پاسخ به پرسشی نقادانه

 

 

پاسخ به پرسشی نقادانه               سراینده  جعفر  ناظم رعایا

 صادقا!داری چه خوش طبعی روان
از خدا خواهم برای انتقاد
انتقادت چون به گفتار من است
بنده را باهیچ جا پیوند نیست
من هماره بوده ام جویای حق
هست گفتار مرا آنکس گواه
بعد از این آغاز در اندک بیان
گفته ای اکنون و دورانی که رفت
در تمدن نا شکوفا مانده ایم
یاد میآری که تاکستان ما
یا د میآری که درنفت جنوب
صاحبان اصلی آن برده وا ر
کرد غربی مدت هفتاد سال
سودها میبرد بیرون از حساب
نی همین درنفت بد غارتگری
ظاهرا فرمانروامان شاه بود
یاد میآری درآمدهای نفت
یاد داری ارتشی میشد سوار
زندگی بر خلق ایران بود تنگ
یا د میآری زهندستان طبیب
آید اکنون بهر درمان بیدرنگ
یاد میآری که دانشگاهها
لیکن اکنونند در تحقیق وکار
یاد داری چند درصد باسواد
باشد اینک جمع دانشگاهیان
یاد داری بود هر شاه وامیر
یاد داری بود چندین مستشار
هست اینک جای آن بیگانگان
یاد داری موقع پیمان نفت
گفت آن اول وزیر اهل جنگ
دارداکنون حرفها ایران ما
هم صنایع هم علوم و هم فنون
یاد میآری که با دلخواه غرب
بهر ما نقد پس اندازی نماند
هر چه چندین سال دست آورده ایم
چون نمیخواهد عدوی نابکار
بود وباشد کشور ما در حصار
پشت بر فرهنگ خویش و دین کنیم
هر چه آنها امر کردند آن کنیم
از سر ما بر نمیدارند دست
ره آزادی نمیباشد فراخ
باید اول داشتن آماد گی
در تن آسانی نمیآید به کف
پس,تفاوتهاست در این نکته ها
مختصر, گفتم یکی از بیشما ر
شکر لله دوستم ابلیس نیست

 

میدهد آهنگش آرامش به جان
خامه ات مانند خنجر تیز باد
نیست غم,زیرا همین کار من است
آمر و مامور نزد من یکیست
نیز خواهم بود ,تادارم رمق
کو بود پیوسته دور از اشتباه
باز میگردم به اصل داستان
زند گانی بوده بر مبنای نفت
وا پسین اهل دنیا مانده ایم!
میوه اش بد مال بد خواهان ما؟
مالکیت بود با اهل "غروب"
بود در ننگ آورین وضعی به کار؟
مال و ملک میهن ما پایمال؟
سهم ما میبود از در یا حباب؟
بلکه میکردند بر ما سروری؟
لیک نزد غرب برگی کاه بود
سوی غربیها بنام وام رفت؟
روی فانتوم بمب ریزان در ظفار؟
در یمن میکرد شه با خلق جنگ!
بود در درمان مردم بی رقیب ؟
سوی ما از قاره ها حتی فرنگ؟
بود جولانگاه نا آگاهها؟
وانکشاف و اختراع و ابتکار
بود بین مردم نیکو نهاد
بیشتر از با سواد آن زمان
گوششان بر بانگ فرمان سفیر!
در امور اصلی کشور به کار؟
اهل میهن در مقام و در مکان
چون به مجلس نوکر بیگانه رفت
عاجز است ایران بسازد لولهنگ !
تا بگوید دراتم,صنعت,فضا
در شکوفایی است در این مرز وبوم
شد خراب این ملک از آسیب جنگ
باز سازیها درآمدها ستاند
صرف جنگ و با زسازی کرده ایم
ملتی"خود متکی" در این دیار
تا مگر گردیم ما غربی مدار
امر استعمار را تمکین کنیم
خانه آمال خود ویران کنیم
پاکخواهان پلید خود پرست
سخت تنگ است وخطیر و سنگلاخ
رنج بردن در ره آزاد گی
عزت وآزادی و فخر و شرف
گوهر آزادگی داره بها
گر تو خواهی بیشتر در خاطر آر
جامه هم از فتنه هایش خیس نیست