مفهوم شناسی دنی-سیاست مدن علوم مسلمین

1از 11 مفهوم شناسی دینی -سیاست مدن -علوم مسلمین............ نگارش:جعفر ناظم رعایا

مقدمه:- سیاست به معنی تدبیر امور مدنیت شایستة و فراخور یک نظام مملکت داری اسلامی است که در عرف دین به مصداق اصل انما المومنون اخوه باید بر مبنای جهان‌بینی و جهان‌شمولی اسلامی استوار گردد نظربه اینکه به مصداق آیه 2ازسوره 64که می‌فرماید هوالذی خلثکم فمنکم کافر ومنکم مومن والله بما تعملون بصیر-نمی‌توان انتظار داشت که زیستمآن اجشماعی ماپاک ومنزه و بعبارتی استرلیزه باشد تا خشنود باشیم زیرا نه چنین بوده است و نه ممکنست چنین بشود زیرا خداوند نظام آفرینش راچنین قرارداده است که بر براساس تقارن و تضادو خلاصتاً بر اصل " تزویج "باشد یعنی دوگانگی چنانکه میفرماید :ومن کل شیء خلقنا زوجین ... آیه 49 از سوره 51 ولذا اجتناب‌ناپذیر است . بنابراین در سیاست‌گذاری علمی, یک نظام اجتماعی دینی نمی‌توانداز همزیستی با غیرمسلمانان بر کنارو آزاد باشد بخصوص که خصیصه تخالف منحصر به انسان‌ها نیست بلکه کل نظام هستی برمبنای تعارض و تضاد و تقارن قرار داده شده است تابین تمام اجزاء آفرینش برخوردایجاد شود واز برخورد حرکت و حرکت سبب سیر بسوی کمال گردد. بنابراین سیاست یک نظام مدنی اسلامی باید قدرت تحمل مهربانانه مخالفان ومعاندان را داشته باشد بخصوص که طبق مفاد آیه 143از سوره 2 که می‌فرماید:- و کذالک جعلناکم امتا وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا :و چنین است که ما شما را امتی وسط حد میانه و متعادل و الگوقرار داده‌ایم تا ناظر و شاهد بر تمام جهانیان باشیدهمان گونه که رسول ما بر شما ناظر و شاهد و الگو می‌باشد. بنابراین خداوند چنین خواسته است که امت اسلامی نه فقط با غیر مسلمانان کینه توزانه ودشمنانه بر خورد نکند بلکه همان‌گونه که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نیزبا همگان برخورد می‌کردند مسلمانان نیز با غیرمسلمانان برخورد کنند و رسالت الهی خود را اعمال نمایند. .در تأیید و تأکید بر این معنی آیات بسیاری نازل شده است که مشهور و معروف‌ترین آن‌ها آیه مربوط به نصب مفام خلیفه الهی بر روی زمین است که می‌فرمایدو اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه تا آخر آیه 30 از سوره 2 : به یاد داشته باش آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود:من در کار قرار دادن خلیفه ای در زمین هستم.. تا آخر..و چون خلیفه به نیابت از طرف اصل عمل می‌کند بنابراین انسان است-- و به خصوص انسان مسلمان و معتقد و مؤمن --که باید بداند که تکلیف ا وست که بر روی زمین خدای گونه رفتار کند و به کردار الهی بپردازدودر پرورش و روزی رسانی و رحمت و رأفت و اصلاح امور همگانی اعم از مؤمن و عیر مومن وظایفی الهی را عهده‌دار ‌باشد .در اینجا ضرورتاً باید یادآوری کنیم که در عصر ما که یک انسان کامل ظاهراً حضور ندارتا امور خلیفةاللهی را اعمال نماید هر فرد انسانی باید در حد توان خود بخشی از وظایف مربوط به خلافت را بر عهده گیردتا در یک نظام اجتماعی مدنی دینی تکالیف بک چنان مقامی تنظیم و تدوین و اعمال و اجرا گردد. .چگونگی سیاست‌گذاری علمی مدنی اسلامی. .همان‌گونه که در مقدمه بیان کردیم سیاست‌گذاری به معنی تدبیر امور اجرایی به منظور رسیدن به مقصدو هدفی مشخص می‌باشد که در این مقاله منظور سیاست‌گذاری علمی‌/ دینی می‌باشدو قبول داریم که قرآن کریم اساسنامه نظام دینی اسلام است و یقین داریم که قرآن کلام خداست و راهنمای ما در انجام تمام امور و رسیدن به سعادت و رستگاری در هردوجهان می‌باشد و او جل جلاله بهتر از خود ما ما را می‌شناسد و بر مصلحت ما و آینده ما آگاه است .پس باید تحقیق کنیم تا او از ما چه خواسته و می‌خواهدو برای ماچه هدفی یا اهدافی تعیین فرموده و برای رهسپاری به سوی آن اهداف چه رهنمودهایی ارائه فرموده و چه امکاناتی در اختیار ما قرار داده است تا مانیز بدانیم در اجرای تکالیف و بهره ‌گیری از امکانات و رهنمود ها چگونه سیاست‌گذاری کنیم که هم به عزت دنیوی برسیم وهم به رستگاری که رضوان خداوند در جهان دیگر است. .به قرآن مراجعه می‌کنیم تا بدانیم که خواست خداوند از خلقت انسان چه می‌باشد، تا جوری برای تنظیم و تدبیر امور نظام دینی خود سیاست‌گذاری کنیم که خواست خداوند و غرض او را از ایجاد خلقت خودمان محقق نماییم تاچنانچه در آیه30 از سوره 30فرموده است :"لا تبدیل لخلق الله":هیچ تغییری در نظام خلقت و آفرینش خدا نباید انجام گیرد تغییر و تبدیلی در خلقت و نظام آفرینش او ایجاد نکنیم تا به موجب فرازهای دیگرهمین‌ ایه که قریباًتوضیحات بیشتری پیرامون آن عرضه خواهیم کرد سیاست‌گذاری سبب شود تا نظام دینی ما استوار و محکم برقرار بماند. .در مراجعه به کلام‌الله مجید در سوره بقره که اولین سوره مربوط به اصول تشریعی یک نظام اسلامی است ملاحظه می‌شود که پس ازتعریف اهل تقوا و خصوصیت آنان و شناسانیدن اهل کفر و نقواو انذار آن‌هاو بشارت به اهل ایمان وپاداش آنها در آیه 27 از سوره 2به بیان امکاناتی که در روی زمین و حتی آسمان‌ها برای بندگان تدارک دیده اشاره می‌کند بلافاصله به بیان * اراده خود در مورد خلقت انسان به فرشتگان و غرض از آفرینش او پرداخته است که با توجه به امتحانی که برای اثبات لیاقت انسان برقرار می‌فرماید- که به پیروزی انسان‌ می‌انجامد -بنا بر این به فرشتگان آماده باش میدهد تا به اطاعت آدم در آیند وچنانکه در آیه 33 همین سوره-بقره- میفرماید:به یاد داشته باش که ما به فرشتگان فرمودیم که به آدم سجده کنند (به اطاعت و خدمت او در آیند )و درآمدند(قسجدوا) مگر ابلیس که سرپیچی کرد -بنابراین غرض از خلقت انسان یاآدم بهره گیری گامل از تمام امکانات خدا دادی در زمین رسیدن به مقام خلیفه الهی در حد ی می باشد که تمام فرشتگان به اطاعت او در آیند- پس هر انسان مؤمنی باید تمام توان هاو استعدادهای خود را به کار گیرد تا خواست خداوند از خلقت او را محقق نماید و لذا هدف اساسی انسان ها در زمین رسیدن به مقام خلیفه الهی است که هم در تصمیمات و اقدامات فردی انتخاب هدفهای اجتماعی باید مد نظر قرار گیرد و هم در تنظیم برنامههای نظری و عملی برای رسیدن به یک چنین هدفی الهی برنامهریزی و سیاست گذاری اصولی بنماید . احراز مقام خلیفةاللهی هدف است . پس- از همان زمانی که خداوند اراده فرموده تا موجودی به نام انسان بر روی زمین بیافریند غرض و هدف از آفرینش او را رسیدن او به مقام خلیفةالله قرارداده است و بنابراین مقام خلیفةاللهی هدفیست که اراده و خواست خداوند بر آن قرار گرفته است. پس هر جامعهای که نظام اسلامی را قبول دارد وهر مسلمان مؤمنی که بیک چنین نظامی باور مند است باید خواست خداوند را در تمام امور سرلوحه و وجهه همت خود قرار دهد که اگر چنین نکند تمام اهدافش و اهی و زحماتش هدر خواهد بود . ما به قرآن که اساسنامه دین و آیین و تعیین کننده اهداف و تکالیف ما میباشد مراجعه میکنیم ملاحظه میشود که در 217 مورد انجام امور را مربوط به خواست خداوند فرموده است (شاء ومشتقات آن)و در بسیاری موارد نیز به اراده- خلق-جعل -تدبیر –امر- کن- وانواع دیگر خواستهای خود را بیان فرموده و مهم اینکه در آیات 23 و 24 کهف فرموده است هرگز در مورد چیزی مگو که فردا آن را انجام میدهم مگر اینکه بگویی" اگر خدا بخواهد "و اگر فراموش کردی به مجردی که به یادت آمد انجام کارت را به خواست خداوند مربوط کن . وباید توجه داشت که خواستهای خداوند در قرآن کریم بیان گردیده ومنظور از آغاز کار با انشاءالله اینست که از خواست خدا آگاه شویم وبر مبنای آنها امور خودرا تنظیم و عملی نما ییم. بنابر این عملاً باید انجام امور را به خواست خداوند که در قرآن توضیح داده شده است مربوط کرد و هیچگاه از نظر دور نداشت و مطمئن بود که به سرانجام خواهد رسید- وگرنه نه . موضوع دیگری که باید همیشه و دقیقاً مدنظر داشت مفهوم خلیفةاللهی بر روی زمین است و ما میدانیم و ایمان داریم که خداوند همیشه در همه جا منجمله زمین حضور کامل دارد و لذا غایب نیست وهیچگاه جای او خالی نیست که خلیفه بخواهد تا در غیاب او امور خدایی را انجام دهد بلکه خلیفةاللهی در زمین به این معنیست که انسان باید- و خداوند این استعداد را به او عطا کرده است تا بتواند با سیاستگذاری برمبنای رهنمودهای قرآن کریم و برنامهریزی دقیق شایسته یک نظام الهی اسلامی و بهرهگیری از استعدادهای خدادادی خویشتن و استفاده صحیح و کامل از امکاناتی که خداوند در زمین آفریده و در دسترس و اختیار او قرار داده است بهره بر گیرد و به تدریج مدنیت اسلامی را آنچنان توسعه و تکامل دهد که بتواندتا حد خلق و ابداع و گسترش و بار آور ترکردن عرصهها و عناصر زمین و تکامل نیروها و استعدادهای انسانی بپردازد و نهایتا هم چنی آن‌چنان که فوقاً نیز به آیه 143 از سوره بقره استناد کردیم یک نظام اسلامی راستین باید به گونه‌ای باشد که هرچند مدنیت های جهانی مادی گرا توسعه و تکامل برق آسای حیرت انگیز داشته باشند نظام دینی اسلامی باید برتر و پیشرفته تر از آن‌ها باشد تا حدی که بتواند بر آن‌ها نظارت و رسالت وموضع الگویی داشته باشد :....لتکونوا شهدا ء علی الناس ویکون الرسول علیکم شهیدا : ما شمارا امتی میانه ومعدل قرار داده ایم تا گواه وناظر بر ناس (سایر ملل جهان) باشید وپیامبر بر شما گواه وشاهد واسوه باشد.آیه 143 از سوره 2. ما حتی از بر زبان راندن و نگارش یک چنین اهدافی هراسناک می‌باشیم تا چه رسد به اینکه بخواهیم برای آن‌ها سیاست‌گذاری وبر نامه ریزی بلندپروازانه کنیم ودست به اقدام بزنیم ولی قاطعانه باید عرض کنیم که مفاهیم رهنمودهای آیات استناد ی همین‌ها می‌باشد تا اگر خدای ناکرده قبول نداریم صادقانه بگوییم -نه -اگر چنین معنی می‌دهند ما اهلش نیستیم و قرآن راو اسلام را رها کنیم و به مادیگرایی و بهره‌گیری از مزایای آن پیوند یم. خواسته‌های خداوند از مسلمانان که در قرآن کریم مطرح شده است از همین گونه هاست که به بعضی اشاره کردید و علت این امر که مسلمانان عقب‌مانده و خوار در قبال جوامع مادیگرا هستند همین است که ما یا نمی‌فهمیم که خدا چه می‌خواهد و یا اگر بفهمیم به عملی بودن خواست‌های او ایمان نداریم و چون ایمان نداریم اهل عمل نیستیم و یا اگر ایمان داشته و عملی بدانیم هر یک از ما خود را در برابر آن ناتوان می‌دانیم و در عین حال نمی‌دانیم که طبق اصول ریاضی منفی× منفی مساوی است با مثبت -یعنی اگر همین ما ضعیفان نیروهای ما نرا ضرب در هم کنیم اجتماعی تشکیل می‌شود که قدرتی بی‌نهایت خواهد داشت یعنی می‌توان گرایش اجتماعی را تقویت کرده و سیاست‌گذاری جامع اجتماعی کرد تا بتوان به اهداف عالی دست- یافت به خصوص که خداوند نیزتعالی و برتری را نه در فرد بلکه در جمع تعریف فرموده است چنان‌که می‌فرماید ولا تهنوا ولا تحزنو اوانتم الاعلون ان کنتم مومنین - یعنی سستی مکنید و اندوهگین مباشید چون شما برترین هستید اگر ایمان داشته باشید آیه 149 از سوره3. پس در سیاست‌گذاری مدنی اسلامی به منظور مفهوم شناسی باید خواست خداوند از آفرینش انسان که همان حقایق رهنمودها ی او در قرآن کریم و استعدادهای قابل تجمیع انسان‌ها و امکانات فراهم شده خدادادی در زمین میباشد راباید دقیقاً مورد تحقیق و تعریف علمی و فنی کاربردی مدنظر قرار دادتا نتیجه مطلوب حاصل شود . امکانات فراهم شده . او کسی است که هر چه در زمین هست را برای شما آفرید و سپس پرداختن به آسمان را و آن‌ها را هفت آسمان مرتب و قابل استیلا قرار داد تا شما از امکانات فراهم شده در این مجموعه بهره‌بر گیرید (و بهره‌ها را برای رسیدن به مقام خلیفةاللهی وسیله فراردهید) قرار دادن جمله اخیر در پرانتز برای جلب توجه به این منظور است که احراز مقام خلیفةاللهی بلافاصله بعد از آیه تدارک امکانات الهی در زمین برای انسان آمده است و علاوه‌بر این برای انسانی که نهایتاً به مقام خلیفةاللهی خواهد رسید سلطه بر آسمان نیز ممکن الحصول خواهد شد . اینکه هم مفام خلیفةاللهی وهم ایه مربوط به بهره‌برداری از امکانات آسمان‌ها را برای انسان ممکن الحصول می‌دانیم و معتقدیم که باید از ازاهداف سیاست‌گذاری مدنی اسلامی قرار گیرد متکی بر دلایل زیر می‌باشد . 1- خداوند ذیل تعاریف مربوط به هدف از خلقت انسان که خلیفةاللهی است بلافاصله می‌فرماید :به یاد داشته باش که پروردگارت به فرشتگان فرمود بر آدم سجده کنند و آن‌ها نیزسجده کردند --آیه 35 ار سوره 2 یعنی آدم قطعاً به این مرتبه خواهد رسید که فرشتگان هم به اطاعت او در آیند. 2- هم‌اکنون بعضی از کشورهای مادیگرا راه‌هایی به سوی آسمان گشوده و توسعه آن را دنبال می‌کنند و اخیراً جمهوری اسلامی نیز این امر را وجهه همت قرار داده و مختصر موفقیتی هم به دست آورده است -هرچند اقدامات فعلی اندک است اما یک فتح باب است و نیاز به تلاش مداوم و شتابنده دارد 3-مدنیت بشری در یک دوره چند هزار ساله از بدویت به مدنیتی مترقی رسیده و در سنوات اخیر سرعت پیشرفت آن تکامل هندسی بافته است و بر اساس این جریان اگر مسلمانان رهنمودهای قرآن را مؤمنانه عمل کنند- برخلاف رویه کشورهای مادی گرا که تک بعدی می‌باشد در کشورهای اسلامی چند بعدی به‌خوبی می‌توانند تلاش خود را توام با معنویت شتاب دهند وبه ان چه خداوند خواسته است که کسب رضایت او و تقرب و شناور شدن در رضوان او که مقام خلیفةاللهی ایست نایل شوند . نگارنده از این خوشحال است که طراحان این فراخوان ریشه علل عقب‌ماندگی مسلمانان را به خوبی دریافته و محورهای فراخوان را با توجه به آن طبقه‌بندی کرده است و نتیجتاً مفهوم شناسی را که بی‌شک نظر به رهنمودهای قرآن کریم یعنی اساسنامه دین اسلام دارد در رأس محورها قرار داده‌اند و در دومین محور- محور هستی‌شناسی, معرفت‌شناسی, انسان‌شناسی است -و آنچه را ذیل این 3 اصل لازم الرعایه است مورد توجه قرار داده‌اند و لذا باعث امیدواری است که اقدامات پیامد آن بسیار ثمربخش خواهد شد. بخشی دیگر از موارد مفهوم شناسی بشرح زیر می‌باشد :-. - 1 منظومه شمسی و بخصوص زمین با تمام امکانات و اجزای درونی و بیرونی آن بخاطر انسان آفریده شده است و لذا باید بداند- و در آینده خواهد دانست-- که چگونه از تمام اجزاء زمین ودر مراحل بعدی از سایر اجزاء منظومه شمسی بهره‌برداری شایسته یک نظام اسلامی راستین برای رسیدن خود به کمال مطلوب خداوند بنماید :-خلق لکم ما فی‌الارض جمیعا-= آنچه را در زمین وجود دارد کلاً برای شما آفرید یم و لذا در سیاست‌گذاری هدایتی مدنی که همان نظام دینی است باید بهره برداری شایسته دینی توام با قدرشناسی و شکرگزاری عملی نعمات الهی ‌باشد دقیقاً مراعات شود و آن‌ها را نه فقط به منظور نیازمندی‌های زندگانی بلکه به منظور و هدف رسیدن به مقام خلیفةاللهی جمعی که در نهایت مقام قرب و رضوان است مورد استفاده قرار دهد . 2- باید یقین داشت که با رعایت مفاهیم پند اول مذکور سلطه بر منظومه شمسی و بهره‌گیری از امکانات آن نیز در راه کمال میسر می‌شود- چنان که فرموده است:- ٍثم استوی الی السماء :سپس بر آسمان‌ها پرداخت -و لذا باید در برنامه‌ریزی مربوط به سیاست‌گذاری مدنی توسعه علوم و فنون و پروژه‌های موشکی وا قمار مصنوعی جدا تو چه و لحاظ و برای افکار و اهداف عالی دنبال شود 3 باید یقین داشت و برای اثبات و تحقق بخشیدن به این امر مهم که مادیات هم در یک نظام دینی راستین هم عرض و هم‌تراز با معنویات هستند و یکی از علل عقب‌ماندگی مسلمانان همین است که با وجودی که هر انسانی فطرتاً نیازمند مادیات است ولی به لحاظ عقیدتی ما دیات را مهلک و مردود می‌پندارند و بیشتر و ظاهراً دل به معنویات می‌سپارند در حالی که آن‌ها را هم صادقانه باور ندارند و رعایت نمی‌کنند- به خصوص اینکه معنویت راستین فهم و ادراک و عمل به خواست خداوند است که در قرآن کریم تدوین وتبیین شده است ÷از جمله همین آیه 29 مورد بحث است که می‌فرماید: آنچه را که در زمین است کلاً برای شما خلق فرمود یم و می‌دانیم که زمین و تمام اجزای آن هم ماده است . پس آنچه مذموم و مردود است ماده گرایی و اصالت دادن به آن تا حدی است که معنویات را تضعیف نماید اما آنچه از تدبر در قرآن کریم استنباط می‌گردد این است که انسان نیمی از ماده و نیمی از معنویت است آن‌چنان‌که کالبد انسان از مادیات آفریده می‌شود و پس از به تعادل رسیدن آن روح که از عالم امر و غیرمادی است در کالبد او دمیده می‌شود و بخصوص اینکه انسان پیش از اینکه جسما به توان و ادراک لازم یعنی بلوغ برسد واجب التکلیف ومسئول شناخته نمی‌شود ؟. آیه 30 دنباله همین آیه نیز حکایت از این معنی دارد که خداوند نخواسته است که یک موجود موجود غیرمادی در زمین بوجود آورد و به همین دلیل خواست فرشتگان را که غیرمادی هستند نپذیرفته و فرموده است که شما از کیفیت و خلقت انسان آگاه هستید و آنچه را من می‌دانم شما نمی‌دانید . تعاریف بسیار دیگر بر مبنای این قبیل دلایل در قرآن کریم هست و خلاصتاً این است که انسان نیمی از ماده است و نیمی از روان و در هر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی علمی و علمی این اصل مهم باید رعایت گردد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. با این بیان مسلم می‌گردد که زمین اصولاً برای انسان آفریده شده است و منظور از خلقت انسان نیز رسیدن به مقام خلیفةاللهی است و خداوند نیز علاوه بر تعبیه استعدادهای فطری در نهاد انسان- قرآن کریم را نیز برای تنظیم و تعدیل امور فردی و اجتماعی او یعنی دین اسلام نازل کرده است- بنابراین در حوزه منظومه شمسی اصالت به انسان داده شده است و لذا هادیان اجتماع انسانی باید بدانند که برای انسانی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی می‌کنند که مرکب و مخلوق از دوبخش هم‌تراز مادیات و معنویات می‌باشد و این هر 2 باید به یکسان مراعات گردد چنان که فرموده است برحذر باشید که طغیان نکنید و میزان را بر هم نزنید که در نظام آفرینش که در این بحث انسان گل سر سبد آنست سرکشی در توزین تعادل را برهم نزند -پس در اینجا موضوع انسان‌شناسی "اصولی" سرلوحه تحقیقات لازم قرار می‌گیرد و به طوری که فوقاً نیز اشاره کردیم - ذیل محور دوم فراخوان مورد عنایت قرار گرفته است. تعاریف فوق که مستدل به رهنمودهای قرآن کریم است متضمن انسانشناسی نیز میباشد اما در این بخش طبق معمول اختصاصاً و با کسب نور از خورشید درخشان جهان اسلام که روشنی بخش دنیای دیگران هم هست یعنی کلام خدا به کسب نور میپردازیم معانی متعدد واژه دین رااغلب میدانند اما عصاره و چکیدة آن با توجه به تعاریف قرآن کریم عبارت است از یک نظام اجتماعی الهی که برای تنظیم امور انسانها که باعزت زیستن و به خلیفةاللهیرسیدن در زندگی این جهانی و به سعادت و رضوان الهی رسیدن در جهان دیگر است و در بحث ما خلاصتاً دین اسلام میباشد بر ما مسلم شده است که دین چون برای تنظیم صحیح امور انسانها وضع میشود اصولاً میبایست با مقتضیات و توان درک و عمل انسانها در دوران مختلف تاریخ و آمادهسازی آنان برای هماهنگ شدن مترقیانه با دورانهای تاریخی که در پیش دارد-کار ساز باشد و بر همین اساس بوده است که ادیان در گذشته که انسان جهشهای تکاملی را آغاز کرده است بسیار ساده و قابل درک و فهم بوده و متناسب با امکانات کاربردی آنان تشریع میشده و با کاملتر شدن انسانه ادیان نیز تکامل یافته و با ظهور و بعثت حضرت خاتم النبیین(ص) که انسانها به بلوغ نسبی رسیده اند بابعثت آن حضرت دین اسلام آنچنان بالغ و کامل وضع گردیده که هم انسانهای بدوی را در مسیر کمال و رشد قرار دهد وهم انسانهای نسبتاً پیشرفته و متمدن را آماده تسلیم وگرایش کند وهم متضمن رهنمودهای مترقی الهی متناسب با شکوفایی استعدادهای خدادادی انسانها در ادوار تاریخی آتی و هدایت امور توسیعی مدنی شگفتانگیز آنان هرچه استمرار یابد –باشد. ما اکنون با مشاهده وضع تأسف برانگیز مسلمانان و تدبر درر هنمودهای قرآن کریم به این نتیجه میرسیم که وضع موجود اسلامی ما با خواست خداوند متناسب نیست و در مقایسه با تعاریف قرآن کریم در مواردی دارای انحراف شناخته میشود و در برابر مدنیت ماتریالیستی وبیدبنی بعضی کشورهای دیگر در وصعیت انفعالی قرار دارد ودر معرض تجاوز وزورگویی و اهانت آنها قرار گرفتهایم که نیازی به ارائه نمونهای خاص نمیباشد اما خوشبختانه فشارهای غیرقابل تحملی که استکبار جهانی بر کشورهای اسلامی و مستضعف وارد میآورد سبب شده است تاقدرت دینی نهفته در بطن اجتماع باخروشی هشدار دهنده ازوجود حضرت امام خمینی فوران کند و استکبار تمامیت خواه را از سر زمین میهن ما براند و ملت عزیز ایران را آماده سازد تا سرنوشت دینی خود را به بازنویسی پردازند و بخشی از قصور عملی دینی را اصلاح کنند و بسیاری قضایا و پیامدهای دیگری که اکثراً شاهد آن میباشیم اما هنوز هم فشارهای کفر جهانی را در انواع و اقسام دیگر -آشکار و نهان شاهد هستیم که استمرار فعالیتهای انقلابی و جهادگرانه را میطلبد که نباید یک لحظه از ان غافل بمانبم. این مفهوم که کفر جهانی هست و بسیار هم فعال است و نیز این اصل که اساسنامه مدون یک نظام اسلامی خدا پسند در قرآن کریم دستنخورده وثابت ابدی هست و این معنی که باورهای دینی وتأثرات انقلابی اکثریت ایرانیان همچنان زنده مانده است وبه سایر کشورها نیز سرایت کرده این فرصت را سبب شده است تا بسیاری و به خصوص در ردههای بالای اجتماعی ومعتقدان به نظام اسلامی و فرهنگ پایدار ایران به بازرسی و ضع موجود بپردازند و نتیجه بگیرند که باتوجه به حقایق اسلام ,نواقصی تأثیرگذار وجود دارد که باید به اصلاح آن همت گمارند که خوشبختانه در جریان تحقیق و راهیابی کاربردی قرار گرفته و لذا امید آفرین شده است بنابراین با توجه به موارد مذکور که هدف اعتلای دین ودر مسیر کمال قراردادن انسان برای رسیدن به عزت این جهانی وسعادت اخروی میباشد و خلاصتاً شاخصه موردنظر انسان است که خداوند دین را بر همین مبنا و قرآن را نیز در تعریف و توصیف و رهنمود بمنظور رسیدن به همین هدف نازل فرموده است چنانکه در آیه 30 از سوره 30 نیزامرانه و قاطعانه میفرماید:- فاقم وحهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون :-پس همت استوار بدار برای برقراری یک نظام دینی راستینی که بر اساس نظام فطرت (آفرینش) باشد که انسان را نیز بر همان فطرت آفریده است هیچ تبدیل ویا تغییری در آفرینش خدا مجاز نیست دین راستین وپایدار چنین است(که بر اساس نظام هستی استوار باشد-) لیکن اکثر مردم نمیدانند بنا بر این برای نظام بخشی وعلمی کردن امور اجتماعی وفردی یک چنین موجودی باچنین رفعت وعلو مقامی-یعنی انسان- که برای زیستن ومنتفع شدن از امکانات بی نهایت ووسعت گنجایشی یک چنین گستره وژرفایی (زمینی وآسمانی )باید معرفت شناسی و برنامه ریزی شود که فقط خدا میتواند از عهده تعریف و تفهیم آن بر آید ولذا انسانها در صورتی میتوانند بسهم خود کاری کنند که متمسک به تعاریفی شوند که خداوند در کتاب کریم خود به آنها پرداخته است و به همبن علت است که نگارنده نیز در اینخصوص به رهنمودهای قرآن کریم متمسک شده است. مبانی معرفتی-( هستیشناسی - انسانشناسی -معرفتشناسی) علم اجتماعی از توجه به مفاهیم بسیار عمیق و کار ساز آیه 30 از سوره30 که قریبا به آن اشاره کردیم -در انحام تکلیف الهی خود چنین استنباط میکنیم که:- 1- دین راستینی را که باید پایدار نگاه داریم نظامی تعریف فرموده است که متناسب با نظام فطرت یا همان نظام آفرینش باشد که انسان را نیز به همان نظام آفریده است : فطرت الله التی فطر الناس علیها(معرفتشناسی ) 2-انسان یک الگو ویا به عبارتی یک ماکت زنده دقیق از آفرینش است( انسانشناسی ) 3-چون انسان الگویی دقیق از آفرینش است - آفرینش نموداری قابلتوجه از انسان است( هستیشناسی) 4-پایداری دین را که متناسب است با نظام آفرینش و فطرت انسان مربوط به این فرموده است که در خلقت و فطرت هستی و طبیعت انسان هیچگونه تغییری داده نشود –لا تبدیل لخلق الله. 5-رعایت این موارد از این جهت و پیشاپیش تشریع شده است که خداوند میداند انسان به مرحلهای خواهد رسید که خواهد توانست نظام طبیعت و فطرت انسانها را دستکاری کند و تبدیل و تغییر دهد که بسیار خطرناک خواهد بود و لذا قبلاً آن را ممنوع فرموده است- ما هماکنون شاهد هستیم که دستکاری در نظام خلقت و خصوصیت فطرت انسانها آغاز گردیده است و شتابان وسعت مییابد که خطرناک است و باید جزو تکالیف دینی راه مقابله با آن را یافت وجلوگیری کرد 6 -از امر صریح خداوند در خصوص شناخت دین پایدار :فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله..معلوم میشود که باورها و کردار های مغایر با نظام فطری انسان و آفرینش -زائده ها و پارازیت های دین هستند که باید جدا و به دور ریخته شوند به نظر نگارنده مطالبی که در صفحات پیشین بیان گردید ما را تا حدودی از پرداختن به معرفتشناسی بینیاز میکند به خصوص که بحث هم طولانی میشود و لذا بااستهداء و اقتباس از قرآن کریم ذیلاً به هستیشناسی میپردازیم هستیشناسی هستی آیینه تمام نمای صفات آفریدگار است که در قرآن کریم درحدی که قابل درک ماباشد به بیان آن پرداخته است و حدیث شریف قدسی"کنز " کنت کنرا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف تعریفی فشرده از آن را بیان نموده است و لذا خلاصتاً هستی تجلیگاه صفات آفریدگار است وبنا بر این:- 1- هستی به دلایل زیر ازلی و ابدی است اما چون مخلوق است ازلیت آنآغازی و ابدیت آن پایانی دارد اما با تدبر در آیات مربوط به هستی در طول ازلیت تا ابدیت تبدیل و تغییرات و حیات و مماتها و طلو ع و غروپهایی دارد که در رتق وفتقها محقق میگردند دلیل اینکه ازلی است این است که آفریننده ازلی است و آفریننده ارلی طبق مفاد آیه 29 از سوره 55 که میفرماید : کل یوم هو فی شان خداوند همیشه مشغول کار است و چون از صفات اصلی او آفرینندگی و پروردگاری است او در ازل هستی را به وجود آورده و طبق مفاد آیات متعدد قرآن کریم در آن ربوبیت میکند و توسعه میدهد اما در ابدیت آن را بر اساس آیه کل شیء هالک الا وجهه نهایتا هستی را نیز میمیراند 2-کل هستی با تمام اجزای آن طبق اصل تزویج و تقارن که میفرماید : .من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون =از هر چیزی یابرای هر چیزی جفت آفریدیم به این منظور که شما متذکر شوید و به تدبر و تحقیق بپردازید آیه 49 از سوره 51 که در کل شامل عالم غیب و عالم شهود است و در اجزاءانسان و زمین ونیز در کلیت آنها نمونه های قابل توجه وجود دارد – از این جهت تمام هستی و اجزای آن را مزدوج ودوگانه آفریده است تا بر طبق اصل مهم "لیس کمثله شیء":- هیچ چیز همانند او نیست- تا در هیچ موردی حتی در مورد وحدت عددی نیز چیزی مانند خدای احد واحد وجود نداشته باشد و یگانگی مخصوص آفریننده ثابت بماند 3-هستی متغیر و متبدل میشود چنانکه فر موده است :یوم تبدل الارض غیر الارض والسماوات = روزی فرا میرسد که زمین به چیزی دیگر تبدیل میشود وهمچنین آسمانها –ثم استوی الی السهاء وهی دخان= سپس به آفریدن آسمان پرداخت در حالیکه دود مانند بود ووو 3- هستی و تمام اجزای آن مانند انسان که الگوی آن است دارای زوج و ادراک و عقل و اختیار میباشد :- انا عرضنا الامانه علی السموات والارض والجبال فابین ..... ما امانت را به آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم ولی از تحمل سر پیچی کردند.... 4-هستی رتق و فتق و طلوع و غروب ومرگ وزندگی دارد :- یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدئنا اول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین= روزی میرسد که آسمانرا (هستی را )در هم میپیچانیم مانند درهم پیچاندن طوماری که برای کتابت به کار میرود این پیمانی است که بر عهده ماست و ما وفا کننده به آن هستیم بنابراین هستی موجود بر خلاف تصورات ما مسبوق به سابقه مستدل بر مبنای طلوع و غروب و رتق و فتق و در جریان توسعه و تکامل است و بر خلاف تصورات و فرضیههای کیهان شناسان از انفجاری عظیم به وجود نیامده و در پرتگاه نیستی لبریز نمیشود به خصوص که نیستی یک تصور موهوم است واگر پرتگاه و ژرفای عظیمی تصور شود که هستی در آن لبریز میشود خود آن چیزیست و هرچه چیزی باشد از اجزای هستی است و بنابراین این قبیل فرضیههای کیهانشناسی محکوم به بطلان است و این گروه از دانشمندان اگر مایلند که تحقیقات آنان به نتیجهای مثبت برسد باید تعاریف قرآن کریم در هستیشناسی راسرلوحه تحقیقات خود قرار دهند 4-کل هستی مانند نظام حاکم بر منظومه شمسی بر مبنای ایجاد فصول چهارگانه تنظیم گردیده است که عبارت است ازبهار تابستان و پاییز و زمستان و بخصوص شبانهروز! در این خصوص بنده شرم دارم که بگویم ما مسلمانیم در حالی که در درک مفاهیم آیات قرآن که کتاب آسمانی هدایتی ماست علیرغم تأکیدات مکرر خداوند متعال تدبر نمیکنیم و لذا از مفاهیم علمی حیرت انگیز آنها که در وازههایی وسیع بر جهان پهناور و درخشان علوم و فنون نظری و تجریی مدنیت آفرین بر روی ما میگشاید غافل میمانیم و آنگاه نیز که بعضی از اسرار هستی را دانشمندان غیر اسلامی کشف می کنند علوم مربوطه آن را غیر دینی و نه چندان ضروری وانمود میکنیم و مسلمانان را از توجه به آنها دلسرد مینماییم و قرآن را علیرغم تمام تاکیداتیکه بر ضرورت علم به طور مطلق دارد منحصر به علوم بسیار محدود حوزوی میدانیم وبا وجود اینکه تماماً هدایت و"تبیانا لکل شیء "میباشد چون خود در آن تدبر کافی نمی کنیم ونمیتوانیم درست بفهمیم و بخصوص علیرغم مفهوم وکلمه الله هی العلیا -غیر علمی معرفی مینماییم.! (1) پس اگر در این خصوص تمام عمرخون گریه کنیم برای عذر تقصیر کفایت نمیکند برای نمونه- خداوند در 8 آیه صریحاً فرموده است خلق السموات والارض فی سته ایام ولی هیچ کس در این خصوص کمترین تدبری بعمل نیاورده و همانگونه که مفسران تورات آیات مربوط به خلقت را تفسیر کرده اند مفسران قرآن هم آنها را تبعیت کرده اند حتی در سوره فصلت نیز که6 روز را به 4 روز و 2 روز تقسیم نموده وتفصیلی کافی برای فهم معنای شش روز بیان فرموده هیچ کس چرایی موضو عرا مورد تدبر قرار نداده است تا یکی از رشته های بسیار مهم علمی مربوط به آفرینش هستی و نظام آن برای مسلمانان دانسته شود . تاما هم در برابر دانشمندان غیر مسلمان دست کم حرفی برای گفتن داشته باشیم پس آنگاه که ما از تدبر در آیات قرآن به این نتیجه برسیم که منظور از خلقت آسمانها و زمین قراردادن آنها در حال چرخیدن به دور خود -حرکت وضعی -و چرخیدن بدور جرم عظیم مرکزیت -حرکت انتقالی –واز فاصله بین چرخیدنهاها و نزدیک و دور شدنها و تمایل حساب شده محورها پیرامون مراکز خود}حرکت انتقالی) وحاصل این چرخیدنها باعث بوجود آمدن شب و روزو فصول چهارگانه است بر اساس اصل هماهنگی نظام آفرینش که 7 آسمان را همانند و مطابق هم آفرید و تو در نظام آفرینش خداوند مهربان تفاوتی نخواهی یافت ماتری فی خلق الرحمان من تفاوت ... آیه چهارم از سوره 67 همین نظام برقرار است پس نتیجه میگیریم که هستی با تمام اجزاء آن از الکترونها و پروتون ها با خود اتمها گرفته تا سیارات منظومه ها و کهکشانها ی بیشمار و کل هستی در حال حرکت و چرخش درچرخش در چرخش هستند و در آنها هر یک جداگانه و در کلیت آنها شب و روز و فصول چهارگانه ای متناسب با مقتضیات و جودی آنها برقرار میشود کل هستی با تمام اجزای آن پیوسته جدا جدا –ونیز کلا باهم در حرکت و جنبش جابجاشدن است و حرکات آن هم در نظام تزویج و تقارن بر اصل دوگانگی قرار دارد که یکی از آنها همان حرکت پیچ در پیچ وهمچنین امتدادی است و دیگر حرکت جنبشی تقاطعی و ارتفاعی است مانند رشد و نمو گیاهان و انسانها و نزول و سقوط آنها این تعریف مستند استبه ایة 88 از سوره 27 که میفرماید وتری الجبال تحسبهاجامده وهی تمر مر السحاب صنع الله الذی "اتقن کل شیء"انه خبیر بما تفعلون =کوهها را می بینی وآنهارا جامد وثابت می پنداری در حالیکه مانند ابرها در حرکت میباشند این صنعت وهنر خداوند یست که همه چیز را بر همین اساس داشتن حرکت نظام و استقرار بخشید –همانا که او به هرکاری که میکنید آکاه است هستی کلا وجزءا در جریان تکامل قرار دارد در نتیجه چنان که فرموده است:- وانا لموسعون و توسعه الاهی همهجانبه است و جریان نمونه آنرا در تاریخ بشر میتوان یاقت که از بدویت وبیدانشی به مدنیت مترقی و رشد و نمو و سلامتی و طولانیتر شدن عمر،گام برمیدارد در نظام آفرینش انسانها و سایر موجودات میبینیم که همان گونه که خداوند فرموده است از آب و خاک یعنی گل بوجود میآیند مانند اینکه از گل گیاه میروید که آنهارا یا حیوان و یا انسان میخورد که تبدیل به خون و گوشت و استخوان و سایر عناصر و اندام انسان و تأمینکننده نیروهای مورد احتیاج حس و حرکت و قدرت بینایی و شنوایی و اندیشه و تعقل در مغز میگردد و در آن مراحل تکاملی روشمند مربوط به زندگی تکرار میشود که نتیجه تکامل است تا جایی که ما با نیرو گرفتن از یک چنین فرایندیست که مثلا میتوانیم بگوییم سبحانه ربی الاعلی وقس علیهذا .چیزی که هست عمر ما در این مرحله نسبتاً کوتاه دنیوی اینقدر دراز نیست که ببینیم در نظام مرحمتی خداوند آنچنانکه در آیه 156 از سوره 7 که میفرماید :- ورحمتی وسعت کل شیء= رحمت من تمام چیزها را فرا گرفته است -مثلاً عمر این زمین آنقدرطولانی میشود که تمام ذرات عناصر طبیعی زمین دراین نظام تکاملی زمین از چنین موهبتی عظیم برخوردار شوند تا مثلاً در اندام اعلای انسان موحد تبدیل به بانگ اللهاکبر گردند ؟ بمنظور اجتناب از اطاله کلام این بحث را به همین مقدار خاتمه میدهیم و میپردازیم به بحث مربوط به شناخت انسان ازتعاریف قرآن کریم :- شناخت انسان در استنباط از قرآن کریم انسانشناسی کاملترین تعاریف انسان شناختی را کسی میتواند بیان کند که او را خلق کرده است و خوشبختانه کلام خدا که راهنمای اکمل است در دسترس ما میباشد و همان گونه که فوقابیان داشتیم آیات بسیاری در این خصوص نازل شده است که موجزترین و جامعترین آنها که ناظر بر تمام محورها و زیرمجموعههای فراخوان میباشد در درجه اول همین آیه 30 ازسو ره سی میباشد :- فاقم وحهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون = پس همت استوار بداربرای برقراری وپایدار ی دین راستینی که مطابق با فطرت الهی باشد که انسان را بر همان فطرت آفریده است هیچ تغییرو تبدیلی در نظام فطرت نبایدداد دین فطری پایدار چنین است اما اکثر مردم نمیدانند . در این آیه تمام سرفصلهای هدایتی دینی - معرفتی -هستیشناسی -انسانشناسی-با درخششی تام بیان شده است اما افسوس که ما مسلمانان تاکنون از اهمیت آن آگاه نشدهایم چنانکه میفرماید: لیکن اکثر مردم نمیدانند نگارنده در مورد دینشناسی و هستیشناسی فوقا و در حد گنجایش مجال و بضاعت خود تعاریفی عرضه کرده است و در اینجا در مورد انسان شناختی استنباطهای خود را عرضه میدارد 1- فطرت الله التی فطر الناس علیها.. انسان الگو و نمونه ایست از فطرت آفرینش آنچنانکه نظام آفرینش نیز نموداریست از فطرت انسان و تحقیق در مورد هریک به شناخت بیشتری از دیگری هم میانجامد فطرت انسان بر مبنای جسم و روح یعنی ماده و معنا تنظیم شده است آنچنان که نظام آفرینش نیز بر مبنای غیب وشهود و ملکوت و جبروت است مادر هستی عالم غیب را نمیبینیم اما طبق تعالیم و باورهای دینی بوجودآن ایمان داریم در کالبد انسان نیز روح را نمیبینیم اما به شرح فوق بهوجودآن درجسممان یقین داریم ومیدانیم که در تمام اجزاء وجود ما حضور دارد همین گونه است عالم غیب که در تمام اجزای هستی تحلیل داده شده و در حقیقت روح عالم شهود است طبق تعریف ایه 7 از سوره 5 5 خداوند هستی را براساس میزان آفریده است و چون میزان دارای 2 کف یکی مخصوص و زنه ها و دیگری مخصوص کالا میباشد و این هر دو کف باید متعادل باشد وجود انسان نیزار د و بخش سازمانیافته است :جسم و روح که باید هر 2 متعادل باشند و در آیه های هشتم و نهم همین سوره بلافاصله فرموده است در توازن سرکشی نکنید عدالت را رعایت نمایید و بر حذر باشید که برهم زدن تعادل موجب خسران است. این تعریف ها و هشدارها در نظام امور انسانها هم لازم الرعایه است و بنابراین برحذر میدارد کسانی را که میپندارند رستگاری در این است که جسم را سرکوب و رو ح را تقویت کنیم و تبلیغات دینی را بر پنداری نامتعادل تنظیم و اجرا میکنند –واین اشتبا ه بزرگییست که در دینداری دخالت داده شده است و بزرگترین علت عقبماندگی و خواری مسلمانان در قبال بیدین ها و ماده پرستان است خداوند انسان را بخصوص مسلمانان را باهمین خصوصیتی که آفریده است یعنی حفظ تعادل بین روح و جسم خواسته است البته اصل تقویت و توسعه انسانی را نیزتأکید فرموده اما براساس تعادل و هماهنگی بین مادیات و معنویات؟ او نمیخواهد از انسان فرشته ساخته شود چون هم در زمین برای انجام تکالیف لازم فرشته دارد وهم اگر میخواست میتوانست همانهایی را که در مورد اعلام اراده خود مبنی بر نصب خلیفه در زمین بیان داشت فرشتگان را به این امر بر گمارد اماچنین نکرده است او در زمین برای مقام خلیفةاللهی انسانرا خواسته ومنصوب کرده است نه فرشته را بخصوص که انسانهای به کمال رسید ه هستند که به مقام خلیفةالله میرسند تا حدی که مسجود فرشتگان قرار میگیرند آن چنان که فرموده است :واذقال ربک للملائکه اسجدوا لآدم" فسجدوا"..و بیان این نکته ضروری است که آدمی که مسجود فرشتگان میشود منحصر به آدم ابو البشر نیست او یکنفر بوده است.وبا رحلت او خلیفه الهی هم پایان مییافت که خداوند چنین نخواسته است – اوخلیفه را خواسته است تا همیشه در زمین باشد؟ به اعتقاد ما خداوند از افراد انسانها 124٬000 پیغمبر برگزیده است که اگر نگوییم همه لیکن از میان آنان پیامیراتی مانند حضرات ابراهیم یوسف -موسی – عیسی و آخرین آنان حضرت محمد بن عبدالله صلواتالله علیهم صاحب شریعت و کتاب بوده اند.پس آیا میشود باور کرد که فرشتگان به آدم سجده کنند ولی به خاتم النبین نکند یا مثلا در مورد ناجی منتظر چگونه میتوان قضاوت کرد ؟ در هر حال براساس خواست خداوند انسان برای رسیدن به مقام خلیفةاللهی خلق شده است و لذا باید دین را که در حقیقت به منظور تنظیم نظام امور اجتماعی مدنی انسان تشکیل شده است براساس مقتضیات فطری او که نیمی ماده ونیمیمعناست و آن هم متعادل در عین حال هر دو جنبه را برای سیر بسوی کمال بیکسان مراعات کرد که فرموده است هیچ تغییری در خلقت و فطرت ایجاد نشود-- برحذر باشید که در میزان زیان وارد نکنید و نهایتاً نیز فرموده است ولیکن اکثر مردم این را نمیدانند- یعنی اکثریتی که به اسرار نظام آفرینش و خصوصیات فطری انسان و مقتضیات آن آگاه نیستند نباید بر اساس تصورات و اوهام خود در دین که برای تنظیم امور اجتماعی مسلمانان وضع شده است دخالت ناروا کنند و این مهم را به نخبگان فرزانه و دانشپژوه واگذارکرده است. این مسئله که بین دین سنتی متداول با دینی که خداوند در کتاب خود تعریف فرموده است تناسب لازم را ندارد خوشبختانه مورد عنایت خاص رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است تاحدیکه اخیرا و لزومادستور فرموده اند تا موضوع "الگو سازی اسلامی ایرانی پیش رو "مورد توجه و عمل قرار گیرد وبرای انجام این مهم سازمانی خاص تشکیل گردیده ونخبگانی برجسته انجام این امر را بعهده گرفته و مشغول کار شده اند که ماهم در آرزوی موفقیتی خدا پسندانه برای آنان میباشیم وخود این موضوع ثابت میکند که دین سنتی /فرهنگی ما یک دین راستین ناب نمیباشد؟ مواردی که فوقا در مورد موضوع علم اجتماعی مسلمین مختصراً بیان گردید بعضی از سرفصلهای اصولی آن میباشد که لازم است با تدبر و تعمق و تحقیق کافی در قرآن کریم جزئیات مربوط به آنها رااستنباط - و تجزیه و تحلیل و به صورت علمی تنظیم و طبقه بندی کرد و در اختیار جهانیان قراراد ولذا اصل مهم قرآن کریم است که باید از آن هدایت ورهنمود خواست تا هر امری به سرانجام مورد خواست خداوند برسد-- والسلام 1- به مقاله باعنوان :ارزیابی علوم بر اساس تعاریف قرآن کریم- به همین قلم منتشر شده در شماره های 77و78 سال 1380 -مجله درسهایی از مکتب اسلام مراحعه شود 2- برای آگاهی بیشتر به کتاب اصول آفرینش فصل کلیات اصول –صفحات 11 تا36 به همین قلم از انتشارات گلهای مجمدی اصفهان سال 1379مراجعه شود نگارنده:جعفر ناظم رعایا ا اصفهان -خبابان 15 خرداد -کوچه الفت پلاک 50 :info@shamameh.comپست الکترونیک تلفن همراه .9132707434 تلفن ثابت 36414492 خلاصه مقاله دردنبال است

خلاصه مقاله

ما مسلمانیم و ایمان داریم که قرآن کریم کلام خداست و بمنظور راهنمایی ما برای احراز برتری مدنی این جهانی و رسیدن به مقام قرب و رضوان در جهان دیگر نازل شده است.. بر اساس اصل "تبیاناً لکل شیء" بودن قرآن کریم تمام اصول نظام دینی ما که اسلام است در قرآن بیان شده است -پس قرآن اساسنامه دین اسلام ,و حضرت رسولالله مهبط وحی و قولا و عملاً معلم و مبلغ کلام خداوندواسوه و الگوی آن است واحادیث آن حضرت بیانگر فروغ دین اسلام میباشد -پس ما برای عیار سنجی دین خود قرآنرا داریم که بدون هیچ گونه تحریف و دست خوردگی در اختیار ما میباشد و نیز احادیث را که اگر احیانا تغییرات و تحریفاتی داشته باشند با احاله وعرضه آنها به قرآن کریم ناخالصیهای احتمالی آنها بر طرف گردیده وکارساز میباشند ما در این بحث که محدودیت هم دارد فقط به بررسی بعضی از امور مهم و اساسی میپردازیم تا معلوم شود که دین سنتی متداول مابا تعاریف اصولی قرآن کریم مطابقت میکنند یا نه وتجدید نظر در بعضی از باور های دینی و انجام تکالیف عملی ما لازم است بانه, ولذا مواردی از آنهارا بشر ح زیر ارائه مینماید:- 1- آیا ما از امکانات فراوان و بیشماری که خداوند در گستره زیستمانیمان آفریده است بهره مند میباشیم؟ 2- آیا موضوع خلیفةاللهی انسان در زمین را باور داریم و آن را خواست خدا میدانیم و برای درک یک جنین موهبتی برنامهریزی و آمادگی داریم یا نه ؟ 3- آیا ما در نظام دینی/اسلامی خود به عزت و اقتدار مورد خواست خداوند دست یافتهایم -یا در جریان دستیافتن هستیم؟ 4- آیا باور داریم که قرآن براستی "تبیانا لکل شیء "یعنی بیانگر همه چیز است یا فقط بعضی از امور دینی را تبیین میکند ؟ 5-آیا یک مدنیت اسلامی مترقی بدون اعمال و انضمام علوم و فنون دانشگاهی و بهکارگیری مادیات قابل دستیابی است یا نه . 6- آیا ما مسلمانان هستی را و فطرت انسان و مقتضیات و نیازمندیهای آن را به درستی شناخته ایم وایا خدا وندکه آفریننده ماست مصلحت مارا ازخود ما بهتر میداند؟ 7-آیا همتراز بودن ارزش جسم و روح و برقراری تعادل در تقویت و تعالی این دو بخش از وجود را قبول داریم یا تقویت روحی را بیشتر اهمیت میدهیم وباید مادیات را مردود وتظاهرات جسمانی را سرکوب نماییم؟؟ خلاصتا- در قرآن کریم اصولی بسیار مختصر و موجز هست که متأسفانه بعلت ایجاز و اختصارآنها موردتوجه بعضیها قرار نگرفته است و لذا در تفاسیری که از بعضی آیات و تعاریفی که از هستی و انسانشناسی و علوم و فنون شده و ملاک معتقدات و اساس منشها و کنشهای دینی قرار گرفته است موجب انحرافاتی در باورهای دینی وآسیبهایی به مدنیت اسلامی شده ومارا از رهنمودهای قرآن که متضمن تعاریفی حیرت انگیزاز علوم تجربی و کیهانشناسی وسایر علوم هست مجروم کرده است که خلاصتاً در متن مقاله مورد بررسی و تحقیق قرار داده شده وقابل ملاحظه میباشد با تشکر جعفر ناظم رعایا