گفتارهایی بایسته

در کفش پرانی          سراینده :- جعفر  ناظم رعایا

 دراعمال حج رازهایی دراست
همان ریگهارا پس از هدی و حلق
چنین کار از آثار دینداری است
که هشدار! ای حاجی باشعور
که را کز بهشتت برو ن کرده است
که او آزمندی تجاوز گر است
مکن غفلت و هر چه آری بچنگ
سراینده در رمی جمرات دید
که ریگ افکنان کفشها می کنند ---
پریروز دیدم به ملک عراق
که از پایها هر دو تا کفش کند
که هان! ای تجاوز گر پر زآز
تورا گر چه نیروی رزمنده است
به ما سالها حمله آاورده اند
زبس کشته از خویش و اقوام ما
شده میهن من زظلمت خراب
مرا بی تو,بهتر تهی پا زکفش
تهی پای رفتن سر نیش مار ---
کسی گر زمعنا ندارد خبر

 یکی چیدن ریگ از مشعر است
به جسم شیاطین بکوبند خلق
نشان دادن قهر و بیزاری است
نباید تحمل کنی بار زور
رهایش مکن تاشود خود پرست
ستیزنده با هر خدا باور است
بزن بر سر اهرمن بی درنگ
که می آید آنگونه نفرت پدید
زخشم و به ابلیسها میزنند
کسی را که چون طاقتش گشته طاق
زخشم و به رخسار شیطان فکند
به هش!! چون نمانی زمانی دراز
در خانه ام با لگد کنده است
اهانت به ناموس ما کرده اند
شده زندگی تلخ بر کام ما
شد از آتشت جسم و جانم کباب
فرو گر رود در دو پایم درفش
به از بوس اهریمن نابکار
چنین است معنای رمی جمر!

 

 

  نکته                         نویسنده :-جعفر  ناظم رعایا
آنکه آمادگی دارد تابر خیزد از افتادن نمیهراسد.

اگر روی پای خود ایستادن را یاد بگیرم از دستگیری دیگران بی نیاز میشویم.

اندیشیدن در فهمیدن نیاز به پرسیدن را کم میکند.

نرمش داشتن مانند فنر است که خشگ بودن و شکسته شدن را میکاهد.

قهرمان راستین کسی است که هوسها و آزمندیها ی خودرا مهار کند.

شکوه از مشکلات آدمی را از از تواناییهای خود غافل میکند و دیکران را بر بی لیاقتی خویش آگاه میسازد.

تنها به دو تکیه گاه میتوان اعتماد داشت -بر خود و خداوند خود.

هرچه بیشتر نقاط آسیب پذیر خودرا تقویت کنیم کمتر آسیب می بینیم.

همانگونه که جسم نیاز به ورزش وتغذیه و مراقبت دارد روح هم نیاز مند است- عوامل ورزشی و تغذیه و

مراقبت روح را هم باید شناخت و آنهارا در بهسازی و نیرو مند تر کردن روان بکار گرفت.

تا کسی را نشناسیم نبایه به خانه راه دهیم وتا غذارا بی زیان و سودمند ندانیم نباید در شکم بریزیم.

آدم پل نیست تا هر جانوری ازروی آن بگذرد ,ضبط صوت هم نیست تا هر چه دیگران گفتند باز گو کند

آدم, آدم است- که هر چه را دید و شنید و با احساسات ادراک کرد به پالایشگاه اندیشه و آزمون میسپارد

وپالوده ی آنرا با ارزشی افزوده از مجرای خرد به خریداران راستین واگذار مینماید.

عمر سرمایه خدادادی وجود ما میباشد . لحظه لحظه های آن ارزش بیحساب دارند .خرد مندانه نیست که لحظات

عمری را که باز گرداندن لحظات از دست رفته آن ممکن نیست بیهوده از دست بدهیم.

انسان تنها موجودی بر روی زمین است که با جهازاتی آفریده شده است که اگر بخواهد میتواند تن و روان خویش را

سالممسازی و بهسازی نماید .

عالیترین خصیصه انسان هدف داشتن است و بالاترین هدف برای انسان آدم شدن است وآدم آن کسی است که

اگر فریب خورد واز فطرت آدمیت به درجه انسانیت سقوط کرد راه باز گشت به فطرت را باز شناسد وارزشی را که از

دست داده است جبران کند و جایگاهی را که برای آن آفریده شده است احراز نماید.

هدف انسان را ازمنحرف شدن از راه راست که کوتاهتیرین فاصله تا رسیدن به رستگاری است باز میدارد .

کسی که منش خودرا بر بنیاد هدفمندی بسازد به هر هدفی برسد هدفی عالیتر را وجهه همت قرار میدهد -یک چنین کس

برای پس از آخرین نفس هم بی هدف نخواهد بود .وای اگر زندگی بسر رسد و انسان را هدفی در پیش نباشد.

جان که ناشی از فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی در کارگاه جسم است واسطه روان با تن است وروان که

پدیده ای شگفت انگیز از عالم غیب است واسطه آفریده با آفریننده است. جان و روان دو پدیده مختلف هستند - تا

مدعیان دانش روانشناسی تفاو ت این دو پدیده را به درستی نشناسند گزافه گویانی بیش نیستند!........

.docطرح دعوی در مراجع دیصلاح بین المللی بمنظور وصول خسارات

نویسنده:- جعفر  ناظم رعایا

بانوجه به مطالب جالب توجهی که جناب حسامی عزیز مطرخ نموده اند موارد زیر عرضه میگردد:-
1- آنچه مربوط به جنگها و تعدیات و تجاوزات گذشته است چون دولتهای ایران ناتوان و بی لیا قت بوده اند با وجودیکه طرفهای مقابل متجاوز وآغاز گر بوده اند ولی ایران را مجبور به پرداخت خسارتهای جنگ نموده اند که بدینترتیب قطعات وسیعی ار کشور مارا به عنوان خسارات جنگی از ایران جداکرده و به تصرف خود درآورده و یا بدون مشخص کردن متجاوز ومکلف کردن او به پرداخت خسارت موضوعرا مسکوت رها کرده اند که ار هر دومورد گمان نمیرود به علت مرور زمان شدن وبا توجه به اوضاع سیاسی زمان بتوان کتر مفید ی انجام داد .
2- در مورد جنگ تحمیلی هشت ساله عراق با ایران که در نتیجه پا فشاری ایران ,از طرف دبیر کل سازمان ملل رژیم بعثی عراق متجاوز وآغاز گر جنگ معرفی شد –نظر باینکه با حمله آمریکا به عراق و براقتادن رژیم بعثی و اعدام صدام و همدستان او عراق اکنون گرفتار آنچنا ن وضعیتی شدده است که نیاز مند مساعدتهای ایران است و با توجه به اینکه عملا به اشغال آمریکا درآمده است باید منتظر آینده بود .
3- اما آنچه مربوط به نفت ایران وکشورهای غربی است موضوع دیگری است که بنده قبلا کتبا مطالبی را مستندا به نظر مقامات مربوط رسانیده ام که یک فقره آنرا ذیلا درج مینمایم:- 
( فوقا اشاره کردیم که درآن زمان بعلت جنگ اعراب و اسراببل هم تولید نفت ایران و هم بهای آن بشدت افزایش یافت (شش ملیون بشگه درروز با سی وپنج دولار قیمت- اگر بعضی روزها کمتر یا زیاد تر بوده است ببخشید چون ممکن نبود ارقام را روزانه جمع کنم . 
درآن سالها از تلمبه خانه گوره روزانه شش ملییون بشگه نفت بسوی خارگ بوست میشد درحالی که تاسیسات تفکیک کوه موند وبندر ماهشهر و آبادان هم فعال بودند . اگر ما آنهارا ندیده بگیریم و معدل صادرات را همان شش ملیون بشگه وبا بهای هربشگه سی و پنج دولار حساب کنیم با یک حساب سر انگشتی میشود سالی 76650000000 هفتاد وشش میلیارد و ششصد و پنجاه ملیون دولار !!! درسال. درآن سالها هزینه تولید هر بشگه نفت که شامل بهره مربوط به سرمایه گذاریها- استهلاک تاسیسات و هزینه های بالا سری وپشتیبانیها هم میشد تقریبا پنج دولار بود که کل آن برای هر سال میشد تقریبا ده ملیارد و نهصد و پنجاه ملیون دولار . حال اگر این مبلغ هزینه تولید را از کل مبلغ فروش کم کنیم باقیمانده خالص میشود شصت وپنج ملیارد وهفتصد ملیون دولار !!! و این در صورتیست که در سال 1974 حد اکثر هجده ملیارد و ششصد ملیون دولار (آن هم ظاهرا) به ایران پرداخته اند !! ولذامعلوم نیست که 47100000000 دولار ما به التفاوت از کجا سر در می آورده است؟- مگر اینکه بگوییم شرکتهای عامل از فروش خالص نفت تقریبا جهار برابر ایران بهره برداشت میکرده اند !!!لابد این مبلغ ناچیز (بقول شاه)جایزه خوشحسابی شر کتهای عامل بوده است-نه آن میلغ نا چیزی که در قرارداد ذکر کرده بوده اند؟!
4- بنظر نگارنده هم اکنون نیز که سالهاست که دست غربیان از صنعت نفت ایران کوتاه شده است ,برای دولت ایران ممکن است موضوع تولید وصادرات نفت کشور را برای لا اقل شش هفت سال آخر فعالیتهای کنسرسیوم نفت و شدکتهای عامل وبا توجه به ارقام صادراتی که خود آنها اعلام کرده اند و با توجه به قیمتهای روزانه بازارهای نفت که یقینا قابل دسترسی است, مورد حسابرسی قرار دهد و آن چنانکه شرکتها و دیگر اتباع کشورها و بخصوص آمریکا –در هر شکایتی ,هر چند واهی ,حکم بر محکومیت ایران صادر کرده و میکنند و مبالغ هنگفتی را برای هر شاکی از اموال توقیف شده ایران برداشت مینمایند – حتی کار را بجایی رسانیده اند که حکم توقیف وحراج ذخایر باستانی مارا که برسم امانت نگاه داشته اند صادر مینمایند _ دولت ما هم باحسابرسیهای مستدل مبالغ کلاهبرداریها وغارتگریهای شرکتهای مذکور را که سر به صدها ملیارد دولار میکشد –با محاسبه عدم النفع وبهره های مربوط از طریق شکایت به دادگاههای بین المللی مطالبه بنماید )–
5- درپایان اضافه میگردد که پیشنهاد بنده مورد توجه دست اندر کاران قرار گرفته و اخیرا شنیده ام که گروهی ما موریت یافته اند که نسبت به اینقبیل موارد تحقیقات لارم را جهت اقدام انجام دهند- خدا کند موضوع تا حصول نتیجه دنبال شود

نکته ها 

آنکه آمادگی دارد تابر خیزد از افتادن نمیهراسد.

اگر روی پای خود ایستادن را یاد بگیرم از دستگیری دیگران بی نیاز میشویم.

اندیشیدن در فهمیدن نیاز به پرسیدن را کم میکند.

نرمش داشتن مانند فنر است که خشگ بودن و شکسته شدن را میکاهد.

قهرمان راستین کسی است که هوسها و آزمندیها ی خودرا مهار کند.

شکوه از مشکلات آدمی را از از تواناییهای خود غافل میکند و دیکران را بر بی لیاقتی خویش آگاه میسازد.

تنها به دو تکیه گاه میتوان اعتماد داشت -بر خود و خداوند خود.

هرچه بیشتر نقاط آسیب پذیر خودرا تقویت کنیم کمتر آسیب می بینیم.

همانگونه که جسم نیاز به ورزش وتغذیه و مراقبت دارد روح هم نیاز مند است- عوامل ورزشی و تغذیه و

مراقبت روح را هم باید شناخت و آنهارا در بهسازی و نیرو مند تر کردن روان بکار گرفت.

تا کسی را نشناسیم نبایه به خانه راه دهیم وتا غذارا بی زیان و سودمند ندانیم نباید در شکم بریزیم.

آدم پل نیست تا هر جانوری ازروی آن بگذرد ,ضبط صوت هم نیست تا هر چه دیگران گفتند باز گو کند

آدم, آدم است- که هر چه را دید و شنید و با احساسات ادراک کرد به پالایشگاه اندیشه و آزمون میسپارد

وپالوده ی آنرا با ارزشی افزوده از مجرای خرد به خریداران راستین واگذار مینماید.

عمر سرمایه خدادادی وجود ما میباشد . لحظه لحظه های آن ارزش بیحساب دارند .خرد مندانه نیست که لحظات

عمری را که باز گرداندن لحظات از دست رفته آن ممکن نیست بیهوده از دست بدهیم.

انسان تنها موجودی بر روی زمین است که با جهازاتی آفریده شده است که اگر بخواهد میتواند تن و روان خویش را

سالممسازی و بهسازی نماید .

عالیترین خصیصه انسان هدف داشتن است و بالاترین هدف برای انسان آدم شدن است وآدم آن کسی است که

اگر فریب خورد واز فطرت آدمیت به درجه انسانیت سقوط کرد راه باز گشت به فطرت را باز شناسد وارزشی را که از

دست داده است جبران کند و جایگاهی را که برای آن آفریده شده است احراز نماید.

هدف انسان را ازمنحرف شدن از راه راست که کوتاهتیرین فاصله تا رسیدن به رستگاری است باز میدارد .

کسی که منش خودرا بر بنیاد هدفمندی بسازد به هر هدفی برسد هدفی عالیتر را وجهه همت قرار میدهد -یک چنین کس

برای پس از آخرین نفس هم بی هدف نخواهد بود .وای اگر زندگی بسر رسد و انسان را هدفی در پیش نباشد.

جان که ناشی از فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی در کارگاه جسم است واسطه روان با تن است وروان که

پدیده ای شگفت انگیز از عالم غیب است واسطه آفریده با آفریننده است. جان و روان دو پدیده مختلف هستند - تا

مدعیان دانش روانشناسی تفاو ت این دو پدیده را به درستی نشناسند گزافه گویانی بیش نیستند!........

 

قواعد دستوری قرآن کریم  --  تعریضی بر موزیگری  یکی از مدرسان  الاظهر مصر  30.2.94  نوبسنده  :جعفر  ناظم رعایا

 

قواعد دستوری زبانها نزد تمام ملل ونژادها بافته وساخته مردم همان نسل و نژاذی خاصی است که با آن زبانها تکلم میکنند تا بیان مقصود منظم وبرای همگان بیکسان قابل درک و قهم بشود که بتدریج هم زیر فشار جبر زمان دستخوش تغییر میگردد چنانچه ما هم اکنون نیز شاهد آن هستیم قواعد دستوری زبان دین را نیز که خدا وند درکتاب خود برای تبیین مفاهیم آن بکار برده است و بسیار محکم و جذاب وخوش آهنگ هم هست مخصوص قرآن است ثابت و لا یتغیر است که هرچند یزبان عربی میباشد اما ضرورتی نداشته است که تابع قواعد دستوری زبان عرب باشد بلکه زبان عرب میباید زیر تسلط آن قرار میگرفت که چنین هم شده است وخدا میداند که اگر قرآن ناظر بر زبان عرب نبود اکنون این زبان به چه سر نوشتی گرفتار آمده بود . آن مردی هم که این موضوع را مطرح کرده مانند دیگرانی است که زبونانه برای مطرح کردن خویش به دین ایراد وارد میکنند که هیچگاه حنایشان بر ریششان رنگی باقی نمیگذارد!