نردبام عرش

نردبا م عرش یا حبل المتین        سراینده  :-جعفر  ناظم رعایا

نا مردمان در هرجایی( مقام و موقعیتی) که باشند خوار و ذلیلند مگر اینکه به رشته ای
در آویزند که بین خداوند ومردم بر قرار است وگر نه گرفتار خشم خداوند خواهند شد-
اقتباس از آیه 112 ,سوره آل عمران (سوم
)



خداوندرا زاسمان برزمین
طنابی است تابیده از نور دین
طنابی که باشد چو یک نردبام
سر آسمانی بود استوار
مگر اینکه هر رشته محکمی
من از رشته ,اندک خبر داشتم
نبودم خبر زانکه آن ریسمان
زدم چنگ بر ریسمان خدا
همانگه در آمدبه جنبش طناب
توگویی.که بر ساعت آونگ بود
زجنبش به گیجی در آمد سرم
ز سستی رها شد زدستم طناب
مسلط شدم چون بر احوال خویش
ندانی که این رشته دارد دوسر
سر آسمانی بدست خداست
بگیری اگر مردمان دست کم
در اندیشه مردم خویش باش
که را خوی" مردم مداری"بود
هر آنکس که از مردم خودجداست
توانی کنی رو ببالا صعود
بلی مردمان نردبام همند
 بود رشته ای , نام , حبل المتین
فرا راه با لا رو راستین
که با لاتوان رفت از آن گام گام
ولی بر زمین است نا پایدار
ببندی از آن با دل آدمی
به بالا شدن پای بگذاشتم
بو د متصل با دل مردمان
ولی بودم از مردم خود جدا
بسوی چپ وراست در پیچ وتاب
ولی جنبشش نا هماهمگ بود
کز آن شد روان دور از پیکرم
به زیر اوفتادم از آن پیچ و تاب
کسی گفت:ای غافل از دین و کیش
یکی زیر باشد یکی بر زبر؟
سر دیگرش دست همنوع ماست؟
به بالا نیاری گذاری قدم ؟
وز آن, رهروی رفعت اندیش باش
رها از ذلیلی و خواری بود
هماره گرفتار خشم خداست
گرت رشته پیوسته با خلق بود
بسوی خدا رشته ای محکمند