ضرورت تجدید نظر در امر تفسیر وحفظ قرآن کریم

ضرورت تجدید نظر در ام تفسیر وحفظ قرآن کریم

نکارش -جعفر ناظم رعایا.

چون دردردور ان نخستین ظهور وگسترش اسلام به اندازه کافی باسواد و نیز وسایل تکثیر و چاپ اسناد وجود نداشت و مؤمنان عمدتاً که در غزوات وجنگ وجهاد ‌ها شرکت می‌کردند و به شهادت می‌رسیدند غالبا از حفظه بو دند بدین علت از تعداد حفظه کاسته می‌شد تأکید و تشویق مؤمنان به حفظ قرآن کریم به ضرورت ادامه داشت لیکن در شرایط زمانه ما هم امکانات چاپ و تکثیر و توزیع بسیار سریع فراهم است و هم نگاهداری و حفظ اسناد و کتب در خانه‌ها کتابخانه‌ها و موزه‌ها و از همه مهم‌تر در حافظه‌ها و نقل و انتقال‌های الکترونیکی و توسعه برق اسای آنها ,ازهزینه کردن و ضرورت صرف این همه سرمایه و وقت در امر حفظ قرآن کریم به مقدار بسیار کاسته شده است و ضرورت جهت دادن همت مؤمنان به خصوص نسل جوان به شناخت مفاهیم قرآن و تدبر و تحقیق و عمل آنا ن به رهنمودهای قرآن کریم باید جایگزین حفظ قرآن کریم بشود. امر تفسیر سنتی نیز هم‌زمان با رشد و بلوغ دانش و فرهنگ انسان‌ها و گسترش برق آسای تمدن اهمیت کاربری خود را از دست داده است بخصوص که از دوران گذشته نیز اسنادی در دست نیست که مفسران تلاش کرده باشند تا آیات قرآن را یک بیک مورد تدبر کاربری قرار داده باشند که آیه درکدامیک ازضروریات افراد و خانواده‌ها ی,اجتماعات و حکومت‌های اسلامی باید ضرورتاً به کار گرفته شود -مانند داستان‌ها قرآن کریم ضرب المثلها , جملات وحتی اعرابها ووقف وسکونها وووو برای نمونه بعد از سوره حمد که به منزله براعت استهلال قرآن کریم و قلب تپنده عبادات وگنجینه عظیم توشه وسرمایه برداری برای سیر به سوی احراز مقام خلیفه‌اللهی و رضوان است در اول سوره دوم قطعانه می‌فرماید ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی این کتاب بدون هیچگونه شک وتردیدی هدایت است -0ومعلوم است که هدایت راهبردی عملی مؤمنان به اسلام برای رسیدن به اهدافی است که آفریننده مهربان برای آنان مشخص نموده که آن مقام قرب و رضوان است که قرب آن خلیفه‌اللهی تا حد خدای گونه شدن -و حتی به خلق وابداع نیز توانا شدن ونیز رضوان –یعنی آنچنان عمل کردن که خداوند خشنود شود وخلعت خشنودی خود را بر اندام چنین بنده‌ای بپوشاند و اورا در ملکوت رضوان خود –وارد فرماید. برای مثال قسمت عمده قرآ ن داستان بخصوص داستانهای مربوط به پیامبران وشاهان و... میباشد . وهر مسلمانی باید بداند که آیا فقط برای ما جنبه آگای یافتن وحد اکثر عبرت گیری دارند .مانند داستاهای یوسف ,داوود,سلیمان ,ذوالقرنین و.... پس همان‌طوری که اشاره کردیم به تمام آیات ,و هدایت کاربردی بودن آنها -داستان باشند یانقل قول و یا ضرب‌المثل باید ایمان داشته باشیم وایمان هم به معنی اعتقاد قلبی و التزام عملی می‌باشد و چون چنین است برای تفسیر باید شیوه متداول را رها کرد وعالمانه ومومنا نه و مدبرانه پای قرآن فرونشست و راهنمایی آنها را آیه به آیه مورد تدبر و تحقیق در مقابل آیات دیگر قرارداد و با رعایت مفاد آیه 114 از سوره 20 که می‌فرماید :-فتعلی الله الملک الحق ولا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه وقل رب زدنی علما :- برترین است خداوندی که فرمان‌فرما ی مطلق و راستین است و در قرائت قرآن شتاب مکن پیش از این که منظور از وحی و نزول آن برتوالهام شود و پس از آن باز هم از خدا بخواه که بیشتر از آنچه تاکنون دانسته‌ای بر دانش تو بیفزاید -و بنابراین لازم می‌شود که رویه‌های جاری را چه در مورد تفسیر و چه درمورد قرائت وحفظ مورد تجدید نظر قرار دهیم .البته آن هم به صورت دسته‌جمعی و دانشمندانه و بردبارانه که مثلاً جنبه کاربردی هر آیه بالاستقلال چیست ودر تقابل موضوعی یا در ظرف سوره ودر کل قرآن کدام است -تا چه اندازه عملی شده و چه ‌اندازه اهمیت کاربردی مغفوله دارد که باید مرحله به مرحله در جریان عمل قرار گیرد .....