خواب دیدم که خواب می بینم

رؤیا در رویا

روءیا در روءیا                     سراینده :-

جعفر    ناظم رعایا

خواب دیدم که خواب می بینم
در ره کسب علم و فن و هنر
از برای سوآل نسل جوان
هیچ جا چونکه نیست بیکاری
حرمت پیر نزد نسل جوان
نقشه های تباهکارانرا
گردن زور گوی ظالم را
کاخ ظلم و ستم زتیشه عدل
شب تا ریک مستمندان را
در کویر امید تشنه لبان
هر کجا میروم پی کاری
مرجع مشکلات مردم را
راستی را و راستکاری را
همه را در رفاه و آ سایش
کاخ آمال آزمندانرا
ظاهر وباطن همه یکسان
بخرد و کار دان و دانشمند
بسکه ارزانی و فرا وانیست
جگر و قلب بد سگالان را
عوض جنگ بین شوهر و زن
نیست از اشگ و آه آثاری
بسکه دین باوریم وبا تقوا
صفحات کتاب و اینتر نت
حق مردم زقدرت قانون
در ادارات کار اهل رجوع
در غیاب رئیس و کار گزار
هر متاعی خریدم از بازار
شعر ناظم به نزد شعر شناس
توی رؤیا زشوق خوابم بر د

 

دست مردم کتاب می بینم
همه را پر شتاب می بینم
بیشماران جواب می بینم
عکس او توی قاب می بینم
برتر از در ناب می بینم
سست تر ازحباب می بینم
لای بند طناب می بینم
چون دل خود خراب می بینم
روشن از آفتاب می بینم
نهر های پر آب می بینم
خویش را کامیاب می بینم
رهگشا راهیاب می بینم
دور از التهاب می بینم
خسته از خورد و خواب می بینم
پیش آنا ن سراب می بینینم
چهره ها بی نقاب می بینم
همه عالی جناب می بینم
خلق را در عذاب می بینم
روی سیخ کباب می بینم
بانگ چنگ ورباب می بینم
آسمان بی سحای می بینم
هر دعا مستجاب می بینم
مملو از شعر ناب می بینم
بر اساس حساب می بینم
دور از پیچ وتاب می بینم
شخص نایب مناب می بینم
خوب و لب ولباب می بینم
به ز در خوشاب می بینم
خواب دیدم که خواب می بینم