مقایسه ای در بعضی از عقاید مسیحیت با اسلام

جعفر ناظم رعایا ۱۳۹۶-۱۱-۰۲ | ساعت ۱۶:۳۴

  مقایسه مختصر بعضی از عقاید مسیحیت و اسلام

۲-آفرینش -آن‌چنان‌که جناب اسقف اشاره کرده اند-بعقیده مسیحیان که شریعتشان همان شریعت یهود و براساس کتاب مقدس تورات می‌باشد معتقد هستند که خداوند آسمان‌ها و زمین را با خصوصیات زیستی آنها در شش روز آفرید و تکمیل کرد و روز هفتم “آرام” گرفت -ایات یک تا ۲۵ از باب اول و یک تا پنج از باب دوم سفر پیدایش . اما عقیده مسلمانان در موردآفرینش . عقیده مسلمانان -نظر به اینکه اسلام قبل از تأسیس نظام اسلامی در یثرب که بعدا مدینه النبی(مدینه) نامیده شد شکل بگیرد ,مردم یثرب عمدتاً و ظاهراً متدین به دین حنیف ابراهیمی بودند که به تدریج با بت‌پرستی و فرهنگ یهود تحریف وترکیب شده بود و نیز از یهودیان کسانی به دین اسلام گرویدند که بعضاً گرویدن شان خواسته وناخواسته منافقانه و مغرضانه بود تا جایی که به نام اسلا م به جعل واشاعه احادیث بسیاری ونفوذ فرهنگی هم پرداختند وبدینترتیب بعضی از تفاسیر و تعاریف آیات قرآن کریم تحت تأثیر تعاریف یهودیان از تورات قرار گرفت که متاسفانه هنوز هم بعضی از مفسران رسمی قرآن تحت تأثیر اسلاف خود قرار دارند که از جمله آنها تفاسیر مربوط به آغاز آفرینش است که کاملاً متاثر از فرهنگ منحرف یهودمی‌باشد و با تعاریف خود قران کاملاً مغایر و در تضاد هستند. از جمله آیات مورد نظر آیات ۵۴ از سوره۷ و۳از سوره ۱۰و۷از سوره۱۱و۵۹ازسوره۲۵و۴از سور۰۳۲و۳۸ازسوره۵۰و۴ازسوره ۵۷ که بیانگر جمله های “خلق السموات و الارض فی سته ایام “هستند که مفسران اولیه تحت تأثیر ترجمه و تفسیر یهود از تورات حرف –فی -را ظرف زمان گرفته و گفته‌اند که خداوند خلقت آفرینش را در شش روز انجام داد -بدون اینکه به تعاریف خود قر آن که در جای جای آن تکرار شده است توجه نموده باشند که خلاصه تفسیر آیات –هفتگانه مذکور در بالا در سوره فصلت و تفصیل آنهادر آیات متعدد دیگر بیان شده است واین اشتباه بزرگ بدین علت واقع شده است که حرف فی در اینموارد وموارد بسیار دیگری در قرآن به معنای تعلیل آمده است –ولذا معنی چنین است : آسمانها وزمین را بمنظور شش زمانه ای بودن آفرید. برای روشنشرشدن مقصود به مثال زیر توجه فرمایید: کار برد حرف فی بمنظور ظرف زمان: ساعت ساز ساعت را در ۱۲ ساعت ساخت. ” ” ” ” ” تعلیل:ساعت ساز ساعترا برای زمان نمایی ۱۲ ساعتی ساخت. بنا بد این در اینموارد حرف “فی”ظرف زمان نیست، و «ستّه ایام» نیزبمعنی شش روز متعارف نیست بلکه بمعنی شش برهه از زمان است. دلیل دیگری که برداشت ما را از آیات تأیید، و نظر ات دیگران رامردود می‌نماید این است که هر جا در قرآن به مسئله خلقت و تقدیر اشاره شده است، مطلقاً مقیّد به قید زمان نیست، و نیز، با جمله انما امرنا اذا اردنه شیء ان نقول له کن فیکون، وجملات مشابه دیگر امر آفرینش را فقط به خواست خداوند مربوط کرده است نه این که احتیاج به صرف وقت داشته باشد. از میان مفسّران مرحوم علاّمه طباطبائی در مورد چهار روز، بدون استدلال و ارائه اشارات آیات مربوط به تعریف خصوصیّات زمین، تاحدودی به همین نتیجه نزدیک شده اند که ما رسیده‌ایم، ولی معلوم نیست چه علّتی سبب شده است تا ایشان قدرت خلاّقه خود را به کار نگرفته و بحث را گسترش نداده‌اند تا نتیجه کلّی معلوم شود؟ ،نیز باید توجه داشت که روز در ظرف یک طلوع وغروب خورشید “نهاراست ودرمفهوم مطلق یک برهه از زمان است که ممکن است منظور از بیان آن یک لحظه ,چند ساعت , یک روز یاچندین ماه وسال یا قرنها باشد که یک اتفاق یا اتفاقاتی در آن واقع میشود. اگر با دقت به جملات وواژه های آیه های باب اول سفر پیدایش تورات توجه شود ملاحظه میگرد د که باوجود بهم ریختگی ونا پختگی فرهنگی مفاهیم آنها بامفاهیم آیه های اول سوره فصلت که در مورد بعضی از خصوصیات نظام آفرینش است مشابهت ونزدیکی دارند وبی نظمی بهم ریختگی آنها و بابهای دیگر تورات باین علت است که بر اثر شکست یهودیان درجنگ واسارت وغارتشان در سال ۵۳۹ قبل از میلاد توسط بابلیان تمام کتابهای تورات از میان رفت وبعد از ۷۰ سال که کورش کبیر بابل را شکست داد وبنی اسراییل را از اسارت آزاد کرد واموال معابدرا از بابلیان پس گرفت وکمک کرد تابه کشور خود باز گردند وشهرها ومعابدخودرا باز سازی کنند حتی یک جلد هم از تورات باقی نمانده بود وبنابراین کورش بعزرائ نبی دستور داد تا حافظان تورات را گرد آورد وبا استفاده از محفوظات آنها تورات را باز نویسی نمایند ومعلوم است که یک قوم شکست خورده ک نسل اول آنان یا پیر شده ویا اکثرا مرده اند نمیتوانند تورات را بانظمی در خور یک کتاب آسمانی/دینی باز گویی وباز نویسی نمایند ولذا باحتمال نزدیک بیقین آشفتگیهای بعضی از قسمتهای تورات ناشی از حوادث مذکور میباشد وگرنه آیات آسمانی اختلافی باهم پیدا نمیکردند که موجب اختلاف نظر پیروان کتابهای آسمانی بعدی بشود — اگر خدابخواهد در دنبال نکات دیگری از مصاحبه مندرج بالارا مورد تحلیل قرارخواهیم داد.

 

 

 

بخدوم مربوط به موضوع مضاحبه- نویسنده  جعفر  ناظم رعایا

 

 

 

 

تحلیل بخش سوم از تعاریف جناب اسقف:- نویسنده جعفر  ناظم رعایا 4/11/96

"اگر خدا خودش می‌گوید تنها بودن خوب نیست چطور می‌تواند خودش تنها باشد به همین دلیل خداشناسی مابر این اصل متکی است که خدا واحد است ولی در درون خدای واحد سه شخص وجود دارد :پدر, پسر و روح‌القدس که در اتحاد کامل به سر می‌برند ." تحلیل : در این خصوص این دلیل خوبی نیست که بگوییم چون تنهایی خوب نیست خداهم نمی‌تواند تنها باشد و بدین علت وجود خود را سه قسمت کند درپدر پسر و روح‌القدس زیرا تنها نبودن برای این است که ضعف و نیاز فرد پوشانیده شود واگر کسی نیازی به همسر ,قرین و شریکی ندارد تا چه رسد به خدا زیرا خدایی که می‌تواند یا می‌توانسته قبلاً تنها باشد وامور خداوندی را اجرایی کند می‌توانست است به تنهایی خود ادامه دهد و خود را سه قسمت نکند. علاوه بر این بشرح داستانی که گفته اندحضرت عیسی را به وجود آورد و در وجود او تجسم پیدا کند!. ا و می‌توانست بدون واسطه سازی فرشته‌ها ی 0(بقول بعضی علمای مسیحی )حامل لقاح مقدس و القاء آن حضرت مریم به هر شکلی می‌خواست خود را بنمایاند و خواست‌های خود را عملی کند .علاوه بر این همتراز کردن خالق با مخلوق چندان سزاوارنمیباشد؟ نکته غیر منطقی دیگر مربوط به این تجسم, این است که گفته می‌شود او به زمین آمد تا خود را فدا کند تا انسانها را نجات دهد یعنی خود را فدا کند تا گناهان مسیحیان بخشیده شود که این بسیار شگفت‌انگیز است !-خدا خود را فدا کند تا خودش بندگان خودش را ببخشد زیرا خودش که قدرت و تمایل بخشندگی همگان را دارد به راحتی می‌تواند همگان را ببخشد نه اینکه خودش را فدا کند. البته توضیح نظر قرآن کریم نیز در اصل موضوع که آمدن فرشته بر زمین و حامله شدن حضرت مریم به حضرت عیسی است تقریباً بیانی مشابه بیان علمای درجه اول مسحی دارد اما آنها معتقدند ولی فاش نمی‌گویند که فرشته لقاح مقدس را آورد و به حضرت مریم القا کرده است -اما قران در آیه از19 سوره مریم می‌فرماید :نترس وآسوده خاطر باش من فرستاده پروردگارت هستم تا فرزند پا کی به تو ببخشم :لاهب لک غلاما زکیا -ودر توضیح بیشتر آن در آیه‌های 19 سوره انبیا و 12 تحریم فرموده است و نفخنافیها من روحنا که تصریح بر این است که آنچه بر حضرت مریم دمیده شده روح بوده نه لقاح و در آیه 59 از سوره ال عمران که می‌فرماید مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون- یعنی مثل حضرت عیسی در نظام آفرینش الهی مانند مثل آدم است که او را از گل آفرید و سپس به او فرمان داد بشو وشد و وآیه های دیگر تصریح بر این است که آنچه بر حضرت مریم دمیده شد روح بوده و این مثالها به خوبی روشن می‌کند که القای رو ح به مریم بدون تماس فیزیکی صورت گرفته است آن‌چنان‌که القاء روح به آدم و حوا ونیز به اطفال در رحمهابدون تماس یعنی با خواست و فرمان خداوند بوده وهست ولی آنچه که علمای مسیحی میگویند لقاح القاء شده است -لازمه القای لقاح ارتباط فیزیکی می‌باشد و لذا به معنی وضع طلع الذکور فی الا ناث- می‌باشد که با تعاریف اسلامی زمین تاآسمان فرق دارد ؟