ایجاد احساسات و خراشیدن آن

ایجاد حسساسیت وخراشانید ن آن                   نویسنده :- جعفر  ناظم رعایا

آ پیش از اینکه وارد اصل موضوع مورد نظر بشویم داستانی را بیان مینماییم تا ذهنمان برای توجه بیشتر به بحث آماده تر گردد:- رود خانه نیل یکی از بزرکترین رود خانه های جهان است که بخش عمده اراضی مصر را ابیاری ومصارف آشامیدنی و گوناگون دیگر آن کشور را تامین مینماید. این رود خانه عظیم نیز مانند رودخانه ها و چشمه سارهای دیگر وابستگی تام و تمام به نزولات آسمانی دارد ولذا تر ویا خشگسالیهاجریان آب آنرا دوچار نوسان شدید مینماید . در حدود پنجاه سال پپیش دولت مصر تصمیم گرفت که بمنظور ذخیره آبهای نیل که در فصول سیلا بی به دریای مدیترانه میریخت سدی بزرگ درناحیه آسوان که مناسبترین محل بود روی آن رود خانه ایجاد کند- پس از مطالعات لازم معلوم شد که اگر سدی فراخور نیل ایجاد گردد پس از آبگیری دریاچه پشت سد یکی از معابد بزگ مصر که در دره آسوان از یک تپه کوه بسیار بزرگ سنگی در دوره فرا عنه ,با بکار گیری هزاران مهندس و معمار وسنگتراش وکارگر بصورت یکپارچه , در مدت سی سال کار شبانه روزی ساخته شده بوده ودارا ی علاقمندان بسیار داخلی و اعتبار و شهرت جهانی بو د در آب دریا چه سد فرو خواهد رفت . در آنروزدومشگل سخت در برابر مصر قرار گرفت:-
1- برای تامین رفا ه نسبی مردم که روز به روز هم اضافه میشدند و توسعه مدنیت مصر معبد را نادیده بگیرد و سد را بسازد ؟
2- یا برای حفظ آن معبد عظیم و بی مانند ار تاثیر بسیار مهمی که ایجاد سد دربهبود و توسعه عمومی مصر داشت چشم بپوشد که به هیچوجه امکان پذیر نبود
وراه دیگری هم بنظر نمیر سید.
سر انجام تصمیم گرفتند که معبد را فدای رفاه نسبی و مصلحت مردم بنمایندو لذا مقدمات امر را برای ایجیاد سد فراهم آوردند اما غغرق شدن معبد در دریاچه سد آنچنان چیزی نبود که دنیا وبخصوص سازمان یو نسکو بتواند آنرا تحمل کند چو ن معبد یکی ازمیراثهای بزرگ فر هنگ بشریت بشمار می آمد وبنا بر این سازمان یو نسکو در صدد پیداکردن راه نجات معبد بر آمد و نهایتا کار شناسانی نظر دادند که اگر اعتباری سنگین تامین وماشین آلات واره ها و وسایل خاص ساخته شود ممکن است طبق نقشه ای دقیق معبد را در قطعاتی بزرگ برید ودر همان دره آسوان وبالا تر از سطح آب دریاچه وبصورت اولیه نصب نمود -اما هزینه عملیا ت بیش از آنی بود که درآن شرایط مصر ازعهده تامین آن بر آید و لذا سازمان یونسکو تا مین هزینه و انجام عملیات را برعهده گرفت ومعبدرا جا بجا کرد و شنیدم که دولت مصرآن را به لحاظ قدر دانی به مالکیت یونسکو واگذار نمود؟
اکنون با توجه به داستان مذکو ر توجه فرمایید که کشور ما نیز یک سر زمین وسیع با پیشینه با ستانی افتخار آمیز و همچنین جذاب برای جهانیان است . هرگوشه این سرزمین پامیگذاری یا کلنگ میزنی آثاری شگفت انگیز از دوران مختلف دراز نای تاریخی سر از خاک بیرون میکند که تعجب همگان را بر می انگیزد. این آثار هم عمدتا در جاهایی واقع شده اند که قبلا استعداد سکونت و توسعه مدنیت را داشته اند که بنا بر عللی بعدها متروک و مدفون و رها شده اند اما امروز نمیتوا.ن از تجید حیات ویا بهسازی آنها چشم پوشید. در داخل شهر های تاریخی و حتی دهات نیز وضع بر همین منوال است .آثار تاریخی بسیار در محله ها و گذرها وبازار ها به صورت منظم و نا منظم , شناخته شده ونشده وجود دارد که به محض اقدام به هر گونه عملیات توسیعی مورد توجه قرار میگیرند و جلو عملیات را سد میکنند . حال چه باید کرد ؟
باید از انجام عملیات چشم پوشید و کشوررا همچنان به لحاظ تولیدات کشاورزی وصنعتی و معدنی و جلو گیری از هرز رفتن آبهای فصلی و توسعه خطوط ارتباطی وووو همچنان در تنگنا باقی گذاشت وآن را در برابر مدنیت شتابا ن جهانی عقب مانده باقی گذاشت ؟ ویا از بعضی از آثار نه چندان مهم به نفع مصالح عمومی چشم پوشید و به منظو ر حفظ هویت و افتخارات ملی همت را مصروف باز شناسی وحفظ آثار باستانی مهم کرد تا هم توسعه ی مدنینت و رفاه ملت تامین گردد و هم هویت ملی به جهانیان شناسانیده وباعث جلب جهانگردان شو د. آنچه به یقین ثابت است این است که کسانی مترصد هستند تا نه فقط از هرآب گل آلودی ماهی بگیرند بلکه هر آبی را نیز گل آلود میکنند تا تشنگان را تشنه تر کنند ونیز کسانی هم هستند که از ترس کمترین مسئولیتی فورا ماست هارا کیسه میکنند و دست و پایشان سست میشود وبه جای چاره اندیشی فوری -فورا کار هارا تعطیل میکنند و به نامه پرانی بسنده مینمایند واین نیز برای همگان روشن است که عملیاتی که تعطیل شد به جریان انداختن دوباره آن با چه مشکلاتی مواجه میشود!برای مثال هنوز جنجال شایعه نم کشیدن آرامگاه کورش بر سر زبانها ست که شایعه سازان مغرض وآلت دست ویا دایه های مهربانتر از مادر شایعه تخریب سقف آرامگاه مذکوررا مطرح نموده اند تا حساسیتهایی را که قبلا ایجاد کرده بودند خراش خراش و حساستر کنند و کسانی دیگر هم بجا ی بی توجهی به شایعات به پاسخگویی پرداخته اند که این خود یکنوع دامن زدن به آتش شایعات میباشد ؟ این موضوع باید برای همیشه روشن گردد که در هر گوشه ای ازکشور ما آثار باستای فراوان وجود دارد وهمین کشور باید متناب با نیاز جامعه ونه فقط هماهنگ بلکه پیشروتر ازمقتضیات زمان توسعه یابد . ما نباید نه امر توسعه را یک لحظه متوقف کنیم ونه آثار باستانی را در معرض آسیب قرار دهیم. سد ها ودریاچه هاباید احداث شوند و دیر یازود هم میشوند - وآثار باستانی هم باید حفظ شوند و میشوند -آثاری مانندآرامگاه کورش هم در گذر زمان آسیب می بیند که باید تعمیر شود. سنگهای موجود آنها در معرض تاثیرات جوی بتدریج فرسوده وریزش آنها باعث کاهش حجم و کوچکتر شدن از قالب پیشین میشو د که بناچار باید با قطعات نوی دیگر جایگزین و موضع آنها تخریب وباز سازی شود . خو.د شایه سازان اگر مسئول نگاهداری آثار باشند چه میکنند؟ جادو میکنند تا همان مصالح اولیه وفرسوده خود بخود مجددا زنده شوند ویا اصولا شرایط جوی به دلخواه آنها در آثار باستانی بی تاثیر شود؟
مابرای نمونه داستان مربوط به نجات معبد عظیم واقع در دره آسوان مصر را بیان داشتیم . علاوه بر آن کشور های دیگری را سراغ داریم که ساختمانهای عظیمی را که در مسیر یک خیابان جدید واقع میشده اند با تمهیدات لازم از بیخ برکنده ودرعقبتر از جای اول نصب کرده اند تا مجبور نشوند خیابان را کج و فرم شهر سازی را ناقص کنند .
فرض کنیم آرامگاه کورش یاهر اثر تاریخی دیگری در معرض رطوبت یا اسیب دیگری قرار گیردمگر نمیشود آنرا با بهره گیری از این همه امکانات علمی و فنی عایق بندی ویا تعمیر کرد؟
شما در نظر بگیرید چشمه زمزم را که بر اثر اینکه حضرت اسماعیل در شیر خوارگی پای بر زمین مالید پدیدار شد وبه طفیل آن خانه کعبه وبعدا مسجدالحرا م وبتدریج شهر مکه بوجود آمد . همین چشمه را برای رفع نیاز مرم با استفاده از امکانات فنی تااخرین حد احتمال به دسترسی به آب بیشتر حفاری و محوطه سازی کردند و چون بتدریج جمعیت اضاففه میشد و آب آن هم کفاف نمیداد یک جوی آب از طایف که در چند فرسخی مکه واقع است کشیدند وبه آب زمزم افزودند و اخیرا نیز با آب لوله کشی تاحدودی مشکل کم آبی را حل کرده اند . مگر میشود مردم را ونیازها ومقتضیات روزگار را نادیده گرفت تا آب هدر برود به احتمال بسیار ضعیف اینکه تنور پیر زنی رطوبت به بیند ویا اراضیی بایر بماند وکسانی نتوانند درآنها سرپناهی بسازند ؟ آیا پیرامون چشمه زمزم و عرصه مسجدالحرام و بافت مکه و همچنین وضعیت مدینه باید بهمان صورتهای اولیه باقی نگاه داشته میشد و یا باید تغییرات را متناسب با نیازمندیهای مردم و اقتضاآت زمان انجام میدادند ؟
باید این مسئله برای همیشه حل شود که: ایا مردم برای زمین وآثاری که روی آن است خلق شده اند ویا زمین وهرچه بر روی آن است برای مردم آفریده شده است ؟ خداوند که فرموده است : والارض وضعها للانام = زمین را(خداوند) برای مردم بر قرار کرد. ---- تا دیگران چه بگویند!!