SHAMAMEH.COM

راه کدام است ؟

راه‌ گذرگاهي‌ است‌ كه‌ انسان‌ با پيمودن‌ و طي‌ كردن‌ آن‌ به‌ مقصدي‌ برسد و در زبان‌ تازي‌ به‌ مناسبت‌ وضعيت‌ نامهاي‌ متعدّد دارد . مانند : مسير ، جاده‌ ، طريق‌ ، سبيل‌ ، شارع‌ ، صراط‌ . راهها بر حسب‌ اينكه‌ مبدأ كجا است‌ و مقصد كدام‌ است‌ فرق‌ مي‌ كنند و بنابراين‌ تعداد راهها بيشمار است‌ . هر چه‌ مقصد دورتر و راه‌ مشكلتر و خطرناك‌ تر و راهرو ناآشناتر به‌ راه‌ باشد نياز به‌ راهنما و هادي‌ بيشتر مي‌ شود .
در راههاي‌ دور و پر خطر هر چه‌ راهنما مجرّب‌ تر و مسافران‌ مجهّزتر و تعداد آنها بيشتر و همبستگي‌ و همياري‌ بين‌ آنها محكم‌ تر باشد خطر كمتر و اميد رسيدن‌ به‌ مقصود بيشتر مي‌شود و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ در دين‌ اسلام‌ به‌ رهبري‌ و افزايش‌ علم‌ و عمل‌ و عبادات‌ دسته‌ جمعي‌ اهميّت‌ بسيار داده‌ شده‌ است‌ .
هر چند ممكن‌ است‌ مقصد يكي‌ باشد ولي‌ اگر اشخاص‌ متعدّد و مبدأها مختلف‌ باشد باز هم‌ راهها متعدّد ميشود مانند انيكه‌ فرضاً ، مقصد حج‌ خانه‌ خدا باشد اما مبداء حجاج‌ در نقاط‌ مختلف‌ گيتي‌ باشد ، راههاي‌ آنها براي‌ تشرّف‌ به‌ خانه‌ خدا متعدّد و مختلف‌المسافت‌ ميشود . همنگونه‌ است‌ راههاي‌ معنوي‌ دين‌ كه‌ برحسب‌ اينكه‌ چه‌ كسي‌ از چه‌ درجه‌اي‌ آغاز به‌ پيشرفت‌ كند راههاي‌ مختلف‌ در برابرشان‌ قرار دارد چنانكه‌ فرموده‌ است‌ : وَالَذين‌َ جاهَدُوا فينا لَنَهديَنّهُم‌ سُبلَنا وَ ان‌ّ اللّه‌ لَمع‌َ المُحسنين‌ و كساني‌ را كه‌ در را ( تقرّب‌ به‌ ) ما بكوشند مسلّماً براههاي‌ خودمان‌ هدايتشان‌ ميكنيم‌ و ( بدانند كه‌ ) خداوند حتماً با نيكوكاران‌ است‌ ( 69 عنكبوت‌ )
و نيز فرموده‌ است‌ : وَ ما لَنا اَلاّ نتوَكِّل‌َ عَلَي‌ اللّه‌ وَ قَد هدينا سُيُلَنا...ما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ خداوند تو كل‌ نكنيم‌ در حاليكه‌ هم‌ اوست‌ كه‌ ما را براههايمان‌ هدايت‌ فرمود ..... (15 ابراهيم‌ ) كه‌ صراحت‌ در متعدّد بودن‌ را ههاي‌ تقرّب‌ براي‌ اشخاص‌ مختلف‌ الدرجه‌ دارد.
همچنين‌ است‌ زمان‌ طي‌ طريق‌ ، كه‌ برحسب‌ آمادگي‌ و تمكّن‌ اشخاص‌ و تجهيزاتي‌ كه‌ فراهم‌ ميكند زمان‌ در نور ديدن‌ راه‌ براي‌ اشخاص‌ فرق‌ ميكند ، چنانكه‌ اگر كسي‌ راهي‌ را با هو اپيما طي‌ كند زودتر از كسي‌ بمقصد مي‌رسد كه‌ پياده‌ را به‌
پيمايد هر چند مبدأ و مقصد هر دو يكي‌ باشد . همين‌ گونه‌ است‌ طّي‌ راه‌ دين‌ كه‌
برحسب‌ در جات‌ عقيده‌ و علم‌ و تقوي‌ زمان‌ تقّرب‌ تفاوت‌ پيدا ميكند .
خداوند براي‌ تعريف‌ تفاوت‌ زمان‌ رسيدن‌ بمقصود ، برحسب‌ درجه‌ عقيده‌ و تقوي‌ ، حضرت‌ موسي‌ را در راه‌ رسيدن‌ به‌ ميقات‌ ذكر فرموده‌ است‌ : وَ ما اَعَجلَك‌َ عن‌ قومك‌ يا مُوسي‌ ؟ قال‌َ هُم‌ اُولاء عَلي‌ اَثري‌ وَ عَجلت‌ُ اَليك‌َ رَب‌ّ لتَرضي‌ : خداوند از موسي‌ آنگاه‌ كه‌ به‌ ميقات‌ رسيد پرسيد :) چه‌ چيز سبب‌ شتاب‌ بيشتر تو از قومت‌ ( بسوي‌ ميقات‌ شد ) ؟
گفت‌ : آنها كساني‌ هستند كه‌ در دنبال‌ من‌ مي‌ آيند و من‌ اي‌ پروردگارم‌ باشتاب‌ بسوي‌ تو آمدم‌ تا راضي‌ شوي‌ ( 84 و 85 طه‌ ) كه‌ معلوم‌ مي‌دارد ميل‌ به‌ تحصيل‌ رضايت‌ خداوند به‌ موسي‌ نيرو بخشيده‌ است‌ تا بتواند باشتاب‌ بيشتري‌ در زمان‌ كمتري‌ به‌ مقام‌ قرب‌ برسد .
از ميان‌ چندين‌ راه‌ كه‌ بيك‌ مقصود مي‌ انجامد عاقل‌ آنست‌ كه‌ كوتاهترين‌ و امن‌ترين‌ راه‌ را برگزيند و بهمين‌ علّت‌ خداوند بيشتر از همه‌ راهها ، صراط‌ مستقيم‌
(بزرگراه‌ راست‌ ) را براي‌ بندگان‌ مؤمن‌ مشخص‌ فرموده‌ است‌ كه‌ بمعني‌ قرآن‌ است‌ : ( در اين‌ خصوص‌ به‌ تعاريف‌ ما در جلد اول‌ كتاب‌ مراجعه‌ نمائيد ) .
ايّاك‌َ نَعبُد وَ ايّاك‌َ نَستَعين‌ ـ اهدناَ الصَّراط‌َ الُمستَقيم‌ : تو را مي‌ پرستيم‌ و از تو هدايت‌ ميخواهم‌ ـ ما را به‌ صراط‌ مستقيم‌ « بزرگراه‌ راست‌ » هدايت‌ فرما.
از اينكه‌ هر مسلماني‌ بايد حدّاقل‌ در هر شبانه‌ روز ده‌ بار ضمن‌ اداء فريضه‌ نماز از خداوند طلب‌ هدايت‌ به‌ صراط‌ مستقيم‌ بنمايد اهميّت‌ ترجيح‌ دادن‌ اين‌ راه‌ به‌ راههاي‌ ديگر بخوبي‌ معلوم‌ مي‌گردد.
از تعاريف‌ فوق‌ ميتوان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ اسلام‌ در نظام‌ خود براي‌ رسيدن‌ بمقصود بهترين‌ راهها را توصيه‌ و تكليف‌ مينمايد .
حال‌ اين‌ سياست‌ را مقايسه‌ كنيد با سياست‌ پذيرفته‌ شده‌ در نظامهاي‌ مادّي‌ كه‌ سر فصل‌ اصول‌ آنها اينست‌ :« هدف‌ وسيله‌ را توجيه‌ ميكند » يعني‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مقاصد مادي‌ هر وسيله‌اي‌ را هر چند كثيف‌ و پليد و غيراخلاقي‌ باشد مي‌ توان‌ بكار گرفت‌ ، و مقايسه‌ كنيد با سياست‌ نظام‌ دين‌ اسلام‌ كه‌ ميفرمايد : حتّي‌ براي‌ تقّرب‌ به‌ خداوند هم‌ بايد بهترين‌ وسيله‌ انتخاب‌ گردد: صراط‌ مستقيم‌ ؟
حال‌ خواستاران‌ جدائي‌ دين‌ از سياست‌ بگويند كدام‌ سياست‌ پسنديده‌تر است‌؟

تمام حقوق این سایت متعلق به آقای ناظم الرعایا می باشد.
طراحی و اجرا توسط شرکت فرابرد شبکه