متفرقه

حساب سیاق –پیدایش ومتروک شدن آن

درمورد حساب سیاق نظرات مختلفی بیان شده است اما بنظر بنده با توجه به شیوه نگارش مفردات این حساب واینکه ازاوایل قرن دوم هجری معمول گردیده است - مخترع حساب سیاق یا عربها هستند ویا ایرانیانی که پس از به قدرت رسیدن و توسعه اسلام عهده دار امور مالی واداری اسلام شده اند وعملیات آنان بنظر اعراب آنچنان مهم وعجیب بوده است که به ایرانیان آگاه به امور حسابداری و اداری عنوان "دیوان" دیوها -داده اند واین کلمه از آن زمان برای امور اداری و محاسباتی وکتاب و دفتر رسمیت یافته و تثبیت شده است . علت اینکه در اینمورد قاطعانه اظهار نظر میکنم اینست که اعداد سیاق عمدتا از دو حرف اول واژه هایی انتخاب شده است که عربها برای بیان حساب وشمار بکار میبرندوعبارتند از: (1- واحد/ واحدة) (2- اثنان/ اثنتان) (3- ثلاثة/ ثلاث) (4- أربعة/ أربع) (5- خمسة/ خمس) (6- ستّة/ ستّ) (7- سبعة/ سبع) (8- ثمانية/ ثماني) (9- تسعة/ تسع) (10- عشرة/ عشر) (11- أحدَ عشرَ/ إحدی عشرةَ) (12- اِثنا عشرَ/ اِثنتا عشرةَ) (13- ثلاثةَ عشرَ/ ثلاثَ عشرةَ) (14- أربعةَ عشرَ/ أربعَ عشرةَ) (15- خمسةَ عشرَ/ خمسَ عشرةَ) (16- ستَّةَ عشرَ/ ستَّ عشرةَ) (17- سبعةَ عشرَ/ سبعَ عشرةَ) (18- ثمانيةَ عشرَ/ تماني عشرةَ) (19- تسعةَ عشرَ/ تسعَ عشرةَ) (20- عشرون) (21- واحد و عشرون/ واحدة و عشرون) (22- اثنان و عشرون/ اثنتان و عشرون) (23 – ثلاثة و عشرون/ ثلاث و عشرون) ... (30- ثلاثون) (40- أربعون) (50- خمسون) (60- ستُّون) (70- سبعون) (80- ثمانون) (90- تسعون) (100- مِئَة) (101- مئة و واحد/ مئة و واحدة) (102- مئة و اثنان/ مئة و اثنتان) ... (111- مئة و أحدَ عشرَ/ مئة و إحدی عشرةَ) ... (200- مئتان) (300- ثلاثُمئةٍ) (400- أربعُمئةٍ) (500- خمسُمئةٍ) (600- ستُّمئةٍ) (700- سبعُمئةٍ) (800- ثمانُمئةٍ) (900- تسعُمئةٍ) (1000- ألف) (2000- ألفان) (3000- ثلاثةُ آلافٍ) ... (10000- عشرةُ آلافٍ) (11000- أحدَ عشرَ ألفاً) (12000- اثنا عشرَ ألفاً) (13000- ثلاثةَ عشرَ ألفاً) ... (20000- عشرون ألفاً) (100000- مئةُ ألفٍ) (200000- مئتا ألفٍ) (300000- ثلاثُمئةِ ألفٍ) (1000000- مليون) (2000000- مليونان) (3000000- ثلاثةُ ملايينَ) (11000000- أحدَ عشرَ مليوناً) ... (1000000000- مليار) (3000000000- ثلاثةُ ملياراتٍ) و وازاین اعدادبرای حساب سیاق بشرح زیر خلاصه گیری شده است :-اداز احد-اث از اثنان- ثل از ثلاث-اع ار اربع- خم از خمس- ست از سته- سب ار سبعه- ثم از ثمانیه- تس از تسعه- عش ازعشره – عی از عشرین-ثن از ثلاثین - همینگونه تا آخر. وبنا براین پس از مخفف کردن حروف انتخابی اول ودوم که نوشته میشود دنباله دومی را میکشند واگر منظور"مبلغ" باشد یک خط کوتاه بالای خطی که امتداد داده اند میکشند واگر منظور از حساب " وزن" باشد دنباله حرف دوم را که کشیده اند بسمت بالا پیچ میدهند وبه میان خطی که کشیده شده است وصل مینمایند. (2- نظر باینکه نگارش اعداد سیاق با کامپیوتر برایم مقدور نیست علاقمندان برای مشاهده نمونه به فتو کپی پیوست مراجعه نمایند. (3- توضیح اینکه از مدتها پیش حساب سیاق در همه کشورها ودر ایران ازسال 1307 فانونا ممنوع وحساب ریاضی جانشین آن شده است واحتمال متداول شدن دوباره آن (بخصوص با همه گیر شدن رایانه)غیر ممکن بنظر میرسد صرف وقت برای توضیح بیشتر در اینخصوص بیهوده میباشد (4- توضیع دیکر اینکه باوجودیکه ازسال1307 جساب سیاق در ایران ممنو ع و ریاضی جایگزین شد اما چون مداس دولتی در همه جا تاسیس نشده و کما کان تدریس در مکتب خانها ادامه داشت اما بتدریج و همزمان با کسترش مدارس مکتبخانه ها هم تعطیل شدند تدریس سیاق نیز متروک گردید هر چند هنوز هم افراد سنتی معدودی وجود داردکه به حساب سیاق مبادرت مینمایند.----- جعفر ناظم رعایا

اجزاء و اضعاف قانونی اوزان ومقیاسها مصوب 1304 ---------------------------------------------------------- ‌

گره: ده یک گز = یک دسیمتر میل: هزار گز = یک کیلومتر ‌بهره: صد یک گز = یک سانتیمتر فرسنگ: ده هزار گز = یک میر یا متر ‌مو: هزار یک گز = یک میلیمتر 2 - مقیاسهای سطح ‌واحد مقیاس ‌گز مربع مساوی یک متر مربع اجزاء اضعاف ---------------------------------------------------------- ‌گره مربع: = یک دسیمتر مربع قفیز: صد گز مربع = یک دکامتر مربع ‌بهر مربع: = یک سانتیمتر مربع جریب: ده هزار گز مربع = هکتار ‌موی مربع: = یک میلیمتر مربع میل مربع: یک میلیون گز مربع = یک کیلو متر مربع ‌ه - در اضعاف مقیاس سطح مقصود از گز مربع همه جا همان است که در عرف عامه (ذرع مضروب) می‌نامند. 4 - مقیاسهای حجم ‌واحد مقیاس ‌گز مکعب مساوی یک متر مکعب اجزاء اضعاف ---------------------------------------------------------- ‌گره مکعب: مساوی یک دسیمتر مکعب پیمانه: مساوی یک لیتر در پیمانه‌ها ‌بهر مکعب: مساوی یک سانتیمتر مکعب برای مایعات و غیره گره مکعب ‌موی مکعب: مساوی یک میلیمتر مکعب واحد مقیاس خواهد بود و پیمانه نامیده خواهد شد. 3 - مقیاسهای وزن ‌واحد مقیاس ‌درم مساوی یک گرم اجزاء اضعاف ---------------------------------------------------------- ‌نخود: ده یک درم مثقال: ده درم ‌ارزن: صد یک درم سیر: صد درم ‌خردل: هزار یک درم سنگ: هزار درم. اگر چه قانون مربوط به اوران ومقیاسها در 1304 تصویب وابلاغ شد اما بعلت اینکه دولت مرکزی تازه حکومت را بدست گرفته و بر سراسر کشور استیلا نیافته بو د وبخصوص بعلت عدم وجود وسایل ارتباطی لازم در حدود دهسال طول کشید تابتدریج مردم از اعمال وکاربری اوزان ومقیاسهاس سنتی که بر مبنای "من" وگز وزرع استوار بود دست برد ارند ومقیاسهای قانونی جدید را بپذیرند . اوزان ومقیاسهای سنتی نیز در همه جابیکسان شناخته وعملی نمیشد چنانکه یک من درسده شاه وکهنه داشت که یک من شاه مساوی تقریبا 6 کیلو و یکمن کهنه تقریبا 5 کیلو ویکمن تبریز تقریبا 3 کیلوگرم بود- همینگونه بود جریب که درجایی مانندسده 1000 ذرع یا گز ودرجایی 1800 وجایی 3600 وجایی دیگر 10000 ذرع حساب میشد .برای داد وستد مایعات پیمانه ویرای جامدات سنگ وترازو بود که سنگها از مسیر رودخانها وساییده ونسبتا گرد شده بودند انتخاب میشدند که اگر برای توزین کم بودند برآنها پاره سنگ اضافه میکردند واگرزیاد بودند مقدار لازم را از آنها میشکستند وبنا براین میتوان گفت که حساب وکتابی قابل اطمینال بر قرار نبود . تا آنجاییکه بیاد می آورم اوزان ومقیاسهای"تقریبی" متداول در سده عبارت بود از:- ‌خروار= 50 من---یک من شاه=6 کیلو---من کهنه =5 کیلو— یک من = جهار چارک وچارک را صد درم ونصف صد درم را پنجاه ونصف آنرا بیست وپنج ونصف آنرا دهنارمیگفتند(؟) مثقال= یک شانردهم سیروهرسیر =16 مثقال یعنی 75 گرم و10 سیر 750گرم وبنابر این یک من شاه = 6000 کرم بود. واحد طول وسطح. واحد طول =گز یا ذرع وتقریبا 104 سانتیمتر ولذا جریب مساوی تقریبا 1080 متر مربع بود و با اینکه جریب ر ا 1000 متر مربع دانسته اند تقریبا 80 متر اختلاف دارد وبرای بنده معلوم نیست حق باکیست!. مساح یا گرادار ک کسانی بودند که از اتصال چند نی یک وسیله پیمایش بطول پنج گز (زرع ) که آنرا "نی " میگفتند واندکی هم حساب سرشان میشد برا انجام معاملات به مساجی اراضی دعوت میشدند وهر نی مربع را 25 ذرع وهر جریب را 40 نی و10 قفیز محاسبه میکردند. واجزاء کوچکتر را مانند وزن نیم من –صددرم-

پنجاه میش

پنبه کاری درسده لنجان

 

 

بوته ّبنبه که مانند درختچه یک ساله فندق میباشد در مناطق چهار فصل مانند حوزه مرکزی ایران در اوایل تابستان کاشته میشود و آخر تابستان به گل مینشیند و میوه اصلی آن که مانند گردو یی که توکی تیز داشته باشدمیماند وآن میوه گردو مانند وسبز آن  را "سوی ؟" مینامیدند  که ابتدا مایعی خمیرگونه در ان ایجاد میشود و بهتدریج تبدیل به  الیاف ّبنبه میشود و پوست میوه بصورت برگهایی  چوبینه و  مثلثی شکل  که قاعده آنها به هم  چسبیده است  از هم جدا میشود و گله های پنبه از آن خارج میگردد وبه

 

 

پوست آن که پنج یا شش پر دارد آویزان میماند که باید از

 

 


 بوست جدا شود

 

 

میوه شکفته  بنبه  را کلوز ه یا گلوزه ("گل کوچک خوب وزیبا")  مینامند و کاشت و داشت و برداشت آن را کلوزه کاری مینامیدند.

 

 

 کلوز ه یا بنبه کاری درسده سابقه طولانی و مستمری ندارد و بیشتر در سده برنجکاری متداول بود اما در اوایل حکومت رضاشاه بعلت ,یا به بهانه  شیوع بیماری مالاریا که لا رو و پشه ناقل بیماری آن در آبهای راکد تولید و تکثیر میشود برنج کاری ممنوع شد و کاشت محصولات دیگررا که یکی از آنها پنبه بود ترویج و جایگزین کردند و بنابراین و براساس نظام "از تولید تا مصرف "که تقریباً شیوه سنتی قدیم در ایران بود شغلهای مربوط و قابل مصرف کردن پنبه در سده  که عبارت بود از جدا کردن پنبه دانه ,, شیت کردن و تبدیل کردن آن به چله توسط حلاجها و ریسندگی و کرباس بافی –توسط زنان  و رنگرزی و چیتگری و دوخت لباس و سایر وسایل پارچهای از آن رواج یافت و متداول گردید و لوازم فنی آن نیزتهیه  و به کار گرفته شد و رنگرز( کازر )معروف میرزا علی در نزدیکی چهارتاقی سهرابیها و حسین چیتگر در ابتدای کوچه جنوبی تیمچه نزدیک قلعه حاج حسین بودند  که کرباس های خام را رنکرزی وچیتگری و برای مصرف در لباس ووسایل  دیگری که  از کرباس تهیه میشد  آماده میکردند.

 

 

کارهای رنکزی با  نیل  وجوهر های رنگارنگ , دیگهای های متعدد و دستهای تا آرنج 

 

 

 با رنگ همیشه ثابت میرزا علی بود که آنها را با رنگهای مورد درخواست رنگرزی میکرد و وسیله کار چیت کردنهای  حسین چیتگر  نیز رنگهای  گوناگون و تخته هایی (شابلون) با حر وف برجسته وارونه بود که روی آن حروف را و نقشهها به دلخواه  ومنظم را وارونه  وبه روال لازم میچیدند ,مانند مهرها واستمبهای متداول با رنگهای دلخواه آغشته میکردند و سفره و پردههای و پارچههای مخصوص لباس زنانه را ماهرانه چیتگری میکردند و پردهها و پارچههای مخصوص لباس زنانه بیشتر با نقشهای گل بوته های  رنگارنگ روشن چیتگری میمیشد اما بارچه های  مخصوص سفره علاوه بر گل بوتههای  رنگی زیبا در حاشیه ها از نظر قدردانی و شکرگزاری و درخواست افزونی نعمات الهی  با جمله ها و اشعاری مناسب مزین میگردید مانند :شکر نعمت نعمتت  افزون کند-- چنان  بهن  خوان کرم گسترد --که سیمرغ در قاف  روزی خورد --خدایا تو این سفره معمور دار- همیشه پر از نعمت و سوردار – بلاهای ارضی و آفات دهر - ازین سفره و صاحبش دو ردارد . اما متأسفانه پس از اینکه به تدریج کشور ایران با دنیای صنعتی آشنا گردید شیوه اقتصادی و سیمای فرهنگ سنتی " از تولید تا مصرف" در ایران متروک گردیده و غرب گرایی  مصرفی  جانشین آن شد  وچون بس از چند سال مردم نتوانستند گزینه های دیگر بجای برنج را تحمل کنند بنای اعتراضات وشکایات را گذاشتند ودنبال کردند ونهایتا دولت  ناگزیر ممنوعیت کاشت برنج را لغو کرد که در حاشیه های زاینده رود بنبه کاری  بتدریج متروک گردید –وبس از آن تامدتی کسانی

 

 

 که به کارهای  مربوط به بنبه  اشتغال داشتند  مواد خام لازم رااز کشاورزیهایی که با اب چشمه و قنات کلوزه میکاشتند  تا مین میکردند که آن نیز در نتیجه رواج ّبارچه های ماشینی متروک شد وبرونده بنبه کاری و حرفه های مربوط به آن در سده در بایگانی روزگاران کهن دفن گردید!

 

 

مردند

مقدمه ای بر کاشت ومصرف تر یاک در سده لنجان

خانه / تاریخ اقتصاد / قاجارها و کشت تریاک-1 تاریخ قاجار قاجارها و کشت تریاک-1 روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 2053 تاریخ چاپ:1389/01/25 بازدید:2773بار کد خبر: DEN-601585 کشت تریاک تریاک به عنوان ماده گیاهی که از دو خاصیت مخدری درمانی و اعتیاد برخوردار است، قدمت دیرینه‌ای در ایران یافته است. گفته می‌شود که این ماده مخدر برای اولین بار توسط اروپاییان به ایران راه یافته است و ورود آن نیز به دوران قاجار برمی‌گردد. کشت تریاک تریاک به عنوان ماده گیاهی که از دو خاصیت مخدری درمانی و اعتیاد برخوردار است، قدمت دیرینه‌ای در ایران یافته است. گفته می‌شود که این ماده مخدر برای اولین بار توسط اروپاییان به ایران راه یافته است و ورود آن نیز به دوران قاجار برمی‌گردد. با ورود تریاک به ایران، این ماده مخدر به عنوان کالای تجاری سودآور، جایگزین بسیاری مواد و صنایع تجاری دیگر در ایران شد. چنانچه در اسناد به جای مانده از اوضاع اجتماعی- اقتصادی ایالات و ولایات ایران در دهه 30، ایالت‌هایی چون کرمان، اهواز، اصفهان و غیره به کشت تریاک اشاره کرده‌اند، در حالی که در خصوص کشت سایر محصولات با معضل مواجه بوده‌اند. مجله الکترونیکی تاریخ معاصر ایران «دوران» یادداشتی در این خصوص به نقل از فصلنامه تحقیقات تاریخی منتشر کرده است که امروز تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود. دقیقا مشخص نیست که تریاک چه زمانی و توسط چه کسی به ایران وارد شد، ولی همه محققان بر این اعتقادند که کشت تریاک در دوران قاجاریه گسترش بی‌سابقه‌ای یافت و مریدان زیادی پیدا کرد. از زمانی که ایرانیان با اروپا حشر و نشر پیدا کردند بی‌آنکه به علم و هنر و دانش و صنعت غرب بیندیشند به ظواهر دل فریب فرنگ دل باختند و در لباس و غذا و اثاثیه منزل و کالاهای مورد نیاز زندگی به فرنگ روی آوردند و به دنبال بنجل‌های فرنگی رفتند و سال به سال بر میزان واردات آن افزودند. بی‌آنکه در مقابل این واردات از مرزهای بی‌در و پیکر، فکر صادرات باشند. این در حالی است که کارگاه‌های پارچه‌بافی ایران مثل مخمل کاشان و شال کرمان و ابریشم گیلان در برابر سیل پارچه‌های فرنگی تعطیل شد و صنعت ملی نادیده گرفته شد. در عوض دولت به فکر کشت و صدور تریاک افتاد. به ویژه که این محصول از یک سو کم زحمت و زود ثمر بود و از جانب دیگر مورد نیاز و رغبت اروپایی‌ها که از آن در جهت استفاده از خواص طبی‌اش سود می‌جستند. بدین شکل بود که همه روی به تریاک آوردند و تجار ایرانی در هنگ‌کنگ و شانگهای دفاتر خرید و فروش تریاک باز کردند. در سال 1278 هجری شمسی درآمد ایران از محل فروش تریاک به 1.900.000تومان رسید، در حالی که کل صادرات ایران 7.400.000تومان بود. در 1297 زراعت خشخاش توسعه یافت و میزان تریاک تولید شده در سال 1302 به 12هزار تن رسید. تجارت تریاک چنان توسعه یافت که پیر و جوان به دام این ماده افتادند و حتی بعضا برای آرام کردن اطفال و خواباندن آنان به‌آنها تریاک می‌خوراندند. در سال 1307 ه ش، تازه دولت وقت به صرافت افتاد که باید برای حل این معضل دست به کاری زند و از توسعه این امر جلوگیری کند؛ چنین بود که قانون انحصار تریاک از مجلس گذشت. البته نباید تصور کرد که دولت برای نجات مردم از چنگ اعتیاد به مواد مخدر، دست به چنین کاری زد. بلکه نظر دولت در طرح این لایحه، گرفتن تجارت تریاک از دست تجارت داخلی بود برای تقویت بنیه مالی خود. به این معنی که چون تریاک ایران از لحاظ کیفیت نسبت به تریاک ترکیه یا افغان، مشتریان نقد و پابرجایی داشت؛ دولت می‌خواست که عواید آن منحصرا به امور مالیه دولت اختصاص یابد؛ کما اینکه چندی بعد، موضوع انحصار دخانیات پیش آمد و کلیه کسانی که به صورت صنعت خصوصی سیگار تهیه می‌کردند، مجبور شدند کار سیگار را رها کنند و به دست دولت بسپارند و این کار را نه برای جلوگیری از اشاعه سیگار، بلکه اخذ کلیه عواید حاصل از ساخت و توزیع فروش سیگار بود. چنانکه دولت انواع و اقسام سیگارهای بی‌کیفیت و نامرغوب به بازار عرضه کرد که بعضی از آنها مثل «فومن» و «اشنو» چنان تند و بدبو بود که مردم، به حق آنها را به شوخی «سیگارهای دیزلی» می‌گفتند؛ یعنی دارنده دودی به تندی و بدبویی دود کامیون‌های دیزلی. از ماده اول این قانون، نظر دولت در مورد استفاده منحصر از تجارت تریاک روشن می‌شود: ماده 1- از تاریخ تصویب این قانون کلیه معاملات و نگاهداری و انبار کردن و حمل‌ونقل و صدور تریاک و شیره و چونه، اعم از مصرف داخلی یا خارجی منحصر به دولت است. این انحصار موسوم به «انحصار دولتی تریاک‌» خواهد بود. اما موقع طرح این ماده، عده‌ای از وکلا، پیشنهادهایی در مورد تقلیل تدریجی مصرف تریاک داخله دادند که در نهایت به کاهش مصرف و جلوگیری از اعتیاد بیشتر انجامید و وزیر دارایی در کل، آنها را پذیرفت، ولی اظهار داشت که مجموع نظرات وکلای مجلس را به صورت ماده‌ای جداگانه (نه همراه ماده اول) در قانون خواهد گنجاند و در نتیجه، ماده 15 قانون مزبور، بدین صورت طرح و تصویب شد: ماده 15 ـ دولت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون تا ده سال، وسایل ترک استعمال تریاک را در داخله مملکت (طبیب و دوای مجانی) تهیه و در دسترس معتادین قرار دهد و اعتبارات لازمه اجرای این منظور را به مجلس ملی پیشنهاد نماید و مصرف داخلی را از 1308، در هر سال، یک عشر کسر کند تا این که در انقضای مدت مزبوره، استعمال تریاک در غیر موارد طبی، در تمام مملکت متروک و ممنوع گردیده و فروش تریاک در موارد طبی به موجب نسخه طبیب به عمل آید.تبصره ـ مؤسسه انحصاری برای ورود تریاک از خارجه، هیچ اجازه نخواهد داد مگر آن که اطمینان حاصل نماید که به مصرف داخلی نخواهد رسید.این قانون، در سه‌شنبه 26 تیرماه 1307 به تصویب رسید و شروع مذاکرات مجلس و متن پیشنهادهای نمایندگان در روزنامه اطلاعات،‌ به تفصیل آمده است ک

اشت ومصرف تریاک درسده لنجان ب

ا توجه به مقدمه مذکور که از منابع مندرج در متن آن اخذ شده است در سال 1٬307 که بحبوحه اقتدار رضاشاه بود موضوع کاشت و برداشت و مصرف داخلی تریاک و تجارت خارجی آن در کنترل دولت قرار گرفته است و بنده نیز که در سال 1٬307 متولد شدهام پس از چند سالی که در یک نظام کشاورزی سنتی در حال رشد بودم کم کم متوجه کاشتن و برداشت این محصول تحمیلی شدم -یادم هست که نقل میکردند که کشت تریاک یک رویه سنتی نبود و مأموران دولتی در اواخر دوره قاجار و اول دوره پهلوی آن را با زور و تطمیع کشاورزان در ایران ومنجمله در لنجان رواج داد ه اند .حتی در همان اوان کودکی شنیدم که میگفتند بذر خشخاش را ماموران دولتی به مردم میدادند و اصرار داشتند که زیر نظر خود آنها کاشته شود اما مردم در آغاز کار با وجودی که زیر فشار بودهاند خشخاش هارا دزدکی بومی داده و با حضور ماموران میکاشته اند ولذا بذرهای بو داده سبز نمیشده اند ولی مأموران بهتدریج متوجه حیله کشاورزان میشوند و مردم را مجبور میکنند تا زمینها را آماده کاشت نمایند تا بذر ها راپس از آماده شدن زمین برای کاشت بدهند تا زیر نظر مأموران دولت در مزارع بباشند وآبیا ریکنند و بدین ترتیب و نیز به علت اینکه در جاهای دیگر بابت تولید محصول تریاک پول نسبتاً خوبی به کشاورزان میرسید است به تدریج در لنجانات و بخصوص در سده نیز کاشت آن متداول شده و مصرف آن نیز تا حدودی معمول میگردد -اما تا زمانی که من شاهد بودم تریاک کاران تنها در روزهای برداشت تریاک بعضاً به صورت تفریحی تریاک میکشیدند اما تعداد معتادان تریاک در سده به ده نفر هم نمیرسید . تریاک در فصل پاییز کاشت و در بهار با نظارت ماموران دولتی برداشت میشد و محصول جمعآوری شده به انباری که در میدان گاه نزدیک خانه حاج یدالله فهیم که کدخدای سده بودتحویل میگردید و بهای آن دریافت میشد . طرز برداشت این گونه بود که وقتی کوکنار آن که آن را در سده لنجان توتوری یا گرز میگفتند به رشد کامل میرسید پسین هنگام کشاورزان به مزارع میرفتند و همه آنها را با دست آله ای که چند عدد تیغة نوک تیز کوچک در یکطرف آن نصب شده بود خراش میدادند و این کاررا"خش زنی "میکفتند تا شیره تریاک بیرون به تراود و صبح روز بعد پس از طلوع فجر به کشتگاه میرفتند و شیره های بیرون تراویده شده را پیش از این که هوا گرم شود وشیره های غلیظ و قهوه ای خشک شوند با کاردهایی که مانند قاشق گود و دارای لبه ای تیز بود از روی کوگنارها پاک میکردند و در ظرفی که با کمربندی مخصوص به کمر میبستند جمعآوری میکردند و این کار خش زنی و برداشت را بسته به استعداد شیره دهی کوگنارها در فواصل دو سه روز سه چهار بار برای هر محصول انجام میدادند و آنطور که میگفتند اگر محصول خوب بود از هر جریب زمین که 1٬000 ذرع مربع بود از نیم من تا یک من که سه کیلو تا شش کیلو میباشد تریاک برداشت میشد اما با وجودی که مأموران نظارت میکردند همه محصول را به انبار تحویل نمیدادند و از رشوه دادن به ماموران و یا غفلت آنان استفاده میکردند و بخشی را در مزارع پنهان میکردند و در فرصت مناسب به خانه میبردند و بعضاً آنها را روی تخته ای مخصوص با کارتهای که آنها را حسوم میگفتند مالش بسیار میدادند تا کاملاً غلیظ و نزدیک به خشک شدن بشود آنها را به اندازه سیگار شکل میدادند و به خریداران غیردولتی و قاچاقچیان بابهایی که بیشتر از نرخ دولتی بود میفروختند . نکته قابل توجه اینکه لولههای تریاک و سیگار مانند, رنگی قهوهای متمایل به طلایی جذاب پیدا میکردند که در آن مانند رنگهای متالیک ذرات بسیار درخشان تتق میکشید و من که تریاکهای قاچاق وارداتی از افغانستان را گاهی دیدهام که مانند قاراهای سیاه نیم سوخته اند و معلوم نیست که ازچه ناخالصیها ای فراهم شده اند یقین پیدا میکنم که معتادان این زمان خود را گول میزنند تا نشئه بشوند زیرا یک چنین معجونهایی هر چیزی هستند جز تریاک ! کارگران و کشاورزان برداشت تریاک را که پسینگاه خش میکشیدند و بامداد ان به جمعآوری شیرة تریاک میپرداختند "تریاک زنی" میگفتند وچون آنان باید با روشن شدن هوا در بامداد ناشتایی نخورده برای برداشت شیره تریاک به مزار ع میرفتند پس از انجام کار به خانه صاحب کار میرفتند و به صرف ناشتایی و بعضاً به کشیدن تریاک میپرداختند که تا پیش از ظهر به طول میانجامید و پس از آن به خانة خود میرفتند و استراحت میکردند تا پسین گاه باز هم برای خش کشیدن تو توریها یمزار ع تریاک بروند ، کوکنار یا تو توری که (نمونه والگو ی دقیق برای ساخت سر وافور بود) پس از رسید ن پراز دانههای خوشمزه خشخاش بود که برای روغن گیری به عصار خانههافروخته میشد و نیز در پخت نان روی چونه های خمیر پاشیده میشدکه نان را بسیار خوشمزه و خوش بو وخوش گوا ر میکرد وگویا اکنون مقداری محدودخشخاش را از افغانستان وارد میکنند و لذا همه جا نان خشخاشی متداول نمیباشد وبشتر از کنجد که قبلا نیز مصرف میشداستفاده مگردد. آنچه مسلم است -ا ما جز و این بحث نمیباشد -این است که رواج کاشت و توسعه و کنترل و اعتیاد وممنوعیتها و تجارت آشکار و نهان تریاک با دخالتها وسیاست خارجیها و ایادی داخلی آنان ارتباط تنگاتنگی داشته و دارد و غالب معتادان و خسارت دیدگان در حقیقت فدایی مطامع و سودجوییهای سیاسی و اقتصادی آنها میباشد که از ورود در آن بحث معذور میباشیم