نوروز وسال نو مبارک

        

 باز هم چهره نو روز عیان میگردد
من ندانم چه پیامی دهد از سال جدید
همه اسرار نهانی که طبیعت دارد
باد از شوق زند چنگ چو در گیسوی بید
پای کوبا ن وغزلخوان همه کس در هرحال
خاک را سبزه بپو شاند و خود ازگلها
نه فقط بلبل شوریده که هر زاغ و زغن
بادرا بین که ره آورد گلستانهارا
رایگان ابر به سقایی صحرا خیزد
برکه را بین که در آن سایه زیبای درخت
مرغ حق شامگهان پرد وکوکو گویان
بر تراز زر عیار است به نوروز زمین
از زبان گل بشگفته به فروردین ماه
این جهان یک گل زیبای خدا پرورد است
مختصر گویی ناظم به پذیرید که او
سبب شادی هر پیر و جوان میگردد
که از آن غنچه به تن جامه دران میگردد
از زبان گل بشگفته بیان میگردد
چون نکیسا غزلش ورد زبان میگردد
به تماشای گل و سبزه روان میگردد
زیر یک پوشش صد رنگ نهان میگردد
عاشق فصل بهار از دل و جان میگردد
با سخاوت همه جا مشگ فشان میگردد
چشمه بر پای گلا ن بوسه زنان میگردد
از نسیمی که وزد رقص کنان میگردد
به طلبکاری حق در جولان میگردد
خوشتر از مشگ ختن شامگهان میگردد
معنی جنت فردوس عیان میگردد
که به نوروز زمین نافه آن میگردد
روز نو روز دچار هیجان میگردد