فطرت انسانها ومقتضیات آن

فطرت انسانی ومقتضیات آن

نویسنده :جعفر  ناظم رعایا

با توجه به تعاریف قزان از لوازم مسلمانی و اسلام ,ما ازحقایق مسلم قرآن بدور افتاده ایم و بر اساس فطرت و نظام آفرینش گرفتار عواقب کردار اشتباه خود شده ایم و بنابراین لازم است در اینباره تامل کنیم و مسیر بازگشت به راه راست و چگونگی رسیدن به هدفی را که خداوند برای ما تعیین فرموده است بشناسیم -با این باور که خداوند هم همه چیز را قبلاً در کتاب خود تعریف کرده است که در اختیار ما می‌باشد . اگر ما یقین داشته باشیم که به مصداق آیه ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی -کل قرآن برای مسلمانان هدایت است اگر کوچک‌ترین ایه یا کلمه یا حتی یکی از اعراب را کوچک و کم اهمیت و غیرکاربردی بشماریم به همین مقدار کلیت قران را ناقص کرده‌ایم تا چه رسد به اینکه سهل‌انگاری‌های خودرانسبت به آیات قرآن به خصوص آنهایی که در ایجاد یک مدنیت برتر و پیشتاز اسلامی بی‌نهایت مؤثر می‌باشند مورد بی توجهی قرار دهیم ؟ ما باید یقین داشته باشیم که درک ما از بسیاری از آیات نادرست است و با چنین فهم نادرست کار ,نادرست خواهد بود و نتیجه درک و عمل نادرست فرهنگ و سنت و نظام و باور نادرست است و نتیجه همه اینها مدنیت‌دینی عقب مانده و نادرست است که به رستگاری نمی‌انجامد.. برای نمونه خداوند هر چه را آفریده است اعم از کل هستی و تمام اجزایی آن تا ریزترین مواد شناخته شده و ناشناخته ,از دو چیز آفریده است چنان‌که می‌فرماید: و من کل شی خلقنازوجین ...؟ با توجه به نکات مذکورو نیز طبق تعاریف مکرر قرآن کریم انسان از گل یعنی ماده و روح یعنی یک موجود مجرد ماورایی که برای ما ناشناخته میباشد آفریده شده است و همین گونه سایر مخلوقات - و چون چنین است که نظام هستی که بر اساس ماده و معنا است و طبق آیات متعدد قرآن باید متعادل و متوازن از این هردو نوع باشد -ما برای حفظ تعادل در وجود انسان و نظام مربوط به او به لحاظ مادی و معنوی چه طرح‌ها و برنامه‌هایی دینی پیش بینی کرده ایم و با توجه به توضیحات مختصر مذکور در بالا که در حقیقت بسیار مهم و دامنه‌دار هستند آفریده شده-آیا واقعیت این نیست که ما حقیقت را به درستی ندانسته ایم و علت اصلی عقب‌ماندگی مسلمانان در تمدن جهانی همین نیست که ما نیمی از آنچه را خداوند خواسته و آفریده است غیرضروری پنداشته‌ایم و آن نیم دیگر را هم به درستی نشناخته و ناقص عمل کرده‌ایم و تعادل لازم نظام دینی خودرابر هم زده ایم ؟ باید بپذیریم که ایمان حقیقی درک و فهم و عمل کردن به خواست خداوند است که در قران بیان گردیده و نه گزینشی عمل کردن !برای مثال آنچنانکه فوقا اشاره کردیم خداوند انسان را از دوبخش تن و روان آفریده وابتدا بدنرا بنیاد نهاده و سپس روح در آن دمیده و درجریان رشد و تکامل قرار داده ووسیله ارتزاق هر بخش را مشخص ومنظم فرموده وسوا ومتعادل بودن هر دو بخش را بیکسان لازم شمرده است: ونفس وما سواها –فالهمها فجورها وتقواها –قد افلح من زکیها وقد خاب من دسیها – وبا تاکید ,حفظ و رعایت هر دو را یکسان و متعادل خواسته است چرا ما باید نظام موضوعه خدا خواسته را نادیده بکیریم و در سرکوبی مقتضیات وجودی او بکوشیم و کمان کنیم که باتعالیم غیر طبیعی باید اورا از مقتضیات فطری دور کنیم وتوجه نکنیم که خداوند انسانرا با همین وضع فطری متعادل خواسته است تا در مسیر تکامل راه پیما باشد ودر آیه 30 از سوره 30 که اورا بعنوان الگوی نظام دینی خود او قرار داده با تاکید بر ممنوع کردن هرکونه تغییر درنطام فطری او اورا در همین وضع فطری موجود الکوی نظام دینی خود قرار داده است: لاتبدیل لخلق الله؟ واین در حالیست که خط مشی حوزویها ,بخصوص بخش تبلیغاتی آن تلاش میکنند تا بخش ضروریت مادی /مدنی دین را کاملا سرکوب نمایند وانچه را خود معنویت پنداشته اند تبلیغ و تشویق ومستحق خشنودی خداوند وتقویت وتوسعه دین ورستگاری روز جزا وبهشت جاودان معرفی نمایند وتوجه نمیفرمایند وباور نمیکنند که آفریننده خواسته است "آدم بیافریند "_آن هم در فطرت ناس :فاقم وجهک للدین حنیفا فظرت الله التی فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولیکن اکثر الناس لا یعلمون آیه 30 از سوره 30 : همت استوار بدار برای استقرار دینی راستین که متناسب و هماهنگ بافطرت الهی باشد _آن هم فطرتی ست که انسانهارا بر اساس آن آفریده است "هیچگونه تغییری نباید در نطام فطرت الهی انجام شود " این است دین پایدار ولیکن اکثریت مردم این امر مهمرا نمیدانند؟؟؟؟. وانسان هم از جسم وروح یعنی ماده ومعنا آفریده شده که هر یک نیازمندیهای مناسب با مقتضیات وجودی خودرا دارند که آن هم باید بگونه ای مساوی ومتعادل تعلیم وتبلیغ وترزیق گردد.که متاسفانه از نظر خیلیها دور مانده است!!