تاریخ نویسی برای صنعت نفت

تاریخ نویسی برای صنعت نفت

قبل از ملی شدن صنعت نفت دولت مرکزی هیچگونه دخالت ونظارت و اعمال قدرتی در خوزستان نداشت و لذا به هیچ گونه سندی معتبر از اسناد مربوط به عملیات صنعت نفت هم دسترسی نداشت که بتوان از مطالعه آن‌ها برای دوران مذکور تاریخ‌نویسی کرد . دراین دوره ایرانیها به تعداد اندک وغیر تاثیر کزار در کارهای کم اهمیت در استخدام بودند و به تعدار بیشتر د رکارهای پست تحمل خواری میکردند کارهای حساس در دست خود انگلیسها وعملیات کم اهمیت را هندیها و مسیحیان ایرانی (ارمنی) انجام میدادند. در قراردها هیچگونه خق نظارت برعملیات وحتی شرط حسابرسی وکنترل بر صادرات که باید براساس آن حق السهم وحق مالکانه پرداخت شود به ایران ‌داده نمیشد وهرجه شرکت نفت " انگلو بختیاری اویل کمپانی خود میخواست به ایران میپرداخت بی اینکه دولت بداند درجنوب کشور چه میگذرد> حتی پس اینکه مصدق را برکنار وملی شدن صنعت نفت را عملا ملغی کردند وشرکت‌های عامل امور صنعت نفت را به دست گرفتند باز هم آش همان آش شد و کاسه همان کاسه و در عمل بد ترین اهانت ها را نسبت به ایران روا داشتند و در همین دوره بود که اسناد مهم را بتدریج از ایران خارج کردندو اگر چیزی هم جا گذاشتند مدارک بی‌ارزش و بی‌پایه ای بود که کاربرد چندانی نداشت و آنچه بعد از انقلاب سبب شد تا ایران بتواند اداره صنعت نفت را مستقلا به دست بگیرد یک مقدار تجارب بود که کارکنان ایرانی در صنعت نفت در دوره ملی شدن وگردانیدن صنخت نفت به دست آورده بودند که با ذکاوت و تیزهوشی خود و عرق ملی و انقلابی این صنعت را به حرکت درآورند و توسعه دهند که با برقراری تحریم‌های بعد ار انقلاب آن حرکت جهشی را نیز محدود نمودند در دوره قبل از ملی شدن نفت در مناطق نفت‌خیز خود دولت کوچک‌ترین دخالتی در امور سیاسی/اجتماعی وانتطامی مناطق نفت‌خیز وپالایش نفت نداشت و خود شرکت نفت توسط متنفذین و نیمچه خوانین منطقه بختیاری و شیوخ در مناطق اهواز و آبادان أمور انتظامی را برقرار کرده بود -در مسجدسلیمان که مرکز مناطق نفت‌خیز بود ساختمانی کلانتری مانند بنام برج (در محله ای که بعدا توسعه ای نا هنجار یافت وبه مناسبت به پشت برج معروف شد) احدث کرده وزیر تپه ای که اصل ساختمان روی آن قرار داشت یک زندان و شکنجه گاه حفر نموده و با بکار گیری تعداد لازم ار نیمجه خانان ومتنفذان بختیاری درآ ن عملا به دستگیری وبازجویی از افراد مورد سوئ نظر اقدام ودرباره آنان حکم صادر و زندان و شکنجه می‌نمودند بدون اینکه قبول داشته باشند که انجا بخشی ازکشوری ظاهراً مستقل و دارای قوانین مربوط به خود می‌باشد و برای آبادان و اهواز تیز که ظاهراً یکی از استان‌های ایران بود تعدادی از شیوخ به سرکردگی شیخ خزعل را که داعیه استقلال طلبی هم داشت برای برقراری انتظامات لازم محلی –بخصوص انتظام عملیات صنعت نفت بکار گرفته ومورد حمایت قرار داده وتا حد به جغه دارشدن رسانید وآماده معارضه با تند رویهای احتمالی رضا شاه کرده بودند وسرانجام نیز رضاشاه را به بهانه سرکشی به خرم آباد که در آن تاریخ پشت کوه نامیده میشد به اهواز آوردند واز نفوذ وقدرت واستقلال طلبی شیخ خزعل هراسانیدند وهمانجا ازاو تعهد تسلیم کامل در برابر خواستها وقرار داد های مربوط به نفت انگلیسیها ازحمایت شیخ خزعل دست بر دارند ودست رضاشاه را در باره اوآزاد بگذارند ! ونیز رضاشاه بتواند با مشاورت با انگیسیا پرسنل دولتی لازم دایمی برای دایر نگاهداشتن ادارات رسمی حکومتی استان خوزستان انتخاب و اعزام بدارد بشرط اینکه در انجام امور با شرکت نفت همکاری لازم داشته باشند و کلیه امکانات اداری واسکانی وحتی کمکهایی نقدی به عنوان کمک هزینه آنان پرداخت می‌نمودند. خلاصه اینکه اگر کسانی بخواهند برای صنعت نفت یک تاریخ بنویسند باید آنرا در سه فصل ترتیب دهند: 1- تاریخ استعماری سیاه از 1287 تا1330٬به مدت چهل و سه سال 2- تاریخ استعماری کور و خاموش از 1330 تا 1357 بمدت 27 سال و 3- کسب استقلال ملی شدن از تاریخ 1357 به بعد اما تحت فشار تحریم همه جانبه زور گویان جهانی!.