کورش واختلاف نظرها

کورش واختلاف نظرها

نویسنده جعفر   ناظم رعایا

در قرآن کریم در سوره کهف هفده‌ایه -از 83 تا 99 به نام شخصی با عنوان ذی القرنین نازل شده و از او به عظمت یاد شده است -آن‌چنانیکه حتی به تصریح آیات بافتخار دریافت و حی مفتخر بوده است -و از بزرگان دینی ما کسانی هم ذی القرنین را کوروش کبیر دانسته اند اما معلوم نیست که بر چه اساسی در جریان تاریخ عنوان القرنین بودن عملابه‌ اسکندر مقدونی داده شده است که به هیچ وجه با مفاهیم قرآن کریم که کلام خداوند است و بر همه تظریه‌ها برتری دارد سازگاری ندارد . در قرآن کریم به این نکته مهم تصریح شده است که ذی‌القرنین برای کشور گشایی ازمحل خود به سوی "مغر ب" حرکت کرده و به جایی رسیده که مشاهده کرده است خورشید در عین حمئه یعنی دریای سیاه غروب می‌کند و این در حالی است که اسکندر مقدونی در مقدونیه که در سمت غربی دریای سیاه واقع است می‌زیسته که می‌بایست برای جنگ با ایران به سوی شرق حرکت کند و لذا مسیر حرکت او به لحاظ جغرافیایی مخالف تعاریف قرآن کریم می‌باشد .بنابراین ما که خود را پیرو قران می‌دانیم باید به حقایق آن توجه کنیم نه اینکه چشم و گوش بسته بر جریانات خلاف مفاهیم قرآن صحه گذاری کنیم و چشم و گوش بسته و به تحریک مخالفان و دشمنان اختلاف‌افکن خود به جان همدیگر بیافتیم و هم‌میهنان وبرادران دینی خود را تکفیر و تهدید نماییم –بخصوص که انبیای بنی اسرائیل نیز برانکه دی القرنین کورش کبیر است اتفاق نظر دارند واورا در حد حضرت مسیح ناجی میدانند. علاوه بر اینها وحدت اسلامی به این مفهوم است که افرا د علیرغم اختلاف نظر ها زیر یک پرچم گرد آوری وهمجهت و همتوان و هم هدف گردند نه اینکه با داشتن اختلاف نظرهایی مردود ومرتد شناخته ومورد بغض وکینه قرار گیرند!