مقدمه

با ستايش‌ بي‌پايان‌ در پيشگاه‌ خداوندي‌ كه‌ ما را خلعت‌ هستي‌ پوشانيد و در زمره گويندگان‌ لااله‌َالاّاللّه‌ و پيروان‌ پيامبر برگزيده‌ خود حضرت‌ محمد ابن‌ عبدالله‌ صلِّي‌اللّه‌ عَلَيْه‌ وآله‌ قرار داد. و سلام‌ خداوند و درود فراوان‌ بر خاتم‌ پيامبران‌ كه‌ كلام‌ پروردگار جهانيان‌ را به‌ شايستگي‌ بگوش‌ مردم‌ جهان‌ رسانيد و مستجمع‌ آن‌ را با نام‌ قرآن‌ كريم‌ به‌ عنوان‌ امانتي‌ آسماني‌ و گرانبها و همراه‌ با ميراثي‌ گرانسنگ‌ ديگر بنام‌ عترت‌، يعني‌ حضرت‌ علي‌ ابن‌ ابيطالب‌ و يازده‌ فرزند پاكنهاد او عليهم‌ االسلام‌، بما سپرد و به‌ پيروي‌ از اين‌ دو وديعه بزرگ‌ سفارش‌ فرمود، و ما را با شناخت‌ دوازده‌ نور مقدّس‌ ، يعني‌ دوازده‌ پيشواي‌ راستين‌ پيروان‌ اسلام‌ ناب‌ آشنا كرد و به‌ رهسپاري‌ در بزرگراه‌ سعادت‌ هر دو سراي‌ اشارت‌ و هدايت‌ فرمود.

اما بعد ـ اين‌ بنده‌ را از ديرزمان‌ آرزو چنين‌ بود كه‌ از هر گونه‌ فرصتي‌ كه‌ دست‌ دهد به‌ مطالعه‌ و تفكّر و تدبّر در آيات‌ آسماني‌ قرآن‌ كريم‌ بپردازم‌ و اگر گوهري‌ افزون‌ بر آنچه‌ ديگران‌ از غور و غوص‌ در اين‌ درياي‌ نور الهي‌ فرا چنگ‌ آورده‌اند، فراهم‌ آمد آنرا به‌ گنجينه‌هاي‌ تعقّل‌ و ادراك‌ اهل‌ بينش‌ پيشكش‌ نمايم‌ .

پيش‌ از اين‌، تأليفاتي‌ در چهار جلد فراهم‌ آورده‌ام‌ كه‌ در جريان‌ كارشناسي‌ بمنظور كسب‌ مجّوز چاپ‌ و انتشارات‌ است‌ مع‌ الوصف‌ در درازناي‌ اين‌ راه‌ بيكار ننشسته‌ و مقالاتي‌ با عناوين‌ گوناگون‌ تأليف‌ نموده‌ام‌ كه‌ تعدادي‌ از آنها در بعضي‌ جرائد چاپ‌ و منتشر گرديده‌ و مورد توجّه‌ نهادها و محافل‌ و شخصيّتهائي‌ قرار گرفته‌ است‌ و نويسنده‌ را مورد عنايت‌ و محبت‌ خاص‌ّ قرار داده‌اند.

كتابي‌ كه‌ با اين‌ مقدّمه‌ عرضه‌ ميگردد مجموعه‌ سلسله‌ مقالات‌ و نوشتارهاي‌ متنوّعي‌ است‌ كه‌ فراهم‌ آمده‌ از تأمّل‌ در آيات‌ قرآن‌ كريم‌ و بعضاً پاسخ‌ به‌ بعضي‌ مشكلات‌ و مجهولات‌ است‌ و آنچنانكه‌ كه‌ اشارت‌ رفت‌ شماري‌ از آنها در بخش‌

معارف‌ بعضي‌ روزنامه‌ها چاپ‌ شده‌ و بعضاً مسبوق‌ به‌ سابقه انتشار نميباشد.

اميد است‌ با عرضه اين‌ نوشتارها كه‌ چون‌ سپندهائي‌ در فروزه‌هاي‌ خورشيد جهانتاب‌ دين‌ اسلامي‌ يعني‌ قرآن‌ كريم‌ در افكنده‌ام‌ و به‌ عطر گرداني‌ فرارراه‌ اهل‌ دانش‌ و بينش‌ و رهسپاران‌ بزرگراه‌ كمال‌ آورده‌ام‌ با عنايت‌ بنگرند و به‌ تصّدق‌ يا تصديق‌، نقدها يا نقدينه‌هائي‌ در مجمرم‌ فرو اندازند تا اگر خداوند خواست‌ و توفيقي‌ دست‌ داد در تجديد چاپ‌ يا تأليفات‌ ديگر سرمايه ره‌ آوردهاي‌ ديگر قرار گيرد.