درباره ما

آدم کیست و ابلیس چیست           نویسنده :- جعفر  ناظم رعایا                                                                                                                                                                                                                                                                                                          ما در کتاب اصول آفرینش, با اقتباس از رهنمودهای بی‌پایان قرآن کریم بیان داشته ایم که یکی از اصول آفرینش اصل تزویج است- بدین معنی که براساس خواست خداوند هر مخلوق از کوچک‌ترین اجزاء عالم آفرینش تا کل
آفرینش جفت آفریده می‌شود-----وبدینترتیب وحدت مطلق مخصوص خدا باقی میماند تا هیچ چیزی در هیچگونه خصوصیتی مانند خداوند نباشد- حتی در صفت عددی و شمارش!
واین اصل طبق تحقیقات علمی نیز به عنوان "جهان متقارن" په اثبات رسیده است,بدینمعنی که عالم هستی نیز عملا دوگانه است - اما متأسفانه نه علمای دین به این حقیقت توجه کافی نموده اند که "ومن کل شیءخلقنا زوجین"..................... ونه دانشمندان علوم تجربی اهمیت و عمویت دادن آن را وجهه همت قرار داده اند.
و بنابراین این اصل مسلم مانند بسیاری اصول مسلم آسمانی دیگر کاربردی نشده است تا در نظام دین و مدنی به درستی تأثیرگذار بشود وبنابراین جهانیان تاکنون از مزایای بی‌نهایت ان محروم ماده اند- برای مثال یکی از موارد قابل عرضه اصل تزویج آفرینش وجود جن در برابر آفرینش انسان است که آنانی که خود را پیرو دین می‌شمارند تعریف نوع جن را در عالم وجود چنان آشفته کرده اند که از مجرای طبیعی خود خارج گردیده و به موهومات وخرافات بخصوص ابلیس که ابوالجن در برابر ابوالادم است تدیل گریده است ویک موجود کاملا شریر و خود کامه دربرابرخداوند شمرده شده ا ست که آدمیان اسیر و ناتوان در برابر خواست و اراده او می‌باشند!
دانشمندان علوم تجربی نیز غالباً به طور کلی وجود آن را انکار نموده و جزو خرافات و موهومات پنداشته اند و از خود نمی‌پرسند که اگر جهان متقارن است قرینه ی بشر کدام یک از مخلوقات می‌باشد؟
در قرآن کریم جن به طور کلی در برابر انسان و شیاطین جن در برابر شیاطین انسانی و ابلیس در برابر آدم تعریف شده است و سوره مبارکه الرحمن به منزله شناسنامه مشترک این دو نوع متقارن توضیات کافی را در مورد ایجاد
تقارنی این دو نوع وزیست آنان بر روی زمین و انقراض و رستاخیز آن‌ها در سرای دیگر و برخورداری همسان هر دو نوع از مکافات و پاداش‌های مشابه و متناسب با نوع آنان بیان فرموده است که باید با دقت و تدبر کافی
خوانده شود تا اهمیت موضوع آشکار گردد
خلاصه این که آفرینش را خداوند به خصوص در سوره الرحمن به منزلة ترازو تعریف فرموده است که دارای دو کفه است که متعادل می‌باشد و موجودات متقارن و جفت هر کدام بر حسب نهاد و فطرت و آفرینش خود یکی از دوکفه را پر کرده اند تا تعادل برقرار باشد وهر که این قبیل تعادلات را برهم زند بر خلاف نظام عملکرده است که گناه محسوب می‌شود ودر همین سرا نیز خسارات بسیار گردنبار آنان خواهد شد.
از جمله موارد معنوی نظامات آفرینشی مخلوقات متکامل‌تر موضوع کفر و دین می‌باشد که هر چند ما بنی آدم ملزم به برقراری حق و اقامه دین هستیم ولی وجود کفر در برابر دین یک امر مقارن و مسلم است که باید پیوسته برقرار باشد تا تعادل نظام عمومی
پایدار بماند. برای نمونه اگر در بخشی از اجتماعات جهانی شرایطی به وجود آید که باعث افزایش هواداران دین بشود در بخش دیگر شرایطی به وجود می‌آید که طرف‌داران گفر افزایش یابد
وبر ضد دین مداران قیام کنند و کارشکنی نمایند و بالعکس- آن‌چنان‌که برای مثال در رژیم سابق ایران اقداماتی بر علیه دین آغاز شد ولی طبق نظام آفرینش انقلاب اسلامی به وقوع پیوست و تفارتی به نفع دین به‌وجودآمد و شتاب گرفت
و همچنین در مقابل شتابی که در دین به وجود آمد فریاد کفراز آن سوی جهان برخاست و به اقدامات خصمانه در برابر عملیات دینی انجامید که شاهد آن می‌باشیم
این قبیل پدیده‌های معنوی و تعارضات مادی کفر از ابتدای خلقت آدم و ابلیس آغاز گردیده و تا انقراض هر دو نسل ادامه دارد و اجتناب‌ناپذیر است و بنابراین آدم هدایتا مکلف است تکالیف خاص دینی خود را انجام بدهد و ابلیس هم فطرتا ناچار است عملیات کفر آمیز خود را ادامه دهد!
و این نظامیست که براساس اصول زوجنیت و تقارن آفرینش از سوی آفریننده برقرار گردیده و بر تمام اجتماعات واجزاء وکل هستی حاکم می‌باشد وپیوسته هم استمرار دارد وهرگز هیچیک بردیگری پیروز نخواهد شد که اگر بر فرض محال بشود باعث انقراض تسل و نوع خواهد شد.
از توجه دقیق به تعاریف قرآن کریم معلوم می‌شود که غرض از برقراری یک چنین نظامی تقارنی نیز دو چیز است :-
1- مخلوق باید از تمام جهات با خالق تفاوت داشته باشد :- خداوند یگانه و حاکم نامحدود مطلق و بی شریک و پدر و فرزند و همسر وضد و ند ونیازاست پس تمام اعضای آفرینش از جمله انسان‌ها باید دارای زوج و پدر و مادر و همسر و فرزند ومتضاد و نافرما نروا و در اراده و تصمیم و اجرا محدودیت ونیاز مند باشند.
2- تقارن وزوجیت در اجزای آفرینش سبب برخورد نیروها و استعدادها شود تا حرکت و در برابر حرکت مقاومت به وجود آید تا احساسات و ادراکات و اندیشه‌ها برای دفع اضداد فعال شود تا اجزاء آفرینش من‌جمله آدمیان در مسیر کمال قرار گیرند و به مرتبه خودشناسی و خداشناسی و تکامل مداوم راه یابند .
ای کاش روزی فرامیرسیدکه بجای بیان لفاظیهای ناقص و بیهوده سازمانی دایمی و متناسب با عظمت قزآن کریم از دانشمندان متخصص وصلاحیتدار رشته های علوم معنوی نظری وتجربی و فلسفی تشکیل میشد ولب مغز رهنمودهای قرآن کریم راهمیارانه عصاره گیری وکار بردی میکردند و بتدریج به جهانیان عرضه مینمودند.وبا اینکار درب سعادت را بر روی بشر میگشودند. ما در مواردی دیگر نیز یک چنین پیشنهاد ی را –اما مفصلتر- به مصادری عزضه کرده ایم که نیم نگاهی به آن شد اما عملی نشد وهمان رویه متداولرا کافی پنداشتند . عماریدار لیلیرا که مهد ماه در حکم است خدایا در دل اندازش که با من آشنا
گردد –جعفر ناظم رعایا -13/10/1389 بار هم مهمانی ملکوت
اقتباسی از حدیث نبوی و سوره قدر

 

مژده آمدن ماه رمضان                       سراینده:-  جعفر  ناظم رعایا

 مژده ای دوست که ماه رمضان می آید
باز آماده رفتن به ضیافت باشید
میز بان چشم به راه است مهیا باشید
خادمان حرم ملک وجود از هر سو
بار عامیست که در مرتبه عز وجلال
نه فقط آدمیان خیره در آن فر وشکوه
پهنه خاک شود سفره خوان ملکوت
فضل وعقل .خرد ودانش و اندیشه ورای
چشمه های عسل وکوثر وتسنیم وشراب
آنچه استاد ازل طرح به دفتر فرمود
رمضان چشمه رضوان خدا هست,آری
آن تنعم که شود در شب قدر ارزانی
وه !چه تشریف شگرفی است که هر کروبی
همره خیل ملک" روح " به فرمان خدای
خوش سلامیست که هر کس به سلامت دریافت
فضل این حادثه بسیار از این بیشتراست
ناظمی نیز فراخوانده این مهمانیست

 

 

چکیده مطالب  کتابها                                      تحقیق  وتالیف :-  جعفر  ناظم رعایا

 بوی رضوان خداوند ازآن می آید
میهمانی شده نزدیک و زمان می آید
گر چه خود درهمه جا همرهمان می آید
بهر تشریف شما دعوتیان می آید
بر تر از حوصله وهم و گمان می آید
که عجب در نظرپردگیان می آید
که در آن مائده ی هر دو جهان می آید
می ننوشیده,ولی در هیجان می آید
در ورید و شریان در جریان می آید
گاه آن است که در شرح وبیان می آید
هر شنا کرده درآن پاکروان می آید
به هر آن وزنه بسنجیش گران می آید
به سلام آوری آدمیان می آید
همه شب تا به گه صبحدمان می آید
در پسین مرحله اش امن و امان می آید
اندک است آنچه غزلگون بزبان می آید
لیک اقسوس ! که او شرمگنان می آید

 

 

 

 نوشته :جعفر ناظم  رعایا        رابطه دین و سیاست
شابک: 964
قیمت پشت جلد: 6000
تاریخ نشر: 771217
شماره چاپ: 1
شمارگان: 3000
تعداد صفحه: 218
کد کنگره:
کد دوئی: 297.37
چاپ شهر: اصفهان
ابعاد: وزیری
نوع جلد: شومیز
زبان کتاب: فارسی گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
جعفر ناظم رعایا

موجودی انبار
1 جلد () -6000 ریال



چکیده کتاب:


--------------------------------------------------------------------------------



اصول افرینش
شابک: 964-5919-03-7
قیمت پشت جلد: 7400
تاریخ نشر: 790405
شماره چاپ: 1
شمارگان: 3000
تعداد صفحه: 220
کد کنگره:
کد دوئی: 297.159
چاپ شهر: اصفهان
ابعاد: وزیری
نوع جلد: شومیز
زبان کتاب: فارسی موضوعات
افرینش - جنبه های قرانی

گرداورندگان
مهدی ایزدی دهکردی
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
گلهای محمدی

موجودی انبار
1 جلد () -7400 ریال



چکیده کتاب: مولف در این کتاب با استناد به ایات قران دوازده اصل را شرح می دهد که به زعم وی کلید حل بیماری از اسرار افرینش و نیز عوارض ایات قرانی هستند .اصل های مورد بحث عبارت اند از :((توحید)) ((تثبیت)) ((تقدیر)) ((تزویج)) ((تناطق)) ((تهالک)) ((تکامل)) ((تحریک)) ((تنزیل)) ((تبدیل)) ((تفقیر)) و ((تعلیل)) .


--------------------------------------------------------------------------------



منشور بلورین
شابک: 978-964-7722-29-2
قیمت پشت جلد: 45000
تاریخ نشر: 851216
شماره چاپ: 1
شمارگان: 1500
تعداد صفحه: 688
کد کنگره: 8م425الف/PIR8243
کد دوئی: 8fa1.05162
چاپ شهر: اصفهان
ابعاد: وزیری
نوع جلد: گالینگور
زبان کتاب: فارسی موضوعات
شعر فارسی - قرن 14
شعر مذهبی - قرن 14

گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
بینش ازادگان

موجودی انبار
1 جلد () -45000 ریال



چکیده کتاب: سراینده در کتاب با توجه به دیدگاه های دینی اشعاری چند در خودشناسی افرینش نظام فطرت چگونگی کارکرد اعضای بدن و شگفتی های ان به نظم کشیده و علاوه بر ان چند قصه ی قرانی را نیز به زبان شعر بیان کرده که از ان جمله است قصه ی هاجر و اسماعیل لوط و قوم او یعقوب و یوسف موسی و خضر یونس ایوب عیسی و مریم زکریا و یحیی و اصحاب کهف. برای نمونه در کتاب امده است: خداوند در ضمن ایات خویش/ بیان کرده خلق سماوات خویش/ که شش روزه مجموعه را افرید/ در ان همه چیز امد پدید/....


--------------------------------------------------------------------------------



رهنمودهایی از قران در حل مشکلات مدنیت در تمام اعصار
شابک: 978-964-7722-34-6
قیمت پشت جلد: 30000
تاریخ نشر: 860523
شماره چاپ: 1
شمارگان: 1000
تعداد صفحه: 400
کد کنگره: 2ز27ن/BP98
کد دوئی: 297.179
چاپ شهر: تهران
ابعاد: وزیری
نوع جلد: گالینگور
زبان کتاب: فارسی/عربی موضوعات
تفاسیر شیعه - قرن 14

گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
بینش ازادگان

موجودی انبار
1 جلد () -30000 ریال



چکیده کتاب: انسان ها در هر عرصه ای از زندگی خویش نیاز به راهنمایی جامع و کامل دارند تا راه درست به ان ها نشان داده و موجب سعادت و موفقیت ان ها شود. کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه ی رهنمودهای قران برای حل مشکلات مدنیت است. نگارنده در اغاز کتاب دوازده اصل از اصول افرینش ازجمله تثبیت ترویج تفقیر و تقدیر را بیان و بررسی می کند و سپس به موضوعاتی چون پناه بردن به خدا از شیطان هنگام شروع به قرایت قران صراط مستقیم در زندگی و راهنما بودن قران می پردازد. وی در ادامه به برخی مشکلات مردم از جمله فریب خوردگی و امراض قلبی از نظر معنوی اشاره می کند. نگارنده در بخش بعدی تکامل عمومی بازگشت به سوی خدا نحوه ی بهره گیری انسان ها از زمین و اسمان نحوه ی سکونت ادم و هوا در بهشت و مفهوم هبوط از جنت را بررسی می کند. در تمامی موردهای مطرح شده از ایه های قران و تفسیر این ایه ها استفاده شده است. در بخش بعدی موضوعاتی چون چگونگی زنده شدن مردگان بشر و اصل تکامل نشانه های خلیفه الهی هدایت های فطری و معنوی مطرح می شوند. نگارنده سپس به بی دانشی و کم دانشی انسان ها عبرت گیری از جنگ ها موضوع مستضعفان تجمل دوستی امانت داری سپاهی گری اسلامی و دفاع می پردازد و در ادامه مشکلاتی چون دروغ گویی گران فروشی و ارزان خری و نتایج ان ها را تبیین می کند. در بخش پایانی نیز رابطه ی دین و سیاست واقعیت غار اصحاف کهف و طبقه بندی مردم از نظر قران را بازگو می کند.


--------------------------------------------------------------------------------



رهنمودهایی از قران در حل مشکلات مدنیت در تمام اعصار
شابک: 978-964-7722-31-5
قیمت پشت جلد: 30000
تاریخ نشر: 860523
شماره چاپ: 1
شمارگان: 1000
تعداد صفحه: 368
کد کنگره: 2ز27ن/BP98
کد دوئی: 297.179
چاپ شهر: تهران
ابعاد: وزیری
نوع جلد: گالینگور
زبان کتاب: فارسی موضوعات
تفاسیر شیعه - قرن 14

گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
بینش ازادگان

موجودی انبار
1 جلد () -30000 ریال



چکیده کتاب: افرینش انسان ها بر اساس جسم و روح یا معنویات و مادیات است. برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی باید میان این دو جنبه تعادل برقرار گردد. عدم تعادل در هریک می تواند موجب مشکلات بسیاری برای انسان ها شود. این موضوع بارها در قران اشاره شده است. ما باید قران را در ابعادی که دارد ببینیم و انسان را نیز با ابعادش بشناسیم تا بتوانیم از نزدیکی این دو به سعادت مورد نظر و ان چه هدف از افرینش انسان بوده دست یابیم. کتاب حاضر جلد اول از مجموعه ای دوبعدی است. نگارنده در این مجلد به موضوعاتی چون ربوبیت در تمام اجزای افرینش یوم الدین صراط مستقیم فطری بودن دین و شیاطین اشاره کرده و سپس با شناخت این مسایل رهنمودهایی از قران را برای حل مشکلات مردم مطرح می سازد. وی هم چنین موضوعاتی چون توبه نیت و عمل ربا و تجدید نظر در ان رضایت طرفین در معامله ها ثروت و قدرت ودوستی زن و فرزند و مال را بررسی می کند. هم چنین به مساله ی مرگ و زندگی علت ندیدن خدا و موضوع امتحان و بلا می پردازد. برخی مشکلات انسان ها در زمینه ی تباه کاری در محیط زیست اقتصاد امانت داری و بازیچه بودن دنیا را بازگو می کند. افزون بر این وی به موضوعاتی چون قران و رهبری سوره ی جن و بحث جنیان اسرار لیله القدر و حوادثی چون سیل ارم توفان نوح و زندگی سلیمان (ع) اشاره می کند.


--------------------------------------------------------------------------------



عظمت قران کریم (پژوهشی پیرامون جهان شمولی رهنمودهای ان)
شابک: 978-964-7722-68-1
قیمت پشت جلد: 0
تاریخ نشر: 870906
شماره چاپ: 1
شمارگان: 1000
تعداد صفحه: 476
کد کنگره: 6ع2ن/4/BP65
کد دوئی: 297.159
چاپ شهر: اصفهان
ابعاد: وزیری
نوع جلد: گالینگور
زبان کتاب: فارسی موضوعات
قران - بررسی و شناخت
قران - تحقیق

گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
بینش ازادگان

موجودی انبار
1 جلد () -0 ریال



چکیده کتاب:


--------------------------------------------------------------------------------



عظمت قران کریم (پژوهشی پیرامون جهان شمولی رهنمودهای ان)
شابک: 978-964-7722-69-8
قیمت پشت جلد: 0
تاریخ نشر: 870906
شماره چاپ: 1
شمارگان: 1000
تعداد صفحه: 450
کد کنگره: 6ع2ن/4/BP65
کد دوئی: 297.159
چاپ شهر: اصفهان
ابعاد: وزیری
نوع جلد: گالینگور
زبان کتاب: فارسی موضوعات
قران - بررسی و شناخت
قران - تحقیق

گرداورندگان
جعفر ناظم رعایا

انتشارات
بینش ازادگان

موجودی انبار
1 جلد () -0 ریال



چکیده کتاب:



 

قرآن  سوزی برای شعله ور کردن آتش جنگ تمدنها                نویسنده:- جعفر  ناظم رعایا

        

همان‌گونه که همگان آگاهی یافته اند سوزاندن قرآن کریم توسط یک فرد ظاهراً کشیش مسیحی در آمریکا  به بهانه انتقام انفجار برج‌های تجارت جهانی موضوع روز میباشد.    این هم در حالتی است که  انفجار برج‌های مذکور هم بنا بر تصریح بسیاری از محققان و اندیشمندان خود آمریکا یک توطئه داخلی و به منظور  بر افروختن  آتش جنگ تمدن‌ها یعنی جنگ جهان مادیگرا به سر کردی آمریکا با اسلام میباشدو  نسبت دادن آن به  بن‌لادن و یا طالبان یک دروغ بزرگ است چون هیچ بیگانه ای بدون خواست وهمکاری مقامات داخلی نمیتواند  امکانات یک چنین عملیات خطیر و عظیمی را فراهم نماید و بر فرض که توسط آن‌ها هم انجام شده باشد بن لادن وهم مسلکان او هم  دست پرورده خود آمریکا می‌باشند.      

  غرب مادیگرا برای توسعه و تثبیت سلطه  وکلیت خواهی خود وبقول خود شان  ایجاد یک جهان تک قطبی به مرکزیت آمریکا به آغاز جنگی تمام عیار با اسلام   نیاز داشت که با تخریب برحهای مذکور بهانه لازم را به دست آورد و در  یک شیوه نا بکارانه که معمولا توسط اشرار حرفه‌ای برای حمله به دیگران اعمال می‌شود و به نام خود زنی متداول و معروف می‌باشد.خواسته است تا عوام الناس ادیان را نیز بنفع خود وارد جنگ تمدنها بنماید.      

در هر حال ,سوزاندن قرآن یک اقدام سیاسی است که زیر پوشش تعصب دینی انجام شد ولی بر خلاف آموزه های مسیحیت می‌باشد زیرا  آن‌ها خود مدعی هستند که دین مسیح بر اساس محبت و گذشت است و حضرت مسیح به پیروان خود دستور فرموده است که اگر کسی به تو سیلی زد سمت دیگر صورت خود را پیش ببرد که سیلی دیگری به تو بزند یعنی در صدد تلافی و انتقام  نباشید.      

آنچه  مسلم است انفجار برجها به هر صورتی که انجام شده باشد ربطی به دین مسیح ندارد زیرا نه مربوط به کلیسا بوده است و نه کتاب مقدس انجیل , و لذا یک اقدام کاملاًسیاسی بود و علت این که این آقای کشیش وارد ماجرا شده است هیچ گونه توجیه دینی ندارد.      مگر اینکه باور کنیم که دخالت او یک تحریک و توطئه دیگری است به امید اینکه از متعصبان نا بخرد منسوب به اسلام هم کسی یا کسانی به تلافی اقدام  به سوزاندن قران  در صد د سوزاندن انجیل بر آیند  و پای عوام الناس به معر که کشانید بشود و توطئه گران به مقصود شوم خود برسند بنابراین عمل هر کسی که به عنوان تعصب دینی دست به عمل مشابه بزند و اقدام به کاری مشابه بنماید درست همان چیزیست که دشمنان اسلام در دنبال آن هستند   و زیان آن برای  حفظ آرامش جهانی ازز یان اهانت به قرآن کریم بسیار بیشتر است- زیرادرست همان نتیجه‌ای را دارد که توطئه گر ان از آتش  زدن قرآن انتظار دارند.     

از نظر قرآن ایمان به کتب آسمانی دیگر و پیامبران پیشین طبق آیات چهار و پنج سوره بقره و آیات دیگر هم ردیف ایمان داشتن به خود قرآن کریم وا ز لوازم تقوا و رستگاری می‌باشد     

و  آتش زنان به قرآن کسانی هستند که حتی به کتب مقدس خود نیز باور ندارند و ای بسا که از دین اسلام که در نتیجه تعلیمات الهی باعث تثبیت  ادیان دیگر هم شده است  خشمگین می‌باشند

چون آنهاا اصولاً با دین مخالف هستند- بخصوص با دین اسلام که روزبه‌روز پیروان ادیان دیگر بیشتر به حقانیت آن آگاه شده و به اسلام می‌گرایندو     

آتش خشم آن‌ها را مشتعل تر می‌نماند . بنابراین ای مسلمان! به هوش باش وهمانگونه که خداوند خواسته است حرمت کتب آسمانی دیگر رانگاه  دارد وهشدار که خود را با انتقامجویی مشابه در دام حسد و حیله دشمنان دین نیندازی فرا خوانی به مهمانی خداوند را دوباره خوانیها هست لیکن فرا مانی را پایانی نیست گر بخواهی میتوانی باعزت بمانی
 

"

 مهمانی د.وست                    سرینده  :- جعفر  ناظم رعایا

 دل تن از پلیدی شست ,تارود به مهمانی
پر در آسمانها زد ,یافت بس سیکبالی
هر طرف در آن پر واز نور وآزفندک دید
یافت از شکوه جلال ,بیکرانه ی هستی
بود میز بان دایم ,در پذیرش مهمان
در مقام قرب نبود ,تنگنا برای کسی
در عجیب تالاری , بین طالب و مطلوب
نور و معنویت بود, کسترانده هر سویی
جام مهر او میریخت جرعه ها به هر کامی
کفر اگر نپنداری بود عاشق و معشوق
گر خلاف این باشد ,از چه روی میخواند
های مرغ خوش اقبال,باز هم بزن پروبال
ناظما ! فراخوانها ,گرچه میشود تکرار
 کوله بار صبر افکند,رست از گرانجانی
در فراخنای وجود ,از پس فرا خوانی
بی دمیدن خورشید ,بی نزول بارانی
خاستگاه عشق جمال ,جایگاه حیرانی
با شگفت در باری,بی دری و در بانی
در فراخنا هر کس,جسته جا به آسانی
پرده بود و پیش وپسی,آشکار و پنهانی
عشق بود وعرفانی,لطف بود و احسانی
بود از می نابی جوششی به هر جانی
مبزبان آنسانی ,میهمان اینسانی
خالق دل عاشق ,مرغ د ل به مهمانی ؟
همچنان بکن پرواز در فضای نورانی
در چنین پذیرشگاه , میتوان فرا مانی

نگارنده:-جعفر  ناظم رعایا
آیا عمر جهان در 50 سال دیگر به پایان می‌رسد ؟ چرا هراس آفرینی می‌کنند؟
اخیراً یک فیلم مستند توسط تلویزیون صدای آمریکا که با همکاری تعدادی از استادان دانشگاه‌های اروپا و آمریکا و بخصوص اسرائیل بر اساس پیش‌بینی‌های دانشمند معروف یهودی ایزاک نیوتون در
خصوص پایان جهان پخش گردید که با توجه به هراس آفرین بودن آن تو ضیحات زیر عرضه می‌گردد:-
نظر به اینکه فیلم مذکور از نوع فیلم‌های مشغول کننده نیست بلکه فیلمی است به ظاهر مستند و چون به نظر نگارنده بر مبنای اختلاف نژادی و هراس آفرینی و بر ضد اسلام وایران
و برداشت نا درست و تفاسیر غلط از کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید تألیف گردیده است لازم به نظر رسید که برای دادن اطمینان خاطر به مردم جهان تو ضیحات زیر را عرضه نماید.
خلاصه محتوای فیلم به قرار زیر می‌باشد:-
نیوتن فیزیک و ریاضی دان معروف علاوه بر تسلط بر علوم تجربی و نشر نظریه‌های مشهور خود در خصوص فیزیک و ریاضی علاقه بسیاری هم به کیمیا گری که و دین یهود داشت و مطالعات و تحقیقات مهمی در رمز گشایی مطالب مندرج در کتب عهدین
و ضمائم آن‌ها داشته و لذا تلاش فراوان کرده است تا اشارات و رموز آن‌ها را به خصوص پیش‌بینی‌های کتاب‌های دانیال و ار میاای نبی و مکاشفه های یوحنای رسول
(رسول حضرت عیسی) را به فرمول‌های حساب و ریاضی تنظیم و تبدیل کند تا از رموز پیش‌بینی آن‌ها آگاه شود
او علاقه شدیدی هم به معبد سلیمان داشته است ولذا ابتدا طرح و نقشه ساختمان معبد را به صورت ریاضی مورد مطالعه قرار می‌دهد و متوجه می‌شود که تعدادی از اندازه‌های معبد که محاسبه میکند با بعضی اشارات کتب انبیا و حوادثی که در تاریخ یهودیت و مسیحیت اتفاق افتاده است
توافق و تقارن دارد و بدین ترتیب بیشتر علاقه‌مند می‌شود که پیش‌بینی‌هایی در مورد سرنوشت قوم یهود و آینده جهان انجام دهد به خصوص که در دوره حیات او و قبل از او پیش گویانی معروف هم وجود داشتند که در مورد پایان عمر جهان پیش‌بینی‌های کرده بوده اند
فیلم مذکور تأکید بر این دارد که نیوتون در محاسبات و پیش گویایی خود به این نتیجه می‌رسد که برای قوم یهود که در نتیجه حمله رومیان فلسطین و تخریب کامل معبد سلیمان
در سال 70 بعد از میلاد در اطراف دنیا پراکنده شده بودند زمینه‌ای فراهم می‌شود که مجدداً به فلسطین باز می‌گردند و تشکیل دولت می‌دهند و معبد را بازسازی می‌کنند و در دنباله آن مقدمه برخورد یا نبرد خیر و شر فراهم می‌شود و در نهایت شر شکست میخورد
اما خیر هم دیری نمی‌باید که آتشی عظیم روی زمین ایجاد می‌شود و نظام زمین بر می‌خورد در تاریخ 2060 نسل منقرض می‌شود و زمین از نظام موجود خارج میشود ودر فضا سرگردان می‌گردد
و قیامت برپا می‌شود . تهیه‌کنندگان فیلم می‌گویند که نیوتون پیش از مرگ از افشای پیشگویی های خود منصرف می‌شود و دست نوشته‌های خود را در صندوقچه ای می‌گذارد که به گونه‌ای عجیب گم می‌شود ولی پس از 200 سال
یعنی در سال 1٬936 به طور شگفت انگیزی پیدا می‌شود و ده سال بعد از آن دست نوشته‌ها در لندن به حراج گذاشته می‌شوند و یک نفر یهودی به نام آ برا هام یهودا آن را خریداری می‌کند و به دولت جدیدا لتأسیس اسرائیل تحویل می‌دهد
که مورد تحقیق قرار می‌گیرند و فیلم مورد بحث با استناد به مفاد دسینوشته های نیوتن ساخته می‌شود
محتوای فیلم غیرمستقیم اسلام و مسلمانان را اساس و بنیاد شر می‌نمایاند که چون اسرائیل که منبع خیر است اقدام به تخریب مسجد الاقصی که روی معبد سلیمان ساخته شده است می‌نماید خشم مسلمانان برانگیخته می‌شود و به اسرائیل حمله می‌کنند
و طرف‌داران اسرائیل به حمایت از او اقدام می‌کنند و جنگ جهانی آغاز می‌شود و در نتیجه به کار بردن بمب اتمی ابتدا شر شکست می‌خورد وخیرر پیروز می‌شود ولب با روشن شدن آتشی عظیم روی زمین حیاط نابود می‌شود و زمین به حالت سرگردان در فضا درمی‌آید و بدینترتیب عمر جهان به پایان میرسد!
پس از خواندن خلاصه مذکور به نظرات نگارنده در زیر توجه فرمایید:-
یک --قبل از اینکه فیلم مستند مذکور از قول نیوتن که او هم با استفاده و استناد به رموز و پیشگویی هیای کتب مقدس پایان عمر جهان را پیش‌بینی کند
پیشگوها ی دیگری هم بوده‌اند که پیش بینی هایی کرده اند اما گذشت زمان و دروغ بودن آن‌ها را ثابت کرده است
و از بین آن‌ها معروف‌ترین فرد نستار داموس فرانسوی است که پایان جهان را در 2٬012 میلادی یعنی دو سال دیگر دانسته است که چون پیش‌بینی‌های دیگری هم دارد که باید مثلاً در چند سال دیگر اتفاق بیفتد بی اساس بودن گفته های او از هم‌اکنون مسلم می‌باشد
بخصوص که با پیش گوییهای نیوتون هم مغایرت دارد
دو-- در پیش گوییهای منتسب به نیوتن هرجا خواسته اند عددی را با اعدادی که از کتب مقدس به دست آورده اند جور کنند تلاش کرده اند منشأ و سرآغازی را برای محاسبه خود به دست آورند
و چون نتوانسته اند حادثه‌ای را که به نظر خود آنان مهم بوده است از تعاریف آن منشائ قرار داده اند و حساب را جفت و جور کرده اند.!
مانند این که می‌خواسته اند سال 1٬944 را که بازگشت اسرائیلی‌ها به فلسطین آغاز می‌شود رادر پیشگویی خود بگنجانند گفته اند در کتاب دانیال بطور رمز گونه به عدد 1٬335 اشاره شده است
پس چه کنند که بشود 1٬944؟
بدینمنظورسال 609 میلادی را که ظاهراً رومی‌ها قدرت و اختیاراتی به مسیحیان داده اند منشأ قرار داد آن تاریخ را به 1٬335 اضافه کردند و پیش بینی شمرده‌اند
سه-- در کتاب دانیال به رمز یک زمان, دو زمان ,و نیمی از زمان اشاره شده است و چون می‌خواسته اند به عدد دلخواه خود برسند یک زمان را یک سال و دو زمان را دو سال و نیم زمان را نیم سال حساب کرده اند و آن را به سال 1٬260 شمرده‌اند در حالی که مجموعاً سه سال و نیم می‌شود
و عجیب‌تر این که در ردیف کردن یک زمان را 1٬000 سال و دو زمان را 200 سال و نیم زمان زمان را که گفته اند نیم سال است 60 سال حساب کرده اند که هیچ کدام هیچ‌گونه سنخیت با پندااشت خودشان هم ندارد
و این‌گونه حساب سازی ها بسیار است که ما به غلت اجتناب از طولانی شدن کلام به آنها نمی‌پردازیم
چهار-- در محاسباتی که اصولاً به معبد سلیمان و تاریخ یهود مربوط است عمداً اقدام جوانمردانه کورش کبیر را در آزاد کردن یهودیان که در حدود 100 سال در اسارت بابلیها بودند و بازسازی معبد و سرزمین فلسطین به فرمان و هزینه کورش کبیر را نادیده انگاشته اند و در محاسبات خود منظورنکرده اند!
شش-- اصولاً قوم یهود با مسیح و دین او از همان پیدایش و ظهور مسیح مخالف بودند چنان‌که آن قدر شیطنت کردند تا مسیح با حکم با خشنود فرماندار رومی فلسطین به صلیب کشیده شد.(؟)
معلوم نیست چه تجانسی بین یهودیان و مسیحیت به وجود می‌آید که محبت بعدی حکومت روم به مسیحیان در تاریخ 609 میلادیو نیز با تاج‌گذاری پاپ در سال 800 میلادی بر سر شا رل‌مان( شارل اول) و دادن عنوان امپراتور اروپا به او یک باره وارد محاسبات سرنوشت‌ساز نیوتن یهودی
و پیش‌بینی‌های او در خصوص مسائل قوم اسرائیل و معبد سلیمان و تخریب مسجداالاقصی و واقعه جنگ جهانی و پیروزی حیر( یهود) بر شر( اسلام )و نهایتاً پایان عمر جهان می‌شود!
هفت --از زمان آزادی یهودیان از اسارت بابل توسط کورش کبیر عده ای به فلسطین رفتند و تحت حمایت همه‌جانبه کوروش و اعقاب او قرار گرفتند و عده زیادی هم به ایران مرکزی وارد شده و به آزادی زندگی کردند و حتی بسیاری از آنان به مقامات مهم مانند وزارت و مشاورت شاهان رسیدند و پیامبران آنان تا آخر عمر
به تبلیغ دین یهود پرداختندو پس از تشکیل دولت اسرائیل آنان که مایل بودند آزادانه به فلسطین مهاجرت کردند و آنانی هم که نرفتند همانند خود ایرانیان از آزادی کامل برخوردار بوده و هستند و به امور مذهبی و زندگانی آرام خود ادامه می‌دهند
هم‌اکنون 14 مرقد مقبره و زیارت گاه انبیای بنی‌اسرائیل در ایران هست که هم مورد احترام خود یهود و هم زیارت کار مسلمانان می‌باشند
هشت---علیرغم اینکه در طول تاریخ قبل و بعد از اسلام آنان از حمایت کامل افراد و اجتماعات دینی برخوردار بودند و چه در گذشته و چه در عصر حاضر ابتدا از بابلیان و رومیان و اخیراً نیز از آلمان هیتلری خسارات بسیار دیدند معلوم نیست چرا با ایران و اسلام چین کینه ورزی شدید می‌نمایند و به طوری که از محتوای
فیلم مذکور معلوم است
این فیلم ساخته و پرداخته صهیونیسم است چرا آنانی را که منبع و منشأ خبرشان درطول قرون واعصار بوده اند مایه شر خود می‌دانند و آرزو مند نابودی آنان هستند
نه -- مدعی هستند که پیش‌بینی‌های نیوتن بر اساس پیش‌بینی‌های کتاب‌های مقدس است و این در حالی است که در پیش‌بینی‌های کتاب‌های مذکور هیچ‌گونه اشاره‌ای به ضد مسلمانان وجود ندارد و علاوه بر این ناجی قوم یهود را کورش کبیر می‌دانند و با نهایت محبت و عظمت از او یاد کرده‌اند بنابراین

معلوم نیست چه را یک باره به همه چیز پشت کرده و به توطئه علیه اسلام و ایران پرداخته اند که در طول تاریخ حامی واقعی یهود بوده اند.
ده -- چنین وانمود کرده اند که خداوند جهان را به خاطر قوم یهود آفریده و به خاطر آنان حیات را بر روی زمین منهدم خواهد کرد و مردم یهود اشرف مردم به دنیا هستند و این در صورتی است که طبق آمار مطمئن جمعیت فعلی یهود در سراسر دنیا در حدود 13٬000٬000 می‌باشند که 5٬000٬000
آن‌ها در آمریکا و5500000 در اسرائیل و بقیه در جهان پراکنده اند و این در صورتی است که جمعیت فعلی جهان در حدود 7٬000٬000٬000 نفر است و بدین‌ترتیب جمعیت فعلی
یهود در حدود 22 دهم در صد از جمعیت 7٬000٬000٬000 جهان می‌باشدومعلوم نیست بر چه مبنایی یهود اشرفممخل.ق جهان میباشد ؟
در صد آمار آیینی جمعیت جهان در حال حاضر به شرح زیر است:-
مذاهب مسیحی 33 در صدجمعیت جهان در طول 21 قرن شده است
مذاهب اسلامی 21 در صد جمعیت جهان در طول 14 قرن شده است
هندوئسم14 در صد - بی دین 16 در صد- بودایی شش در صد- چینی شش در صد- متفرقه شش و 78 دهم در صد-- اما جمعیت یهودی پس از 36 قرن سابقه فقط به22 دهم در صد رسیده است!
آمار مذکور نشانگر این است که دین یهود با وجودی که 36 قرن سابقه وجودی دارد جمعیت پیروان آن به علت عدم اقبال مردم و جذاب نبودن رویه یهودیان کمترین تعداد انسانها را جذب نموده است وبه‌تدریج جذابیت خود را در جهان از دست داده است؟
با این بیان چگونه می‌توان پذیرفت که خداوند جهان را برای یهود به وجود آورد و برای یهود آن را منهدم خواهد کرد
یهود پس از اینکه توسط نبوکد نصرکه فلسطین راه تصرف کرد وهفتاد سال پس از ساخته شدن معبد سلیمان آنراو اورشلیم را منهدم نمود تا زمان پیروزی کورش کبیر در بابل یعنی تقریباً 380 سال‌ آواره بوده اند و پس از آنکه کوروش آنان را نجات می‌دهد
عمدتاً تحت حمایت ایران بوده اند و نر سال 70 میلادی نیز معبد مجدداً توسط رومیان کاملاً تخریب می‌شود و استقلال نسبی قوم یهود هم در آن تاریخ کاملاً از دست می‌رود و تا زمانی که اسرائیل در سال 1٬945 میلادی توسط انگلیس و آمریکا ایجاد
د می‌شود به مدت 19 قرن در اطراف دنیا آواره بوده اند.
بنابراین این قوم در طول تاریخ خود مجموعاً 23 قرن آواره بوده اند و اکنون هم که دولتی به نام اسرائیل تشکیل شده با تمام تمهیدات و مساعدت های غربیان هنوز نتوانسته‌اند نیمی از مردم خود را جمع آوری و متمرکز نمایند.
--12 ما معتقدیم که تمام مردم دنیا در هر دین و آیینی که هستند آفریده و بنده خدا می‌باشند و خداوند همه را یکسان می‌آفریند و آفریدگار خود را دوست می‌دارد مگر اینکه خودشان به دشمنی با خدا و خلق خدا طغیان کنند
که در آن صورت نیز بر اساس قانون نظام آفرینش "هر عملی را عکس‌العملی است مساوی و مختلف الجهت" دیر یا زود به مکافات عمل خود خواهند رسید و بنابراین
به صلاح فرد فرد و اقوام و ادیان و مذاهب و دولت‌ها به ملت هاست که دست از خود بزرگ بینی و همدیگر ستیزی بردارند و با صلح و صفا و بهزیستی زیست نمایند.
13-- در کتاب آسمانی اسلام هم به نشنه ها و علایم مربوط به پایان عمر جهان و ایجاد رستاخیز اشاراتی شده است اما از توجه به آن آثار و علایم که بسیار بیشتر و روشن‌تر از تاریخ کتب عهدین است -نمی‌توان تاریخ پایان جهان و روز رستاخیز را مشخص نمود-
به خصوص که دور از انصاف و اخلاق است که به میلیاردها جمعیت جهان این خبر شوم داده شود که شما مثلاً در چند سال دیگر میمیرید و کار جهان به پایان می‌رسد.

از عمر جهان و روز رستاخیز فقط خداوند خبر دارد نه هیچ غیب گو و حساب گری دیگر چرا باید انسان‌ها برای کسب قدرت یا ماندن بر سر آن این‌همه به وحشی گری و جنایت و نا مردمی شدن روی آورند به خصوص که خود می‌دانند که هر عمر پایانی دارد آن‌چنان که خود نیوتون هم گفته است که 55 سال دیگر

عمر جهان پایان خواهد یافت
-13 و بسیار مهم اشتباه بزرگی که نیوتون و مفسران کتب ادبی برای پیشگویی
و محاسبات خود مرتکب شدند اینست که زمان را سال و آن‌هم از نوع سال‌های جاری به روی زمین پنداشه اتند و و آن را هم بر حسب دلخواه خود تغییر و تبدیل و جفت و جور کرده اند تا به سال 2٬060 میلادی برسند, در حالی
که روز علاوه بر معنی 24 ساعته شبانه‌روزی معنی دیگر آن مدت زمانی است که یک حادثه در آن واقع می‌شود و پایان می‌یابد و لذا چیز دیگری را نباید بر آن افزوده زیرا اگر
اتفاقی بیفتد یک روز دیگر به حساب می‌آید
بنابراین زمانی که فرشته با دانیال گفته است از ابتدای ایجاد زمین یا از آغاز پدیدار شدن حیات بر روی زمین آغاز می‌شود و تا زمان گفتگوی فرشته با دانیال امتداد می‌یابد, اما هنوز تکمیل نشده است چون باید دو برابر ونیم آنچه از پیدایش زمین تاآن تاریخ بر آن گذشته است به آن بیفزاییم تا به
انقراض زمین برسیم
و یک روز زمینی حساب ‌شود و یا از آغاز پیدایش حیات بر روی زمین تا انقراض حیات از روی آن یک روز حساب می‌شود. بنابراین اگر ما بخواهیم انقراض حیات را
بر روی زمین محاسبه کنیم باید بدانیم چه مدت از آغاز حیات گذشته است تابتوانیم بگوییم براساس آنچه در پیش گویهیای دانیال ذکر شده چند سال دیگر از نوع زمینی حیات بر روی زمین منقرض خواهد شد.
و یک چنین دانشی در اختیار هیچ کس جز خداوند نمی‌باشد که بتواند بگوید جه مدت بر روی زمین گذشته تا حیات به وجود آمده و چقدر طول خواهد کشید تا حیات منهدم گردد
بنابراین, این دیوانگیست که ما به خود جرئت این را بدهیم که چنین پیشگوییهایی را مطرح کنیم و در بین بندگان خدا ایجاد هراس به نماییم! 

 

 

در بعثت  حضرت رسول الله               سراینده :-جعفر  ناظم رعایا---3/10/1389

         انک لعلی خلق عظیم
 
(ای بر گزیده ما)وبراستی که تورا نهادی برتر و بزرگوار است -آیه 4 سوره قلم
طلوع آفتاب آسمان رسالت مبارک باد
گفتم بخود: آهای مسلمان با ید کله فکند به کیوان
امروز بر گزیده خداوند بهتر گزینه همه دوران
تا رهبری کند همگان را بر حسب رهنمایی رحمان
سامانه یکانه پرستی یابد زسوی او سر وسامان
باید بخویش سخت بنازی از افتخار های فراوان
بنهاده ای اساس تمدن در نظم زندگانی انسان
ازآن زمان که نوع بشر بود درنده خوی وسرکش ونادان
تو بوده ای موسس قانون با عدل وداد و دانش وایمان
فر هنگ ساز این کره خاک توبودی از میان هزاران
بذر تمدن از تو بر آورد گیتی شدست بهره ورازآن
هر گز نبوده ای همه تاریخ در جمع نا خدای پرستان
آگه شدی زفطرت پاکت از ابتدا به حضرت یزدان
بودی بر این نهاد که آمد ختم رسل به عرصه میدان
اورا خدا سوی تو فرستاد هان !ای بشر به همره قرآن
گردن نهادی و گرویدی دور از گمان و شبهه و کتمان
ارزش شناختی و نهادی دست قبول بر سر چشمان
یعنی که من بجان ودلستم آماده پذیرش فرمان
کردی گسیل"روز به"ات را در پیشگاه ختم رسولان
از پرتو دیانت وتقوا شد نامور به حضرت سلمان
هم شد زاهل بیت نبوت آن دوستارشان زدل وجان
آن مرد بد نمونه کامل از خوی پاک مردم ایران
هم شد بهین مشا رپیمبر در جنگ وصلح وبیعت و پیمان
چشم تو بود وامر رسالت خشم تو وخیانت شاهان
راه ورود دین تو نبستی آنسان که خواست پورک ساسان
هر گز نبود ونیست دل تو بر شاه وشاهپور و امیران
خوی تو هست وکفر ستیزی قلب توو پذیرش ایمان
آنست وجنگ رانش ابلیس اینست و جذب آیت رحمان
پس, هان وهان هماره بپا خیز در راه دین ایزد منان
تاقلب تیرگی بدرانی با تابش محبت و احسان
با منطق کلام خدایی با آیت مشعشع فرقان
امروز بر گزیده خداوند بهتر گزینه مردوخدا دان
امن خدا امین رسالت فلک نجات ورطه طوفان
رهبر ز تیرگی بسوی نور هادی بسوی چنت رضوان
آمیزه ساز شربت تسنیم خا موش ساز شعله نیران
مشکل گشای راز طبیعت بینشگر تعادل میزان
اوراست طبق قول خداوند خلقی عظیم بر تر از اوزان
ختم رسل هموست,همین بس شانی, کسی, نیافت بدینساد
ناظم خموش باش زگفتار بیهوده طبع خویش مرنجان
بنگر به آیه آیه قرآن وز گفته های خوش فرو مان
فر خنده باد بعث پیمبر بر هر کسی که هست مسلمان
تا شادمان زیند و شتابند در راه راست خرم و شادان
بر طبق رهنمایی آیات هم بر اساس رسم نیاگان
از ما درود باد پیاپی بر حضرت محمد و یاران

از آثار:جعفر ناظم رعایا                                             میلاد سالار عشق برعاشقان مبارک باد.

انا عرضنا الامانه علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظللوما جهولا(آیه 72 ار سوره 33)
ما امانت را (برای نگاهداری به آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم آن را نپذیرفتند ولی انسان آن را پذیرفت زیرا او ستمگر (بر خویش) ونا آگاه (از عظمت امانت )بود.



 ز روز نختسین پدید آر عشق
فلک را جو یک صفحه نیلگون
زمین را یکی نقطه گرد ساخت
وزان خواست تا خاکساری کند
فروزانی نور خورشید کرد
بفرمود تا جستجوها کند
بهشتی نهادینه هارا فشرد
به باغ وچمن داد وفرمودشان
برویاند بس گل به گلزار ها
مگر تا گشایند هر یک زبان
بسی کوه سر بآسمانها بسود
بسی لاله در دشت و هامون
وز این جمع یک تن پذیرا نشد
ولی گشت یک تن زآل رسول
به رخسار گردون نگاهی نکرد
بر آورد سر در جهان وجود
روانم اگر بآسنانها پرد
تنم گر رود زیر سم ستور
همه هر چه دارم نثار تو باد
حسین این چنین آمد اینگونه زیست
شود ناظم! آیا که ما پیروان
 جهان را بیاراست در کار عشق
بگسترد در زیر پرگار عشق
شتابنده بر خط دوار عشق
زند بوسه بر پای سالار عشق
کمین باز تابی زانوار عشق
بیابد نشانی زآثار عشق
بهین نخبه را برد در کار عشق
به شکرانه گردد پرستار عشق
بسی باد ها کرد عطار عشق
بگویند رازی زاسرار عشق
بسی دره ها گشت جوبار عشق
برست بر آورد بس باغها بار عشق
که دایم تحمل کند بار عشق
به نقدینه جان خریدار عشق
زمین را زبون یافت در کار عشق
که یارب منم من نگهدار عشق
سرم گر رود بر سر دار عشق
دلم هست گنج گهر بار عشق
بمانم هماره وفا دار عشق
هم اینگونه رفت او به در بار عشق
بگردیم چون او طلبکار عشق؟

 به هر حال,این روز فرخنده باد                                                                              به هر سر که گردید سرشار عشق 

 

در میلاد مبارک حضرت رهرا -سلام الله علیها          سراینده:- جعفر ناظم رعایا

انا اعطیناک الکوثر.......

 

امروز مبارک شده بر خلق سراسر از زایش فرخنده زهرای پیمبر
در باره میلاد- فرستاده خدا وند درتهنیت ختم رسل سوره کوثر
دنبال بهین مژده بفرموده نبی را :- شکرانه این بخشش ما, صل وانحر
گر دشمن تو سر زنش از بی پسری کرد ماییم نهادینه گر فطرت دختر
بسیار پسر هست که هرگز نتوانند با شند به یک دخترفرهخته برابر
از نسل تو تابد به جهان نور فراوان خاموش شود دوده این دشمن ابتر
زهرای تو باشد به مثل چشنه جوشان کز رشحه آن گلشن اسلام شود تر
زین چشمه شود هر دو جهان تازه و شاداب آنسان که شود رشگ جنان کلبه حیدر
واتابی نوری که بتابد زوجودش روشن کند ار شعشعه اش هستی شوهر
بحریست که سیزیش دهد رنگ به مرجان ژزفاش دهد پرورش گوهر احمر
بخشد صدفش زینت ,آغوش علی را زیبی که شود مایه امید برادر
از نور وجودش که چو خورشید زمین است گردد همه گنبد دوار منور
بالا تر از اینها, چو خدا خواست عجب نیست این دخت شود بر پدری همچو تو مادر
ای پاکدلان بر همگی باد مبارک میلاد جهانبانو –زهرای مطهر
ناظم! مسرا بیش که کوته نظرانند گویند :-مخوانید , فلانی شده کافر !
سرا ینده :جعفر ناظم رعایا

 سرود نوروزی       سراینده  := جعفر  ناظم رعایا  

 ازچکاد کوهساران بامداد فرودین
گشت بر بنیاد عدل وداد نظم روزگار
کرد نوروز مسیحا دم زمین را سبز بخت
این جهانرا باغبان آفرینش کرد باز
در بسیط این بساط شاد می بینی که هست
نقش بند آفرینش را بنازم کز هنر
پهنه های دشت را گسترده فرش دستباف
قله ها بینی بسر بنهاده تاجی سیمگون
خاکساران گشته از لطف بهاری مشگ ناب
آبشار از تنگه میپاشد به دشتستان گلاب
باد در گوش گلان میگوید اسرار مگو
در نم باران و تابشها ی کرم آفتاب
تاکه از خواب زمستانی برون آید درخت
تا به هوش آید زبیهوشی درودشت و دمن
ماه حیران مانده در امواج نرم آبگیر برکه بر رخسار مه یگشوده
زلف بید از بیخودی افتاده در چنگال باد
سبزه ها,گلبوته ها,با شاخساران درخت
از شکوفه جامه ای زیبنده میپوشد درخت
کبکها درمرغزاران در خرامند و چمان
هر یکی گوید بنوعی روز نورا شادباش
هرچه گوید ناظمی از انقلاب روز نو
شادمان باد آنکه در نورور در هرسال نو
بر روان آنکه این رسم کهن بنیاد کرد
نازم ایران راکه یک مهد تمدن بود وهست
ای عزیزان همتی باید که همچون باستان
روزتان بادا بهاری چون گلی خوش رنگ و بو
ناظمی نازد همی بر میهن و فرهنگ آن
 آسمان بگشود چشم مهر گستر بر زمین
در دل گیتی شد امید بهاری جا گزین
کاشت دهقان طبیعت لاله های آتشین
زنده وسر سیز وزیباتر ز فردوس برین
هر طرف غلمان برازان و .خرا مان حور عین
چهر گیتی را بیاراییده باطرحی نوین
حلقه کهسار را بنشانده صد نقش نگین
نیز گو.یی از زبر جد کرده بر تن پوستین
ریگها از آب سایی گشته چون در ثمین
چشمه میریزد به کام رود باران انگبین
نافه میریزد به مشت باد مشگی آذرین
می نهد رنگین کما ن سر روی بازوی زمین
میدهد سر,بانگ قهرآلود رعد خشمگین
ابر بر رخسار او می پاشد آب از آستین 
چشم تیز بین روح جنگل در مسیر باد باشد درکمین
این شود خم پیش آن و آن ببوسد دست این
کزحسودان بی آزرم چمن پوشد جبین
مرعکان در گلستان با نغمه هایی دلنشین
هور گرم وباد سرد وکو ه با گفتی وزین
باز میباشد در اوصاف طبیعت کمترین
با کسان بندد زروی مهر پیوندی نوین
صد هزاران شاد باش و بیشماران آفرین
مردمش یکتا پرست و عرصه اش کانون دین
میهن ما باز گردد با سرافرازی قرین
عیدتان پیروز با شد در کنار هفت سین
نیز گوید شاد زی ای مردمان نا زنین

سراینده :جعفر  ناظم رعایا

بهار ما= 1389

 چون تر شد از الست لب میگسار ما
مارا یه ساقی و می و مطرب نیاز نیست
گویند درمثل که زیک گل بهار نیست
از چشم ما ببین که تمام فصول عمر
از ما به دور باد رفیقان سست عهد !
گرسرد گشت عرصه هستی چو زمهریر
از چشم ما که آب گهر فام میچکد
گرد و غبار از آینه دل زدوده ایم
از رشگ آفتاب شرر بار رنجه نیست
مینو مرا نمونه رخسار یار نیست
شبرا به مهر دوست نماییم روز گون
چنبر کنیم چرخ فلک را اگر دمی
ناظم ! از این مقوله سخنهادگر مگو
 دیگر به سر نه بینی اثر از خمار ما
تا هست اشارتی ز لب لعل یار ما
این گفته باوه است و نیاید به کار ما
هست از شمیم تک گل زیبا بهار ما
چون یار ما هماره بود در کنار ما
کی سرد میشود دل امید وار ما ؟
همواره لاله می دمد از لاله زار ما
تا خاطری کدر نشود از غبار ما
تا ابر مهر دوست بود سایه سار ما
بوم دل است پرده نقش نگار ما
بنگر که تا چگونه شود روز گار ما
بنهاد پای خویش برون از مدار ما
زیرا که هست بیشتر از انتظار ما!

     ...........................................................................................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نو روز بر تمام عزیزان خجسته باد  این است آرزوی من از کردگار ما

سراینده:جعفر ناظم رعایا   سر سبز وراست قامت   

 

 

 جانا بیا بیا!به درخت اقتدا کنیم
همچون درخت ریشه به خاک وطن زنیم
سر سبز وراست قامت و نستوه واستوار
با برگ برگ شش ز هوایش نفس کشیم
ار زنده رود خود بخوریم آب زندگی
تا از خزان و رنج زمستان بیارمیم
هر سال نو شکوفه بر آریم بیشتر
گر عطر ما به شامه هم میهنا ن رسد
ما باغبان باغ وجودیم ,پس رواست
از آن شکوفه ها یدر آریم برگ وبر
بر لاله های گوش نهالان نهیم لب
هر خار بن ز رهگذر باغ بر کنیم
 دست طلب بلند بسوی خدا کنیم
وانرا برای دیده خود تو تیا کنیم
بر ریشه های محکم خود اتکا کنیم
تا بوته جگر خنک از این هوا کنیم
زین خوشگوار,درد عطش را دوا کنیم
تن را در آفتاب بهاران رها کنیم
عطر شکوفه هدیه به باد صبا کنیم
وامی گرفته ایم که باید ادا کنیم
آن را زباغبانی خود با صفا کنیم
وان برگ وبر نثار وجود شما کنیم
آگاهشان زسر رموز بقا کنیم
هر چند جان به خاطر گلبن فدا کنیم

.........................................................................................


 ناظم !اگر تو گفته خودرا بری بکار  آنسان که در عمل تو کنی نیز ما کنیم

 


 این هفته را مصیبت بسیار است
اما دراین عروج پس آمد نیست
لاهو تیان به نور و سرور اما
فرمان رسیده ختم نبیین را
ای احمد ای ستوده ترین عاشق
اینک بسوی حضرت ما بر گرد
زان رنجها که در ره ما بردی
کردی هر آنچه را به تو فرمودیم
ازسوی ما هماره سخن گفتی
بذری که دادمت همه را کشتی
بر گرد ای پیمبر ما برگرد در
 گاه عروج احمد مختار است
زینرو جهان سافل عزا دار است
ناسوت را زمانه شب تار است
امروز روز خاتمه کار است
راه وصال کوته و هموار است
کاین بارگاه ماءمن احرار است
آن کس که ره نمود خبر دار است
وان کرده را پیامد بسیار است
کردار تو برابر گفتار است
آینده بهر کشته ات انبار است
جایگاه خود که به در بار است

  .......................


 بر زانوی علی سرخود بنهاد
زان پایگاه پر زد وبا لا رفت
 آنکس که برگزیده پرستار است
در قرب او که موعد دیدار است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 .........................


 ای همگنان نسلی خاطر باد
ناظم !به دل بنا ل و به پایان بر
 هرچند این مصیبت دشوار است
این شعر را که نوحه غمبار اس

سحر حلال


 آن کو به ساز, سازه این بار عام کرد
تا ساقی الست می ما به جام ریخت
یک بیخبر زنشئه مستی زروی رشگ
با ما بیا به میکده چون پیر میفروش
خمخانه را بنازم از اینرو که گر
نازم به درد مند تهی دست درد نوش کو
همواره لب به جام و لبا لب پیاله باد
قربان آنکه بوته رزرا بباغ کاشت
مارا به جمع باده گساران کشانده است
مطرب زبس به تار دلم زخمه میزند
آن نغمه ها که بلبل شیدا بباغ خواند
با جادوانه غمزه که دلدار ما نمود
همواره از پیاله پر شاد کام باد !
ناظم ! زبان ببند زسحر حلال خویش
 دعوت زما برای ادای سلام کرد
خیل ملک به حضرت ما احترام کرد
با قصد جان باده گساران قیام کرد
پینمانه را به مردم تکرو حرام کرد
مرا لب تر نکرد –بوی می ام درمشام کرد
نقد حان هزینه شرب مدام کرد
آن کو به پیر میکده ازدل سلام کرد
هم سازمان میکده را بر دوام کرد
آن کو به کار جوشش خم اهتمام کرد
هر بار نای, ناله, به دیگر مقام کرد
سرو وتذرو کبک دری خوشخرام کرد
مارا میان مردم مجنون بنام کرد
هرکس که همپیاله خود شاد کام کرد
روزی که دوست امر به ختم کلام کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 راز بودن نظام فصول چهار گان

    برتمام کائنات و اجزاء آن

(وجود چهار فصل روی قمر تریتون که بزرگترین قمر سیاره نپتون است کشف شد )
خبری که در پرانتز بالا نگاشتم صبح روز 19/1/89 در سایت یاهو به نقل از سایت space.comمورخ 7 آوریل 2010منتشر گردید که اینجانب ( جعفر ناظم رعایا) ترجمه خبر را بشرح زیر بنظر خوانندگان عزیز میرسانم و اضافه مینمایم که بنده در نتیجه تدبر در بعضی از آیات علمی قرآن کریم _با قطع ویقین قبلا به این نتیجه رسیده بودم که اصل چهار فصل یک نظام الهی است که برتمام کائنات –از ریز ترین اجزاء اتمهای عناصر گرفته تا منظومه ها و کهکشانها وحتی کل کائنات بر قرار است و موضوع را مختصرا در کتاب" اصول آفرینش" که قبلا تالیف ودر سال 1379منتشر نموده ام ونیز همان یافته هارا با تغییراتی در جلد اول کتاب" رهنمودهایی از قرآن کریم در حل مشکلات مدنیت" در فصل "آفرینش و اسرار آن(فی سته ایام)"-صفحات 101تا 127که در سال 1386 منتشر نموده ام شزح داده ام. بنا بر این ,برای اطلاع عزیزان از این نظر که توجه داشته باشند که قرآن کریم یک کتاب فوق علمی است (کامه الله هی العلیا)ولی متلسفانه مفسران از پرداختن به جنبه های علمی مدنی/تجربی/نظری وووقرآن کریم غافل مانده اند ونتیجتا جهان اسلام که حقا باید بر اثر نتیجه گیری وعمل به رهنمود های قرآن کریم دربنیاد یک نظام بر تر جهانی بر خور دار باشد محروم وعقب مانده است!!!
در هر حال , ما ابتدا ترجمه خبر ی را که در باالا به آن اشاره کردیم وسپس بخش مختصری از آنچه را از قرآن کریم اقتباس نموده ایم نقل مینماییم شاید برای کسانی مورد توجه قرار کیرد:-
خبر- در نتیجه رصدهای جدید کشف شده است که اتمسفر نازک قمر تریتون که از قمر های سیاره نپتون است همزمان با فصول ,ضخامت آن تغییر میکند واین حالت ,علیرغم فاصله نسبتا زیادی که در مقایسه با اجسام دیگر منظومه شمسی دارد صورت میگیرد.
تلسکوپ بسیار بزرگ رصد خانه اروپای جنوبی که در شیلی قرار دارد در جریان رصد کردن اشعه مادون قرمز کشف کرده است که اتمسفر نازک تریتون در تابستان ونوسان کامل این قمر در نیمکره جنوبی آن که هوا کرمترا ست ضخیمتر میشود.
ما با مدرک و دلیل در یافتیم که هنوز تابش و حضور خورشید روی تریتون احساس میشود( آقای امانوئل لیلوچ از رصد خانه دپاریس که عضو رسمی تیمی است که کشف را انجام داده است این موضوع را بیان کرده است).
تلسسکوپ همچمین کشف کرده است که در اتمسفر قمر تریتون کربن منوکسید وجود دارد واو اولین کسی است که کشف متان را روی قمر نپتون بنا نهاده است. از 13 قمر سیاره نپتون تریتون بزرگترین آنهاست که قطر آن 2700 کیلو متر یعنی به اندازه سه چهارم قطر ماه است که بزر گترین قمر منظومه شمسی است میباشد.
از زمان کشف قمر تریتون در 1846 این قمر به علت نحوه فعالیت جغرافیایی آن و نوع خاص یخهای سطح آن –مانند نیتروژن یخزده ,آب یخزده و یخ خشگ (کربن دی اکسید یخزده )و گردش وارونه وغیر عادی آن (چرخش غیر عادی و خلاف جهت آن اطراف نپتون) برای کیهان شناسان ,جذابیتی خاص پیدا کرده است .
روی تریتون –جاییکه معدل حرارتی سطح آن منهای 391 درجه فارنهایت(منفی 235 درجه سلیسیوس) است در نیمکره جنوبی تابستان و در نیمکره شمالی زمستان است. چون در نیمکره جموبی تابستان وگرما زیاد است یک لایه نازک نیتروژن یخزده , متان و کربن منوکسید بر روی سطح آن به گاز تبدیل میشود و اتمسفر(قضای) آن را ضخیم تر میکند .
همانگونه که در نپتون فصل توسعه می یابد که برابر 165 سال بر روی زمین در اطراف خورشید است _یک فصل بر روی تریتون کمی بیشتر از 40 سال زمینی به طول می انجامد وتابستان جنوبی تریتون در سال 2000 طی شده است (یعنی اکنون اوایل پاییز آن است) بر اساس اندازه گیری مقدار گاز _آقای لیلوچ و همکاران او- تخمین میزنند که فشار اتمسفر تریتون ممکن است بر اساس یک فاکتور 4 در مقایسه با اندازه گیری وییجر 2 در 1989 افزایش یابد – در زمانی که هنوزبهار این قمر غول آسا بوده است.فشار اتمسفر روی تریتون فعلا بین 40-65 میکرو بار است ,یعنی 20000 بار کمتر از فشار اتمسفر زمین میساشد.
آگاهی بدست آمده بود که ممکن است در حال حاظر کربن منو کسید بر روی تریتون بصورت یخ باشد ,ولی آقای لیلوچ وگروه همکار او کشف کردند که لایه با لایی سطح تریتون با یخ کربن منوکسید بایک فاکتور 10 –در مقایسه با پایینترین لایه تقویت شده است و این فیلم فوقانی است که اتمسفر را تغذیه مینماید.
در حالیکه عمده اتمسفر تریتون نیتروژن است ( بیشتر مانند زمین که 78 در صد اتمسفر آن نیتروژن است)متان در اتمسفر تریتون که قبلا بوسیله وییجر 2 کشف شد واکنون نیزدر این تحقیقات از روی زمین تایید شده است رل مهمی را در این امر بازی میکند.
اکنون وضعیت آب وهواو مدل انمسفری تریتون باید باز هم مورد بر رسی مجدد قرار گیرد – اینک که ما کربن منوکسید را یافته و دوباره متان را اندازه گیری کرده ایم(عضو تیم کاترین دبرگ ونیز عضو تیم رصد خانه دپاریس بیان داشت).
نتیجه رصد جدید اتمسر تریتون در شماره 15 مجله هیات و فیزیک نجومی توضیح داده شده است سیاره پلو تو اغلب بععنوان عموی تریتون وبعلت شفاقسازیهای حاصل از کشف کربن مونوکسید ,با وضعی مشابه در حال در یافت تجدید نظر ها ومسابقه تحقیقاتی ستاره شناسان است بلکه این ماده شیمیایی را حتی روی دور ترین سیاره کوتوله منظومه شمسی(پلوتو )کشف نمایند. -پایان خبر. با توجه به خبر مذکوراینک به بخشی از یافته های نگارنده که درحدود بیست سال پیش در نتیجه توجه به یکی از هدایتهای بیشمار قرآن کریم حاصل شده است دقت فرمایید:- اين آيه، صراحت دارد كه خلقت آسمانها و زمين، از لحاظ كميّت، تعداد و كيفيت مشابه هستند. و چون در دو و يا چند چيز مشابه، هر خصوصيّتي كه براي يكي از آنها ثابت شود، براي ديگران هم ثابت است. و به شرحي كه فوقاً بيان شد، براي زمين دو حركت وضعي و انتقالي، و چهار فصل ثابت گرديد. در مورد آسمانها نيز، مسلّم و ثابت مي باشد. بنابراين، آسمانها نيز داراي حركتهاي وضعي و انتقالي و چهار فصل: بهار، تابستان، پاييز و زمستان هستند. كه ما آنها را فصول چهارگانة فلكي مي ناميم. و چون اين خصوصّيات، براي پديدار شدن حيات در آنها و تغذية جانداران است، كه نيازمند تغذيه مي باشند، مسلمّا در آسمانها نيز موجودات ذي حيات زندگي مي كنند. هر چند ما از آنها خبر نداشته باشيم.
جملة «فتبارك الله احسن الخالقين». اشاره به اين دارد كه موجودات نيازمندي «للّسائلين» در آسمانها هم هست. كه از بركت و خير رساني خداوند، برخوردار مي شوند. دليل ديگر بر وجود فصول فلكي، اين است كه ثابت شده است در روي زمين، انقلابات عظيم و متعدّد به وقوع پيوسته است. كه از مجراي طبيعي خود زمين، عملي نبوده است. مانند دوران يخبندان ـ دوران گرماي سخت كه موجب سوخته شدن جنگلها و انقراض نسل حيوانات شده است ـ و نيز طوفان نوح. و لذا احتمالاً زمين علاوه بر اينكه بر اثر گردش به دور خورشيد، داراي چهار فصل طبيعي مي باشد، به تناوب، كه مدّت زمان آن براي ما فعلاً مشخّص نيست، تحت تأثير فصول فلكي نيز قرار مي گيرد. و در تابستان فلكي، منطقة منظومة شمسي، منجمله زمين، شديداً داغ مي شود. به نحوي كه همة چيزهاي قابل احتراق آن مي سوزند. و در زمستان فلكي، يخ بندان شديد ايجاد مي شود كه در چنين وضعي نيز همة موجودات زنده، يخ مي زنند و مي ميرند.
هر چند بيان اين مطلب بي سابقه، براي خوانندة عزيز باعث شگفتي مي شود، ولي براي ما با توجه به اشارات آيات، به احتمال قريب به يقين، روشن است كه ايجاد حيات و تكميل و انقراض آن روي زمين، به تناوب صورت مي گيرد. بدين ترتيب كه با شروع فصل معتدل فلكي، حرارت زمين نيز و شرايط طبيعي آن، آماده براي ايجاد حيات مي شود. و موجودات، به تدريج رو به كمال مي روند. تا برسد به يكي از فصول زمستان فلكي. كه منظومة شمسي نيز تحت تأثير عظيم آن يخ مي زند. و موجودات زنده مي ميرند. تا برسد به يك فصل تابستان فلكي. كه باز هم در نتيجة حرارت زياد، موجودات زندة روي زمين مي ميرند. و ما احتمالاً هم اكنون در يك فصل بهار فلكي هستيم. و رو به تابستان پيش مي رويم. و روزي، آنقدر زمين داغ خواهد شد كه هيچ چيز تاب تحمّل آن را نخواهد داشت. و همه خواهند مرد. علّت اينكه مي گوييم در فصل بهار فلكي هستيم، و رو به تابستان پيش مي رويم. اين است كه قرآن كريم، براي پايان يافتن دورة حيات فعلي و انقراض نوع بشر و ساير حيوانات، و قيام قيامت، به علائمي اشاره فرموده است كه احتمالاً در نتيجة يك تابستان فلكي عارض زمين و گريبانگر موجودات روي آن مي شود. مانند «يوم تكون السّماء كالمهل ـ و تكون الجبال كالعهن ـ و لا يسئل حميم حميما». (روزي كه آسمان ماند فلز گداخته مي شود. و كوهها مانند پشم حلاجي شده مي گردند. و در آن روز، هيچ كس از خويشاوندي سراغي نمي گيرد. 8 و 9 و 10، معارج).
«اذا الشّمس كوّرت ـ و اذا النّجوم انكدرت ـ و اذا الجبال سيّرت ـ و اذا العشار عطّلت ـ و اذا الوحوش حشرت ـ و اذا البحار سجرت». (آنگاه كه خورشيد، بي نور و در هم پيچيده شود. ـ و آنگاه كه ستارگان، تيره و تار شوند. ـ و آنگاه كه كوهها، سير داده مي شوند. ـ و آنگاه كه وحوش، هلاك مي شوند. ـ و آنگاه كه درياها، به جوش و خروش آيند. 1 تا 6، تكوير).
چون خداوند فرموده است كه آسمانها را هفتگانه آفريده است، «فقضيهّن سبع سموات في يومين». (آنها را هفت آسمان، در حركت دو زماني، قرار داد. و نيز فرموده است «و الارض مثلهّن». (و زمين را نيز همانند آنها). يعني به آنها هم صورت هفتگانه اي در منظومة شمسي، در نظام حركتي دو زماني قرار دارند. (هفت سيارة بزرگ و معروف منظومة شمسي).
پس مي توان گفت كه كهكشان راه شيري آسمان ما، خود متشكلّ از تعداد بسياري منظومه، همانند منظومة شمسي ماست. و خود كهكشان نيز، با جميع ستارگانش، عيناً به منزلة يك ستاره است. كه به اتّفاق چند كهكشان ديگر، كه آنها هم به صورت سياره اي جداگانه هستند، در يك منظومة فلكي عظيم، اطراف يك خورشيد عظيم فلكي، در چرخش مي باشند. و با چرخش آنها به دور مركز عظيم خود، فصول چهارگانة فلكي به وجود مي آيد. كه منظومة شمسي ما هم تحت تأثير آن واقع است.
علاوه بر آنچه گذشت، براي بيان اين عقيده، ما از دلايل ديگري هم كه در قرآن آمده است، استفاده مي كينم. در همين آيات مورد بحث، كه مربوط به خلقت آسمانها و زمين مي باشند. در دو مورد فرموده است: «خلق السّموات و الارض و ما بينهما في ستّة ايّام». يعني آسمانها و زمين و آنچه را كه بين آنهاست، براي حركت و چرخش و خصوصّيات شش زماني آفريد. و چون در منظومة شمسي حركت و گردش سيّارات، به صورت حركتهاي وضعي و انتقالي محقّق است، همينطور براي اجزاي آسمانها، منجمله كهكشانها نيز چنين وضعي محقّق و مسلّم مي باشد. و دليل ديگر اينكه، در آية 3 از سورة ملك مي فرمايد «الذي خلق سبع سموات طباقا ما تري في خلق اّلرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تري من فطور». (كسي كه هفت آسمان همانند آفريد، در نظام آفرينش خداوند رحمن هيچ تفاوتي نمي بيني. پس چشم برگردان و ببين كه آيا هيچگونه خللي مي بيني)؟ آيه، صراحت دارد كه هفت آسمان، همانند يكديگرند و نيز صراحت دارد كه نظام آفرينش يكيست. و تفاوتي در آن نيست. و اين به اين معني مي باشد كه وقتي زمين مي چرخد و مركزي به نام خورشيد دارد، آسمانها هم مي چرخند و مركزي و خورشيدي و فصولي و موجوداتي و كوه و دريا و آب و هوا و گياه و درختهايي و بسيار چيزهاي ديگر مخصوص به خود دارند.
دقتت فرمایید:- 
  گترین خسارت رسانی فرهنگی ناشی ازکج فهمی نظامی گنجوی از حکایت ذوالقرنین یا کورش کبیر.

پیشتر از اینکه به اصل حکایت بپر دازیم باید بدانیم شعر چیست و شاعر کیست:-
بسیاری از ادیبان وواژه شناسان از تعریف صریح شعر طفره رفته اند و اگر تظری هم ابراز داشته اند با همدیگر توافق ندارند- بعضا گفته اند این واژه قابل تعریف نیست- بعضی گفته اند شعر کلامیست که موزون و قافیه دار باشد-بعضی هم گفته اند :شعر یک سلسله کلمات اغراق آمیز وبهم بربافته شده است که بزرکنرین دروغ بهترین آن است –اما از میان تعاریف, آنچه طبیعی وبا نفس موضوع سازگار بنظر میرسد "کلام موزون و قافیه دار است که برای بیان مقاصد و اهداف گوناگون سروده میشود- اما بنظر نگارنده "شعر راستین رقص زیبای کلام در نمود یافته های ادراک و اندیشه وخرد است "وشاعر کسی است که " دانش و فنون بیان یافته های مشاعر و اندیشه های خرد منداته خودرا در قالب جملات موزون آموخته وفراتر از عرف سخنوری بیان نماید".
به شعر و شاعری با هر نظری , خواه مثبت یا منفی ,بنگرند پدیده ای است که در فرهنگ وتمدن جوامع ,بخصوص در ایران ,آنچنان پایگاهی یافته است که خود فرهنگساز و واژه پرداز .
واندیشه وادب و حکمت پرور وزبان ومفاهمه گستر ونشاط آورشده است.
شعر و شاعری را اگر از زبان و فر هنگ بگیرند مانند این است که روان را از تن بگیرند ویا سبزه و طراوت ورنگ وبو را ازگلستانها وشور و نوارا از مرغکان بستانند..
با این بیان شعر و شاعری روان فرهنگ ماست که باید دقیقاپرستاری وجهت دار و هدفند شود وجنبه های مثبت آن توانمند ونقاط منفی آآن پاکسازی گردد تا از آسیب بدور ماند وپویا و گسترده تر شود وجایگاه شایسته خودرا درجهان باز یابد. شعر وشاعری تراوش ویژگیهای روان مردمان زیرک ونکته سنج وباریک بین است و همانگونه که مردم ویژگیهای متفاوت دارند تراوشات روانی آنان نیز گونا گون میباشد وبا توجه به همین خصوصیات است که قرآن کریم نیز که اسا سنامه هدایتی بندگان خداست برای ما که خود را مسلمان میدانیم رهنمودهایی برای تمام شئون بیان نموده است -شعر و شاعری را تیز مورد عنایت خاص قرار داده است تا آن را از گمراهی و گمراه کنندگی پاک و پالوده بدارد وسمت وسو دار وهدفمند و در مسیر اصلاح وبهسازی وگسترش فرهنگ ملی پو.یا و روشمند نماید.
در قرآن کریم سوره بیست وششم به نام " شعراء" اختصاص داده شده است که این خود اهمیت شعر و شاعری از نظر قرآن را میرساند وهما ن گوته که هر مورد ناشایسته از هر امری را قبیح و مردود شمرده است شعر وشاعری نا هماهنگ با یک فرهنگ فخیم پویا ومتناسب با تکامل طلبی آدمیان رانیز تقبیح فرموده اما گونه هدفمند و تعالی طلب آن را تشویق وتاییدو سفارش نموده است.
ذیلا ترجمه آیات 221 تا 227 سوره شعرارا باضافه توضیحاتی مختصر برای توجه وآگاهی خوانندگان عزیزاز دیدگاه قرآن نسبت به شعر مینگناریم واز عزیزان خواهشمندیم یرای خواندن متن آیات به قرآن مراجعه نمایند:-
(آهای مردم)آیا میخواهید شمارا آگاه کنم که شیاطین بر چه کسانی نازل میشوند؟- بر هر کسی نازل میشوند که دروغساز وگنهکار باشد-شنیده های خودرا(بدون تحقیق به دیگران) القا میکنند و بیشتر آنان دروغگویانند- وشاعران را گمراهان پیروی میکنند-
مگر نمی بینی که آنان در هر وادیی سرگر دانند –وچیز هایی میگویند که خود عمل نمیکنند- مگر کسانی(از شعرا)که ایمان دارند-.به انجام کار های اصلاحگرانه میپردازندوپیوسته بیاد خدا هستند وپس از انکه ستمی به آنان رسید از ستمگر انتقام میگیرند آنچنانکه ستمگران بفهمند که بزودی پایان کارشان به کجا خواهد انجامید.
در این آیات خداوند شعرارا به دو دسته تقسیم کرده است :-
1- شعرای شیطان صفت,گوشی,,دروغساز,دروغ پرداز,گمراه و هرزه سرا.
2- شعرای دین باور,اصلاحگرو نیکو کار, خدا شناس,یاور همگنان , دشمن ستیز و مبارز بر ضد ستمگری.
گروه اول:-
1- پذیرای وسوسه شیاطین, دروغگویان,شایعه سازان و فتنه گران هستند.
2- شایعه ها ودروغها وشنیده هارا بدون تامل و تحقیق به دیگران انتقال مید هند وخود نیز دروغها ویاوه هایی میسازند و منتشر میکنند.
3- خود گمراهند ودیگران را هم بدنبال میکشانند, در شاعری هدفی ندارند .ودر هر وادیی سر گردانند.
4- چیزهایی میگویند که به آنها عمل نمیکنند.
5- برای سرگرمی و خشنودی ستم پیشگان واز خدا بیخبران داستانها ویاوه ها و دروغهایی بر میبافند ودانسته و ندانسته خود ودیگران را از حقیقت جویی و هدفمندی دورمی کنند وبه وادی سر گردانی و پوچی ویاوه سرایی میکشانند.
دسته دوم که از گروه اول مستثنی هستند:-
1-خدا باور وهدفمند واصلاحگر ونیکو کار ند.
2-به آنچه میگویند عمل میکنند.
3-خدارا همیشه بیاد دارند (حقجو و حق باور ند)
4-دارای انگیزه بسط عدل وداد ویاری ستمکشان وسر کوبی ستمگران هستند.
5-عدل وداد و حق طلبی را تبلیغ میکنند وانگیزه قیام در برابر ستم وبیدادگری را بر می انگیزانند وبه نا راستان وستگران می فهمانند که سرانجام رسوا میشوند وبه کیفر کردارشان خواهند رسید
نظامی گنجوی از کدام دسته است:-
از نمونه های بارز گروه اول شاعران, نظامی گنجوی, یک مجموعه مجسم اضداد است و چنانچه خود او تعریف کرده است بزرکترین دروغگوی تاریخ وادب است و نتیجتا بزرکترین آسیب را به فرهنگ ایران زمین وارد کرده است . او خود ضمن اندرز دادن به فرزند خود در مقدمه لیلی ومجنون سروده است:- ...در شعر مپیچ و در فن او------چون اکذب اوست احسن او.... که اعتراف صریح است که با گفتن بزر گترین دروغهای تاریخ شعر و شاعربه شهرت ومحبوبیت و ثروت در نزد شاهان و در باریان یافته است.
نظامی از این جهت مجسمه اضداد است که ضمن سرودن اشعار بسیاری در مکارم اسلام وعرفان و اخلاق ,کتاب اسکندر نامه اش بخوبی نشان میدهد که اهل تدبر و تحقیق و وطن دوستی ومردمی نبوده و بیگانه برستی وثروت به چنگ آوری وخوشگذرانی او بر اخلاق عملیش میچر بیده است چنانچه بدون توجه به تعاریف قرآن کریم وکتب دیگر پیامران از ذوالقر نین وپاسداری از میهن وفر هنگ ملی ,که آن هم جزوی از ایمان است حق کورش کبیر را که مود تایید کتب آسمانی میباشد بنا روا ازاو ستانده وبه اسکندر گجسته سپرده وتاریخ فرهنگ ملی مارا ملوث نموده است تامگر شاهان را خوش آید وغلامان وکنیزان واسب واستر وزر وگوهری بیشتر به او صله بخشند .
اوابیات بسیار در معارف دین در اسرار نامه ومقدمات داستانهای دیگر سروده است ,اما متاسفانه در شرفتامه واقباللنامه ,در داستانهای موهوم ومجعول اسکندر باسرودن بیش از یازده هزار بیت بر روی همه سروده های دیگر خود هم خط بطلان وتباهی وتاباوری کشیده و خود میدانسته است دروغ میگوید زیرا اوخود سروده های خودرا بزرگتری دروغ تعریف کرده است.
نظامی گمان کرده است که مفاهیم آیات قرآن کریم را درک می کند و بنا بر این به ادراکهایی نادرست استناد کرده وآنرا سرمایه باورهای خود در سرودن اشعار اسکندر نامه قرار داده و اسکندر را ذوالقرنین پنداشته واورا که مشرکی اساطیری بوده است صراحتا پیغمبر شمرده است که بر او سروش نازل میشده وپیام خدارا بر او میرسانیده است!!
چنانکه میگوید:-(فرشته) نهفته بدان گوهر تابناک رسانید وحی از خداوند پاک--- چنین گفت کافزونتر از کوه ورود جهان آفرینت رساند درود برون زانکه داد او جهانبانیت به پیغمبری داشت ارزا نیت !!!! وپس از چند بیت از گفتارهای اسکندر به فرشته وحی چنین آورده است که به خداوند بگوید در اجرای فرمان :- زمشرق به مغرب شبیخون کنم خمار از سر خلق بیرون کنم !!!! او توجه نداشته است که خداوندصراحتا فرموده است:-
که سرآغاز جهانگشایی وپیام رساتی ذوالقرنین –بر خلاف آآنچه نظامی وارونه پنداشته است از مشرق بسوی مغرب بوده است نه بالعکس...ونیز او از تصریحات پیامبران دیگر که کورش پارسی ذوالقرنین است بیخبر بوده است.
نظامی پیغمبرانرا به خدمت اسکندر درآورده ,اورا در طلب آب حیات (آب حیات مفهوم خاصی دارد که باشایعات جاری کاملا بیگاتنه است ) به ظلمات برده وخضر را پیشقراول او گماشته !!وشگفتیهای بسیاری را بنظر او رسانیده وگشایش رموز اسراررا بنام او ثبت کرده است !!وبا اینقبیل سیاهکاریها مفاهیم آیات قرآن را دانسته یا ندانسته تحریف کرده وفرهنگ دینی وملی مارا به سوگی جانسوز وناپیدا کشانیده است!!
من نمیدانم ملت ما چه هیزم تری به نظامی فروخته بوده اند که دود آن چنان چشمانش را آزرده است که روشن بینی خودرا از دست داده است واو هم به تلافی, آتش خشم خودرا بر برگ برگ تاریخ فرهنگی ما فرو ریخته است.
ونیز نمیدانم چرا میراث خواران فرهنگی ما روش بد سر انجام اوراپیگیری کرده اند واشعار و داستانها وامثال وحکم بنام اسکندر ساخته ودر رگهای بی رمق شده فرهنگ بی سر پرست ما ترزیق کرده وزخم آنرا عمیقتر نموده اند ؟ ونیز نمیدانم چرا طبیب نمایان و پرستاران فرهنگی ما کوچکترین کاری برای تیمار این فرهنگ بیمار نکرده اند؟
آیا از این بابت بوده است که به نظامی به نا روا عنوان حکیم داده شده بوده است و نمیخواسته اند در کار همکار خود دخالت نمایند . زهی نامردمیها وبیگانه پرستیها وکوچکشماریهای نسل ونژاد خویش!!ودر بار گراییها ومداهنه گریها برای صله گیریهای آنچنانی!!
آیا اکنون پس از گذشت روز گاران ازمیان مقامات فرهنگمدار ودارای اقتدار کسی هست که تعاریف آسمانی را که در کتب پیامبران سلف وبویژه در قرآن کریم درتعریف ذوالقرنین وارد شده است بدرستی مورد تدبر و تخقیق قرار دهد تا ذوالقرنین راستین را باز شناسد وحقوق به یغما رفته اورا باز ستاند وبه حقدار برساند وازاو اعاده حیثیت نماید؟
نگارنده قبلا این معنی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی منعکس نموده ام وامید وارم اقداماتی در اینخصوص انجام گیرد.
در پایان افزوده میشود که بجز نظامی ,شعرا و نویسندگان دیگری نیز اسکندر مقد.ونی را ذوالقرنین پنداشته اند اما کاری که تظامی با استناد غلط به قرآن کرده و کتاب های مفصل اسکندر نامه و اقبالنامه را در شان او نوشته و اورا صریحا پیغمبری بزرگ؟! شمرده است, واقعا خسارتبار میباشد... 

  

 

  

 

  

 

  

 

  

 

  

 خاورمیانه مهد تمدن ومرکز رهبری جهان
نگارش: حعفر ناظم رعایا
ما در نظر داریم که خیزش شگفت انگیز اخیرکشورهای اسلامی خاورمیانه را مورد بررسی قرار دهیم و پیش بینی کنیم که دنباله آن در آینده به کجا خواهد انجامید .: پسشوای ما حضرت علی علیهالسلام فرموده است گذشتهآ یینه آینده است یعنی اگر بخواهید بدانید که آینده چگونه خواهد بود ببینید گذشته چگونه بوده است .بنابراین ما باید بررسی کنیم که بروز حوادث خاورمیانه در تاریخهای پیشین چگونه بوده است تا بتوانیم پیش بینی کنیم که خیزشهای اخیر به چه پیامد هایی میانجامد. 1-آسیا کهنترین قاره جهان است که به صورت قشری از پوسته زمین از زیردریا سر بیرون کشیده و گسترش یافته و قاره آفریقا که بخشی از آن قشر است از محل دریای سرخ از آسیا جدا شده و به داخل دریای اطلس لغزیده وقاره ای مستقل بشمار آمده است. وقاره های دیگر پس از آسیا و آفریقا پدید آمده اند. 2-چون مرتفعترین قلههای چین خوردگی های زمین به صورت سلسله جبال هیمالیا و زاگرس و البرز وباستانی ترین بناهای مدنی/عبادی و شهرنشینی مانند معابد و اهرام مصر و بعلبک در لبنان و مکه در عربستان و معابد فلسطین و ایران در خاورمیانه قراردارد معلوم میشود که خاورمیانه زودتر از مناطق دیگر آسیا و آفریقا از زیر دریابیرون آمده و شرایط لازم را برای ظهور انسان در این منطقه به وجودآ ورده است . 3-چون نسل بشر کنونی ابتدا در خاورمیانه پدید آمده است فرصت تکاملی جسمی و روانی بیشتری داشته است - از این رو مردم در خاورمیانه زودتر و بیشتر از جاهای دیگر به اندیشه بر اسرار آفرینش پرداختنه اد و نخبگانی از آنان به امر شناخت روان و معنویت و عالم غیپ و آفریننده اندیشیده و شایستگی آن را یافته اند که از سوی آفریننده برگزیده شوند و به رسالت او به سوی آفریدگان مکلف و مأمور گردند. 4- آنچنانکه ادیان آسمانی حکایت کرده اند اولین برگزیده خداوند برای رسالت آدم ابوالبشر بوده است که بنا به تعریف تورات و قرآن کریم در بهشت عدن به وجود آمده و نشو و نما یافته و برگزیده شده و به رسالت بر مردم فرستاده شده است - بحث اینکه هبوط آدم فیزیکی بود ه یا موضوعی دیگر از حوصله این مقال خارج است ( علاقهمندان میتوانند برای آگاهی بیشتر به صفحات 64 تا 74 جلد اول کتاب ا"رهنمودهایی از قرآن کریم در حل مشکلات مدنیت" به قلم نگارنده مراجعه نمایند) اما آنچه مسلم است حضرت آدم و همسرش حوا در همین منطقه خاورمیانه میز یسته اند- زیرا: الف - روایت است که از حضرت علی پرسیدند: آدم پس از هبوط در چه جای زمین فرود آمده است ؟فرموده :در سر اندیب . ب- سر اندیب در جزیره سریلانکا در خلیج بنگال است که نقش پایی در آن قرار دارد که معروف به قدم گاه آدم میباشد . ج- معروف است که نام شهر بندری جده در عربستان از این جهت است که مزار حوا همسر آدم ابوا لبشر در آن شهر بندر میباشد . د- نیز گفته اند که ادم در مکه بر زمین فرود آمد ه است و بنای اولیه خانه کعبه را او تأسیس کرده است . در هر صورت آدم علیه السلام در خاورمیانه ظهور کرده است. 5-حضرت نوح نبی که یگانه پرستان را از توفان نجات داد درنینوا میزیسته است که در آن زمان یکی از شهرهای بندری خلیجفارس بوده است ( نینوا و نینوبه معنی ماهی است که این هم مدلل میدارد که نینوا در قدیم یک بندر ماهیگیری بوده است ) توضیح اینکه خلیجفارس در آن زمان تا نزدیک شهر شوش در خوزستان و شهر اور در نزدیکی بابل امتداد داشته و رودخانههای دجله و فرات و کرخه ودزو کارون مستقیماً به خلیجفارس میریختنه اند و به تدریج در نتیجه رسوب گل ولای سیلابها بخش عمده ای ازخلیج فارس پر شده و عقب رفته و رودخانه اروند و سرزمینهای خرمشهر و آبادان و ماهشهر پدید آمده و هنوز هم خلیجفارس به تدریج در حال عقبنشینی به سوی جنوب میباشد. 6-حضرت ابراهیم (ع) اولین پیامبر پس ازتوفان نوح بود ه و پس از اینکه بتهای کشور اور را میشکند و از طرف نمرود محکوم به سوخته شدن در آتشی عظیم میشود و به خواست خداوند آتشبراوگلستان میگردد مامور به مهاجرت میشود و از طریق نینوا- فدان و اور.فلسطین به مصر میرود و از مصر از طریق هبرون و عقبه به حجاز میرود و تنها فرزند شیرخوار خود اسماعیل را با مادرا و هاجر به فرمان و به امید خدا در محل فعلی خانه کعبه که در آن روزگار هیچ آثاری از حیات در آنجا وجود نداشته رها میکند و به فلسطین بازممیگردد . 7- در فلسطین از همسر او ساره اسحیق به وجود میآید . از اسماعیل به تدریج پیامبران عرب و در نهایت حضرت محمد بن عبدالله – خاتم پیغمبران (ص) و از حضرت اسحاق حضرات انبیای بنی اسرائیل به وجود میآیند که از معروفترین پیامبران بنیاسرائیل حضرات یوسف موسی داوود و سلیمان و عیسی علیهالسلام و....... میباشند .و به همین جهت که تمام پیامبران معروف از نسل ابراهیم هستند آن حضرت را ابوالانبیاء نامیده اند . یوسف (ع)مأموریت مییابد که در مصر نظام مدنی آن کشور را اصلاح کند و شیوه صحیح کشاورزی و دامداری و سیلو سازی را برای ذحیره نمودن ارزاق عمومی برای خشگسالیها وتنگناعا وسهمیه بندی ارزاق و نظام مملکت داری را به مردم آموزش دهد که باعث میشود در سرتاسر جهان الگو قرار گیرد. 8- حضرت عیسی علیهالسلام دین مسیحییت را بنا مینهد که به تدریج به سرتاسر جهان گسترش مییابد . 9- از نسل حضرت اسماعیل پیامبرا ن عرب و نهایتا حضرت محمد بن عبدالله خاتم پیامبران ظهور میکند که نظام دین توحیدی اسلام را تأسیس میفرماید که به صورت یک دین جهانی
در جهان گسترش پیدا میکند که پیوسته هم بر پیروان آن افزوده میشود .
10-در ایران زرتشت که گویا از اهالی آذربایجان بوده است و تاریخ تولدا و معلوم نیست به وجود میآید اما چون هخامنشیان
بر دین اوبوده اند معلوم میشود که میلاداو بر قرن پنجم قبل از میلاد مقدم بوده است .نیز کورش هخامنشی( قرن پنجم قبل از میلاد )که به عقیده نگارنده بر اساس تعاریف روشنگرانه قرآن کریم( ذوالقرنین و پیامبر بوده است )به وجود میآید که نظام امپراتوری جهانی را ابداع و برقرار مینماید و امنیت و اصول اخلاقی و عدالت و مدنیت و صنعت را در جهان گسترش میدهد
پیامبران دیگر که هریک با ظهور خود به هدایت بشر و تشریع دین وتعریف ووضع قوانین وتبلیغ اخلاق و نیکو کاری وتعلیم میانه روی وعدالت و اقتصاد وعلوم و فنون وصنعت سیاست به جهانیان میپردازند (مانند داوود و سلیمان و کورش) همه از خاور میانه بوده اند که برای اجتناب از درازی گفتار متعرض شرح حال آنان نمیشویم 11- تا پیش از آشنا شدن رومیان با ایران و به طور کلی خاورمیانه که عر صه ظهور پیامبران و مهد تمدن و رشد اندیشههای ماور ایی و فلسفی بوده است روم (که بعدا به یمن ارتباط با خاور میانه) دروازه تمدن غرب میگردد) بطور کلی از لحاظ معنویت در ظلمت جهل و بیخبری از اسرار آفرینش بسر میبرده است وبه خدایانی از ستارگان وبه رب النوعهایی نیمه انسان و نیمه حیوان معتقد بوده که در کوه المپ به جان هم میافتاد ه و همدیگر را میدریده اند -اما پس از آشنایی باامپراتوری ایران و بخصوص پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران و شکست ارتش بی فر مانده دارای سوم و مصادره گنجینه ها و کتابخانههای ایران . آشنایی با اندیشمندان ایران و مصر و هند در مدت زمانی کوتاه فیلسوفان معروف روم به وجود میآیند و مکاتیب فلسفی روم را بنیاد مینهند و با توجه به تاریخ تولد سقراط 469 قبل از میلاد و افلاطون 422 و ارسطو 384 بخوبی مشخص میشود که تاریخ بلوغ فکری فلاسفه معروف یونان درست بعد ازتشکیل امپراتوری هخامنشیان بود ه و لذا به خوبی میتوانستند تحت تأثیر تعالیم پیامبران خاورمیانه و افکار و اندیشه اندیشمندان ایرانی و مصری( که آنها هم اصولاً ازاقمار ایران بودند) قرار گیرند - بخصوص اینکه هراکلیوس رسماً با داریوش بزرگ هخامنشی مکاتبه داشته و شاه ایران او رابدر بارخود دعوت نمود ه و مدتی در ایران به همدمی باداریوش مفتخر بوده است . 12- پس از مرگ اسکندر مقدونی جانشینان او بر متصرفات ایران دست مییابند و مسلط میگردند و این سلطه گریها کموبیش و با شدت و ضعف استمرار مییابد –تا آنجا که بخشی از خاورمیانه به نام رومیه الصغرا معروف میشود و حکومتهای آنها از سوی روم منصوب میشوند که ابتدا دین کلیم در آنها مرسوم بوده و پس از آن حضرت مسیح ظهورمیکند در حالی که نماینده روم بر فلسطین حاکم بوده است و حکم بر صلیب کشیدن حضرت مسیح را کاهنان یهودی از حاکم رومی فلسطین میگیرند و ظاهراً مسیح رابدار میکشند.
اینگومه روابط سبب میشود که ازخاورمیانه به تدریح دین وتمدن وفلسفه از طریق روم به سرتاسر جهان به خصوص به غرب گسترش یابد. (آشنایی غرب با اسلام بواسطه جنگهای چند قرنی صلیبی که با عث لرخور داری غرب ای مدنیت اسلام وباواسطه اسلام از تمدن روم شد بی نیاز از بحث در این مقال میباشد) ما این مقدمه نسبتا طولانی را از این نظر بیان کردیم تا معلو م داریم که منطقه خاورمیانه از روزگاران کهن محل پیدایش نسل بشر بر روی زمین ومحل رشد و تکامل انسان و پیدایش پیامبران و بنیانگذاران ادیان و برقرار کنندگان نظامهای مدنی و قوانین و تعالیم اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و صدور تدریجی آنها در سراسر جهان بوده است -درحالیکه در هیچ جای دنیا چنین موقعیت و خصوصیتی که نسلهای بشری را تولید کند و هم او را از بر بریت و بدویت برهاند و به سوی انسانیت و آدمیت و معنویت و کمال هدایت نماید وجود نداشته است. تفاوت شرق و غرب بخصوص شرق میانه با غرب این است که از این سو صلح و صفا و دین و اخلاق و معنویت به سوی غرب صادر میشود و از آن طرف جنگ و وسایل کشتارجمعی و استعمار و زور گویی وبهره کشی و ماده گرایی و بی د ینی و خدا نا شناسی که نمونههای آنها جنگهای صلیبی و جنگهای جهانی اول و دوم و ایجاد صهیونیسم وسایر ایسمهای منحرف کننده و مهاجمات قرهنگی ومصادره امکانات وغارت اموال و دخالتهای افسا دگرانه و تمامیت خواهانه و برهم زدن آرامش و آسایش سیاسی و اقتصادی و اخلاقی و توسعه فساد و بی بند و باری و هزاران مشکلات ومصایب دیگر که بیان آنها به درازا میکشد.
اکنون که انبارها وپایگاههای غرب که هم در خود غرب ایجاد کرده اند و هم بازور وتزویر در شرق وسایر مناطق جهان - انباشته است از سلاحهای کشتار جمعی وبخصوص بمبهای اتمی که یک جهارم آنها برای انهدام مدنیت جها نی و اانقراض تسل بشر از روی زمین کافی است واز سویی دیگر جاسوسان بیشمار آنها مانند سلولهای سرطانی درسراسر پیکره جماعات انسانی ریشه دوانیده و دست نشاندگان آنها بر اریکه های حکو متی راه نفس را بر مردم ستمدیده جهان میفشارند و تنش تهدید های نهان و آشکار آنها روان انسانها را می آزارد - طیق سنت تاریخی- روزنه امیدی بسوی رستگاری از خیزش عمومی مردم توحیدی خاور میانه در برابر دیدگان ستمکشان گشوده شده بگونه ای که غرب را به وحشت ودست وپا زدن و انواع دخالتهای چاره جویانه انداخته است . اما:
اما با توحه به سابقه خیزشکاه بودن خاور میانه در امر رسالت وپیامبری وهدایت ورهبری و نجات بحشی بشری باور نگارنده این است که اکنون نیز آموزش دیدگان و بر خاستگان مکتب توحید از پای نخواهند نشست تا نسل کفتارا ن ظلمت گرا را بر اندازند و خرطومهای پیلان مست را بخاک بمالند .البته نه با دخالت در پیلستانها بلکه با دست پیل بچگان!
طلیعه پیش درآمد پیروزیهای چشم ودل نواز این خیزش خدا خواسته بروشنی دیده میشود و سرایت آن به قاره آروپا ومساعد بودن زمینه استقبال آن در سایر نقاط جهان حتی آمریکا انکار نشدنی مینماید.
مقاوت دست نشاندگان خیره سر ستمگران حهانخوار تلاشی مذبوحانه و بیهوده است وهر چه زود تر تسلیم حق طلبان بشوند به سود خود آنها خواهد بود .
بنده عقیده ندارم که این خیزش در غرب و غرب گرایان مادیگرا به یک انقلاب دینی بیانجامد اما اسلام ستیزی را کاهش .و دینکرایی را افزیش خواهد داد و خود کامگیهای حکومتهارا در هر هم خواهد شکست ونظامهای حهانی را مردمیتر خواهد کرد.
سازمانهای بین المللی استقلال رای بیشتری کسب خواهند کزد,دامنه دخالت کشور های بزرگ در کوچکترها کمتر و مرزهای قانونی کشورها محترمتر مسشود,فعالیت تسلیحات اتمی و شیمیایی متوقف و مقدمه انهدام سلاحهای اتمی و کشتار جمعی فراهم ودنبال میگردد و بطور کلی جهانیان از آرامش و آسایش بیشتری برحور دار خواهند شد