عدم به مقهوم نیستی یک تصور موهوم است

عدم به مفهوم نبستی یک تصور موهوم است . .نویسنده: جعفر  ناظم رعایا

در فرآن کریم نیز واژه عدم وجود ندارد وبنیاد ونظام هستی بر مبنای حیات وممات یعنی زندگی و مرگ وتبدیل و تبدل قزار داده شده است وبنا بر این آنچه اصولا وجود ندارد چیزی نیست که خداوند هستی را ازآن بوجود آورد –بخصوص نیازی ندارد. . بر اساس تعاریفی که خداوند در قرآن کرینم بیان فرموده است –مانند آیه 16 از سوره 40 انما قولنا لشیء اذا اردناه ان نقول له کن فیکون وآیات دیگر-- بمحض اینکه خداوند به امر خلقتی اراده فرمود (هرچند بی نهایت کوچک باشد بابزرگ)همین کافیست که بفرماید "بشو"تمام عوامل ولوازم ومواد آشکار و نهان آن دریک چشم بر هم زدنی بطور کامل ایجاد وتنظیم میشود ودرجریان کارآیی قرارمیگیرد . نکته بسیار مهم دیگر اینکه طبق مفاد آیه 21 از سوره 55 که میفرماید:کل یوم هو فی شان :تمام دورانها او-جل جلاله – درکاری است – وچون کار او آفرینندگی و پروردگاری است پس در ازل هم خداوند آفریننده بوده وآفرینندگی وپرورندگی او تاابد استمرار دارد وبنا بر این هستی ازلی و ابدی است اما آغاز وپایان دارد یعنی مانند تمام مخلوقات دیگرکه اجزاء تشکیل دهنده خود آن هستند - زندگی و مرگ وطلوع و غروب دارد چنانکه در آیه 104 از سوره 21 میفرماید : یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدانا اول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین : روزی آسمان( هستی موجود)را درهم می پیچیم مانند در هم پیچچید ن طوماری که برای کتابتها بکار میرود –این پیمانیست که با خود بسته ایم و یقین بدانید که بر این پیمان عمل کننده ایم. پس هستی رتق وفتق وزنگی ومرگ وطلوع وغروب دارد ولی نیستی ندارد. توضیح لازم این موضوع میتواند بعنوان یک مبنای نو و بیسابقه سر منشاء تحقیقات کیهانشناسان ومتفکران اسلامی در هستی شناسی قرار کیرد ویک انقلاب علمی و اسلام شناسی را بوجور آورد (اما متاسفانه....).