پیرامون دست دادن اوباما با ظریف

در خصوص دست دادن او با ما با آقای ظریف. نویسنده :جعفر ناظم رعایا

تندروهایی که خود مواجه با حوادث اجتناب‌ناپذیر نشده اند بر دیگران انتقادهای سخت می‌کنند که غالباً بیرون از حد اعتدال و انصاف می‌باشد. حق این است که این موضوع برد بارانه بررسی شود که آقای ظریف مواجه با حادثه‌ای اجتناب‌ناپذیر شده اند و یا با نیت حرمت شکنی اسلامی ایرانی چنین کرده اند که هر کدام قضاوت مربوط به نفس موضوع را می‌طلبد . نیز آیا طرف مقابل که او هم مخالفانی سرسخت و مخصوص به خود دارد بی‌اراده در چنین وضعیتی قرار گرفته اشت و بر اساس تأثیرات فرهنگی بوده -که بتدریج به طبیعت ثانوی انسان تبدیل می‌شود- و بی‌اراده و غرضی خاص دست داده و ادای احترام کرد ه است ویا با تمهیدات و زمینه چینی مقاصد سیاسی فبلی یک چنین برنامه ای را ترتیب داده اند که رودررویی به وجود آید و روزنه‌ای برای مذاکرات ودخالتهای بعدی باز شود ؟ پس اگر واقعه از هر دو طرف غیر ارادی اتفاق افتاده است که لازمه‌اش این است که از سوی ریاست جمهوری فقط په آقای ظریف تذکری مختصر داده شود که همیشه آمادگی لازم را برای اجتناب از این قبیل پیش آمد ها داشته باشد و اگر عالما وعامدا چنین کرده است باید دید که خود شخصاً تصمیم گرفته است یا مامور به انجام آن بوده است که در این صورت از دستور دهنده توضیح خواسته می‌شود . اما اگر طرف مقابل بی‌اراده چنین کرده است که به ما ربطی ندارد و اگر عمدا چنین کرده است( برای رعایت اصل راستی آزمایی )باید منتظر ماند که پیامد آن چه خواهد بود زیرا ای بسا که طرف ما از سوابق عملیات خصمانه و زیانباری که علیه ما مرتکب شده اند پشیمان شده و می‌خواهند مقدمه ای فراهم کنند تا زمینه جبران مافات را فراهم نمایند در چنین صورتی ما که مدعی مسلمانی و پیروی قرآن کریم هستیم باید به دور از احساسات ناشی از رویه دشمنانه طرف مقابل ,رهنمودهای قرآن کریم را بپذیریم و بر طبق آن عمل کنیم. بخشی از دستورالعمل‌های مربو ط به یک نظام اسلامی که در سوره انفال آیه 60 تا 62 در مورد مقابله با دشمنان تشریع گردیده است عبارتند از :- یک -تقویت تدارکاتی ابزاری دفاعی تا اندازه‌ای که دشمنان حر بی آشکار ما که متکی بر هم پیمانانی که برای ما ناشناخته هم هستند -از قدرت رزمی و تدارکات دفاعی ما در هراس باشند بنحو ی که نسبت بما جرأت هیچگونه تخطی نداشته باشند - چنانکه فر موده است :- واعدو لهم ما استطعتم من قوه ........ دو-و اگر همین دشمنان ما از کینه‌توزی خود پشیمان شدند و متواضعانه بال و پر فروهشتند :فان جنحوا للسلم فاحنح اها -ما هم بایدتواضع کنیم -یعنی هرگاه آن‌ها قصد تسلیم شدن داشتند شما هم تسلیم فرمان خداوند باشید و کینه‌ها را در سینه‌ها مهار کنید زیرا خداوند از شما شنوا تر و بر صلاح امور شما داناتر است. آنچه مسلم است در دو نظام اجتماعی متفاوت -نه همه مردمشان با تصمیم‌گیری‌های سیاسی نظامی موافقند و نه همه مخالف -و اصل مهم این است که هیات حاکمه چه تسلطی بر اوضاع عمومی دارد -طرف‌دار صلح است یاجنگ و چگونه می‌تواند نظرش را بر اکثریت بقبولاند ؟ ودر در این قبیل موارد خداوند است که همه چیز را می‌شنود ومی‌بیند و از عواقب امور کاملاً آگاه است پس ما به عنوان معتقدان به اصل اصلحیت رهنمودهای قرآن کریم باید بر خشم خود مسلط باشیم و مترصد بمانیم تا بدانیم پیامد یک چنین رودررویی ها یی چه خواهد بود :آیا طرف مقابل حقیقتا قصد کاستن از کینه و ورزیها و جبران خسارت ها را دارد و یا تمهید حیله و مکریست برای استمرار دادن آسیب‌ها و سلطه جویی های تمامیت خواهانه که اکنون بدینطریق دنبال می‌کند؟ ونیز فراموش نکنیم که خداوند فرموده است:- ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید آنگاه که در راه خدا قدم می‌زنید حقیقتجو باشید و به کسی که به شما اظهار سلم و صفا کرد -به منظور جلب منافع دنیوی نگویید که دروغ میگویی تو مئومن نیستی( یعنی باید در رو برو شدن یا دشمنی که بحالت تواضع در آید باید اصل را بر اعتماد قرار داد و بر خدا توکل کرد) .. آیه 94 از سوره ی چهار. نیز اینرا در نظر داشته باشیم که اگر مصلحت ایجاب کند و مابتوانیم منافع نظام ملی ودینی خودرا رعایت کنیم چه تفاوتی هست بین دست دادن با آقای اوباما و دست دادنها وخوش ویش کردنها و همنشینیهای مکر و طولانی با آقای گری و اعوا و انصار او