نور و دانش

نور  دانش ودانش نور است            نویسنده  :جعفر  ناظم رعایا

دوسوآلی که ما درسایت سده لنجان مطرح کردیم و چند نفر از عزیران پاسخهایی واقع گرایانه وزیبا به آن داده اند بنا بر تو ضیحات زیر در اصل یک سوال هستند که به دو صورت ارائه شده اند:-
حضرت رسول الله (ص) در حدیثی فرموده اند : العلم نور یقذ فه الله فی قلب من یشاء :دانش روشنا یی بسیار درخشنده است که خدا وند آنرا در دل هر که بخواهد می افکند :
مطابق حدیث مذکور نور همان دانش است ودانش نیز همان نور میباشد. فرقی که در ظاهر امر است این است که دانش بادل که یک نظام بسیار پیچیده و شگفت انگیز ادراکی است و با تمام احساسات و مشاعر آدمی حاصل میشود ولی نور (منهای حرارتی که معمولا همراه دارد ) تنها با چشم که وسیله بینایی است ادراک میگردد.در جهان ما نور بصورت طبیعی از فعل و انفعالات درونی خورشید ومختصری هم از ستاره های دیگر – ویا بصورت مصنوعی از سوزانیدن حاملهای انرژی ویا چرخانیدن بعصی فلزات در شرایطی خاص در حوزه هایآهنربایی ویا بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی که باعث تحریک وجریان سریع الکترونها میشوند به وجود می آیند. نور معمولی ظاهر اجسام کدر را روشن میکند - در اجسام شفاف مانند آب وبلور نفوذ میکند وبا وسایلی که با تمهیدات علمی ساخته میشود بعضی از اشعه های نور در اجسام کدر هم نفوز میکند و عکسبرداری از داخل آنهارا ممکن مینماید. با این تعریف نور ظاهر اشیاء را برای انسان روشن میکند اما نفوذ روشنگرانه دانش بی نهایت است ودر تمام اجزائ ظاهری و باطنی اشیاء (حتی در درون نور) نفوذ میکند و انسان باکمک دانش میتواند از تمام اسرار آفرینش و کل آن ، متناسب با مقدار دانش و کوشش خود آگاه شود وحتی در کیفیت آنها تغییرا ت دلخواه را بوجود آورد و ویژگیهای بیحد و حساب آنهارا بنفع خود بکار بگیرد .
بنا براین دامنه دانش بی نهایت کسترده میباشد. در تعریفی دیگر نور ظاهر اشیاء را برای انسان وراه رسیدن اورا به مقصود روشن مینماید و سبب میشودکه تصویر ظاهری اشیاء از طریق بینایی در مغز بتابد و مغز را تحریک کند تا سر انجام چیز هارا بشناسد وبه خاطر بسپارد وآنهارا روی هم انبار کند وباتاثیراتی که بواسطه سایر ادراکات دریافت میکند در
هم بیامیزد وبه اندیشیدن پیرامون کمیت و کیفیت آنها بپردازد ؤازمون وتجبربه حاصل نماید و نتیجتا از آزمون وتجربه دانشمند بشود ودانش را در تجارب و آزمونهای مکرر بکار گیرد وبا بکار گیری مکرر دانش وتجربه و آزمون و تاثیر و تاثرات آنها برروی همدیگر نیروی اندیشه را تقویت و خرد و تعقل بوجود آورد و راه انسان را برای سیر بسوی کمال روشن نماید."
با این تعریف نور میشود دانش و دانش میشود نور – انچنانکه حضرت خاتم انبیا فرموده است:" العلم نور." نیز بر اساس تعاریف مذکور چون نور تصاویر اشیاءرا بوسیله بینایی بر مغز میتاباند وسایر احساسات نیز یافته های خودرا به مغز میسپارند ومغز از تجزیه وتحلیل مجموعه یافته ها اساس دانش را بنیاد میگذارد وپیوسته درحال دریافت ادراکات تازه و تجزیه وتحلیل آنهاست سلولهای مغز را میتوان به منشورهایی تشبیه کرد که پیوسته نور برآنها میتابد وتجزیه میشود واز سوی دیگر به صورت قوس قزح یا رنگین کمان ،در رنگهای بسیار زیبا بیرون میتراود . فرقی که منشورهای بلورین با سلولهای مغز دارند این است که منشورها هرچه را دریافت میکنند وبه رنگهای معدود تجزیه میکنند بیرون میفرستند اما مغز چون حیات و روان واستعدادی خاص دارد از نورها یی که دریافت میکند هم نورهایی به رنگهای بیشمار به بیرون میتراواند وهم خودرا تقویت مینماید و هم فراورده هایی بیحساب و شمار را برای کار برد های بعدی در خود انبار مینماید. دیگر اینکه سلولهای مغز میتوانند نورهای بیشماری را با رنگهایی گوناکون دریافت و تجزیه و تحلیلهایی با رنگهایی ابکاری از آنها به بیرون بیفشانند ،در حالیکه ظرفیت منشور ها در مقایسه با سلوتهای مغز محدود میباشد. دامنه مفاهیم حدیث مذکور مانند سایر احادیث و بخصوص یاقرآن کریم بسیار گسترده است واین مجال را فرصت ونگارنده را توان توضیح آنها نیست وبهتر است ما به عجز خود اقرار کنیم وادامه مطلب را به علاقه مندان دانشور واگذار نماییم . دراینجا توجه عزیزان علاقمند را به یکی از مفاهیم یک بخش از آیه شماره 114 از سوره طه(20) جلب مینماییم : در خواندن قرآن (یا بطور کلی خواندن هر گونه موضوعی ) شتاب مکن تا وحی یا عمق روح و معنای آن به تو القا شودؤآنگاه هم که روح مطلب را در یافتی باز هم از خداوند طلب کن که هر چه بیشتر دانشت را در آن خصوص بیفزاید . بنا بر این خواندن هیچ موضو عی را نباید سرسری گرفت و آسان از کنار آن گذشت بلکه باید کوشید تا روح مطلب را دریافت. ارایه هاله نور به صورت قوس قزح یارنگین کمان نموداری است از وجود انواع دانشهای راستین در مغز که بعضی از نقاشان پیرامون سر معصومان و هادیان دین نقش مینمودند که در زمان ما کمتر مورد توجه میباشد وبعضیها تصور مینمایند که آینکار زاییده موهومات و خرافات میباشد ؟