اصول دین مهمترند یا فروع

 

اضول دین مهمترند یا.....             نویسنده :- جعفر  ناظم  رعایا

برای ادیان یک تعریفهای بیان شده است که بر حسب اهمیت به تر تیب طبقه بندی شده اند.
اصول دین اسلام به تر تیب اهمیت عبارتند ار توحید و نبوت و معاد –وپس از اصول فروع مطرح میشوند که در مذاهب مختلف باهم متفاوت میباشند و چون فروع متفاوت هستند طبیعتا فروع فروع هم متفاوت هستند وآنها هم طبق ااصول آفرینش نمیتوانند همجهت باشند.
یک درخت را در نظر بگیرید که تنه ای دارد که روی آن شاخه هایی بوجود می آید که فروع آن هستند و بر روی هر شاخه ای نیز شاخه های دیگر میروید که همه مجموعا مخالف همدیگر اما منقارن هستند و این تخالف و تقارن سبب تعادل درخت و استواری و ثبات آن روی تنه و ریشه ها میشود . بر اساس تعاریف قرآن
کریم ونیز همانگونه که ما در کل اجزاء عالم می بینیم بنای آفرینش در کل, وجزو جزو آن هم بر اساس نظام تقارن و تخالف است که بحثی است جداگانه که فعلاوارد آن نمیشویم.
یک باغبان با تجربه و ماهر میداند که اکر لازم باشد تا درختی را هرس کند باید جوری شاخه های اضا فی را ببرد که تعادل آن بر هم نخورد زیرا اگر تعادل حفظ نشود ,علاوه بر اینکه درخت به سمتی که شاخه ها بیشتر است خم میشود, در معرض عوامل طبیعی جوی قرار میگیرد و شکست پذیر میشو د .
دین هم همینگونه است که مطابق نظام آفرینش .وبناگزیر- به مذاهب مختلف منشعب میشو د و خود مذاهب هم که شاخه های تنه درخت دین هستند بنوبه خود شاخه شاخه میشوند- چنانکه در دین اسلام هم مذهب شیعه شاخه شاخه شده است و هم مذهب ,یا بگو مذاهب اهل سنت و ( ودر ادیان و حتی احزاب و مسالک دیگر هم اوضاع بر همین منوال است).تا علاوه بر اینکه تقارن فروع حفظ شود تقارن و تعادل و تعامل بین شاخه ها روی تنه و ریشه وجود داشته باشد تا از یکطرف اصل و ریشه غذا وآب به شاخه و برگ و بار برساند و از سوی دیگر شاخه و
برگ ها نور و هوارا از فضا بگیرد و به تنه و ریشه ها برساند – اگر اصول قطع شوند تنه و شاخه ها می خشگند و اگر شاخه ها هم بریده شوند و از روییدن شاخه های دیگر هم جلو گیری شود ریشه ها خفه میشوند
ور درخت میمیرد!
با این بیان مذاهب لوازم فطری و ضروری اصل دین و ضروری همدیگر هستنند که اگر نباشند دین تظاهر ندارد . در دین اسلام هم
آنچنانکه قبلا نیز اشاره کردیم مذاهب منحصر به شیعه و سنی نیست چون فروع دیگری هم وجود دارد که
بیان آنها نوشتار را به درازا میکشاند و به طور خلاصه میتوان گفت که چون هر انسانی درک و شعور و
ادراکی مخصوص بخود دارد تعداد مذاهب به اندازه تعداد افراد متدین به دین است که هر یک بر حسب استعداد خود درکی بخصوص از دین دارند – وهرچند بعضیها بر زبان نمی آورند اما بناچار آنانیکه طرز درک
و تفکری نسبتا مشابه و نزدیک با هم دارند لیکن بایک نام طبقه بندی و معروف گردیده اند مانند دو شاخه مهم شیعه و سنی در اسلام که هر کدام با وجودیکه شاخه های فرعی و همسوی خودرا دارند و در درون مخالتفتهای اجتناب نا پذیر دارند, بجای اینکه قرینه مقابل خودرا یک امر ضروری و وسیله حفظ و ثبات وثمر بخشی خود بدانند به مخالفت و کینه توزی وطرد همدیگر می پر دازند . بد خواهان نیز از همین خصلت
غیر طبیعی و اشتباه استفاده میکنند و به آتش مخالفتها دامن میزنند و مذاهب را به جان همدیگر می اندازند تا
به مقصود بد اندیشانه خود برسند ,زیرا هر یک از طرفین تضعیف یا حتی تقویت هم بشوند با عث ایجا د بی تعادلی در
درخت دین و آسیب پذیری آن - به سود دشمنان خواهد شد.
حضورکفر در بر ابر دین هم یک امر طبیعی وضروری و اجتناب ناپذیر است ,چنانکه خداوند خود میفرماید:- واگر پروردگارت میخواست یقینا وبدون استثنا تمام کسانیکه در روی زمین هستند همه بطور گروهی ایمان می آوردند – پس آیا تو میخواهی مردم را ناچار از ایمان آوردن کنی ؟ سوره 11آیه 99 .
پس متدینان نبایدخود مقدمات برخورد و ستیز باکفر را فراهم آورند و تنها آنگاه میتوانند" دفاع "کنند که کفر
حمله را آغاز کند -.بین ادیان هم همینگونه است . ادیان پیشین ادیان بعدی را کاملا نپذیرفته اند و هرچند ادیان بعدی کاملتر هم بوده اند ولی موجودیت ادیان پیشین همچنان باقی مانده است .
در درون هر یک از ادیان نیز طبق نظام فطرت که اجتناب ناپذیر است مذاهب بوجود آمده و بجای همزیستی مسالمت آمیز بناروا با هم در عناد و ستیز هستند و این هم در حالی است که در طول قرون گذشته نتوانسته اند
طرفهای مقابل را از میان بر دارند . بر فر ض محال اگر یک چنین پیروزی هم بدست آورند بلا فاصله در درون همان مذهب پیروز یک انشعاب جدید بصورت یک مذهب نو بوجود می آید – مانند یک آهنربا که دو قطب مثبت و منفی دارد که اگر آن را بشکنی در هر یک از قطعات آن قطبهای جدید مثبت و منفی بوجود می آید!
زیرا این نظام آفرینش است که هر چیزی باید مخالف و مقارن داشته باشد تا تعادل بر قرار بماند :- والسماء رفعها و وضع المیزان- الاتطغغوا فی المیزان,:آسمانرا برافراشت وبر اساس تعادل قرارداد- هشدار ! در میران و یا تعادل زیان و آشفتگی ایجاد نکنید- آیات 7و8 سوره رحمن و آیات دیگر.
انشعا ب در دین اسلام هم مقدمه اش همان زمان گسترش اسلام فراهم شد وپس از رحلت حضرت رسول الله (ص) شروع به تظاهر کرد وبا در گذشت ابو بکر قطعی شد وبا روی کار آمدن معاویه آشکارا شد و تا عصر کنونی ادامه داشته و تا انقراض نسل بشر نیز استمرار خواهد داشت.؟اما پیروان مذاهب در دین هیچگاه به این حقیقت اجتناب ناپذیر توجه ننمودند و در طول تاریخ همیشه با هم در کشمکش و ستیز و کشت و کشتار بوده اند بدون اینکه بتوانند حتی
یکی از آنها دیگری را از میان بر دارد و خودرا پیروز بشمار آورد؟
هم اکنون بوضوح دیده میشود که بر اثر تحریکات دشمنان دین تکفیر کردنها و کشمکشها و خونریزیها
بین مذاهب اسلامی , حتی در اماکن مقدس ومراکز وحدت و ایام برگزاری حج و مجامع نیایش و عبادت
استمرار دارد – نه کسی به نظام آفرینش خداوند که بر اساس تقابل و تقارن و تعادل است توجه دارد ونه
به تجارب تا ریخی که هیچگاه هیچ مذهبی نتوانسته است مذهبی دیگر را از میان بردارد ویا در سلک مذهب
مورد قبول خود در آورد؟زیرا اینقبیل تلاشها, نا بخردانه و مغایر نظام آفرینش میباشد.
قرآن کریم تصریح و تاکید دارد که در نظام آفرینش همه چیز زوج و قرینه دارد و فقط خداوند آفریننده است که قرینه و شریک و همسر وپدر و فرزدند ندار د –حال که جنین است این دایه های مهربانتر از مادر و بندگان آگاهتر از... به ما بگویند که با چه مجوزی مذاهب متقابل را لعن و نفرین وتکفیر میکنند وکمر به
به قتل و کشتار همدیگر بسته و دنیای اسلام را کرفتا ر بیم وهراس کرده وآب به اسیای دشمن میریزند و
دستاویز بدست آنها میدهند تا نشان تروریستی دستپرورده و مصنوع خودرا بر پیشانی اسلام ومسلمانان بچسبانند و بااین
بهانه سر زمینهای اسلامی را مورد هجوم و تجاوز وتحقیر و اشغال و تاراج قرار دهند .این نا آگاهان ا ز مفاهیم قرآن وحقایق دین کی میخواهند به اصول اساسی وبنیادین نظام اسمانی و سعات آفرین اسلام توجه کنند وبه خود آیند
ودست از خودزنی و خود شکنی وجهالت بر دارند ؟.