ناز حبیب

 ما انتظار مهدی محبوب میکشیم
تا شد به چاه غیب درون یوسف عزیز
گر دیدگان سپید شوند از گریستن گرد
گر چهره زرد گشت زهجران،زاشگ
دربوته ای که از گل حکمت بر آتش است
ماییم و آزمایش سختی که دوست خواست
تا در کویر دل بدمد سبزه امید از اشگ
پای امید در ره آمال می نهیم
دجال اگر به مکر وحیل دام گسترد
ظلمت شود به دور زنور جمال دوست
مژگان کنیم خامه و از اشگ سرخرنگ
زیر لوای قلعه گشای ستم ستیز
با صد بهانه تا که ببخشد گذشته
ناظم، به راه باش و به بد رهروان
 راهش به نور باصره جاروب میکشیم
رنج فراق بیش ز یعقوب میکشیم
رهش به دیده ی معیوب میکشیم
سرخ گلرنگ روی گونه ی مرطوب میکشیم
آلودگی به مر حله ی ذوب میکشیم
و این بار ها به دوش چو ایوب میکشیم
چشم خویش در آن جوب میکشیم
دست طلب به دامن مطلوب میکشیم
خرگاه او به آتش آشوب میکشیم
این چیره گی به جهره مغلوب میکشیم
طغرا به عهدنامه ی مکتوب میکشیم
بیدادرا به ورطه سر کوب میکشیم
را ناز حبیب و منت محبوب میکشیم
بگو ما انتظار خوبتر از خوب میکشیم