رودخانه‌ها وبالای دریاچه های وزیر سد ها جریان دارد و در هر مسافتی هر چند کوتاه میتوان مولدهای برق با تولیدهای متفاوت ایجاد کرد و بنابراین نباید به رویه جاری که بر مبنای ایجاد سدهای برقآبی بزرگ که مستلزم هزینه‌های هنگفت میباشد اکتفا نمود . برای نمونه قبل از صنعتی شدن نسبی ایران در اکثردهات در مجرای جوهایی با جریان‌های کمتر از یک متر مکعب در ثانیه وبکی دو متر اختلاف پتانسیل استفاده می‌شد و آسیا بها یی با همان صنعت و هنر ابتدایی ومقدار مختصری چوب و آهن و چند قطعه سنگ تراشیده شده میساختند وآرد مورد نیاز خودرا تامین میکردند. حال اگر حساب کنیم که در ورودی دریاچه ها وخروجی سدها ورودحانه هاونهرهای آزاد چه مقدار آب با شیبها واختلاف پتانسیل های مناسب جریان داردکه در هر صد متر آنها میتوان یک مولد مثلا فلان کیلو واتی نصب کرد شدیدا تاسف میخوریم که چه مقدار انرژی قابل کنترلی آسان را مفت ار دست میدهیم ! عملیات نصب وبهره برداری از یکچنین مولد هارا میتوان به اشخاص جویای کار در دهات –دارندگان سرمایه های اندک-تعاونیهای روستاها واگدار کرد وتولیدات آنهارا به شبکه های برق وصل کرد ویا به مصارف روستاها رسانید 4-با نصب صفحات سلولی مولد برق در بیابان‌ها و کویرها حتی در دامنه های بر آفتا ب کوهپایه ها می‌شود هم کار پدید آورد وهم انرژی تولید کرد و به مصارف گوناگون یا صادرات رسانید 5-کشور ژاپن 378٬000 کیلومتر مربع وسعت 128٬000٬000 جمعیت دارد و ایران 1٬648 هزار کیلومتر مربع وسعت .78٬000٬.000. جمعیت دارد که در مقایسه با ژاپن با بهینه‌سازی کشاورزی و مشروط به صنعتی شدن و اصلاح امورحکومتی می‌توان 620٬000٬000 جمعیت را در مرتبه اجتماعی/ مدنی قابل قبولی دریک نظام مدنیتی مترقی در ایران اسکان داد و مدیریت کرد. عیب ما مردم اینست که "خرد گریزوبزرگ خواه" هستیم . به کارهای ظاهرا کوچک تن در نمیدهیم وبرای کارهای بزرگ آمادگی نداریم . به بیگانه اعتماد واحترام میکنیم وخودیهاراکوچک وخوار میشماریم . مسئولیت میخواهیم لیکن خود نمیپذیریم. دم غنیمت شماروفرصت سوزیم . .و تعدادی صفات بزرگ بیهوده وبسیار خصوصیات زیانبار کوچک !. برای نمونه سد عظیم گتوند را میسازیم بی آنکه به موضوع ظاهرا کوچک شوری آب رودخانه ودرست ونا درستی طرح آن اندک توجهی داشته باشسم! واین غده چرکین را در راه نفس خوزستا ن تثبیت مینماییم! نهایتا امروزه که به علت توسعه سرسام آور ارتباطی -جهان به یک دهکده تبدیل شده ودر کشور ما عشایر وقبایل عمد تا به شهرها ودهات واقع در دشتهاکوچ کرده وجذب ادارات وتاسیسات وبازار وهرگونه اشتغالات دیگر شده وبا اهالی سنتی محل در آمیخته اند وبالعکس و درحقیقت خود مصرف کننده آبی شده اند که ازکوهستانها میتراود آیا هنوز هم باید در جستجوومطالبه حقوق عشایر باشند ویا همگام وهماهنک با اکثریت در جستجوی راه حل اساسی مشکلات وتثبیت حقوق انسانی همگانی بر آیند ویا دشت نشینان در بحران ناشی از خشکسالی که بی سابقه هم نیست به تقسیم نامه آب طومار شیخ بهایی استناد و اعتراض کنند و امکانات مدنیتی را که همین تاسیسات مدنی کاهنده آب دراختیارشان گذاشته است نا دیده انگارند ویا درصددیافتن راه حلی مناسبتر بیندیشند ؟والسلام. نگارش:جعفر ناظم رعایا

باز هم در مورد زاینده رود-----در نقد مقاله ای نا روا

1-تاکنون نشنیده بودیم که چاهی برای افزایش جریان زاینده رود حفر شده باشد . بلکه افزایش جمعیت کشاورز سبب شده است تامانند همه جاهای دیگر برای تامین زندگی خودچاههایی توسط خود مردم در حوزه زاینده رود حفر شده و پیرامون آن هارا کشاورزی میکنند. 2-همانگونه که در پشننهادهای قبلی خود بیان کرده ایم اگر دریاچه سد گتوند را از مجرای زیر آب سدهای دیگر کارو جدا کنند با ذخایر آب دریاچه های سدها دیگر کارون دز و کرخه وجراحی وکنترل سایر روان آبهای فصلی دیگر ونیز تغییر سیستم سنتی کشاورزی -هم میتوان نیازهای خوزستان را در حد جمعیت کنونی تامین کرد و هم میتوان مقداری دیگر از جریانهای جنوبی زاگرس را به زاینده رود افزود و با برقرار کردن کنترل بر بخش کوهستانی وتبدیل کشاورزی سنتی به علمی/صنعتی وانتقال کارخانه ها به جنوب -- زاینده رود را زنده نگاه داشت . 3-هنوز شرایط اقلیمی آنقدر تقییر نکرده است که ما ناامید شویم وسخن از مرگ زاینده رود بگوییم که بسیار درد ناکست-خزائن عظیم رحمت الهی به دوصورت دریاهای جنوب وشمال وقدرت لایزال اندیشه وتعقل وتوسعه دانش وفنون روز افزون بشر این اجازه را بما نمیدهد کا ناامیدانه وهراس انگیز بیندیشیم و بگوییم. برای مثال -انرژی عظیم خورشید در سراسر ایران -بخصوص جنوب انقدر وجود دارد -که علاوه بر هرنوع مصارف دیگر هرچه لازم باشد آب دریاهارا شیرین کرد و به دور ترین نقاط کشورفرستاد ومدنیت را تاحد غیر قابل تصوری توسعه داد .این کار از جمله بسیار کارهای دیگر شدنیست واگر ما نکنیم ایندگان خواهند کرد وشکر نعمت که باید آن را قدر بدانی وبه مصرق لازم برسانی هم مین است - وبدیهیست که اگر دولتمردان کنونی بر نامه ریزیهای مدون و قابل اجرایی نداشته باشند چه کسی متعهد است که فشار مردم آیندگان را ناگزیر نکند که بزرگمنشانه برنامه ریزی و مسئولانه احرایی کنند ؟

راه حل مشکل ریز گردها وگرد وخاک در خوزستان. نویسنده ک-جعفر ناظم رعایا -درختکاری که با کاشت نهالهای کوچک عملی میشود تا درظرف چند سال رشد نکنند تاثیر کافی در نیل بمقصود نخواهد داشت. 2-سریعترین نتیجه از مالچپاشی وهمزما ن با کاشت درخت -برای طولانی مدت- عاید میگردد.. 3-تاثیر شنی هاوچرخهای تانکها و بلدوزرهاو سایر وسایط نقلیه وایجاد خاکریزها ی جنگی را که درطو ل سی سال گذشته خاک عراق را واخیرا خاک سوریه را تبدیل به سر مه کرده ودر معرض باد قرار داده و هنوز هم ادامه دارد باید کاملا در نظر داشت واز آنها جدا خواست که در رفع بلای نا خواسته ای که نفس جنوب ایرانرا گرفته همکاری جانانه داشته باشند. 4 ترکیه با سدهای عظیمی که زده وادامه میدهد باقیمانده جریانها ی دجله وفرات را هم خواهد بلعید که بمعنی یک جنایت هولناک در حق ایران وعراق و سوریه میباشد - باید این سه کشور پیامدهای اقدامات مهلک ترکیه را به سازمانهای ذیربط بین الملل احاله کنند و جدا مطالبه حقابه نمایندوگر نه عواقبی شوم وجهنمی در انتظار این سه کشور خواهد بود!