یاد داشتهای روز

 

الگو سازی دینی                            نویسنده: - جعفرناظم رعایا

بنا به دلایلی  که ذیلا عرضه میکردد  بایدییش از اینکه به هرگونه اقدامی در فراهم آوردن مواد و تعاریف لازم برای طرح و تدوین الگوی  دینی اسلامی ایرانی پیشرفت بنماییم باید یقین داشته باشیم که آنچه با نام اسلام نظام اجتماعی ما را شکل داده است یک  نظام سالم مطمئن دینی منطبق با تعاریف قرآن کریم نیست پس اگربه این باور رسیدیم باید نخست به شناخت عواملی که باعث ایجاد و تثبیت نقایصی در نظام دینی ما شده است بپردازیم و به عبارتی باید اول علت بیماری را دانست و سپس به درمان آن پرداخت که گفته اند شناخت علت نیمی از درمان است .

به نظر بنده ویروسهای بیماری نظام دینی اسلام از زمان معاویه وارد بدنه اسلام گردید بدین ترتیب که خلافت را مبدل به سلطنتی امپراتوری مانند کرد و با توطئه هائی سیاست مآبانه وجنایتکارانه حضرت علی را که کلام الله مجسم بود و سپس حضرت امام حسن علیهما سلام الله را به شهادت رسانید و خلافت را که مبدل به سلطنت کرده بود برخلاف تعهدی که در برابر امام حسن داشت بنفع فرزندش یزید موروثی نمود و سیاست بازیهای فریبکار انه را اساس خلافت و سلطنت قرار داد .

از آن تاریخ به بعد دین دو  نیمه گردید -حکومت بدون معنویت- و معنویت بدون حکومت @بدین ترتیب بخش معنویت دین دراختیار خاندان رسالت و پیروان آنان قرار گرفت که قدرت حکومتی اجرایی نسبت به پخش ضروری مدنی دین نداشتند و بخش مدنی دین در دست  خلفا باقی ماند که از عنوان اسلام و دین برای رسیدن به هقاصد مغایر با  اهداف حقیقی دین  سود میجستند در  حالی که اعتقادی به آن نداشتند و سر و سیاسانه از آن سوءاستفاده میکردند و در جریان حکومت خود از بیم اینکه خاندان حضرت رسولالله و پیروان آنان زمینهای مساعد به دست بیاورند پیوسته آنا نرا مورد حصر و قتل و فشار و آزار وهرگونه محدودیتهای دیگر قرار میدادند که تاریخ گواه ان میباشد .

این جریان نامساعد و محدودیتهای آزاردهنده سبب میشد که افراد بخش معنویت در هر فرصتی به رهبران  خود شکایت برند و راه چاره  بجویند و رهبران نیز هرچه زمان میگذشت بیشتر به آنان سفارش مقاومت و صبر و بردباری و قناعت و بیاعتباری دنیا و مادیات –بمنظور ابجاد آرامش و امید به رستگاری  نهایی مینمودند .

این پیش آمدها سبب شد که عملاً بخش رابطه نظام مدنی دینی که متکی به مادیات است از بخش معنوی آن که مربوط به عبادات و امور اجتماعی و اخلاقیات است از هم جدا گردد و امور کلی دین راستین که در جریان تأثیر و تأثر مادیات و معنویات شکل میگیرد از هم پاشیده و دور بمانند .

چون چنین شد مفسران قرآن کریم و مبلغان نیرناگزیر بیشتر اهتمام خود را مصروف تفسیر و تأکید در بخشهای عبادی و اخلاقی و علوم انسانی قرآن کریم نموده  ومینمایند و اگر در امور مدنی و اقتصادی و مالی و سیاسی و علوم تجربی که مدنیت را شکل میدهند  تدبر  و تحقیقاتی انجام دا ده اند جنبه کاربردی مفیدی - در موضع حکومتی- نداشته و ندارد زیرا به ماهیت آنها و کسب تجارب عملی دسترسی نداشتند و بیشتر نظریهپردازی میباشد و پرداختن بیش از حد مفسران و مبلغان به تقبیح مادیات و بیزاری از امور دنیوی احساسات مربوط  به تأمین ضروریات زندگی با کار و تلاش را وبسنده کردن به حداقل ضروریات را  در نهاد اکثریت تضعیف کرد و مردمی که باید متمکن باشند تا بتوانند دولتی و نظامی مقتدر تشکیلدهند تا آنجا به امور مدنی بیتفاوت ماندند که به تدریج  روبه ضعف

نهادند وامکانات خدادادی سر زمینی آنان که معطل  ماند مورد طمع مادی گرایان استعمار طلب ومهاجمه قرار گرفتند و سالهای متمادی مستعمر ه شدند و با حقارت پذیرای استیلای بیگانگان ماندند که هنوز هم در انواع گوناگون استمرار دارد .

این واقعیت سبب شد تا تفسیر و تدبیر آن بخش از آیات قرآن کریم که حاوی تعالیم مربوط به هستیشناسی و علوم طبیعی و تجربی واقتصادی  ومالی یعنی مبانی مدنیت وتحکیم کننده آن  میباشد مسکوت بماند و مسلمانان ازفواید آن محروم گردند و چون تأثیر آنهادر تمام نظامات اجتماعی مدنیت ضروری است مسلمانان نیازهای خود را  با بهایی گدان از منابع غیر اسلامی تأمین نمایند که  با تعالیم دینی تفاوتهایی اساسی داردو آنچنان که لازم است تأثیرگذار نمیباشد.

بنابراین اکنون که مقرر است الگوسازی دینی صورت گیرد نه میتوان به تفاسیر و تعالیم  موجود اکتفا کرد و نه به علوم و فنونی که به وام گرفته شده از غربست- بلکه باید تعاریف مربوط به هستیشناسی قرآن را که فطرت انسان بر اساس تعریف آیه  30 از سو ره 30 الگوی کامل آن است مبنای کار قرار داد و چون دین از سوی خدا برای انسان وضع شده است باید الگویی طراحی و تعریف و کاربردی کرد که بتواند جوابگوی نیازهای دین متناسب با مفاد آیه 9 از سوره 61 باشدکه در نظام آن انسانهایی مطابق مفاهیم آیه 143 از سوره دوم   و سایر نمونههای مورد قبول خداوند بر وریده شوند-در حالیکه تفاسیر در اختیار  که باید مرجع قرار کیرد وافی به مقصود نمیباسند.

برای نمونه  (تا آنجا که میدانیم }مفسران تاکنون معنی موضوع مربوط به آفرینش  آسمانها و زمین را (خلق السموات والارض فی سته ایام ) که در هشتایه تعریف شده است ندانسته اند وفقط مرحوم علامه طباطبایی تا حدی به مفهوم آیه نزدیک شده که آن مرحوم نیز متأسفانه به تدبر ادامه نداده اند ند و تفهیم ان نیمهکاره  رها شده است ! واینفبیل سهل انگاریهاسبب شده است  تابسیاری از رهنمودهای مدنیت ساز قر آن کریموارد رنگی عمومی مسلمانان نشد و ار احراز  یک مدنیت مترقی اسلامی مجروم بمانند

ونیز چون به رموزی که خداوند خود برای  فهم  رهنمودهای کلام الله  تعیین فرموده است توجه گافی ننموده اند ولذا   منکر  کلیت شمولی یعنی تبیانا لکل شیء بودن کلام الله شده وبخش  مدنیت ساز آن رابه فراموشی وبی اعتبایی سپرده اند!

بنابراین طراحی الگوی دینی پیشرفت بدون بهرهگیری نوآورانه از قرآن که اساسنامه دین اسلام است ممکن نیست و با اتکای به تفاسیر ی که تاکنون از قران ارائه شده وفلسفه وفرهنگ متداول دین را شکل داده است کامل نخواهد شد بلکه احتیاج به بازشناسی آیات مربوط به رهنمود اساسی خود قران برای تدبر و تفسیر و کاربردی کردن و الگوسازی دارد

در پایان برای بزرگانی که مسئولیت عظیم تهیه طرح تنظیم و انجام الگوسازی را به عهده گرفتهاند  در گستره فروغ  جهانتاب قرآن کریم از خداوند حکیم استدعای  موفقیت مینمایم    ---جعفر  ناظم رعایا

 

زوزه کفتار های پیر

-ایران باانقلاب اسلامی خود پایگاه کفر جهانی را در هم کوبید وبمدت هشت سال از هفتخوان دیوهای سیاه وسفید با دریدن سینه های آنها پیروزمندانه گذشت وسحر سیاه تحریمهای فراگیر آنهارا باطل کرد وبه رموز واسرارمکر و افسون دیوها وددها آگاهی یافت واینک در پایگاهی آنچنان استوار ومحکم فرارگرفته است که روزه کفتار های پیر را به هیچ میشمارد.

درباره جسارت نفرت انگیز مورخ 8/1/94 فرودگاه جده. 2

-دراینکه بعضی از "اینترنت وتلفن بازان " الت دست "جوک سازان" مغرض قرار گرفته اند حرفی نیست وامید است در این رویه تحدید نظر کنند -اما حادثه ای شوم وننگین واز پیش طراحی شده ای اتفاق افتاده است شما بفرماید چه باید کرد که حیثیت دینی و ملی آسیب دیده مشمول مرور زمان نسود تا فراموش گردد وگند عفونت آن فرا گیر نشود؟

بازهم در مورد جنایت  نفرت انگیز فرود گاه جده

مگر حضرت رسول الله برای تامین مصالح سیاسی وتثبیت اقتدار حقیقی اسلام -با وجودیکه در ماه حج تانزدیکی مسجد الحرام رسیده واردو زده بودند -از تصمیم خود عدول نکردند و باتمام مسلمانان به مدینه برنگشتند  تاسال بعد برگردند و با اقتدار لازم مراسم حج را بجای آورند ؟
مگرحضرت امام حسین برای خنثی کردن حیله یزیدیان در بحبوحه ماه حج  با تمام همراهان مکه را ترک نکردند تا بسوی کربلا رهسپار شوند ؟
پس مارا که حضرت رسول الله اسوه والگوی دینمان  وحضرت سید الشهدا الگوی مذهب و شهادت طلبیمان است چه شده است که بد ترین اهانتها و تحقیر هارا تحمل  میکنیم ونمیخواهیم چند روزی "عمره را " برای اعلام ستمدیدگی خود به حهانیان بتاخیر بیندازیم؟
صادر کردن فر هنگی انقلاب با همین  گونه تحمل تحقیر ها صورت میگیرد؟   

دفع الوقت کردن وجنایات را مشمول مرور زمان قرار دادن؟

 

چرا کلیساها تعطیل و مساجد اقزوده ورونقمند میششوند؟    جعفر  ناظم رعایا  26/3/94

این از عواقب اشاعه دادن لامذهبی و اصالت دادن به ماتریالیستی است که توسط سران غرب دنبال میشود .آنها نمیدانند که برطبق مفاد ایه "ذر و میثاق:" 171 از سسوره 7 که میفرماید : واذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم واشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامه انا کنا عن هذا غافلین= بیاد آر آنگاه را که پروردگارت ازپشت بنی آدم ذریه های آنانرا بیرون کشید وآنانرا بر خودشان گواه گرفت و گفت "آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند "آری گواهی میدهیم که هستی"----اینچنین از آنان گواهی گرفتیم تا روز رستاخیز نگویند که از وجود پروردگار(یکتا) نا آگاه بودیم ---. پس هر انسانی فطرتا یکتا پرست است وچون آنچه را فطرتا درجستجوی آنند در فرهنگهای باطل تحمیلی نمییابند در آیینهای راستینی که جریان حقیقت در دسترس آنان قرار میدهدبه کنکاش میپردازند وگمشده خودرا پیدا میکنند و چنین است که بتدریج از تاریکی به روشنایی میگرایند وباطل تضعیف و حق تقویت میشود که بر خلاف خواست سران رژیمهای سر سپرده به لائیک وماده پرستی است وبنابر این آتش خشم در نهادشان زبانه میکشد و در اسلام ستیزی سرکش و بیقرار میشوند!