تحلیلی بر مسائل مربوط به کاریکاتو ر

تحلیلی مختصر بر مسائل مربوط به کاریکاتور کینه توزانه نشریه شارلی-فرانسوی:- . همگان خوب آگاه هستند که نشریه فکاهی نویس فرانسه به دنبال رویه زشت و کینهتوزانه ی پیشین خود نسبت به اسلام و مسلمانان در تاریخ 24 دی 93 مجدداً کاریکاتوری موهن از حضرت رسول الله منتشر کرده است که باعث تحریک احساسات مسلمانان گردیده و در همین زمان 3 نفر از اعضای داعش به دفتر نشریه مذکور حممله کردند و 12 نفر از کارکنان آن نشریه را کشتند و پس از تعقیب آنها روز بعد پلیس فرانسه 2 نفر آنها را در حالی که چند نفررا به گروگان گرفته بودند کشت و نفر سوم نیز که راننده بود قبلاً تسلیم شده بود و در توقیف پلیس میباشد که مسلماً حقایق اعترافات اورا که خلاف صحنه سازیهای سیاست بازان غرب را ثابت میکند هرگز منتشر نخواهد کرد .چون بنظر میرسد که این حادثه نیز یکی دیگزاز توظئه های غربی برای تقویت احساسات اسلام ستیزی میباشد نکات زیر را عرضه مینماید:- 1- پیش از کاریکاتور منتشرشده در تاریخ 24/10/93نشریه مذکور در سالهای 2006 و2011 میلادی نیز با انتشار کاریکاتور به ساحت مقام مقدس حضرت رسولالله(ص) اهانتروا داشته بود که فقط بعضی از مسلمانان به محکوم کردن اهانت اکتفا نمودهاند و هیچ گونه برخورد فیزیکی صورت نگرفته است 2-در موارد متعدد دیگر غربیان کینهتوزی و اسلام ستیزی ورفتارهای موهن دیگر نسبت به قرآن کریم اعمال کرده اند لیکن مسلمانان به اعتراض شفاهی نسبت به آن بسنده نموده اند 3- هرچند مسلمانان میدانند- و این موضوع قابل اثبات است -که در کتب مقدس عهدین تحریفاتی صورت گرفته است اما آنها را محترم میدارند وابراهیمیان و کلیمیان و مسیحیان را اهل کتاب میشمارند و به پیامبران آنان یعنی حضرت ابراهیم ,حضرت موسی و حضرت عیسی مسیح و شرایع حقه آنانرا لازم الرعایه میدانند و با پیروان ادیان مذکور سالیان در از همزیستی مسالمتآمیز داشته اند و مصمم هستند تا روابط محترمانه را پیوسته استوارتر بدارند 4- نکته مهم و قابل توجه در حادثة شوم اخیر این است که به محض انتشار نشریه که حاوی کاریکاتور موهن مذکور بود بلافاصله داعشی ها به دفتر آن نشریه حمله کردند وحادثة شوم مذکور رامرتکب شدند در حالی که اقدام به چنین عملی نیاز به مدتی زمان برای مطالعه و تدارکات و انتخاب و اعزام عوامل دارای شرایط لازم داردو انجام یک چنین کاری مهم در زمانی کوتاه ممکن نمیباشد . 5-خود این نکته بسیار مهم میباشد که چرا گروه مشخصی در ارتکاب آن دخالت داشتند و مسلمانان اصیل –نه شیعی ونه سنی-حتی مختصر همکاری هم با آنها نداشتند . 6- بین مرتکبان آن کشتار و مسلمانان اصیل اعم از شیعه و سنی, علاوه بر اینکه هیچ گونه سنخیت عقیدتی و توافق و تفاهم سیاسی وجود ندارد -برای تمام جهانیان روشن است که آن گروه-مسلمانان را کافر میشمارند و بلاد اسلامی را مورد حمله و قتل و غارت قرار داده و فرزند و نوامیس آنا نرا به اسارت و بردگی میبرند و در بازار برده فروشانی که براه انداخته اند میفروشند. 7 -در سال جدید میلادی همین نشریه شارلی کاریکاتوری از سر کرده داعش منتشر کرده است که داعشی ها به آن اعتراض هم نموده اند ! پس آیا رابطهاپن حمله با آن کاریکاتور قابل چشمپوشی میباشد ؟ 8 -چرا سران غربی موضوع را منحصراً به مسلمانان مربوط میکنند و اسلام ستیزی را دامن میزنند و مسلمانان را در غرب مورد آزار جسمی و روانی قرار میدهند وبه کشورهای اسلامی همواره تجاوز میکنندو جنگ و ستیز و تخریب و تغییر و عقبماندگی ایجاد میکنند؟. 9- چرا با دست0 آویز کردن مسئله دروغین آزادی عقیده وبیان ازاینقبیل هتاکان مغرض حمایت میشود ولی هیچگونه آزادی عفیده وبیانی برای بیش از یکملیارد ونیم مسلمان باسابقه تاریخی چهارده قرنی قائل نیستند وپپیوسته باکینه توزی واسلام ستیزی با مسلمان برخورد میکنند؟. نهایتاً این مایه امیدواری است که بین ملتها و دولتها در غرب اختلاف عقاید و آراء بوضوح قابل لمس است تا حدی که بسیاری از روشنفکران و دانشمندان حقیقت بین وآزاد اندیش جانب انصاف را در نظر دارند و در هر شرایطی به بیان حقایق میپردازند واز خطرات احتمالی نمیهراسند چنانکه نشریه لوموند تاحدی به بیان این واقعیت پرداخته است که عین موضوع ذیلاً به نظر علاقمندان میرسد:- لوموند: راهپیمایی پاریس نمایش جنایتکاران جنگی بود چند تن از روشنفکران فرانسوی راهپیمایی سران برخی رژیمهای غربی به حمایت از نشریه شارلی ابدو را راهپیمایی جنایتکاران توصیف کرده و آنان را آتشنشانان آتشافروز خواندند. لودیوین باتینی (مورخ)، امانوئل بوردو (منتقد سینما)، فرانسوا کرسه (مورخ و نویسنده)، سدریک دوران (اقتصاددان)، اریک هازان (ناشر) رازمیگ کوشیان(جامعهشناس)، تییری لابیکا (مورخ)، مروان محمد (جامعه شناس)، اولیویه نوو(مورخ هنر) ویلی پلتیه (جامعهشناس)، اوژنی رنزی (منتقد سینما)، گییوم سیبرتن بلان (فیلسوف)، ژولین تری(مورخ)، رمی تولوز (ناشر) و انزو تراورسو(مورخ) با انتشار یک متن مشترک خاطر نشان کردند: ما بهت و اندوه ناشی از سوء قصد علیه امضای مجله شارلی ابدو را میفهمیم اما در قبال صدور فرمان سوءاستفاده از این قتلها سرگیجه گرفتهایم. ما احساس همدردی میکنیم اما آتشنشانان آتشافروزی این تظاهرات را مصادره کردند که برای اعاده حیثیت خود با استفاده از جنازههای قربانیان، از هیچ وقاحتی فروگذار نیستند. مانوئل والس، فرانسوآ اولاند، نیکولا سارکوزی، بریس هورتفو، ژان - فرانسوا کوپه، آنگلا مرکل، دیوید کامرون، ژان - کلود یونکر، ویکتور اوربان، بنیامین نتانیاهو، آویگدور لیبرمن، نفتالیبنت، فرستادگان اردوغان و... همه صف دورویان فرومایه را تشکیل میدهند. در این یادداشت که توسط لوموند منتشر شده خاطر نشان گردیده است:این مضحکه زشت مشکل میتواند هزاران کشته غزه را به فراموشی بسپارد، غزهای که آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه اسرائیل حتی در فکر پرتاب بمب اتمی بود هنگامی که نفتالی بنت با بادی در غبغب میگفت که عربها را کشته است؛ یک میلیون قربانی که محاصره اقتصادی در عراق به بار آورده است، از یادها بزداید. کسانی که در صف نخست تظاهرات پاریس دیده شدند، در نقاط دیگری دستور کشت و کشتار مشابهی دادهاند. والس (نخستوزیرفرانسه) با سر دادن فریاد در مورد «آزادی» و «روامداری» اعلام کرد که «همه میتوانند در تظاهرات شرکت کنند». همان فردی که تظاهرات علیه کشتار فلسطینیان را ممنوع کرده و با گاز اشکآور کارکنان اعتصابی راهآهن را پراکنده میکند و دانشآموزان پشتیبان خارجیان اخراجی بدون پروانه اقامت را در هم میکوبد، به ما درس آزادی بیان میدهد. نویسندگان این بیانیه تصریح میکنند: ما در این اتحاد مقدس (!) شرکت شانتاژ نخواهیم کرد. در گذشته دیدهایم که اینگونه اتحادها چه قصابیهایی میتوانند به بار آورند. فعلا، شانتاژ به ایجاد اتحاد مقدس کمک میکند تا خشم اجتماعی و طغیان علیه سیاست چندین ساله دولتها را خنثی کنند. والس به ما تلقین میکند که «همه ما شارلی هستیم» و «همه ما مامور پلیس هستیم». نه، ما شارلی نیستیم. اگر چه ما از مرگ گرافیستها و روزنامهنگاران شارلی غمگین هستیم، ما نمیتوانیم مشغله ذهنیای را که در این مجله علیه مسلمانان ریشه کرده و آنها را به تروریسم، به «ابلهها»، به مساعدهگیرها تشبیه میکرد، به حساب خود بنویسیم. ما پلیس نیستیم. مرگ سه مامور پلیس رویدادی غمانگیز است. اما، این حادثه ما را به سر دادن سرود نهاد پلیس وانخواهد داشت. کنترلهای بر پایهچهره افراد، دستگیری جمعی خارجیان بدون جواز اقامت، تحقیر روزمره، کتککاری گاهی مرگبار در کلانتریها، استفاده از فلاشبالها که معلول میکند، پرتاب نارنجکهای تهاجمی که میکشد، ما را برای همیشه از این کار منع میکند. در کشوری که ثروتهای بیشرمانه با فقر کمرشکن در هم آمیخته، بیآنکه قادر باشیم به طور جمعی ابراز انزجار کنیم. ما همچنین شمعهایی برای شش بیمسکن (کارتون خواب) که در هفته کریسمس 2014 در فرانسه درگذشتند، روشن خواهیم کرد. لوموند در یادداشت دیگری خاطر نشان کرد: آیا ما مسئول مرگهای ژانویهجاری هستیم؟ در این صورت، در مورد روشنفکران و روزنامههایی که از مداخله نظامی آمریکا در سال 2003 در عراق که موجب مرگدهها هزار نفر شد، حمایت کردند، چه بایدگفت؟ آیا بین سیاست کشورهای غربی و رشد گروههای افراطی و متعصب (فناتیک) ارتباطی وجود دارد؟ یک واقعیت ساده را یادآوریکنیم. در سال 2003، هنگام تهاجم آمریکا به عراق، در این کشور خبری از القاعده نبود و این جریان در همه جا در حال عقبنشینی بود؛ القاعده در هیچ کشوری، پایگاه زمینی نداشت. بیست سال پس از آغاز «جنگ علیه تروریسم»، سازمان داعش، سرزمین گستردهای را در عراق و سوریه در دست دارد.

الگوی  غربی

آن چیزکه الگوی نظامات فرنگ است        شتر  گاو پلنگ است

گردن کش و خود شیفته و مست و ملنگ است   هم رنگ به رنگ است

بر "شهر فرنگی" گری خویش بنازد          گردن بفرازد

شکلی که ز گرداندن نوار بسازد             گول است و جفنگ است

در جعبه جادویی اوبخرد و هشیار            فرزانه ودین‌دار

آن گونه نمایندکه ظلمت بشب تار             با نور به جنگ است

دیوان و ددان راچو مسیحا بنماید             آن سان که نشاید

باور ننماید که چنین حیله نپاید                هرچند قشنگ است

باید ز چنین دیو بد اندیش بپرهیخت           هم رابطه  بگسخیت

وز دشمن خون‌خواره بی‌عاطفه بگریخت      نی جای درنگ است

در رخت  تو چون عقربه جرا ررود پیش    هر دم زندت اندیش

 رنجت بفزایدپی آسودگی خویش              آلوده به ننگ است

آسوده ممانید از این دشمن م‌کار                ای مردم هشیار

باید سراوسخت فروکوفت چو یک مار        گر دست تو سنگ است

زهریست نهان گشته در اندوده شیرین         بر غافل مسکین

هرچند شدی تشنه ولیکن مچش از این         تلخ است و شرنگ است

چون سامری ازگوهر وزرگاو بسازد          پیشش بنمازد!

در محفل دین نغمه بدگون بنوازدبا            حق سر جنگ است

او موسی و عیسی و محمد نشناسد             از حق نهراسد

با پستی ونامردمی و کفر بلاسد!             مفلوک ومفنگ است

 

چون دستخوش وسوسه‌های صهیون اس     در حال جنون است

از دایره مردمی و عقل برون است           مست است و ملنگ است

گر او به فنون موشک و مهواره پراند         بر زهره نشاند

چون حرمت همسایه‌ و همنوع نداند           در قافله لنگ است

چون فطرت او گشته گرفتار تباهی            بانام فکاهی

شکلک کشد از رهبر ادیان الهی           شنگ ست و مشنگ است

خود را بنمایند بدنیا متمدن                    پیوسته و لیکن

خودخواه و ستم پیشه و خونخوار به باطن     مانند پلنگ است

ناظم تو مخوان بیش از این سوره یاسین      برهرکر وبیدین

اورا نه ادب هست ونه فرهنگ ونه آئین      این قافیه تنگ است