علل توسعه علوم در تمدن اسلامی

علل پیشرفت علم درفرهنگ وتمدن اسلامی و رکود آن

.بخش نخست نویسنده اسفندیار معتمدی | تاریخ دوشنبه, تیر ۱, ۱۳۹۴ ۰۶:۲۷ قبل از ظهر 

تعداد بازدید این مطلب :24 نویسنده :استاد اسفندیار معتمدی

نشانه پیشرفت علم و تمدن چیست؟ امروزه تعداد مقالات علمی منتشره ،تعداد دانشگاههاومراکز پژوهشی ،در صد و حجم بودجه ای از در آمد ملی که به مصرف فعالیتهای علمی هر کشور می رسد را نشانه پیشرفت علمی آن کشور می دانند .اما (هوگبن (hogbenریاضیدان آمریکائی می گوید”ریاضییات هر ملتی آینه تمام نمای تمدن پیشرفت آن ملت می باشد” وشادروان دکتر محسن هشترودی (۱۲۸۶-۱۳۵۵خورشیدی) جمله ای به همین مفهوم دارد .براساس این نظر آقای دکتر جعفر آقایانی چاوشی با استفاده از آمار کتابهاورسائل تالیف شده در علم ریاضی و نجوم از زمان خوارزمی تا شیخ بهائی که آقای امان الله ادیبی به راهنمائی ایشان جمع آوری کرده و نمودار تغییرات آن ها را برحسب زمان رسم کرده چنین نتیجه گرفته است که :نقطه اوج این نمودار در قرن چهارم هجری و مصادف با حکومت آل بویه است که در منطقه وسیعی از جهان اسلام حاکمیت داشتند. در این زمان سامانیان و غزنویان هم حکومت داشتند(آینه میراث) عوامل پیشرفت علم حکومت اسلامی پس از حدود یک قرن بر بخش مهمی از جهان مسلط شد وهمه منابع ثروت این بخش عظیم در اختیار مسلمانان قرار گرفت .از این پس با روی کار آمدن عباسیان به دست ایرانیان ودخالت خاندانهای ایرانی در اداره جامعه ومدیریت آن علم،هنر،وصنعت وتجارت اغازشدوگسترش یافت. بطور کلی می توان عوامل پیشرفت علم وگسترش آن در جهان اسلام را چنین برشمرد: ۱-آموزه های دینی وقرآنی ۲-تجمع ثروت ومدیریت وبهبودوضع اقتصادی جامعه به ویژه رفاه دانشمندان ۳-آزادی اندیشه وگفت وشنود وتاسیس نهادهای علمی وآموزشی. اکنون به تشریح هریک از این عوامل می پردازیم : ۱-آموزه های دینی وقرآنی. آموزه های دینی قرآن واحادیثی همچون “آیا دانایان با نادانان برابرند” ،و”علم بیاموزید هرچند درچین باشد” .،”آموختن علم بر هر مرد وهر زن مسلمان واجب است“،”ودر زمین به سیر وسفر بپردازید “و… این آموزه ها مایه­ای برای پیدایش فرهنگ و تمدن اسلامی شد. توجه اسلام به دستاوردهای بشری سبب شد که در کمتر از یک قرن انواع دانش­ها، هنرها، اندیشه­های فلسفی از یونان وایان وهند وروم به جهان اسلام راه یابد. درمدت یک دو قرن مسلمانان میراث فکری گذشتگان را گردآوری کردندومرکز بیت الحکمه را برای نگهداری وترجمه وگسترش آنها به وجود آوردند. “اسلام در بر پائی تمدن اسلامی نقش به سزائی داشت…این فرهنگ اسلامی بود که زمینه را برای پیدایش تمدن اسلامی فراهم کرد در این فرهنگ: •مطالعه همه جانبه طبیعت توصیه شده است .۲-اخذ علم از همه جا توصیه شده است. .۳-تحمل آرائ مخالفان وحاکمیت روح تسامح مورد تاکید است ۴- دنبال کردن برهان وپرهیز از نفی واثباتهای بی دلیل توصیه شده است ۵-جامع نگری مورد نظر است ۶-برای آموختن علم باید سخت کوش بود۱ آموزه های اسلامی افراد وحکومت ها را برانگیخت که درهر جا علم ودانش وهنر وجود دارد بگردند وبیابند وگسترش دهند.واین یافتن عبادت است،وظیفه است ،واجب است.واندیشیدن از هر عبادتی ارجمندتر ۲-امنیت واقتصاد وتامین زندگی دانشمندان در قرن دوم هجری که مسلمانان از نظر سیاسی و نظامی بر سرزمین­های تحت تسلط خویش حاکمیت یافتند، دوره سازندگی جای پیشروی نظامی را گرفت. از این زمان بود که مسلمانان با بهره­گیری از امنیت و ثروت موجود به ساختن پرداختند و انواع اطلاعات، هنرها، دانش­ها و مهارت­های مردم، شهرهای حکومت پهناور اسلامی را به کار گرفتندوبه ساختن مرکز جدید حکومت پرداختند. این مرکز بغداد بود. نقشه شهر بغداد را در سال ۱۴۱ ه.ق دو نفر مهندس ایرانی به نام­های نوبخت و ماشاءالله ابن اثری طرح کردند و به دستور منصور عباسی به ساختمان آن پرداختند. در سال ۱۴۶ ه.ق این شهر ساخته و مرکز حکومت و خلافت عباسیان شد. پس از ساختن شهر بغداد و استقرار مرکز حکومت اسلامی در آن بزرگان حکومت به دعوت پزشکان ،دانشمندان و هنرمندان و منجمان پرداختند و بیت الحکمه بغداد را تاسیس کردند. بیت الحکمه نخستین موسسه بزرگ ترجمه و پژوهش در جهان اسلام بود. نحوه مدیریت بر یک جامعه دانشمند و جلب و جذب و تشویق به همکاری و تساهل نسبت به باورهای شخصی آنان سبب شد که دانشمندان یهودی، مسیحی، هندو، زرتشتی و مسلمان در این مجمع علمی گرد آیند و هر یک به انتقال مواریث فکری و دانش و مهارت­های قومی خود به یکدیگر بپردازند. شهرت و قدرت بغداد در زمان هارون الرشید، خلیفه عباسی بسیار افزایش یافت و مرکز علمی، هنری و تجاری امپراطوری بزرگ اسلامی شد. این خلیفه به دعوت دانشمندان پرداخت و دستور داد کتاب­های خطی یونانی،سریانی ،ایرانی وهندی جمع­آوری و به زبان عربی ترجمه شود. در این زمان بود که افرادی برای خرید کتاب به کشورهای یونان و روم سفر کردند و با خود کتاب­های ارسطو، اقلیدس، جالینوس و دانشمندان دیگر را به بغداد آوردند و به ترجمه آنها پرداختند. از مترجمان و محققان بزرگ بیت الحکمه بغداد فرزندان بختیشوع رئیس پزشکان گندیشاپور، نوبخت منجم، پسرش ابوسهل، عبدالله پسر مقفع، پسران موسی خراسانی معروف به بنو موسی ،محمدخوارزمی،حنین ابن اسحاق وثابت ابن قره بودند. دانشمندانی که در بغداد گرد آمدندزبان­های عبربی، پهلوی، یونانی، سریانی (منسوب به سوریه) و هندی را می­دانستند و وسیله انتقال علوم و فنون به جهان اسلام شدند. در بیت الحکمه ابتدا به انتقال واقتباس علوم و فنون از فرهنگ­­های ایرانی، یونانی، مصری، هندی و چینی پرداختند و سپس به ابتکار دست زدند و به کمک تفکر و اندیشه فردی و جمعی توانستند درآنچه انتقال داده و اقتباس کرده بودند تغییراتی بوجود آورند و خلاقیت و نوآوری از خود ظاهر سازند و علم طب، ریاضی، طبیعی و فلسفه را رونقی تازه بخشند. یکی از منابع عمده علوم و فنون در تمدن اسلامی، ایران و زبان پهلوی بود. حتی پیش از تاسیس بیت الحکمه انتقال علوم و فنون از ایران به سوی مراکز اسلامی جریان داشت.ایرانیان در پی افکندن فرهنگ و تمدن اسلامی موثر بودند. از دوره خلفای اموی که بگذریم خلفای عباسی چون پایه خلافت آن­ها بدست ایرانیان استوار گردیده بود و تحت نفوذ وزرا و رجال علم­پرور ادب دوست ایرانی واقع شده بودند به توسعه مدارس و مکاتب و تشویق فضلا و جلب علما و حکما همت گماردند . بسیاری از علمای قرون اولیه اسلامی ایرانیان بودند که تحقیقات و معلومات خود را به زبان عربی انتشار دادند و آنچه از کتاب­های علمی و فلسفی و طبی ایرانی که به زبان سریانی یا پهلوی در گوشه و کنار باقی مانده بود به زبان عربی ترجمه کردند و از این راه خدمت گرانبهایی به توسعه تمدن و فرهنگ در دنیای اسلامی نمودند۲ ۳-آزادی بیان و نوشتن در دولت عباسیان بسیاری از امور حکومت در دست ایرانیان بود. ایرانیان به سابقه آزاد منشی و علم خواهی به دانشمندان توجه خاص داشتند وآنهارا مورد احترام و اکرام قرار می د ادند.خلفای عباسی گرچه نسبت به بعضی افراد وا قوام به سختی رفتار می کردند اما نسبت به منجمان ،پزشکان و دیگر دانشمندان با سخاوت و همراهی رو به رو می شدند در این میان هارون و مخصوصا پسرش مأمون حتی اجازه می دادند که پیروان آئین یهودی مسیحی و زرتشتی با مسلمانان به طور عادی زندگی کنند و به ویژه دانشمندان آنان در مجالس بحث و گفتگو حاضر شوند و نظرات خود را بیان واز آنها دفاع کنند . رفتار بادانشمندان و جلب و جذب و تشویق به همکاری و تساهل نسبت به باورهای شخصی آنان سبب شد که دانشمندان یهودی، مسیحی، هندو، زرتشتی و مسلمان در یک مجمع علمی گرد آیند و هر یک آزادانه به انتقال مواریث فکری و دانش و مهارت­های قومی خود به یکدیگر بپردازند.جالب است که وقتی منصور خلیفه عباسی بیمار شد بختیشوع پزشک بیمارستان گندی شاپور را برای معالجه خلیفه به بغداد آوردند .این پزشک پس از معالجه خلیفه مورد توجه خاص قرار گرفت. به طوری که در همان محل زندگی خلیفه مکان مخصوصی برای او تهیه کردند که بر پایه اعتقادات وراه ورسم خود زندگی کند وپس از آنکه در خواست کرد به موطن خود باز گردد این در خواست پذیرفته شد مشروط بر آن که شاگرد خود را جانشین کند. پس از آن خلیفه دستور دادکه این پزشک با احترام تمام وبا انواع هدایا ودرهم ودینار به زادگاهش بازگردد ودستور داد که اگر در راه فوت شد جسد وی را به محل زنگی پدرانش درخاک بسپرند۳٫همین توجه خلیفه سبب شد که از سراسر حکومت اسلامی وحتی خارج از آن هرکس دانش ومهارتی داشت خود را به بغداد می رساند وعلم وهنر خود را عرضه می کرد و به ای ترتیب بود که فرهنگ وتمدن اسلامی به تولید و زایندگی رسید