توضیخاتی پیرامون داستان اصحاب کهف
توضیحاتی مختصر پیرامون داستان اصحاب کهف با تعمق در ایات اصحاب کهف و رقیب معلوم می‌شود که مطرح کنندگان سؤال این داستان قصد ایجاد مجادله و مچ گیری داشته اند ونه قصد چیز فهمی ,اما چون در هر حال باید حضرت رسول‌الله ساکت نمی‌ماندند تا حمل بر ضعف ایشان نشود آیات لازم نازل شده است اما به دلایل زیر خداوند نمی‌خواسته است که این قبیل مسائل بین مسلمانان ونا مسلمانان مطرح و دنبال شود:. 1- تو گمان می‌کنی که داستان اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت‌انگیز ما هستند ؟ 2- تعداد آنان را هم هر چند نفر بگویند مهم نیست و( لزومی ندارد که شما بدانید) فقط خدا می‌داند. 3—هر چندبگوهگوهایی در مورد احوال و تعداد آنان کردند و پیشنهاد کردند که بنیادی به یادمان آنان بنیاد کنند و اکثریت همرای شدند که مسجدی بسازند اما چون ان‌شاءالله نگفتند خدا نخواست و مسجد هم ساخته نشد:-(ولا تقولن لشیء انی فاعل ذالک غدا الا ان یشاءالله واذکر ربک اذا نسیت-) و بنابراین نشانی هم برای اینکه کدام غار بوده است باقی نمانده است . 4-( یا رسول‌الله ) در مورد آنان وارد بحث و جدل مشو و فقط پاسخی درحد دست به سر کردن به آنها بده واز بحث با آنها در گذر"مراءظاهرا"واز احدی ار آنان نیز چیزی مپرس (تا داستان ادامه پیدا نکند) 5-و نهایتاً نیز که(بشرح مذکو) خداوند آنان را مجدداً خوابانیدو غار را بدون باقی گذاشتن نشانه مشخصی مسدود کرد و مردم را نیز از بحث و مجادله در مورد آن ممنوع فرموده است(آنچنانکه پیغمبر خودرا ممنوع فرموده است) بنابراین نه غار افسوس و نه غاررجیب و نه هیچ غار دیگری را نمی‌توان غار اصحاب کهف پنداشت و نه اصولاً ما مکلف هستیم که در این خصوص تحقیق نماییم-چون خداوند نمیخواهد. برای اطلاعات بیشتر در این خصوص به صفحه‌های 351 به بعد در کتاب رهنمودایی از قرآن درحل مشکلات مدنیت -جلد دوم به قلم نگارنده مراجعه شود -نیز تمام متن کتاب مذکور در سایت شمامهدر بخش کتابه- به نشانی :-www.shamameh.com وارد گردیده ودر دسترس همگان میباشد