جواز الهی ایجاد بنا بر قبور رحال وبزرگان دین

جواز الهی ایجاد بنا بر قبور رجال دین.:- نویسنده    جعفر ااظم رعایا

بر مبنای آیات قرآن کریم و اعتبار عملی آنها

. در سال 1٬376 پس از اینکه حکومت عربستان از همه سو حجاج ایرانی را که میخواستند به تکلیف الهی خود عمل کنندوبه اعلام برائت از مشرکین بپردازنداز همه سو مورد محاصر ه و هجومی سخت قرار داد و آن فاجعه عظیم را که هزاران نفر حجاج بیگناه و بی دفاع را شهید و مجروح ساخت .اینجانب طی مقالهای نسبتاً مفصل که در شماره 1697 روزنامه سلام منتشر شد با استدلال به آیات سوره برائت این سؤال را مطرح کردم که سرلوحه آن این بود :- آیا آیات سوره برائت دیگر برای مسلمانان اعتبار کاربردی ندارد ؟ مقاله مذکور که مورد توجه بسیاری قرار گرفت این تأثیر را بر جای گذاشت که در نهایت عربستان پذیرفت که چون اعلام برائت به صورت راهپیمایی در ترافیک وعبور و مرور حجاج مشکل ایجاد میکند حجاج ایرانی میتوانند در قرارگاه خود در منا به اعلام برائت بپردازند که یک موفقیت نسبی به حساب میآمد هرچند بسیار گران تمام شد. اکنون نیز یکی دیگر از مواردی که توسط وهابی ها وموالید آنها که در حکومت عربستان شدیداً نفوذ دارند و برخلاف نص صریح آیات قرآن کریم میباشد مخالفت کینهتوزانه آنها با اهل البیت و شیعیان و تخریب آثار و اماکنی میباشد که بنوعی با خانواده پیامبر عظیمالشأن اسلام مربوط میشود که ازجمله آنها تخریب بقاع متبرکه بقیع و اخیراً کاظمیین و همچنین تخریب بقاع و بنا هاییست که مربوط به پیامبران پیش از اسلام و دیگر بزرگان ادیان پیشین و تهدید به تخریب همه بقاع مقدس دیگر میباشدکه بدینترتیب تاریخ اعتبار آیاتی دیگر از قرآن کریم را جاهلانه –دانسته یا ندانسته پایان یافته میشماند! . بدیهی است که این گروه که با نامها و عناوین متعدد تظاهر دارند و روزبهروز بیشتر به نام اسلام بر مسلمانان آسیب میرسانند و به تخریب بنیادهای مادی و معنوی اسلام و آشوب و محاربه و فجایع بیحد و حساب در دنیای اسلام میپردازند و برای اغفال مسلمانان قشری و ساده اندیش مبادرت به گرفتن ارا و فتاوایی از متشرعان دست پرورده وهابیت مینمایند کاملا مخالف نصوص قاطع قرآن کریم عمل مینمایند . قرآن کریم اساسنامه نظام آسمانی اسلام است و در یک نظام اسلامی هر قانون و مقرراتی که وضع میشود وهر اقدامی که عملی میگردد باید بر اساس رهنمودهای قرآن کریم باشد –مسلم است گه مخالفان وجود بنا بر قبور اولیاء خدا ورجال دینی دیگر –که عرب ز بان هستند یا معانی آیات را نمی فهمند ویا می فهمند ولی براساس کینه توزی برخاندان نبوت ودشمنی با شیعیان ویا درخدمت دشمنان اسلام بصورت عمل بمزد دست به چنین عمیلیا ت خلاف دین میزنند علاوه بر مخالفت با وجود بنا بر قبور اولیای خدا-د ر سنوات اخیر رسماً به ایجاد بحرانهای امنیتی در جهان اسلام پرداختهاند و مسلمانان را اعم از شیعه وسنی کافر و مهدورالدم و ناموس و اموال و خون آنان را مباح میدانند وداعیه ایجاد یک حکومت اسلامی خود پسندانه را درسر میپرورانند! واین درحالیست که کارهایی میکنند که وجدان بشریت را آزرده ومنزحر مینماید! گرچه پاسخ پرسشهای زیرپیشاپیش روشن است اما آنهارا بمنظور رقع تکلیف مطرح مینمائیم ,شاید بعضی از وجدانهایی که هنوز نیمه جانی دارند از خواب مرگ بیدار شوند> 1- آیا به قرآن ایمان دارند و آن را اصولاً اساسنامه نظام دین اسلام میدانند یا نه ؟ 2- آیا قرآن کلام خدا و صدق است و در طول تاریخ دستنخورده و بدون تحریف و کم و زیاد به دست ما رسیده است ؟ 3- اگر به قرآن ایمان دارند آیا آیات قرآن مورد مصرف موقت داشته اند و یا در تمام قرون و اعصار لازم الاجرا میباشند . 4- آیا اینکه خداوند در آیه 143 از سوره دوم میفرماید و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الرسول علیکم شهیدا :- وبدینگونه ما شمارا چنین خواسته ایم و قرار داده ایم که گواه بر امور جهانیان باشید وپیامبر بر شما ناظر و شاهد باشد آیا پس از رحلت پیامبر رابطه آن حضرت بر این جهان قطع گردیده و مسلمانان نیز دیگر در برابر جهانیان تکلیفی ندارند و خلاصتاً این آیه و آیات مشابه دیگر از درجه اعتبار ساقط شده اند ؟ 5- آیا خانه و مسجد حضرت رسول الله که بدن مطهر او در آن مدفون است فقط در زمان حیات آن حضرت محترم و مقدس بوده و پس از رحلت احترام و قدوسیت ان منتفی گردیده است ؟. 6 نظر و هابیان و بخصوص فتوا دهندگآن واجرا کنندگان آن فتوا هانسبت به خانههای رجال دین که طبق آیات 36 تا 38 سوره نور خداوند رفعت آنها را اعلام و مقرر فرموده است تا خانههای آن رجال به پاداش رهبری آنان مرفوع ومحترم باشند و در آنها به ذکر و ثنای جمیل پروردگار بپردازند –چیست؟. 7-منظور از کلمه رجال دین که واژه جمع است وجمع برای از 3 نفر به بالا به کار میرود و خداوند خانههای آن بزرگواران را رفعت بخشیده است چه کسانی هستند؟ اگر با مقداری گذشت و اغماض بگویند پیغمبر است میگوییم با وجودی که به نظر ما خیلی بیشتر است اما حداقل باید 2 نفر دیگر هم باشند و آن 2 نفر دیگر که باید خانههایشان رفعت یافته خدایی باشند چه کسانی میتوانند باشند؟ و این در حالیست که شما حتی تهدید کرده اید که مزارمبارک حضرت رسول الله را نیز تخریب خواهید کرد !اگر چنین کنید 2 نفر دیگر را که خداوند خانههایشان را رفعت بخشیده است در کجا پیدا میکنید تا آثار خواست خداوند را کاملاً از میان بردارید؟ . اما به نظر ما . 1 -رجالی که خداوند خواسته است تا خانه هاشان مرفوع و معمور باشد بر اساس تعاریف قرآن کریم بسیار بیشتر از 3 نفر میباشند زیرا خداوند در تعریف آنان فرموده است مردانی که خداوند خواسته است که خانه هاشان با رفعت شناخته شوند کسانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنها را از یاد خدا و برپای داشتن نماز و ادای زکات غافل نمینماید و از روزی میهراسندند که در آن قلبها و چشمان حیران و منقلب میگردد -و دریک نظام دینی آسمانی درطول چهارده قرن پیدایش یک چنین مردانی به دو یاسه نفر محدود نمیماند.؟ 2-حال که چنین رجالی خیلی بیشتر از 3 نفر هستند اگر کسی بخواهد منصفانه قضاوت کند گزینش و معرفی این قبیل کسان را که باید خانههایشان با رفعت شناخته شود چگونه عمل میکند و اولویت را بهترتیب الاهم وفالاهم به چه کسانی میدهد ؟ 3- آیا انصافاً میشود خاندان حضرت رسولالله را که خداوند در شان آنان فرموده است:- قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی.آی پیامبر بگو :- من از شما اجرت پیامبری و رهبری نمیخواهم مگر دوستی کردن در حق خویشاوندانم را-پس آیا خانههای اهل البیت را میتوان از شمول آیات سوره نور مستثنا دانست و حکم به ناسزا واری آنها داد و به تخریب آنها اقدام کرد؟ 4 رعایت رفعت و حرمت خانههای این قبیل رجال را خداوند پاداش دنیوی آنان قرار داده که باید پیوسته در حال رفعت وافزایش باشند چنانکه فرموده است :-یرزق من یشاء بغیر حساب- و لذا نمیتوان گفت که همان حرمتی که در دوره حیات آنان رعایت شده کفایت میکند و دیگر ضرورتی ندارد که بعد از رحلت هم دیگران مکلف به حفظ حرمت آنان باشند و این هم در حالی است که بر خلاف خواست خداوند در دوره حیات هم مانند همین زمان خیلیها نهایت بیحرمتی را در حق آنان روا کردند !! 5 -به نظر نگارنده یکی از مفاهیم آیه نور -شماره 35- تمهید مقدمه -یا بگو تنظیم سرلوحه و زمینهسازی برای آیات 36 تا 37 میباشد و بنابراین ضرورت دارد که مسلمانان و بخصوص مفسران در مفاهیم این آیات چهارگانه بیشتر به تدبر بپردازند تا باوجود تعاریف صریح قرآن نیازی چندان به منحصر کردن مشاهدات جهانگردان و تاریخنویسان نداشته باشیم بخصوص که خداوند در آیه نور میفرماید :-و یضرب الله الامثال للناس-یعنی این قبیل آیات را خداوند مثال میآورد تا مردم بهتر نور خدا را بشناسند . 6 -نگارنده معتقد است که مفاهیم آیات قرآن از جمله آیات نور همزمان با توسعه قدرت درک و استنباط مسلمانان بتدریج و در طول تاریخ تا انقراض نسل انسان دانسته میشود و هیچ کس نمیتواند بگوید:- این است و جز این نیست -با این حال بنده با توجه به شرایط زمان ترجمه گونهای برحسب تکلیف از آیات سهگانه زیر عرضه میدارد –فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر قیهااسمه یسبح له فیها بالغدو والا صال-رجال لا تلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکرالله واقام الصلواه وایتاء الزکوات یخافون یوم تتقلب فیه القلوب و الابصار-لیجزیهم الله احسن ماعملوا ویزیدهم من فضله والله یرزق من ییشاء بغیر حساب:- در خانههایی که خداوند خواسته و اجازه داده است تا رفعت داشته باشند و نام او در آنها ورد زبانها باشد واورا شبانهروزان تسبیحگویند مردانی هستند که نه تجارت و نه دادوستد آنان را از یاد خدا و بر پای داشتن نماز و پرداختن زکات باز نمیداردچون از روزی هراسانند که در آن دلها و دیدگان منقلب و دیگرگون میگردد -این رفعت بخشیدن به خانههای آنان برای اینست که جزای عمل آن رجال بهتر و بیشتر باشد از آنچه خودکرده اند و خداوند فضل خود برپاداش آنان را هماره میافزاید و خداوند بر هر که بخواهد روزی و بخشش بیشمار میرساند . از دقت در اشارات آیا ت مذکور معلوم میشود که خانههای مورد نظر از جمله مساجد نیستند که صرفاً با قصد مسجد بودن بنیاد میگردد بلکه خانهها ی بندگان خاص خداوند هستند -چنانکه فرموده است :-فی بیوت اذن الله ان ترفع رجال ...یعنی این خانهها به پاداش اعمال رجالی دارای رفعت میشوند ورفعت آها اکتسابی و تدریجیست رقعت مساجد قاطع وثابت است:لیجزیهم الله احسن ماعملوا... وچون پاداش عمل محسوب میگردد که به صاحبخانه وخود خانه رفعت داده میشود و اعمال عبادی افزون بر اعمال خود صاحبخانه در آنها انجام میشود بهره هایی علاوه بر پاداش صاحب عمل بر پاداش صاحبخانه افزوده میگردد: ویزیدهم من فضله -و این افزایش پاداش پرستش خداوند که توسط دیگران انجا م میشود پیوسته عایدصاحبخانه هم میگردد چنانکه میفرماید:- ویرزق من یشاء بغیرحسات... و افزایش بیحساب و شماره آن است که تا ابد استمرار داشته باشد و آن در این جهان تا زمان انقراض نسل است و در جهان دیگر لایزال میباشد. دنباله موارد فوقق پرسشهای زیر نیز مطرح میگردد :- 1-آیا این قبیل خانهها را خود آن رجال میسازند و در آنها ساکن میشوند و به عبادت میپردازند تا در نهایت رفعت یابند ؟. 2-آیا به محض اینکه خانهها ساخته و عبادت در آنها آغاز شود رفعت یابی هم آغاز میگردد و تا آخرین روز زندگی آنان رفعت هم به کمال میرسد و پس از رحلت صاحبخانه رفعت خانه هم پایان مییابد و اعتبار رفعت آن ساقط میگردد و لذا خانه را باید تخریب کرد . 3- اگر چنین باشد که فقط صاحبخانه در آن به عبادت بپردازد جمله احسن ما عملوا مفهومی پیدا نمیکند چون اعمال صاحبخانه با پاداش آنها همه همتراز و یکسان هستند و پس از رحلت هم پایان میپذیرد و خانه هم قابل تخریب میگردد و موضوعه مهم "باقیات الصالحات "نیز بیمعنی میگردد !. 4 -یقیناً خانههای رجال دینی مورد نظر آیات مذکور از جمله بنیادهای باقیات الصالحات هستند که میفرماید :والباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا وخیر املا- یعنی اعمال صالحی که از آنان باقی بماند نزد خداوند برای عامل آن ثواب و پاداش و نائل آمدن به آرزوها را مرتبا بهتر مسجل و تثبیت مینمایند . 5- بنابراین اعمال نیکی که در خانه صاحب آن (هریک از رجال دینی )انجام میشود آنرامبدل به محل انجام و استمرار عبادات و باقیات الصالحات میکند که پیوسته نتیجه آن عبادات عایدصاحبخانه هم میگردد . 6- آیا یک چنین خانههایی منحصراً باید توسط خود صاحب آن ساخته شود یا مثلاً فرزندان و یا دوستان و پیروان اوهم میتوانند جهت او در زمان حیات و یا پس از رحلت بر مزار او بسازند و وقف عبادت کنند تاآن رحل دینی از خیرات آن بهرهمند شود . مطابق مفاد آیه 21 از سوره 59 که میفرماید والذین آمنوا ویتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم دریتهم ......یعنی کسانیکه ایمان داشته باشند و فرزندان او هم درایمان پیرو انان باشند ذریه آنانرا نیز به آنان ملحق میکنیم ودر اعمال هیچ یک کم و کاستی برقرار نمیکنیم و نتیجه اعمال هر کس برا و ثابت میباشد بنابراین فرزندان و ذریه هر کس میتواند هم در زندگی برای پدر خود خانه بسازند و هم پس از مرگ او وخانهای که به منزله باقیات الصالحات است در بزرگداشت اوبرای او بسازند و وقف او کنند و خانهایی را که پدران ساخته اند فرزندان به میرات مالک گردند ولذا هیچ کس حق ندارد این گونه خانه سازی ها را ممنوع و یا تخریب نماید . 7- طبق مفاد آیه 71 از سوره 9 وایات دیگر که میفرماید و المومنون والمؤمنات بععضهم اولیاء بعض ...مومنان هم میتوانند در امور همدیگر به خصوص اگر امری خیر باشد مشارکت و همکاری ونیابت داشته باشند خاصه اینکه به صورت گروهی باشد مثلاً کاری عامالمنفعه انجام دهند و فواید و خیرات آن را درحق یک یا چند نفر از دوستان مؤمن خود و قف و ثابت نمایند و هر گونه دخالت اغیار را در آن ممنوع نمایند تا چه رسد به مصادره و غصب یا تخریب و یا تغییر در امور آن را . بنابراین هم خود شخص میتواند بنایی بر حسب مقدورات کوچک یا بزرگ برای خود بسازد و در زندگی در آن به انجام امور خود به خصوص به عبادات بپردازد و وصیت کند که در خانه خود دفن شود و در ب آن خانه برای خیران و عبادت کنندگان باز بماند هم فرزندان او آنرا به میراث بتصرف در آورند و باتفاق سایر مؤمنان چه در زمان حیات و چه بعد از ممات خانهای یابنیادی دیگر برخانه و مزاراو یازمین مجاز دیگری بسازند و وقف امور عبادی کنند و ثواب آن را به یکی از اولیا ءالله (که ولی خودشان هم میباشد )و قف بدون تغییر ویا متناسب با مقتضیات زمان قابل توسعه برای سایر مؤمنان بنمایند . علاوه بر رحالی که خداوند بر رفعت خانه آنان تاکید فرموده است هرکس حق دار د حتی ملک, خانه ,موسسه وهرگونه مایملک دیگر خودرا نسل اندر نسل وقف اولاد خود نماید تا به نسبتی که تعیین میکند از منافع آن بهره مند گردند تا چه رسد باینکه اموال خود را در کار خیر تثبیت و وقف نماید حال اگر مومنان بخصوص شیعیان در حق موالی خود که ازخاندان نبوت هستند و یا ازدیگر رجال دینی باشند موسسه یا هرگونه بنیاد دیگری را تاسیس ووقف آنان نمایند چه کسی و با چه مجوزی حق دارد اقدام آنها را ناروا پندارد و به امحاء آن بپردازد؟ این مدعیان دروغین دینی آنچنانکه اظهار داشته اند ازدحام انبوه و عاشقانه پیروان اولیای خدا ورجال دینی را بر مزار آنان شرک آلود پنداشته ودستآویز خود برای تخریب اماکن وابنیه هایی قرار داده اند که بر قبور ائمه یا در جوار آنها ساخته میشود که به نظر میرسد این پندار از تعصعب و کینه ای ناشی از جاهلیتی میباشدکه بعلت برگزیده شدن حضرت محمد(ص) برسالت ومقبولیت عام وشهرت و اعتبار جهانی متکی بر تاییدات آسمانی آنحضرت و خاندان ایشان صلوات الله علیهم گردید و در مذاق سفیانیان وقریشیان تلخ وناگوار بود وپس از آن هم شور عاشقانه وپیروی جانقشانانه شیعیان آن خاندان آتش خشم وحسادت متعصبانه آنانراشعله ور تر کرد که درطول تاریخ هر جا به افراد آن خاندان ودریه آن برگواران دست یافتند شهید ومسمومشان کردند وبه کینه ورزی خود نسبت به شیعیان ادامه دادند ودر این زمان نیز که غرب فریبکار که از هر فرصتی در اسلام ستیزی استفاده میکند به پشتبانی وتقویت همه جانبه آنها پرداخته احساس قدرت میکنند تهدیدات خودرا نسبت به مزار آن بزرگواران وابنیه وتاسیسات مربوط به آنها وجنگ وشورش بر ضد گشورهایی که دارای اکثریت شیعه میباشند افزوده اند واحداث ابنیه بر قبور را شعار سیاسی خود کرده حرام مینمایانند! بااندکی دقت بخوبی معلوم میشو د که هدف این شورش کینه توزانه کاملا متوجه جهان تشیع است که عمدتا شامل ایران وعراق وسوریه میباشد وچون ایرا ن در دوره جنگ تحمیلی هشت ساله قدرت دفاعی خودرا باثبات رسانید و پس از آن هم-علیرغم تمام مشکلات ,تجهیزات نظامی/دفاعی خودرا حتی الامکان فراهم نموده ودر حال تکمیل کردن است جرات حمله کرد ن مستقیم به خود ایران را ندارند وبنابراین به نیت خالی کردن پشت ایرا ن به کشورهای دوست وهم پیمان آن یعنی سوریه وعراق ولبنان حمله کرده اند تاپس از تصرف آنها که آنرا باعث تضعیف ایران میپندارند به ایران که آنرا مرکز تشیع وستیزنده با کفر ونفاق و استبداد میدانند به ایران حمله آورند وریشه تشیع را بسوزانند وخیال غرب جهانخوار و تک قطبی خواه و گروه شرقیان نوکر مآب را آسوده نمایند. این کاملا روشن است که بناهاییکه برقبور ائمه وسایر رجال دینی به نسبت عظمت هدایتگری دینی وستیزندگی آنان برکفر وشرک وستمگری وخلوص بندگی وپرستندگی آن بزگواران در پیشگاه خداوند – در درجات مختلف –ساخته شده وبرحسب نیاز واقبال زائران توسعه داده میشو د فقط بمنظور ادای سلام واحترام به ابدان مطهر و ارواح مقرب ودر عین حال همیشه زنده وجاوید ومرزوق بودن آنان آنچنانکه خداوند فرموده است میباشد :- ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون وانچنانکه در بالا نیز بیان کردیم خداوند بیوت آتانرا مرفوع خواسته ولذا هم بنای یک چنین خانه هایی مجاز و ممدوح است وهم اقامه عبادات در آنها برتر وافزون مایه تر. واین نیز قابل لمس ودرک است که آنچه در اینقبیل بناها توسط پیروان انجام میشود عرضه سلام واحترام به سزاوار ترین ومقرب ترین وگزیده ترین بندگان خدا ست وباقی کلا دعاو نماز ونیایش وهرگونه امور واجب و مستحب دیگری میباشد که از مصادیق :فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال وآیات قبل وبعد آن میباشند. بنا بر این آنچه مغرضان و فریب خوردکان ادعا میکنند فریب است ونیرنگ وپوشش سر سپردگی در برابر دشمنان اسلام ومسلمانان وتمامیت خواهان ملحد استکبار جهانی! وبنا براین از نظر شریعت اسلام علاوه براینکه هیچگونه ممنوعیتی بر حقظ حرمت و رفعت قبور رجال برقرار نشده بلکه عکس آن ثابت و تایید گردیده است چنانکه در مورد کسانیکه از جهاد و دفاع اجتناب میکنند فرموده است : ولا تصل علی احد منهم مات ابدا ولا تقم علی قبره انهم کفرو بالله و رسوله وماتوا وهم فاسقون (ای پیغمبر ما)هرگز بر مرده هیچیک از کسانی که از شرکت در جهاد و دفاع خودد اری میکنند ودر خانه خود باقی میمانند نماز مگذار وبر سر قبر او ممان زیرا آنها بر خدا وپیامبرش کفر ورزیدندودرحالی مردند که فاسق بودند (84 توبه)که به معنی آنست که باید حرمت قبور حتی مسلمانان معمولی توسط شخص پیامبر عظبم الشان رعایت گردد تا چه رسد به رعایت حرمت قبور رجال و بزر گان دین بواسطه مسلمانان معمولی دیگر؟