پناه بردن به خدا از شیطان

بسم‌ االه‌ الرحمن‌ الرحيم‌



پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند از شيطان‌ هنگام‌ شروع‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌

خداوند پناه‌ ببر. زيرا شيطان‌ را بر كساني‌ كه‌ ايمان‌ دارند، و بر پروردگار خود توكّل‌ مي‌كنند، تسلطي‌ نيست‌.» (نحل‌، 100 و 101) آيه اول‌، صريحاً دستور مي‌دهد كه‌ هنگام‌ خواندن‌ قرآن‌، از شيطان‌ به‌ خداوند پناه‌ ببريد؛ و لذا هر مسلماني‌ به‌ تصريح‌ اين‌ دهد. اما براي‌ اينكه‌ مسلمان‌ قرآن‌ خوان‌، تصوّر نكند كه‌ شيطان‌ فعّال‌ ما يشاء است‌؛ و از لحاظ‌ روحي‌ گرفتار ضعف‌ نشود؛ آيه بعد دو نوع‌ اطمينان‌ خاطر به‌ او مي‌دهد:

1 ـ شيطان‌ هيچگونه‌ تسلّط‌ و نفوذي‌ بر مسلمانان‌ مؤمن‌ ندارد.

2 ـ اگر به‌ خداوند توكل‌ كنيد، و كار خود را به‌ او واگذاريد، يعني‌ با وجود مؤمن‌ بودن‌، خود را از القاآت‌ شيطان‌، در پناه‌ خداوند قرار دهيد، شما را از شرّ او حفظ‌ خواهد كرد. ذيل‌ آيه 101، اشاره‌ به‌ اين‌ نكته‌ دارد كه‌ مسلمان‌ مؤمن‌ نبايد به‌ ثبات‌ و پا بر جا ماندن‌ ايمان‌ خود اطمينان‌ داشته‌ باشد؛ و خود را از لغزش‌ و انحراف‌، در امان‌ بداند. بلكه‌ بداند كه‌ در هر لحظه‌اي‌، بخصوص‌ در فهم‌ معاني‌ قرآن‌، امكان‌ انحراف‌ و تزلزل‌ و گمراهي‌ وجود دارد؛ و لذا به‌ ايمان‌ خود اكتفا نكند؛ و خود را در پناه‌ خداوند قرار دهد. و از او بخواهد تا از گمراهي‌ نگاهدارش‌ باشد.

آگاه‌ باشيد كه‌ شيطان‌ را بر كساني‌ كه‌ ايمان‌ دارند، و در عين‌ حال‌، بر پروردگارشان‌ توكّل‌ مي‌كنند، تسلطي‌ نخواهد بود.

شده‌ تلقي‌ كنيم‌، و خود را ايمن‌ از شر شيطان‌ بدانيم‌، و بگوييم‌ خداوند، ما را از وسوسه‌هاي‌ او حفظ‌ خواهد كرد؟

پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند، از شيطان‌، عيناً (ولي‌ در مقياس‌ بزرگ‌تر) مانند پناه‌ بردن‌ از يك‌ دشمن‌ بسيار خطرناك‌، به‌ يك‌ دوست‌ مقتدر و قابل‌ اطمينان‌ و خيرخواه‌ و مهربان‌ است‌.

كسي‌ كه‌ در معرض‌ آسيب‌ دشمن‌ است‌، بايد خود را از دسترس‌ دشمن‌ و حوزه‌ و محدوده فعاليتهاي‌ او بيرون‌ بكشد؛ و به‌ آن‌ پشت‌ كند؛ و برود خود را در حوزه نفوذ و اقتدار دوست‌ قابل‌ اطمينان‌ خود قرار دهد؛ و لذا نمي‌توان‌ در دسترس‌ دشمن‌ و حيطه ستمگري‌ او باقي‌ ماند؛ و با زبان‌ تكرار كرد كه‌ مثلاً من‌ خود را در پناه‌ فلان‌ دوست‌ قرار مي‌دهم‌؛ و تصوّر كند كه‌ امنيّت‌ فراهم‌ مي‌شود. گريز از شيطان‌ و قرار گرفتن‌ در پناه‌ خداوند، هم‌ همين‌ گونه‌ است‌. بايد به‌ شيطان‌ پشت‌ كرد و خود را از دسترس‌ او دور ساخت‌؛ و نزد خداوند رفت‌ و خود را در پناه‌ او قرار داد.

بنده‌، تا كنون‌ نفهميده‌ام‌ كه‌ شيطان‌ چگونه‌ مرا مي‌فريبد؟ يا مورد آزار قرار مي‌دهد؟ امّا اغلب‌ متوجه‌ گرديده‌ كه‌ مرتكب‌ اعمال‌ خلافي‌ شده‌ام‌، كه‌ بعداً موجب‌ شرمندگي‌ و پشيماني‌ شده‌ است‌؛ و اين‌ قبيل‌ اعمال‌ و رفتار، با مقياسهاي‌ ديني‌ و قضاوتهاي‌ مردم‌ نيك‌ انديش‌، اعمال‌ شيطاني‌ يا نتيجه فريبكاريهاي‌ شيطان‌ شناخته‌ مي‌شوند. از گفتار ديگران‌ هم‌ به‌ روشني‌ نشنيده‌ايم‌، كه‌ مرتكبين‌ اعمال‌ خلاف‌، متوجّه‌ باشند كه‌ چگونه‌ تحت‌ تأثير القاآت‌ شيطان‌ قرار گرفته‌اند؛ و طبق‌ برنامه‌اي‌ كه‌ او در اختيارشان‌ گذاشته‌، مرتكب‌ عمل‌ ناپسند شده‌ باشند. ولي‌ محرز است‌ كه‌ تمايلاتي‌ در نفس‌ انسان‌ بوجود مي‌آيد، كه‌ براي‌ نيل‌ به‌ آنها، نقشه‌ها و تمهيداتي‌ مي‌انديشد. تا بتوانند دير يا زود، آن‌ را عملي‌ كنند.

پس‌، كيفيت‌ قريبكاري‌ شيطان‌، براي‌ اكثر مردم‌ ناشناخته‌ است‌؛ و حدود ستمگري‌ و آزار او هم‌ مشخص‌ نيست‌. اما بر اساس‌ معيارهاي‌ ديني‌، كارهاي‌ شيطاني‌ شناخته‌ و تعريف‌ شده‌اند؛ و هر كس‌ مي‌تواند بر آن‌ اساس‌، اعمال‌ شيطاني‌ را بشناسد؛ و از ارتكاب‌ آنها خودداري‌ نمايد؛ و به‌ نظر مي‌رسد كه‌ گريز از حوزه فعاليت‌ شيطان‌، براي‌ پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند هم‌ غير از اين‌، راه‌ ديگري‌ ندارد. كه‌ ما تصميم‌ بگيريم‌، از ارتكاب‌ اعمال‌ قلباً تصميم‌ به‌ خودداري‌ از اعمال‌ شيطاني‌ نگرفته‌ باشيم‌.

همين‌ گونه‌ است‌ پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند. ما بايد راه‌ رسيدن‌ به‌ حصار امن‌ خداوند را بشناسيم‌. تا بتوانيم‌ پس‌ از پشت‌ كردن‌ به‌ شيطان‌، به‌ آنجا برويم‌ و درگه‌ آن‌ حصار را مسلّم‌ است‌ كه‌ تا تصميم‌ نگيريم‌، و به‌ راه‌ نرويم‌، و به‌ مقصد نرسيم‌، و در را نكوبيم‌، هر گونه‌ فريادي‌ هم‌ كه‌ در حال‌ باقي‌ ماندن‌ در منطقه نفوذ شيطان‌ سر بدهيم‌، نه‌ به‌ گوشي‌ مي‌رسد، نه‌ دري‌ باز مي‌شود؛ و اگر هم‌ به‌ گوشي‌ برسد، و دري‌ باز شود، چون‌ ما بسيار از آن‌ دور هستيم‌، و به‌ سمت‌ آن‌ هم‌ نمي‌رويم‌، براي‌ ما بيفايده‌ است‌.

قرآن‌، كه‌ در مقابل‌ ديد و دسترس‌ همگان‌ قرار گرفته‌ است‌.

شيطان‌ هم‌ به‌ تصريح‌ خداوند بر سر همين‌ راه‌ كمين‌ گرفته‌ است‌. تا نگذارد كسي‌ از حوزه فعاليّت‌ او بگريزد؛ و برود خود را در پناه‌ خداوند قرار دهد. چنانكه‌ خداوند خود سجده‌ نكردم‌) مرا اغوا كردي‌، (از مقامي‌ كه‌ داشتم‌ به‌ زير افكندي‌) سوگند مي‌خورم‌ كه‌ بر عليه‌ آدميان‌، بر سر بزرگراه‌ مستقيم‌ تو خواهم‌ نشست‌. (تا نگذارم‌ از اين‌ راه‌ بيايند و خود را در پناه‌ تو قرار دهند).» (اعراف‌، 15).

چون‌ دانستيم‌ كه‌ صراط‌ مستقيم‌، قرآن‌ است‌؛ و از همين‌ راه‌ مي‌توان‌ به‌ حصار امن‌ آغاز كني‌، (قدم‌ در بزرگ‌ راه‌ دين‌ بگذاري‌) از خداوند در برابر شيطان‌ پناه‌ بخواه‌. (چون‌ او را بر كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند، و بر پروردگار خود توكّل‌ كنند، تسلّطي‌ نخواهد 101).

بشرح‌ مذكور مسلّم‌ ميگردد كه‌ وسيله‌ فرار از سلطه‌ شيطان‌ ايمان‌ وعمل‌ به‌ دستورهاي‌ دين‌ وپناه‌ گرفتن‌ در امنيّت‌ خداوند باطي‌ بزرگراه‌ خداوند يعني‌ شناخت‌ مفاهيم‌ آيات‌ قرآن‌ و عمل‌ به‌ مفاهيم‌ آن‌ ميباشد .