علی (,ع) به تعریف قرآن کریم-- سراینده جعفر ناظم رعایا

علی (ع) به تعریف قرآن --- سراینده جعفر ناظم رعایا

جانان! ترانه تر من وصف حیدر است وصفی که اصل آن به کلام خدا در است گفتار من به وصف علی شاعرانه نیست از گفته خدای علی آرش آوراست در رعد آیه چهل و سه بخوان ببین گوید علی و آیه قرآن برابر است فرموده است او به پیمبر:- اگرتورا قلبت زحرف مردم کافر مکدر است گویند کافران:- تو فرستاده نیستی پاسخ بگو که شخص فرستنده داور است شاهد بود به امر رسالت خدای من نیز آن کسی که دانش قرآنش از بر است هر منصفی ز قلب شهادت دهد:-علی در دانش کتاب زدانشوران سر است با این کلام گفته حق گفته علیست تایید حق مساوی تایید حیدر است در شان اوست بیشتر آیات هل اتی آری,علی به معنی انسان بر تر است پیش از علی نبوده کسی همتراز او هم بعد از او جهان زهمانند ش ابتر است زیرا علی چکیده امشاج خلقت است زرتشت نیستم که بگویم فرو هر است اورا خدا به عالم اسرار ره نمود آ گاهیش به عالم هستی میسر است اتباع او زآتش سجیل ایمنند بد خواه او در آتش دوزخ شناور است جانا علی وآل علی بعد رستخیز جاری کنان چشمه تسنیم کوثر است قلب علیست آینه دار جمال حق روشنگر آن دل است که پاکیزه گوهر است دارم یقین که روغن مشکات دین عالست –اورا زبان فروزه چو کبریت احمر است گر مصطفی وصایت خودرا به او سپرد میدید او به دین خدا یار و یاور است کس چون علی و آل به پیمان وفا نکرد – پیمان شکن بروز جزا خوار و مضطر است بخشید علی وآل علی هرچه داشتند تادید اسیر و بیکس و درویش بر در است فرمودشان بنام خدا نوش جان کنید بی شکر من-جزای علی چیز دیگر است ماراست بیم,چهره اخموی رستخیز روزی که کردگار به هر کرده داور است چیزی نماند روزه گشاشان به غیرآب وانگونه آب موجب اطفای آذر است داده است کردگاردر آیات هل اتی بس مژده ها که بیشتر از حد باور است. بر تختهای ملک رضا تکیه میزنند آنجا که از فروغ تجلی منور است پوش حریر مهر خدا بر تن علی از سلطنت به عرصه کون و مکان سر است در سایه سار قرب خدا خوش بیارمند آری درخت باغ علی خوب مثمر است نه آفتاب گرم کند شان نه سایه سرد آرام بخش ونشئه ده وروحپرور است دور آور ظروف بلورین نقره فام دایم جوان و لئلوئی ونیک منظر است آن جا می طهور که تقدیم میشود از عطر زنجبیل یهشتی معطر است هر جام طیق خواهش خواهنده پر شود آنجا اراده عامل,وفرمان مقرراست ملکیست بی نمونه ,بهشتیست بیکران بر هرچه بنگری بنظر نا مکرر است این وصفها که برحسب درک وفهم ماست— کی لایق صفات وصی پیمبر است چشم زمین زدیدن آن قدرگشته کور گوش فلک ز نغمه این داستان کر است ناظم خموش! بیشتر افشا گری مکن گوید فقیه:هرکه چنین گفته کافر است کروبیان به قدر بیایند برزمین اما علی زقدر بلند ,"آسمان پراست" درنامه خدا سخن از ارزش علیست در گویش علی سخن:الله اکبر است اورا به شام قدر خداخوانده سوی خویش – زیرا به قدر قدر شناسی مقدر است آن کو جهان به تیغ دو پیکر به دین سپرد اکنون سرش زتیغ منافق دو پیکر است میلاد او زمرکر وحدت طلوع کرد معراج او زمسجد ومحراب و منبر است دل می تپد به سینه زامواج بحر عشق در بحر غوطه ور بود او چون شنا گر است شبهای قدر نوحه گران ندبه میکنند یاران خبر دهید مگر روز محشر است مهمان پذیر اونه خدا وند هست و بس مستقبلش محمد و زهرای اطهراست فزت ورب کعبه تو خود گفتی ای علی مارا دگر چه جای شکایت به داوراست لب تشنه نیست پیرو او روز رستخیز زیرا امام اوست که سقای کوثر است آرامش از خدا به دل پیروان رساد اینم امید هست ودعایی زباور است